پایان نامه درمورد سیاست، هویت، اجتماعی، بینالملل، جمهوری، پیامبر، سازهانگاری، دیپلماسی

اسلامی ایران در سی
سال گذشته
گفتار سوم: منابع هویت سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
گفتار چهارم : جایگاه عدالت طلبی در منابع هویت ساز سیاست خارجی
جمهوری اسلامی ایران
فصل چهارم: دیپلماسی و قدرت نرم پیامبر اعظم(ص)
گفتار اول:جایگاه دیپلماسی و قدرت نرم پیامبر اعظم (ص)گفتار دوم: اصول دیپلماسی و قدرت نرم پیامبر اعظم (ص)
گفتار سوم:قدرت نرم پیامبر اعظم (ص)
فصل پنجم: (تجزیه و تحلیل دادهها) کاربرد قدرت نرم در سیاست خارجی
جمهوری اسلامی ایران در احیای دیپلماسی و قدرت نرم پیامبر اعظم(ص)
گفتار اول: ماهیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
گفتار دوم: منابع و ابعاد قدرت نرم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
و نشانههای دیپلماتیک و قدرت نرم پیامبر اعظم(ص)
گفتار سوم: کارکردهای قدرت نرم و نقش آن بر مشروعیت بخشی سیاست
خارجی جمهوری اسلامی ایران و نشانههای دیپلماتیک و قدرت نرم پیامبر
اعظم(ص)
فصل ششم: (تجزیه و تحلیل دادهها) نقش و قدرت نرم در تنشزدایی و تعامل
گرایی منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران و احیاء دیپلماسی و قدرت
نرم پیامبر اعظم(ص)
گفتار اول: نشانههای شکلگیری قدرت نرم در سیاست خارجی و امنیت منطقه
ای ایران
گفتار دوم: نشانههای شکلگیری قدرت نرم در سیاست خارجی و تعاملات
بینالمللی جمهوری اسلامی ایران
گفتار سوم: کاربرد قدرت نرم در سیاست منطقهای و بینالمللی جمهوری
اسلامی ایران
گفتار چهارم: برسازی نشانههای دیپلماتیک و قدرت نرم پیامبر اعظم(ص) در
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
نتیجه گیری و پیشنهادات ، منابع
فصل دومچارچوب نظری و مباحث تئوریک ، ادبیات و پیشینه تحقیقچارچوب نظری و تحلیلیمقدمهدر تبیین سیاست خارجی کشورها از نظریههای روابط بینالملل میتوان بهره برد، به عبارتی نظریههای روابط بینالملل مانند چراغ هدایتگری هستند که سیر کلی سیاست خارجی کشورها را نشان میدهند. با رواج متدلوژیهای پست پیتوزیستی در علوم اجتماعی و تسری آن به حوزه روابط بینالملل و همچنین ناتوانی نئورئالیسم از توضیح و تبیین روند تحولات نظام بینالملل در پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام دو قطبی، نظریات مدرن در تبیین سیاست خارجی کشورها با بحران مواجه شده و این مشکل در تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دو چندان میشد. یا پیدایش نظریه سازهانگاری که به لحاظ معرفت شناختی و هستیشناختی حلقه واسط نظریات خردگرا و پست پیتوزیستی و همچنین به دلیل تاکید این نظریه بر نقش هنجارها و هویت و ابعاد غیرمادی منافع ملی دولتها و تأکید بر وجود اجتماعی دولتها زمینه برای بهرهگیری از این نظریه برای تبیین مناسبتر از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم شده است. (فیضی و فرج الهی، 1390: 76)
در این فصل به رهیافت سازه انگاری و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در احیاء دیپلماسی و قدرت نرم پیامبر اکرم(ص) بر اساس این رهیافت و همچنین به تحلیل گفتمانی و مبانی و مفاهیم دیپلماسی و قدرت نرم، پرداختهایم.

گفتار اول: چارچوب نظری و تحلیلالف – رهیافت سازه انگاری
سازهانگاری رویکردی است که پیش از طرح در روابط بینالملل در جامعهشناسی معرفت و مباحث فرانظری در کل علوم اجتماعی مطرح بوده است. این مکتب از حوزه جامعهشناسی و به ویژه نظریههای نظیر پدیدارشناسی، روانشناسی اجتماعی، ساختاریابی و تعاملگرایی نمادین تأثیر پذیرفته و از آنها برای درک مسائل سیاست بینالمللی و سیاست خارجی بهره میگیرد. در نظریههای فوق و همچنین در مکتب جامعهشناسی شیکاگو بر ساخت اجتماعی و اقلیت تأکید میشود. بر اساس این نگرشها، جهان چیزی تلقی میشود که ساخته و ابداع شده و نه چیزی که بتوان آن را طبیعی، مسلم و یا موجودی از قبل داده شده فرض کرد. به بیان دیگر همه کنشهای انسانی در فضای اجتماعی شکل میگیرند و معنا پیدا میکنند و این معناسازی است که کم و بیش به واقعیت جهانی شکل میدهد. سازهانگاری از کردارها شروع میشود یعنی آنچه انجام میشود و اعمالی که صورت میگیرند و کلماتی که گفته میشوند. (هادیان، 1382: 19)
ظهور سازهانگاری طلیعة بازگشت به شکلی جامعهشناختیتر و تاریخیتر از دانش پژوهی در روابط بینالملل است که جنبه عملی بیشتری دارد. در حالیکه خردگرایان امر اجتماعی را به تعامل راهبردی تقلیل میدادند، امر تاریخی را با طرح شکلهای جهانشمول و بسترزدایی شده از عقلانیت نفی میکردند و هنر عملی سیاست را به محاسبات معطوف به حداکثر کردن مقیدیت تقلیل میداند، سازهانگاران مجدداً امر اجتماعی را به عنوان قلمرویی قوامبخش در نظر گرفتهاند، بار دیگر تاریخ را به عنوان قلمرو تحقیق تجربی مطرح کردهاند و بر دگرگونی پذیری رویه سیاسی تأکید دارند. (شیرزاده، طالبی آرانی ، 1391: 304)
سازهانگاری مکتبی است که به تحول روابط بینالملل بر اساس تعامل میان سیاست بینالملل و سیاست داخلی اعتقاد دارد که در روند تعامل متقابل جامعه بینالمللی را تشکیل میدهد. سازهانگاران معتقدند که این تعامل بر اساس هنجارها و قواعد خاصی قرار دارد. بر این مبنا، هویت و منافع دولتها توسط این هنجارها خلق میشود. در حقیقت این دیدگاه بر ادراک و تفسیر تأکید میکند و به همین دلیل پیوندی میان علم و تأویل پدید میآورد.
در واقع ظهور سازهانگاری در عرصه سیاست بینالملل در حقیقت کوششی بوده است برای پرکردن شکاف میان خردگرایی و رویکردهای انتقادی، در واقع ریشه سازهانگاری حداقل به آثار «ویکو» در قزن هجدهم که به صورت نوعی روششناسی قدیمی مورد استفاده قرار میگرفت بر میگردد. سازهانگاری از طریق رهیافت سیاست هویت تلاش میکند چگونگی نقش و تأثیر اجتماعات بینالاذهانی مانند ناسیونالیسم، قومیت، مذهب، فرهنگ، جنسیت و نژاد در سیاست بینالملل و سیاست خارجی را توضیح دهد.
از مهمترین مولفه اصلی در چارچوب سازهانگاری که بسیاری از نظریهپردازان به آن توجه زیادی داشتهاند میتوان به هویت و منافع اشاره کرد، شناخت چگونگی شکلگیری هویتها و منافع و نوع هنجارها و رویههایی که باز تولید آنها توأم هستند و قوام بخشی متقابل آنها، مهمترین اهداف نظری سازهانگاری است.
اهمیت موضوعات هویتی از قبیل هنجارها، ایدهها، یادگیری و تشکیل هویت به این علت است که سازهانگاری تصور می کند، هویتها به صورت بالقوه بخشی از رویدادهای قوام بخش کشورها بوده و در نتیجه کنشهای آنها را در داخل و خارج بر میانگیزد. منظور کردن سیاست هویت به معنای قائل شدن تفاوت میان کشورهای مختلف از طریق اذعان به نقش سازنده فرهنگ به مثابه یک نظام معانی بینالاذهانی و ساختار اجتماعی در شکلگیری و تکوین هویت و منابع کشورهاست. (Ted. 198: 96)
الکساندرونت، از مبدعین این مکتب به دو اصل در سازهانگاری اشاره میکند که عبارتند از:
ساختارهای اجتماعی بشری اساساً از ایدهها و باورهای مشترک شکل میگیرد نه با نیروهای مادی.
هویتها و منافع بازیگرانی که هدفی را دنبال میکنند از طریق باورهای مشترک بنا میشود نه به واسطه ماهیت و سرشت خود.
سازهانگاری اگرچه به انواع مختلفی تقسیم میشود ولی همه اشکال آن در سه گزاره و مفروضه هستی شناختی مشترک هستند. ساختارهای هنجاری و ایدهها، هنجارها و ارزشهای بینالاذهانی مشترک تأثیر و نقش مهمی در سیاست بینالملل و سیاست خارجی کشورها ایفا میکند، ساختار فکری و هنجاری نقش تأسیسی و تکوینی در شکلدهی به هویت و منافع کشورها دارد. ساختارهای فکری – هنجاری و کشورها متقابلاً یکدیگر را قوام میبخشد. هنجارهای تأسیسی بازیگران را به دانش لازم برای نشان دادن واکنش نسبت به حرکتهای یکدیگر به شیوهای معنادار مجهز میکنند. نهادها تجسم کننده مقررات و هنجارهای تأسیسی و تنظیمی تعاملات بینالمللی به شمار میروند که طی آن ضمن تشکیل رفتار دولتها به آن معنا میبخشد. (قوام، 1384: 224)
هویت کشور تنها به وسیله هنجارها و ساختارهای اجتماعی داخلی که از طریق فرایند جامعهپذیری اجتماعی درونی میشوند نیز در تکوین هویت کشور تعیین کننده هستند. در فرایند هویتسازی علاوه بر متغیرهای هنجاری بینالمللی داخلی مانند فرهنگ سیاسی، ایدئولوژی، جهانبینی، زبان، ویژگیهای انسانی جمعیتی و جغرافیایی کشور نقش سازنده و قوامبخشی دارند. (Copeland, 2000: 97)
از آنجا که هویت کشورها و منافع آنان ارتباط و پیوند وثیقی دارند و منافع ملی بخش از فرایند هویت سازی است، این برداشت و تلقی اجتماعی از هویت مستلزم و متضمن معنا و مفهوم اجتماعی بودن منافع نیز میباشد. هویتها پایه و اساس منافع هستند و کشورها بر مبنای هویتی که برای خود تعریف میکنند منافع خود را نیز تعیین میکنند. همانگونه که هویت کشورها در تعامل اجتماعی شکل میگیرد، منافع آنها در صورت حضور و در رابطه با آنان به وجود میآید. از این منظر میتوان به این نکته اشاره داشت که عملکردهای اجتماعی که باعث تشکیل یک هویت میگردند،

متن کامل در سایت homatez.com