مقاله درباره مشارکت، کارکنان، ، مدیریتی، اعتماد، مدیران، است.مشارکت، بشری

آنها
افزایش چشمگیر تحقیقات در زمینه اعتماد را می توان به این واقعیت نسبت دارد که سازمان ها از کمبود اعتماد بین مدیران و کارکنان خود رنج می برند لذا بایستی راه حل هایی به منظور رفع این مشکل ارائه کرد. مشکلی که اگر به آن توجهی نشود در آینده ممکن است بسیاری از مشکلات را فراهم آورد . کارکنانی که دقت و انرژی شان را در یک سازمان سرمایه گذاری کنند انتظار برخورد منصفانه دارند(نادی و همکاران،1390،2)
بخش دوم
2ـ2 مدیریت مشارکتی
در دنیای رقابتی امروز روی آوردن سازمان ها به سمت خصوصی شدن ، نقش مشارکت و متعهد بار آوردن کارکنان بیش از پیش ضروری بوده است.(دارمی و همکاران 1391،908)
مدیریت مبتنی بر مشارکت ، از دوران مدیریت کلاسیک نو عمومیت یافت این نگرش به دنبال ایجاد هماهنگی در میان کارکنان در راستای دستیابی به اهداف سازمانی از راه فراهم آوردن زمینه های مشارکت در تصمیم گیری مورد توجه قرار گرفته و اعتقاد بر این است که وقتی کارکنان در فرایند تصمیم گیری نقش داشته باشند از تصمیمات اتخاذ شده حمایت می کنند و این مسأله به افزایش کارایی منجر خواهد شد .
کلاک و گلداسمیت (2002) ادعا می کنند کارکنانی که در سازمان های دموکراتیک و نیز سازمان هایی که تشریک مساعی در آن حاکم است و خود مدیریتی می کنند در مقایسه کارکنان سازمان های اتوکراتیک که اجبار در آن حاکم است و توسط دیگران مدیریت می شوند نتایج بهتری را کسب می کنند. (سید عامری ، 1388،8)
در واقع مشارکت یک نیاز فطری و ذاتی انسان است.مشارکت از دیرباز یکی از ابزار های مهم زندگی انسان بوده و امروزه نیز در سازمان های موفق ، کارکنان در تصمیم گیری های مرتبط با کار خودشان ، مشارکت می کنند . نقش مشارکت در سازمان ها به طور روز افزون در چند دهه گذشته اهمیت یافته است.مشارکت کارکنان در امور سازمان ها طی چند دهه اخیر به طور قابل توجهی گسترش و عمومیت یافته است. تحقیقات به عمل آمده بیانگرآن است که بسیاری از سازمانها ی بزرگ ، هرکدام به نوعی از شیوه مشارکت کارکنان در امور سازمان ها استفاده می کنند.
«لاولر» بیان می‌کند که تغییرات مستمر در محیط کار، سبک‌های مدیریت مشارکتی و استقرار تیم‌های کاری را ایجاب کرده و ایجاد اعتماد در تیم‌های کاری و مدیریت مشارکتی، ضرورت ایجاد اعتماد در سازمان‌ها را دوچندان ساخته است(فیضی و همکاران،1389،104).
2ـ2ـ1 نظریه دموکراسی
نویسندگان پیشگام در زمینه مدیریت سازمان های صنعتی و تجاری بر تمرکز قدرت تصمیم گیری در سطوح بالای مدیریتی تأکید داشتند در مقابل خیلی از نظریه پردازان سازمانی این فرضیه کلاسیکی را به نفع نظریه « سهیم شدن در قدرت » را رها کرده اند دیدگاه دموکراسی مشارکت کارکنان در تصمیم گیری را به عنوان ابزار توزیع قدرت در درون سازمان می نگرد.
مدیریت مشارکتی همیشه شکاف قدرت بین سرپرستان وزیر دستان را کاهش نمی دهد.
بعد ها مولدر 1977 به این نتیجه رسید که مشارکت اگر بدون تغییر ساختار گروه به کار گرفته شود ممکن است به جای کاستن از تفاوت های قدرت ، ابزاری برای افزایش این نوع تفاوت ها باشد.
2ـ2ـ2 نظریه نگرش انسانی
سبک رهبری مشارکت جو در دوران مدیران نئوکلاسیک ها مطرح شد این نگرش در پی کسب همکاری کارکنان در رسیدن به هدف های سازمانی است .اعتقاد بر این است که کارکنان اگر در تصمیم گیری دخالت داده شوند از تصمیم ها حمایت خواهند کرد و در نتیجه بهره وری خودشان را افزایش خواهند داد . این نگرش مسئولیت رهبری در تصمیم گیری یا اختیارات او به زیردستان واگذار نمی کند که زیردستان بر مبنای آموزش و تجربه هایشان قابلیت ارائه پیشنهاد در تصمیم گیری را دارند.
2ـ2ـ3دیدگاه ایدوئولوژیکی
موضوع مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ، بیشتر مبتنی بر دیدگاه های ایدوئولوژیکی است. برخی از پژوهشگران ، مدیریت مشارکتی را امری اخلاقی قلمداد می کنند(ساشکین 1984) چنین استدلال می کند که:
اخلاقاً درست نیست که مدیران به کارکنان صدمه بزنند.
مدیرانی که مشارکت اهمیت نمی دهند از طریق ناکام گذاشتن افراد ارضاء نیازهایشان به آنها صدمه می زنند.
بنا براین اخلاقاً باید مدیران از مشارکت استفاده کنند.
2ـ2ـ4ابزار مدیریتی:
از دیدگاه بهره وری مشارکت روشی است برای کاهش واقعی هزینه ها، نا کارایی ها ، کارشکنی ها ، همچنین پیامد های ناشی از نارضایتی در محیط کار این دیدگاه به طور ساده در پی تسکین نارضایتی کارکنان و بهبود سلامت افراد می باشد به عبارت دیگر این دیدگاه در پی آن است که بر ترویج کارایی و بهره وری بپردازد بر اساس این نگرش برنامه های مشارکتی نوعاًدر سطوح پایین استقرار می یابند و قلمرو مشارکت به طور محدود تعریف می شود تا اختیارات تصمیم گیری ویژه رهبری را شامل شود.
آن هایی که از دیدگاه ابزار مدیریتی به مشارکت می نگرند ، نگران تاثیر منفی مشکلات نیروی کار بر بهره وری و سود هستند آن ها مشارکت را به عنوان یکی از راهبرد برای تسکین نیروی کار پیشنهاد می کنند تا بتوانند محیط با ثبات و صلح آمیزی را بنا کنند. بررسی ادبیات مشارکت نشان می دهد که تصمیم گیری مشارکتی معمولاً پاسخ مؤثر افراد نسبت به کار را در پی دارد.(شادمان،1387،38)
جدول شماره (2-2) نکات کلیدی در دیدگاهای فلسفی مشارکت(شادمان،1387،38)
نظریه دموکراتیک نگرش انسانی ابزار مدیریتی دیدگاه ایدئولوژیکی
دموکراسی کاری
برابری قدرت
مسئولیت جمعیتی
جمع گرایی
حقوق بشر رشد انسانی
نیازهای روحی و روانی
کار با معنی
بهداشت روانی
بهبود انسانی کیفیت
رضایت
عملکرد
تعهد
بهره وری ابزار اخلاقی
اولویت سیاسی
ارزش مذهبی
تقاضای اجتماعی
لحن جهانی
2-2-5مفهوم مشارکت:
موضوع مشارکت مردم در امور مختلف و تلاش برای حل مسائل و مشکلات گوناگون جوامع بشری از طریق همکاری و همفکری دسته جمعی افراد ، سابقه دیرینه داردو به آغاز خلقت بشری بر می گردد زیرا تردیدی نیست که با پیدایش و تشکیل نخستین خانواده بر روی کره زمین افراد هر خانواده ناگزیر بوده اند مسائل و مشکلات زندگی خود را از طریق مشارکت و همکاری با یکدیگر بر طرف نمایند. با گذر زمان و گسترش جوامع بشری نیاز افراد به مشارکت در اشکال گوناگون افزایش یافت و استفاده از این موضوع در سازمان ها نیز نیز ضرورت پیدا کرد ، اما مسئله مشارکت کارکنان در امور کارخانه ها از اواخر قرن نوزدهم به عنوان یک ایده مطرح شد و در سال های بعد جنگ جهانی اول به طور جدی مورد توجه قرار گرفت.
2-2-6تعریف مشارکت
در واقع مشارکت یک نیاز فطری و ذاتی انسان است.مشارکت از دیرباز یکی از ابزار های مهم زندگی انسان بوده و امروزه نیز در سازمان های موفق ، کارکنان در تصمیم گیری های مرتبط با کار خودشان ، مشارکت می کنند . نقش مشارکت در سازمان ها به طور روز افزون در چند دهه گذشته اهمیت یافته است.
مشارکت را به گونه های متعددی تعریف کرده اند قدیم ترین تعریف مشارکت عبارت است از ” پیوندی دو سویه ، سازنده و سودمند میان دو تن یا بیشتر از دو تن ” در تعریفی دیگر مشارکت به معنی فراهم آوردن و گسترش بیشتر نقد مشترک برای یافتن هدف های مشترک بیان شده است.
درگیری فکری و احساس یک شخص در یک وضعیت گروهی و این در گیری شخص را تشویق می کند تا به هدفهای گروه کمک کند و در مسئولیت آن ها سهیم شود.
تعریف مشارکت امر مشکلی است زیرا این اصطلاح معنی یکسانی در بین فرهنگ های مختلف ندارد بهعبارت دیگر مشارکت در تصمیم گیری به صورت یک مفهوم واحد تصورمی شود اما به طریق مختلفی به عمل در می آید. (شیخ محمدی و تولیت زواره ،،1384،87)
به همین علت افراد ادراک متفاوتی از مشارکت دارند شرجل (1970) می گوید مشارکت در تصمیم گیری خیلی از کشور ها یک مفهوم دل انگیز است. اما تقریباً بیشتر افرادی که این اصطلاح را به کار می برند به طور متفاوتی در مورد آن فکر می کنند به عنوان مثال بول دیبال (1989) تصمیم گیری مشارکتی در سطح گروه ، دپارتمان و سازمان را مشارکت سیاسی می نامد و آن را از مشارکت «اجتماعی» و «مشارکت مالی» متمایز می سازد .( همان منبع)
فولان 1993 مشارکت را فرایندی می داند که افرادی در گروههای تعامل ، با ارتباط اثربخشی تلاش می کنند با به میدان در آوردن توانایی ذهنی و روحی خود برای مسئله و یا هدف خود راه حل یا راهبرد مناسبی پیدا کنند.
مشارکت از دیدگاهی دیگر یعنی فهم و ادارک هر فرد از میزان نفوذ که بر تصمیم گیری دارد و در مقایسه با میزان نفوذ واقعی وی در تصمیم گیری.
آنچه در تعاریف بالا مد نظر است تصمیم گیری است به عنوان یکی از مؤلفه های مشارکت می باشد به طوری که می توان مشارکت را فراگرد تصمیم گیری تعریف کرد.
تعریف مشارکت براساس یکی از ابعاد مشارکت بطور جزئی درست است . آنچه که کمتر در این تعاریف به چشم می خورد عبارت است از تعریف مشارکت بر مبنای تمامی ابعاد آن بنابراین جا دارد با توجه به جنبه های مختلف مشارکت به تعریف مجدد آن بپردازیم .

متن کامل در سایت homatez.com