مقاله درمورد جریانهای، ، نقدی، تعهدی، سودهای، سودها، دیچو، دریافتند

و دستکاری مدیریت در این سودها باعث گردید تا محققان اقدام به پیش بینی جریانهای نقدی به صورت مستقیم نمایند و پیش بینی جریانهای نقدی آتی را بدون استفاده از جایگزینی به نام سود انجام دهند. سه رویکرد تحقیقی برای ارزیابی تجربی سودمندی اقلام تعهدی در ارتباط با جریانهای نقدی آتی، مورد استفاده قرار گرفته است. این طبقه بندی بر گرفته از تحقیق یودر می باشد(یودر و تیموتی ، 2007). 2-4-1- رویکرد ارتباط ارزشیاین رویکرد بر ارتباط ارزشی اقلام تعهدی به واسطه رابطه شان با ارزش اوراق بهادار به طور همزمان تکیه دارد. استفاده از رویکرد ارتباط ارزشی برای ارزیابی سودمندی اقلام تعهدی بر دو فرض استوار است، کارائی بازار و کنترل کافی و مناسب ریسک.
بعضی از محققان مانند دیچو (1994) دریافتند که بین اجزای مختلف سودهای تعهدی با بازده سهام همبستگی وجود دارد. در این شاخه از مطالعات ، از اطلاعات مربوط به سودها و اجزایشان استفاده می‏شود. به عنوان مثال آنها از متغیرهای وابسته به بازار (قیمتها و بازده) در ازای معیارهای حسابداری (جریانهای نقد آتی) استفاده نمودند.
بارث و همکاران برتری مدل سودهای مجزایشان را نسبت به وجه نقد و سودهای کل با R2 بالاتر، هنگامی که ارزش بازار سهام به عنوان یک متغیر وابسته عمل می کند نشان دادند.(بارث و همکاران، 2001). در مقابل، تحقیقات دیگری توانایی پیش بینی ارقام حسابداری را با توجه به جریانهای نقدی آتی و ارتباط شان با ارزش بازار سهام براساس خطای پیش بینی خارج از نمونه مورد آزمون قرار دادند. نزدیکترین تحقیق در این رابطه به وسیله لو و همکاران(لو و همکاران ، 2009) انجام شده است.
لو و همکاران گزارش نمود که اقلام تعهدی مشارکت با اهمیتی در پیش بینی جریانهای نقـدی آتـی انجام نمی دهند. آنها استنتاج کردند که مشارکت اقلام تعهدی از دیدگاه سرمایه گذاران اهمیت اقتصادی ندارد. در حقیقت آنها دریافتند که بازدهی یک تا سه سال حاصل از یک پرتفوی کنترل شده که در آن برای پیش بینی جریانهای نقدی آزاد آتی و سودها از جریانهای نقدی و اقلام تعهدی استفاده می شد از پرتفوئی که از اقلام تعهدی به عنوان پیش بینی کننده استفاده نمی کرد، بیشتر نبود(لو و همکاران ، 2009) .
رویکرد محتوای اطلاعاتیتحقیقات انجام شده در این رویکرد بر ارزیابی سودمندی اقلام تعهدی با تکیه بر رابطه میان اقلام تعهدی، جریانهای نقدی آتی و سودهای آتی تاکید می نماید. دیچو و همکاران ، بارث و همکاران و کیم وهمکاران رابطه میان اقلام تعهدی دوره جاری و جریانهای نقدی دوره بعد را با استفاده از رگرسیون جریان نقدی در دوره بر جریانهای نقدی و اقلام تعهدی دوره t پیش بینی کردند(دیچو و همکاران ،1998) ( بارث و همکاران ، 2001)(کیم وهمکارن،2010).نتایج آزمونها، نشان دهنده قدرت تبیین رگرسیون بود.
دیچو و همکاران از رویکرد همبستگی میان اقلام تعهدی دوره t و جریانهای نقدی در دوره بعد استفاده نموده اند(دیچو و همکاران ،2002). دیچو و همکاران در سال 1998 با ارائه یک مدل جدید در رابطه با پیش بینی جریانهای نقدی آتی بیان نمودند که سودها بهتر از جریانهای نقدی جاری، جریانهای نقدی آتی را پیش بینی می کنند(دچو و همکاران ،1998) .
رویکرد توان پیش بینیتحقیقات انجام شده در این رویکرد مفید بودن اقلام تعهدی را با تکیه بر قابلیت پیش بینی اضافی شان نسبت به جریانهای نقدی آتی و سودها ارزیابی می کند. چندین مطالعه قابلیت پیش بینی اضافی سود (عرب مازار یزدی؛ 1385) نسبت به جریانهای نقدی را مورد بررسی قرار داده اند. باون و همکاران هیچ گونه شواهدی پیرامون این موضوع که سودهای قبل از اقلام غیر مترقبه پیش بینی کننده بهتری از جریانهای نقد عملیاتی آتی نسبت به مدل گام تصادفی جریانهای نقدی می باشند را نیافتند(باون و همکاران ،1987).
در مقابل تحقیق دیچو و همکاران نشان داد، سود قبل از اقلام غیر مترقبه و عملیات متوقف شده، پیش بینی بهتری از جریانهای نقدی براساس مدل گام تصادفی را در بردارد(دچو و همکاران، 1998). فینگر با بکارگیری تکنیک های سری زمانی، شواهدی را مبنی بر اینکه سودهای گذشته بیش از جریانهای نقدی گذشته قابلیت پیش بینی جریانهای نقدی آتی را دارند، نیافت(فینگر ،1994) .
گرینبرگ و همکاران دریافتند که سودهای کل، ارتباط بیشتری با جریانهای نقد آتی نسبت به جریانهای نقد جاری نشان می دهد (در اکثر شرکتهای نمونه). با استفاده از مدلهای پیش بینی که ادعای FASB را به صورت مستقیم تفسیر می کرد، گرینبرگ و همکاران شواهدی را فراهم نمودند که از ادعای FASB حمایت می کرد(گرینبرگ و همکاران ،1986). در جهت عکس باون نتایجی را گزارش نمود که ادعایی که سودها ارتباط بیشتری با جریانهای نقدی آتی نسبت به معیارهای متفاوت جریان نقد جاری دارند را حمایت نمی کرد(باون و همکاران،1987).
به طور مشابه با استفاده از یک نمونه بزرگتر بارث و همکاران دریافتند که جریانهای نقدی جاری نسبت به سودهای جاری ارتباط قوی تری با جریانهای نقدی آتی دارند. با این حال، آنها مستند نمودند که سودهای جاری تفکیک شده به جریـان نقـد عملیاتی و اجـزاء اقـلام تعهدی ارتباط با اهمیت تری با جریانهای نقدی آتی نسبت به چندین وقفه از سودها و جریان نقد جاری به تنهایی دارد(بارث و همکاران ، 2001).
عوامل موثر بر پیش بینی جریانهای نقدی
ویژگی های شرکت
دیچو و دایچو در تحقیق خود ویژگی های شرکت را به عنوان عوامل تأثیر گذار بر کیفیت اقلام تعهدی و پیش بینی جریانهای نقدی آتی مورد بررسی و آزمون قرار دادند. آنها بیان نمودند که ویژگی‌های شرکت می تواند به عنوان ابزاری برای ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی استفاده شود(دیچو و همکاران ، 2002) .از جمله ویژگی های شرکت می توان به طول چرخه عملیات، انحراف استاندارد فروش، جریان نقد، اقلام تعهدی و سود عملیاتی اشاره نمود.
با توجه به اینکه ویژگی های شرکت می تواند بر قابلیت پیش بینی مدل های اقلام تعهدی و مدلهای جریان نقد تأثیر بگذارد در این تحقیق اقدام به بررسی دو ویژگی شرکت به عنوان ویژگی‌های اصلی تأثیر گذار بر قابلیت پیش بینی مدلها شده است. این دو ویژگی عبارتند از تغییر پذیری فروش‌ها و سودهای عملیاتی و اندازه شرکت.
تغییر پذیری فروش ها و سودهای عملیاتی
تغییر پذیری فروش و سودهای عملیاتی عموماً از ادبیات پیش بینی سود و تأثیرات این تغییر پذیری بر روی پیش بینی سود برگرفته شده است. این گونه ارتباط را می توان با اثرات تغییرات سود بر روی اقلام تعهدی و در نتیجه بر روی پیش بینی های جریان نقد آتی شرکت مورد بررسی قرار داد. تغییر پذیری فروش ها و سودهای عملیاتی، منعکس کننده تغییر پذیری محیط عملیاتی شرکت می باشد. شرکتهای بزرگ عملیات پایدار و قابل پیش بینی دارند و بنابراین خطای پیش بینی کمتر و کوچکتری خواهند داشت(دچو و همکاران ، 2002).
اندازه شرکت
یکی دیگر از ویژگی های شرکت که می تواند در پیش بینی جریانهای نقدی تأثیر گذار باشد اندازه شرکت است. شرکتهای بزرگتر احتمالاً پارامترهای با ثبات تری برای مدلهای اقلام تعهدی از قبیل مشتریان و فروشندگان گوناگون دارند. برای شرکتهای کوچک، پارامترهای مدل ممکن است به گونه ای با اهمیت از مشتریان و یا قراردادها تأثیر بپذیرد.
هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد از دست دادن مشتریان و یا قراردادها نمی توانند تأثیر با اهمیتی بر توانایی خلق سود شرکت بگذارد و در نتیجه نمی تواند جریانهای نقدی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. براساس موارد ذکر شده اندازه شرکت احتمالاً همبستگی منفی با تغییر پذیری جریانهای نقدی دارد. بنابراین انتظار می رود که قابلیت پیش بینی مدلهای پیش بینی جریانهای نقدی با اندازه شرکت افزایش یابد.
گفتار دوم: مبانی نظری مدیریت سود
تعریف مدیریت سود
مدیریت سود موضوع بسیاری از تحقیقات حسابداری بوده، لیکن تاکنون تعریف واحدی از آن ارائه نشده است و از دیدگاههای مختلف تعاریف متعددی از آن بعمل آمده است
هیلی و والن (1999)، مدیریت سود را به اینصورت تعریف می‌کنند:
“قضاوت در گزارشگری مالی و شکل دهی معاملات به منظور دستکاری گزارشات مالی با هدف گمراه نمودن برخی افراد ذینفع در رابطه با عملکرد اقتصادی شرکت و یا تأثیرگذاری بر نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند.”
به نظر دچو و همکاران (1996) مدیریت سود شکلی از دستکاری سود است که احتمال دارد قابلیت اتکای سودها را کاهش دهد. هرچه سودها قابلیت اتکای کمتری داشته باشد حاوی اطلاعات مفید کمتری نیز هستند. از سوی دیگر، زمانی که مدیریت سود فرصت طلبانه با استفاده از سیستم های نظارتی کنترل شود، سودهای حسابداری قابل اتکاتر بوده و حاوی اطلاعات مفیدتری هستد.
هرچند که این تعریف ها در سطح وسیعی مورد پذیرش است، اما کاربرد عملیاتی این تعریف ها کمی دشوار است، زیرا موضوع اصلی

متن کامل در سایت homatez.com