پایان نامه درباره امنيتي، امنيت، پيشگيري، ارتکاب، فيزيکي، (همان، نظريات، معماري

در مقابل شرايط جوي و باد و باران و نيز ايجاد امنيت در برابر گزند افرادي که قصد آسيب رساندن به آنها را داشتند بوده است. در قديم براي ايجاد امنيت بيشتر، مکانهايي انتخاب ميشدند که داراي موانع طبيعي مانند رودخانهها، کوهها و درهها بودند، يعني ويژگيهاي جغرافيايي محل در نظر گرفته ميشد. روش فکري طراحي براي ايجاد امنيت بعدها تکامل يافت و باعث شد انسان به ساختن موانع گوناگون مانند ديوار، حصار و خندق به منظور محافظت از ساکنان در مقابل افراد بيگانه اقدام نمايد. اين اقدامات امنيتي با هدف بيرون نگه داشتن افراد مهاجم و معطل ساختن آنها در فاصلهاي امن انجام ميگرفت تا نتوانند صدمه زيادي وارد کنند و يا اين که پيشروي آنها به سوي محل کندتر شود تا بدين وسيله مدافعان زماني کافي براي آمادهسازي خود در مقابل حمله را داشته باشند. مؤلفههاي فيزيکي محافظت، چه طبيعي و چه ساخته انسان براي مدافعان امتيازي تاکتيکي در برابر افرادي که در صدد گزند رساندن به آنان هستند فراهم ميآورد.(هوپر و دروگ،1386،1)
امروزه نيز طراحي از نظر امنيتي چندان تفاوتي با زمانهاي قديم ندارد و هدف اصلي آن تغييري نکرده است. حتي سادهترين نوع حصار نيز محدوده ملک خصوصي را تعريف ميکند و با آن که ممکن است گذشتن از آن ساده باشد، اما به روشني نشان ميدهد که فرد عبورکننده حقوق اوليه مالک را ناديده گرفته است. طراحي چنين موانع حصار مانندي در اطراف محوطهها، با افزايش تهديد ميتوانند با شدت بيشتر اجرا شود، اما تقريباً از کليه حصارهاي محيطي ميتوان عبور نمود. همواره درجهاي از خطر، به دليل محدوديتهاي فيزيکي، مالي و يا نگهباني، در ارتباط با اين موانع دفاعي وجود دارد. هدف در اين جا انتخاب مانعي مناسب در مقابل تهديدي است که در حد معقول قابل پيشبيني باشد.(همان منبع،2)
هوشياري و مراقبت، در صورتي که در پاسخ به برآوردهاي دقيق و واقعي از تهديدات واقعي و محتمل انجام گيرد، باعث خواهد شد اقدامات احتياطي فيزيکي و رواني در سطحي مناسب اجرا شود. اگر تهديدات مورد اغراق قرار گيرند و يا سناريوهايي غيرمتحمل آنها را بزرگتر از آنچه هستند نشان دهند، ممکن است پيامدهاي جدي به همراه داشته باشند. مثالي از اين حالت زماني ديده ميشود که وسائل ارتباط جمعي به طور گسترده بر يک هدف تمرکز ميکنند و اهميت را براي مردم بيش از آنچه هست جلوه ميدهند. ترسهاي غير واقعي بر کيفيت زندگي ما و اعمالي که انجام ميدهيم تأثير بدي ميگذارند و باعث ميشوند تعادل بين آزادي عمل و محدوديت عمل ما برهم بخورد. همچنين ممکن است منابع محدود مالي و پرسنلي که ما بايد در راستاي طراحي امنيتي مصرف نماييم، در راههايي به کار گرفته شوند که کم اهميتتر هستند، در حالي که اين منابع بايد صرف نيازهاي امنيتي لازمتري شوند. بايد در صدد پيدا کردن تعادلي منطقي بين افرادي که مسائل امنيتي را مهمترين ميدانند و افرادي که معتقدند در جامعه ما بايد به آزادي حق تقدم داده شود، باشيم. پيدا کردن اين حالت تعادل، کاري اساسي در فرآيند گسترش طراحي با هدف ايجاد امنيت است. اساس راه حلي نوآورانه در طراحي امنيتي، بر ارزيابي دقيقي از خطر قرار دارد. موانع موجود در سر راه ايجاد امنيت و تأثير آنها بر ويژگيهاي معماري جوامع اطراف، بايد در نظر گرفته شوند. المانهاي به کار رفته در بين ساختمان و محوطه، از نظر وارد ساختن طراحي امنيتي در زمينه معماري محل، اهميت فراوان دارند. اين نوع طراحي، ارتباطي محکم با خيابان و ويژگيهاي معماري املاک مجاور ايجاد ميکند و محوطه اطراف ساختمان را نيز امن ميسازد. اين طراحي وضعيتي پديد ميآورد که در آن افرادي که قصد دارند از مانع عبور کنند در هنگام تلاش براي اين کار، به روشني قابل مشاهده باشند. علاوه بر اين زمان زيادي که براي عبور از حلقه امنيتي محوطه لازم است باعث معطل شدن مهاجمان بالقوه خواهد شد، به طوري که واکنشها ميتوانند بر متوقف ساختن آنها تمرکز يابند. (همان منبع،2)
طراحان و سازندگان فضاهاي خارج ساختمان ميتوانند نقشم مهمي در برخورد با تهديدات و جرايم خشونتبار از سوي منابع خارجي، ايفا نمايند. بسياري از اين تهديدها در خارج از ساختمان آغاز ميشوند و در اينجاست که طراح سايت قادر است در عين حال که فضاهاي عمومي با کيفيت مناسب خلق ميکند، صدمات ناشي از اين جرائم را کاهش دهد و يا جلوي رخداد آنها را بگيرد. (همان منبع،2)
در نتيجه معمار منظر، بايد تهديد مورد انتظار را براساس تحليل تهديد، محل و عوامل در ارتباط با آن به خوبي شناسايي نمايد که اين مسئله از اهميتي فوقالعاده زيادي برخوردار است. يک طرح امنيتي خوب بايد براساس مجموعه دادههاي دقيق که مربوط به وضعيت خاص هر مکان است، طرح داشته باشد و نبايد يک نسخه عمومي در همه مکانها براي طراحي امنيتي به طراح تحميل شود. به علاوه، معماران منظر بايد به طور فعال با ديگر افراد حرفهاي درگير در طراحي امنيتي همکاري نمايند و استراتژيها و مواد موجود براي خلق طرحهايي که امنيت استفادهکنندگان و نيازهاي برنامهريزي شده را تأمين ميکنند را به کار گيرند. (همان منبع،3)
2-6- نظريات پيشگيري از جرايم از طريق طراحي محيطي
2-6-1- مقدمهاي بر پيدايش نظريه
از ابتداي پيدايش دانش جرم شناسي (1876) و حتي قبل از آن، نظريه پردازان به دنبال کشف علل جرم و راههايي براي پيشگيري از جرم بودهاند. شايد در تمام نظريات موجود که گاه بر نمود جسماني، گاه بر عوامل زيستي، گاه روان شناختي، گاه شرايط اقتصادي و گاه بيسازمان اجتماعي و غيره تأکيد داشتهاند، ارتباط ميان فضاي محيط فيزيکي و جرم مورد غفلت واقع شده بود. البته در ابتداي شروع راه جرمشناسي افرادي چون کتله و گري با ارائه “قانون حرارتي جرم” به نوعي بر تأثير محيط جغرافيايي بر جرم اشاره نموده و در انتها به اين نتيجه رسيدهاند که رابطه ميان محيط و جرم غير قابل انکار است (قورچيبيگي،1386،19).
محيط فيزيکي علاوه بر اينکه بر رفتار، تأثير ميگذارد به علت فراهم آوردن فرصتهاي مجرمانه ميتواند ارتکاب جرم را تسهيل نمايد. امروزه گرايش به پيشگيري از جرم، افزايش پيدا کرده است. شايد بتوان گفت عدم کارآيي و مؤثر بودن دستگاه عدالت کيفري و بالا بودن نرخ تکرار جرم، موجب شده است که جرم شناسان و ساير فعالان دستگاه عدالت کيفري به دنبال شعار قديمي پيشگيري بهتر از درمان است باشند. بنابر پژوهشهاي انجام شده اکثر جرايم را “جرايم فرصت مدارانه” تشکيل ميدهند و بر اين اساس چون مجرم فردي عقلاني است پس در اثر ايجاد “فرصت” مرتکب جرم ميشود. فضا و محيط ميتواند “فرصتي علي” براي ارتکاب جرم فراهم آورد. به اين نحو که با وجود شخصيت مجرمانه به محض ايجاد فرصت، مجرم به سراغ ارتکاب جرم ميرود(همان منبع،20).
اين نوع از پيشگيري و اين تئوري محصول دهه 60 به بعد ميلادي در آمريکا است. ميزان جرم در آمريکا در اواخر دهه 1960 و اوايل سالهاي 1970 به طرز بيسابقهاي افزايش يافت به نحوي که دولت مردان و سياستمداران در جستجوي راههاي عملي و فوري براي حل مشکلات ناشي از جرم در جامعه برآمدند. راهحلهاي مختلفي توسط محققان و انديشمندان ارائه و پيشنهاد گرديد و از ميان آنها راه حلهاي ارائه شده توسط طراحان شهري و معماران مورد توجه بيشتري قرار گرفت. اين راه حل در عين سادگي، ملاکهاي لازم را نيز دارا بود. راه حل ارائه شده “تغيير در کالبد شهر” در واقع روشي بود که مردم از فضاهاي شهري استفاده نمايند. همزمان با به کارگيري اين فرضيه در مجتمعهاي مسکوني و محيطهاي شهري، ساير علوم وابسته به جامعه، جرمشناسان و جامعهشناسان با تحقيقات بيشتر در تغييرات حاصله از اين تفکر آن را به عنوان يک “استراتژي جلوگيري از جرائم شهري” پذيرفته و مورد تائيد قرار دادند(همان منبع،21).
شايد قبل از اين دهه هيچگاه بر تأثير محيط يا فضا بر جرم پرداخته نميشده است. بعد از اين دهه بود که در اثر فعاليتهاي افرادي چون جين جاکوبز با کتاب “حيات و مرگ شهرهاي بزرگ آمريکا” و اليزابت وود با کتاب “جنبههاي اجتماعي خانهسازي در توسعه شهري” و کتاب اسکار نيومن “فضاي قابل دفاع” و کتاب جعفري با نام “پيشيگيري از جرم از طريق طراحي محيطي” اين تئوري و روابط ميان محيط، محله وجرم بيشتر آشکار شد (1971،Jeffery).
البته بايد اذعان داشت که اين نظريات در چارچوبهاي نظري و روشهاي اجرايي تفاوتهايي نيز با يکديگر داشتهانداما همگي در چنداصل مشترک متفقالقول بودهاند:
محيط کالبدي قادر است رفتار شهروندان را در خصوص مشاهده و پيشگيري جرم و همچنين بازداشت مجرمين تغيير دهد.
کالبد فضاها و مجتمعهاي مسکوني قادر است براي انجام دادن جرم مانع ايجاد و همچنين ارتکاب جرم را با دشواري روبرو نموده، به نحوي که مجرم از ارتکاب جرم منصرف گردد.
محيط کالبدي قادر خواهد بود با از بين بردن گوشههاي پنهان و مکانهاي مخفي شدن يا راههاي

متن کامل در سایت homatez.com