پایان نامه درباره ، -، ضايعات، کارايي، اقتصادي، الواني، ميکروفن، L

اين مرحله با اطلاع از نقاط قوت و ضعف ، تهديدها و فرصتهاي بهبود در مرحله قبلي ، اهداف و استانداردهاي کمي لازم در زمينه بهره وري نيروي کار تعيين و براي ايجاد بهبود و افزايش بهره وري از طريق تحليل گزينه ها و راه حلهاي مختلف برنامه ريزي مي شود .مراحل اجرايي اين فرايند به شرح زير مي باشند
1 – مرحله شناسايي اهداف و فراهم آوردن شرايط پذيرش آن توسط مديريت ( پيمايش (2 – مرحله تحليل ، انتخاب هدفهاي معين و اطمينان از تعهد و التزام مديران بخشها نسبت به آن.3 – مرحله اجراء شامل طراحي توسعه تفصيلي و وظايف دربهبود بهره وري به اجراي اقداماتي براي بهبود در کنترل نتايج.
مرحله چهارم: بهبود بهره وري
به طور کلي رويکرد هر سيستم نسبت به بهبود بهره وري ، ترکيبي ازدوحالت حدي بهبود مداوم و تدريجي و بهبود يکباره و دفعي خواهد بود . بهبود مداوم و تدريجي رويکردي است که در چارچوب آن حرکت براي بهبود بهره وري به کندي ولي به طور مداوم صورت مي پذيرد . در اين رويکرد تأکيد اصلي بر نهادينه کردن تلاش براي بهبود بهره وري از طريق بسترسازي فرهنگي و ايجاد اراده و تمايل عمومي براي بهبود است و معمولأ از ابزارهايي چون نظام
مشارکت سازماندهي محيط کار ، نگهداري خوب در محل کار و غيره بهره مي گيرد .بهبود يکباره و دفعي رويکردي است که در چارچوب آن حرکت براي بهبود بهره وري به سرعت و به طور مستقل صورت مي پذيرد . در اين رويکرد تأکيد اصلي به تعريف مشکل و حل آن بر اساس روشهاي عمومي حل مسئله با بهره گيري از ابزارهايي مانند تحقيق و توسعه و پروژه هاي بهبود است .
چرخه بهره وري مذکور در شکل 1 نشان داده شده است ( همان منبع ، فاتحي : 13 ) .

شکل( 2-1 ) چرخه بهره وري ( عباسی ، 1393 : 19 )
2- 11 – برخي سوء برداشتها در مورد بهره وري درباره مفهوم بهره وري گاهي اوقات تعابير اشتباهي مي شود. در زير به اختصار برخي از اين سوء برداشتها را ذکر مي‌کنيم:- افزايش توليد لزوماً به معناي بهبود بهره‌وري نيست.
محصول عبارت است از ستاده اي که در نتيجه ترکيب عوامل توليد و استفاده از آنها حاصل مي شود. توليد به معناي فرايند تبديل منابع به محصولات (کالاها و خدمات) است. معمولاً برحسب مقدار يا تعداد برونداد در واحد زمان تعريف مي شود . در حالي که بهره وري کسري است که نسبت محصولات توليدي را به نهاده هاي مصرفي نشان مي دهد. ستانده يا برونداد را مي توان به صورت واحد يا حجم يا ارزش و درونداد را مي توان بر حسب مقدار يا تعداد يا ارزش پولي آنها اندازه گيري کرد.
– بهبود کارايي ارتقاي بهره وري را تضمين نمي کند.
افراد غالباً فکر مي کنند که اگر کارايي بهبود يابد، بهره وري بيشتر خواهد شد . کارايي شرط لازم بهره وري است اما کافي نيست . در واقع براي بهره ور بودن هم اثر بخشي و هم کارايي لازم است . کارايي نسبت محصول واقعي توليد شده به محصول مورد انتظار است ، در حالي که اثر بخشي درجه تحقق اهداف در سازمان است .
– افزايش درآمد حاصل از فروش الزاماً بهبود بهره وري را تضمين نمي کند.
اگر درآمد شرکتي افزايش يابد، به تنهايي اين افزايش به اين معنا نيست که آن شرکت از بهره وري بالا برخوردار است. ممکن است سازمان به دلايلي (مثلاً افزايش قيمت) درآمدهايش به علت وجود بازار انحصاري زياد شود، درحالي که بهره وري‌اش نسبت به قبل افزايش نيافته باشد و درآينده ميزان سوددهي آن به شدت کاهش يابد.
– بهره وري فقط مختص بخش صنعت نيست.
– افزايش بهره وري نبايد به بهاي تنزل کيفيت انجام شود.
شرکت ماتسوشيتاي ژاپن يکي از بزرگترين توليدکنندگان لوازم برقي و الکترونيک در جهان است. يکي از محصولات اين شرکت انواع ميکروفن است . وقتي ماتسوشيتا کيفيت خدمات و قابليت اعتماد ميکروفن هاي خود را به نحو قابل توجهي بهبود بخشيد ، در نتيجه آن بهره وري نيروي کار شرکت 25 درصد افزايش يافت و هزينه نيروي کار براي هر واحد هزينه کل کاهش يافت و موجب شد قيمت فروش ميکروفن ها 27 درصد کاهش يابد. روشن است دراين شرايط بهبود کيفيت به بهاي کاهش بهره وري نبوده است ، بلکه در عوض با بهبود کيفيت محصول، واقعاً بهره وري افزايش يافته است . بنابراين وقتي درباره بهره وري وکيفيت صحبت مي کنيم ، مهم اين است که اين واژه ها را به جاي هم به کار نبريم يا متناقض با يکديگر ندانيم .
2 – 12 – ديدگاههاي مختلف در مورد بهره وري
سه ديدگاه به شرح زير درباره بهره وري مطرح است :
2-12-1- بهره وري از ديدگاه سيستمي
بهره وري از ديدگاه سيستمي ، ماهيت پيچيده اي دارد و در کل سيستم مطرح مي گردد . در اين ديدگاه بهره وري عبارت است از : نسبت مجموعه خروجيهاي يک سيستم به وروديهاي آن . اين تعريف در سيستمهاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي و صنعت کاربرد دارد .
از ديدگاه سيستمي ، بهره وري در محيطي با ويژگيهاي مختلف و متغير قرار دارد و عوامل مختلف توليد مانند نيروي کار ، سرمايه ، انرژي ، مديريت و تکنولوژي در آن به کار گرفته مي شوند و به عنوان وروديها به فرايند وارد مي گردند و به صورت خروجيهايي مانند کالاهاي ساخته شده و خدمات از اين فرايند خارج مي شوند . قيمت محصول و در دسترس بودن عوامل توليد ، تابع شرايط محيطي ، اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، تکنولوژيک و غيره است . اگر يک سيستم توانايي تغيير و اصلاح کيفي و کمي وروديها و خروجيها را داشته باشد مي تواند بهره وري خود را افزايش دهد . زماني که سيستم داراي بازخور قوي باشد ، سازمان مي تواند از پويايي و تکامل مناسب برخوردار خواهد شد ( الواني و احمدي ، 1380 : 3 – 4 ) .
2-12-2- بهره وري از ديدگاه ژاپنيها
بهره وري در ژاپن ، موضوعي ملي و فراگير است و به عنوان يک رويکرد تاريخي ، استراتژي بهبود بهره وري در کنار کنترل کيفيت جامع و مديريت کيفيت جامع مطرح مي گردد . به عقيده پروفسور ساساکي ، استاد دانشگاه سوکاهاي ژاپن در رشته مديريت سيستمها ، بدون توجه به بهبود کيفيت و کاهش ضايعات ، بهره وري نمي تواند افزايش يابد . توان رقابت پذيري در بازار را با توجه به مسأله ارتقاي کيفيت مي توان بالا برد . لذا کاهش ضايعات در فرمول بهره وري وارد مي گردد ، يعني :
P = Y L که در آن :
Y بازده ( محصول توليد شده )
L نيروي کار ( ساعات کار انجام شده )
P شاخص بهره وري است .
ژاپنيها عامل ضايعات رانيز در صورت کسر وارد کرده اند تا تأثير کيفيت بر بهره وري را مورد نظر داشته باشند ، يعني :
Y = T – D که در آن :
T حجم کل توليد
D ضايعات و
Y کالاهاي سالم است .
لذا هر چه ضايعات کنترل شود ، صورت کسر افزايش يافته ، بهره وري نيز بالا مي رود . پروفسور ساساکي فرمول ديگري را نيز معرفي مي کند که در آن ، علاوه بر ملحوظ بودن کارگر به عنوان عامل کار ، عامل مديريت نيز منظور شده است :
P = S L+M در اين رابطه :
S قيمت ارزش کالا و خدمات فروخته شده در بازار
L کارگر
M مديريت است .
لذا از ديدگاه ژاپنيها براي افزودن بر ميزان بهره وري بايد به کيفيت نيروي کار ، مديريت و ساختار عوامل ديگر توليد که تشکيل دهنده قيمت تمام شده اند توجه گردد که اين رويکردها به رويکرد تاريخي کايزن ( بهبود مستمر ) و کنترل کيفيت جامع مي انجامد ( منبع قبلي ، الواني : 5 ) .
2-12-3- بهره وري از ديدگاه رويکرد اقتصادي
از نظر اقتصادي ، مقدار محصول يا خروجي ، تابع عوامل سرمايه و نيروي کار فرض مي گردد ، يعني اگر فرض کنيم که :
Q مقدار توليد
K سرمايه و
L نيروي کار است
آنگاه مقدار توليد تابعي است از مقدار سرمايه و نيروي کار : Q = F ( K , L )
لذا افزايش مهارت نيروي کار يا تغييرات تکنولوژي يا افزايش مهارت به همراه بهبود فناوري مي تواند موجب افزايش مقدار توليد و حرکت تابع توليد به سمت بالاتر و از آنجا موجب افزايش بهره وري شور .
به طور کلي ، امروزه بهره وري يک نوع تلقي اقتصادي ، فني و فرهنگي نسبت به توليد است که در آن ، انسان فعاليتهاي خود را هوشمندانه و خردمندانه انجام مي دهد تا بهترين نتيجه را با کمترين هزينه و در مدت زمان کمتر به دست آورد . گرچه بهره وري را به صورت کلاسيک بيشتر در امور اقتصادي تعريف کرده اند ، ولي مي توان مفهوم بهره وري را در همه امور از خرد تا کلان مد نظر قرار داد ( منبع قبلي ، الواني : 6 ) .
2 – 13 – عوامل پنج گانه مؤثر بر بهره وري
– شناخت و توجيه شغل
هر يك از كاركنان بايد از آنچه كه بايد انجام دهند، زمان و چگونگي انجام آن شناخت خوبي داشته باشند. براي افزايش شناخت خوب كار، كاركنان نياز دارند از هد فهاي بلند مدت، اولويت ها و چگونگي كسب هر يك از آ نها آگاهي داشته باشند. آنان بايد بدانند چه هدف هايي در چه مواقعي بيشترين اولويت را دارد.
– حمايت

متن کامل در سایت homatez.com