پایان نامه درمورد ، انگیزشی، فرهنگ، شغلی، یادگیری، کارکنان، دانشجویان، تحصیلی

میسازد تا بهره وریشان را افزایش داده و کیفیت زندگیشان را بهبود بخشند. از این رو کیفیت عملکرد دانشجویان در صدر اولویتهای آموزشگران قرار دارد چرا که برای ایجاد تغییر در سطوح
محلی، ملی و جهانی ضرورت دارد . (زندوند یان نایینی و همکاران ،1392،ص 30). نوشته های که طی این قرن درباره سازمان ومدیریت به رشته تحریر در آمده آکنده از رویکرد های به سازمان است که تلویحا به شکل گیری فرهنگ یادگیری سازمانی در قالب اظهاراتی مانند فضا،شخصیت ،جو،نهادینه ساختن ،سازمان غیر رسمی وغیره پرداخته اند (Parker,2000).
در سالهای اخیر توجه زیادی به یادگیری سازمانی در کشور های توسعه یافته ودر حال توسعه شده است بیشتر پژوهشگران معتقد ند که یادگیری سازمانی زمانی به مزایای رقابتی مفید برای کارمندان منجر می شود تا دید روشنی از اهمیت کیفیت خدمات داشته باشند .به علاوه شناسایی انگیزه های کارکنان به منظور اجرای کیفیت خدمات بهتر می تواند ،خدمات سازمان را جهت تشکیل سیستم یادگیری توانا سازد . این رویکرد قادر است ، سیاست مدیریت منابع انسانی را با رفتاری مطلوب در خدمات کارمندان مرتبط کند. (قنبر پور نصرتی وهمکاران ،1391،ص 93). از طرفی سازمان های یادگیرنده ، سازمان های هستند که به مستمر خود را از نو می سازد ، کشف کرده ونیروی مضاعفی در خود ایجاد می کنند.(اسدی وهمکاران ،1388،ص 23).
پژوهش حاضر در نظر دارد به بررسی نقش نوع یادگیری ،سبک رهبری وفرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه بپردازد.
1723292368642رویکرد یادگیری
00رویکرد یادگیری
شکل 1-1 مدل مفهومی تحقیق
2636108292975
640959197830034727171309100
1633855267725فرهنگ یادگیری
سازمانی
0فرهنگ یادگیری
سازمانی

3534508260838
-800100288828سبک رهبری
00سبک رهبری

2576146314574677509101796عملکرد شغلی
00عملکرد شغلی

65063118424800
1-3 اهمیت وضرورت تحقیق
اهمیت این تحقیق با توجه به پیشینه که دارد این است که روش یادگیری وفرهنگ یادگیری سازمانی بر روی عملکرد شغلی کاکنان تاثیر می گذارد وهمچنین سبک رهبری بر عملکرد کارکنان تاثیر دارد ونتیجه این تحقیق میتواند این را به اثبات برساند که روش یادگیری با عملکرد شغلی کارکنان رابطه دارد وهمچنین فرهنگ یادگیری سازمانی وسبک رهبری بر عملکرد شغلی کارکنان تاثیر دارد. در عصر حاضر، سازمان ها با چالش های عمده ای مواجه شده اند که بسیاری از این چالش ها، منجر به تجدید ساختار، مهندسی مجدد وکوچک شدن آن ها شده است . محیط کنونی سازمان ها پیچیده و دشوارتر شده و رهبران سازمان ها با مشکلات غیرقابل پیش بینی روبرو شده اند که انعطاف پذیری بالای آن ها را در رفع مشکلات و مواجهه با محیط پرتلاطم پیرامون سازمان ها می طلبد .در برخی از سازمان ها ملاحظه می شود که بین عقاید زیربنایی، ارزش ها و مفروضات اعضای سازمان و رهبران هم سویی وجود ندارد که این خود باعث بروز مشکلاتی در تعهد کارکنان نسبت به سازمان شده و سبب عملکرد پائین، غیبت و ترک خدمت کارکنان می شود.
در گذشته انتظارات متفاوتی از آموزش عالی مد نظر بود که در سایه تحولات علمی وفنی به مرور دچار تغیر شده است وحال به آموزش عالی به عنوان یکی از عوامل موثر در تحقق سیاست های توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی نگاه می شود .در این میان دانشگاهها به عنوان زیر نظام های عمده نظام آموزش عالی، در فرایند توسعه یک کشور به عنوان مرکزی که به تربیت وآماده ساختن نیروی انسانی کارآمد ودارای مهارت به منظور پاسخگویی به نیاز های واقعی جامعه در زمینه های مختلف می پردازد ، نقش حیاتی وکلیدی را برعهده دارند ،چرا که دانشگاه ها با برون داد های خود به جامعه عملا در راه توسعه گام بر می دارند .آموزش عالی در کشور های جهان سوم نهاد بسیار مهمی است ، نه تنها از این نظر که تربیت نخبگان را برعهده دارد ومبنایی را برای جامعه ای بر خوردار از فناوری ایجاد می کند ، بلکه از نظر که مهمترین نهاد فکری است تاثیر بسیار گسترده ای بر فرهنگ ، امور سیاسی واجتماعی دارد . دانشگاهها نه تنها از طریق تالیف های خود نقش عمده ای در پیشرفت جامعه ایفا می کنند ، بلکه با دادن مشاوره به دولت وبخش صنعت در حیات فکری ونظایر آن نیز مشارکت می کنند .(عطافر وبهرامی سامانی ،1388،ص7).
عبدالله پارسا(1384) در تحقیق تحت عنوان رویکرد یادگیری ونتایج یادگیری (عملکرد شغلی ) وادراک دانشجویان به این نتیجه رسیده است که انگیزه های بیرونی بر نتایج یادگیری تاثیر منفی وانگیزه های درونی بر روی نتایج یادگیری تاثیر مثبت د ارد در حقیقت دانشجویانی که درک معنا ومفهوم مطلب درسی علاقه مند هستندوتکالیف را جالب تلقی می کنند ،از نتایج یادگیری وپیشرفت تحصیلی بهتری برخوردار هستند.ولی دانشجویان که فقط در تلاش برای پاسخگویی به الزامات ارزیابی وگریز از شکست هستند به پیشرفت تحصیلی کمتری دست یافته ان اصطلاحات رویکرد صوری وعمقی ابتدا توسط مارتون وسالجو (1967) مطرح شده وتحقیقات متعددی پیرامون انها صورت گرفته است (بیکنز 1987) ورویکرد سومی حصولی به انها افزود که ممکن است گاهی اوقات با رویکرد حصولی وعمقی در هم امیزد. Chin نیز گزارش نمود که بعضی ازدانشجویان در یادگیری علم از سایرین موفق تر هستندین تفاوت به روش یادگیری آنها که معنادار یا طوطی وار است مربوط می گردد.
مباحث مربوط به تفاو تهای فردی درجنبه های سبک شناسی تفکر، با طرح مفاهیمی چون سبک های شناختی ، سبک های یادگیری و رویکر دهای یادگیری ، جایگاهی ویژه را در تبیین علل و زمینه های یادگیری به خود اختصاص داده اند، که عنایت برشیوه های مورد رجحان فرد در فرآیند پردازش اطلاعات دارند. (لارنس،1997).در مدل انتویستل و تیت ( 1995 ) رویکردعمیق با انگیزش درونی برای یادگیری،رویکرد سطحی با ترس از شکست ورویکرد راهبردی با انگیزه پیشرفت همراه اجزاء انگیزشی مدل مزبور از اعتبار قابلقبولی برخوردار نیست، به همین دلیل درالگوی پیشنهادی خود، منحصراً مؤلفه هایشناختی رویکرد یادگیری را ملحوظ داشت.اما به منظور اتخاذ رویکردی کل گرایانه،جستجوی ارتباط این مؤلفه ها با عواملانگیزشی دیگر از اهمیتی ویژه برخوردارست. درو و واتکینز ( 1998 ) رابطه رویکردهای یادگیری عمیق و سطحی را بادو عامل انگیزشی خودپنداره تحصیلی ومکان کنترل مورد مطالعه قرار دادند. یافته های مطالعه آنان از طریق تحلیل مسیر نشان داد.که عوامل انگیزشی فوق رویکردهای یادگیری را پیش بینی می کنند، بدین ترتیب که رویکرد یادگیری افرادی که مکان کنترل بیرونی دارند، عمدتاً سطحی است وخودپنداره تحصیلی مثبت با رویکرد عمیق در یادگیری همراه است. این پژوهشگران بررابطه عوامل انگیزشی با رویکردهای یادگیری تأکید ورزیده اند. دیبا سیف(1386)یافت ههای تحقیق که رویکردهای یادگیری تحت تأثیرباورهای انگیزشی هستند. نتایج حاصل از این پژوهش همسو با دیدگاه داف ( 1997 ) نشان داد که الگوهای انگیزشی متفاوتی بر رویکردهای یادگیری عمیق، سطحی وراهبردی تأثیرگذار است و افزون بر آن تعیین نمود که هر یک از رویکردهای فوق به مدل اجتماعی » وسیله کدامیک از اجزاینتریچ، ) « شناختی انگیزش برای یادگیری1989 ) پیش بینی می شود. به علاوه، یافته هایاین تحقیق، همسو با نتایج پژوهش لونکا وهمکاران ( 1996 ) مبین آن بود که الگوهای انگیزشی- شناختی دانشجویان در رشته های مختلف، کاملاً یکسان نیست. با این حال عوامل انگیزشی مشترکی نیز در میان دانشجویان رشته های پزشکی و مهندسی،وجود دارد که هر یک از رویکردهای یادگیری را پیش بینی می کند. در هر دو رشته،جهت گیری درونی هدف بر رویکرد عمیق و راهبردی و اضطراب امتحان بر رویکرد سطحی تأثیر مثبت دارد. این مشابهت ها، از نقطه نظر ماهیت رویکردهای یادگیری، تأییدی بر نظریه های زیربنائی آن است (برای مثال: انتویستل و تیت، 1995 ؛ ورمونت،1998 ؛ داف، 1997 ) و نشان می دهد که باورهای انگیزشی در مجموع رویکردهای یادگیری را پیش بینی می نمایند . سوال این است که کدام ترکیب از انواع فرهنگ ها برای نوآوری مناسب ترین است. اسکرلاوج و دیگران را به عنوان یک ترکیب از هر چهار نوع فرهنگ (OLC) 2007 )، فرهنگ یادگیری سازمانی )پیشنهاد کردند. به منظور شرح مفهوم فرهنگ یادگیری سازمانی اسکرلاواج و دیگران ازکسب ) OLC چهارچوب مبتنی بر رقابت استفاده کردند. به این ترتیب که ابعاد اساسی اطلاعات، تفسیر اطلاعات، تغییرات رفتاری و شناختی) را با توجه و تأکید بر نمودار دو بعدی شرح دادند. آنها به این نتیجه رسیدند که شاخصهای ،(CVF) چارچوب مبتنی بر رقابت توصیف کننده این ابعاد به طور عمده در ناحیه هایی که گرایش به انعطافپذیری دارند قرارگرفتند. لازم به ذکر است که آنها کار خود را بر اساس تحیل عاملی اکتشافی دادند.هو ( 2008 )، عنوان میکند فرهنگ یادگیری سازمانی به دریافت و تفسیر اطلاعات و خلق دانش

متن کامل در سایت homatez.com