پایان نامه درباره ، خشکی، قارچ، لوبیا، گياهان، ميكوريزا، میکوریزا، لوبيا

سبز48نمودار4-4- اثر متقابل قارچ میکوریزا و تنش خشکی بر میزان فسفرگیاه لوبیا سبز49نمودار5-4- اثر قارچ میکوریزا بر میزان سطح برگ گیاه لوبیا سبز53نمودار6-4- اثر تنش خشکی بر میزان وزن خشک کل گیاه لوبیا سبز53نمودار7-4- اثر متقابل قارچ میکوریزا و تنش خشکی بر میزان سطح برگ گیاه لوبیا سبز54نمودار8-4- اثر تنش خشکی بر میزان کارتنوئید گیاه لوبیا سبز58نمودار9-4- اثر متقابل قارچ میکوریزا و تنش خشکی بر میزان RWC% گیاه لوبیا سبز59نمودار10-4- اثر متقابل قارچ میکوریزا و تنش خشکی بر میزان کارتنوئید گیاه لوبیا سبز.……………………………………60
چكيده :تنش خشکی یکی از مهم‌ترين عامل محدود‌کننده رشد گياهان زراعی است که عملکرد محصول را به طور نامطلوبی تحت تأثیر قرار می دهد.یکی از روش هایی که در سال های اخیر برای مقابله با کم آبی و تنش خشکی در بسیاری از گیاهان مورد استفاده قرار گرفته است ، استفاده از انواع میکروارگانیسم های مفید مانند قارچهای مایکوریز می باشد . قارچهاي ميكوريزا با داشتن شبكة هيفي گسترده و افزايش سطح و سرعت جذب ريشه، كارايي گياهان را در جذب آب و عناصرغذايي بويژه عناصر كم تحرك فسفر، روي، مس افزايش داده وبا موجب بهبود رشد آنها ميشوند .
همزيستي قارچ ميكوريزا با ريشه گياهان از طريق بهبود جذب عناصر غذايي مي تواند باعث واكنش مثبت گياهان به ويژه در شرايط تنش خشکی شود. به منظور بررسي تأثير قارچ ميكوريزا برکارایی جذب عناصر غذایی و روابط آبی در گیاه لوبیا سبز تحت تنش خشکی ،آزمايشي گلداني در سال 1392 در قالب طرح كاملاً تصادفي به صورت آزمایش فاكتوريل با سه تكرار در گلخانه مرکز آموزش سمنان انجام شد. فاكتورهاي آزمايش شامل تیمار تنش در سه سطح، T0 رطوبت ظرفیت مزرعه، T1 رطوبت 50 درصد ظرفیت مزرعه و T2 رطوبت 25 درصد ظرفیت مزرعه و تيمار تلقيح قارچ مايكوريزا در سه سطح(بدون تلقيح M0، گونه یک M1وگونه دو M2)در 3 تكرار انجام شد.
نتايج نشان داد كه تنش خشكي تأثير معني داري بر صفات مورد ارزيابي داشته است. به طوري كه با كاهش ميزان رطوبت خاك، سطح برگ، وزن تر و خشک ريشه و اندام هوایی ، ميزان كلروفيل وغلظت عناصر غذایی كاهش يافت.
مقایسه نتایج نشان داد که تلقیح با قارچ میکوریزا شاخص های رشد ، سطح برگ،محتوای فسفر ،پتاسیم،ازت برگ گیاه لوبیا سبز را در شرایط تنش خشکی در مقایسه با گیاه تلقیح نشده به طور معنی داری افزایش ، ولی میزان کلرفیل a ، کلرفیل b وکلرفیل کل را کاهش داد .ارتفاع گیاه تحت تاثیر هیچ یک از تیمار ها قرار نگرفت .وزن خشک اندام هوایی و ریشه گیاه تلقیح شده بوسیله هر دو گونه قارچ در مقایسه با گیاهان تلقیح نشده در تمام سطوح رطوبتی بطور معنی داری بالاتر بود .
روابط آبی گیاه از جمله محتوای نسبی آب برگ در اثر خشکی به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و کاهش یافت ولی تلقیح قارچ میکوریزا محتوای نسبی آب برگ را افزایش داد .
تاثیر قارچ GLOMUS int–ices در کاهش اثر خشکی و عملکرد بهتر گیاه ، بیشتر از قارچ GLOMUS mosseae بود و دارای قدرت همزیستی بیشتری با ریشه گیاه داشته است . بنابراین میتوان چنین نتیجه گیری کرد که کاربرد قارچ میکوریزا سبب افزایش تحمل به تنش خشکی و افزایش عملکرد در گیاه لوبیا سبز می شود .
کلمات کلیدی: قارچهای مایکوریز، Glomus mosseae , Glomus int–ices، تنش خشکی، لوبیا سبز ، ظرفیت زراعی ، خصوصیات رشدی .

فصل اول : مقدمه و کلیات
مقدمه :تنش های محیطی مهمترین عامل کاهش دهنده عملکرد محصولات کشاورزی در سطح جهان هستند. چنانچه تنش های محیطی حادث نمی شدند، عملکردهای واقعی باید برابر با عملکردهای پتانسیل گیاهان می بود. در حالی که در بسیاری از گیاهان زراعی متوسط عملکرد واقعی گیاهان 10-20 درصد عملکرد پتانسیل آنان است. در نقاط خاصی از کره زمین به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، عوامل تنش زا در تولید محصولات کشاورزی تاثیر منفی بیشتری دارند و کشاورزی در آن مناطق با تحمل هزینه بیشتر و بازده کمتر صورت می گیرد. (2013,.wang et al)
در بين تنشهاي محيطي، خشکی مشكل حادي است، كه درحدود دو ميليون كيلومتر مربع از زمينهاي قابل استفاده در كشاورزي را تحت تأثير خود قرار داده است و از اين رو عامل محدود كننده بزرگي در توليد گياهان در سراسر دنيا به شمار ميرود. از طرفي افزايش خشک شدن زمينهاي كشاورزي به طور وسيعي مورد انتظاراست، به طوريكه 30 درصد اراضي در 25 سال آينده و بالغ بر 50درصد آنها در سال 2050 به دليل توسعه خشکی از گردونه توليدات گياهان در محيط كشاورزي خارج مي شوند(2013,.wang et al). از طرف ديگر ايران سرزميني خشك و نيمه خشك با نزولات جوي بسيار كم است ،به طوري كه ميانگين بارش سالانه آن در حدود274 ميلي متر مي باشد. در مقايسه با ميانگين بارش در سطح كره زمين (حدود 860 ميلي متر)، اين مقدار بسيار كم است كه نشان دهنده آن است كه خشكي در ايران يك واقعيت اقليمي است (1999Alizadeh,)
بلوم اظهار داشته است که خشکی يک تنش چند بعدی است که گياهان را در سطوح مختلف سازمانی تحت تاثير قرار می دهد. در سطح گياه پاسخ به تنش خشکی پيچيده است ، زيرا بازتابی از تلفيق اثرات تنش و پاسخهای مربوطه در تمام سطوح پائين سازمانی ، در فضا و زمان است. Blum,1996) ).سینگ و همکاران گزارش کردند که خشکی به عنوان مهم ترين فاکتورکنترل کننده عملکرد محصولات ، تقريبا” روی کليه فرايندهای رشد گياه تاثير گذار است.خشكي به عنوان مهمترين فاكتور محدود كننده ي غيرزنده رشد و عملكرد گياهان محسوب مي شود (سينگ وهمكاران، 1997 )
براي غلبه بر مشكل خشکی خاكها راهكار زيستي يكي از راهكارهاي اساسي است كه بايد مورد توجه قرار گيرددر اين بين ميتوان به قارچهاي ميكوريزا، اشاره كرد . قارچهاي ميكوريزا آربسكولار نقش مهمي در بهبود تغذيه ورشد گياهان در شرايط خشک دارند .singh et al.,1997))
قارچهاي ميكوريزا با داشتن شبكة هيفي گسترده و افزايش سطح و سرعت جذب ريشه، كارايي گياهان را در جذب آب و عناصرغذايي بويژه عناصر كم تحرك فسفر، روي، مس افزايش داده وبا موجب بهبود رشد آنها ميشوند ( 1994 Marschner & Dell,)
حبوبات پس از غلات، دومین منبع غذایی بشرمحسوب می شوند (شهرام و دانشی، 1384 ). در بین حبوبات، لوبیا یکی از مهمترین این گروه از گیاهان محسوب میشود. حدود 60 درصد تولید لوبیا درکشورهاي در حال توسعه تحت شرایط تنش خشکی؛ انجام می گیرد (کوستا فرانسا و همکاران، 2000, تورکان و همکاران، 2005 ).
لوبيا يكي از مهمترين گونه هاي خانواده لگومينوز است و متعلق به دو جنس فازئولوس و ويگنا مي باشد كه به ترتيب بومي آمريكا و آسيا هستند . لوبيا در پنج قاره دنيا كشت مي گردد و سطح زير كشت جهاني آن حدود 24 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن حدود 500 كيلو گرم در هكتار مي باشد .
لوبيا يكي از مهمترين گياهان زراعي خانواده بقولات است كه در دنياي جديد يكي از منابع مهم پروتئيني و كالري در تغذيه انسان محسوب میشود(Phaseolus vulgaris L.) بطوريكه دانه لوبيا داراي 25-20 درصد پروتئين و 56-50 درصد هيدرات كربن مي باشد(Graham and Ranalli, 1997 ) لوبیا در مقايسه با غلات دیگر 2 تا 3 برابر و نسبت به گياهان نشاسته اي 10 تا 20 برابر بيشتر دانه آن داراي پروتئين است ( مجنون حسيني، 1375).در حال حاضر به دليل اهميت مذكور، سطح زير كشت اين گياه در جهان رو به فزوني است بر اساس آمار انتشار يافته سطح زير كشت جهاني اين گياه بالغ بر 24 ميليون هكتار با متوسط عملكرد جهاني در حدود 600 كيلوگرم در هكتار گزارش شده است وسطح زير كشت اين گياه در ايران 125 هزار هكتار با ميانگين عملكردي بيشتر از متوسط عملكرد جهاني در حدود 1470 كيلوگرم درهكتار گزارش شده است(غفاري خليق، 1379)
مكانيسمهاي غلظت و انتقال عناصرغذايي در گياهان، مانند جريان توده اي، انتشار و يا غلظت و انتقال به وسيله پديده اسمز همگي تابعي از مقداررطوبت موجود در خاك و ريشه است و در صورت كاهش رطوبت، شدت و مقدار غلظت عناصر غذايي دستخوش تغيير و تحول ميگردد (تايز و زايگر1998,)
قارچهاي ميكوريزا قادر خواهند بود كه اثرات نامطلوب تنش خشكي را در گياهان تعديل نمايند (Auge,2001)
1-1- اهداف طرح تحقیق:در این تحقیق سعی میشود با توجه به حساسيت گياه لوبيا به تنش خشکی و اثرات ميكوريزايي شدن لوبيا ، اثر دو گونه قارچ Glomus int–ices و mosseae Glomus بر شرایط تحمل به تنش خشکی بررسی شود و مشخص شود آیا هردوگونه اثرات یکسانی بر گیاه ایفا میکنند.آیا جذب آب و مواد غذایی در شرایط همزیستی تحت تنش افزایش خواهد یافت؟ آیا عمکرد گیاه تحت تاثیر همزیستی قرار گرفته وبهبود خواهد یافت.
1.بررسي اثر قارچ مايكوريزا بر بهبود رشد ريشه گیاه و كارآيي جذب آب و عناصر غذايي در شرايط تنش خشکی .
2.تعيين گونه قارچ مايكوريزامناسب که قادر به افزايش به تحمل گیاه به تنش خشکی است.
1-2 -فرضیه ها:1- همزيستي قارچ ميكوريزا باريشه .لوبیا باعث افزايش رشد ريشه، و كاهش تنش خشکی مي گردد.
2- همزيستي قارچ ميكوريزا باريشه لوبیاباعث

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin