مقاله درباره ، نوغانداری، درآمد، ابریشم، کشاورزان، پیله، پرمحصول، برنج

می‌پذیرند، درحالی که در مناطق بحرانی( مناطقی که در آن‌ها ابزار کافی دردسترس نیست) نیز نیاز به پذیرش تکنولوژی وجود دارد تا با خسارت مقابله کند. در واقع نیاز مبرمی به پذیرش سیستم‌های تخصصی مدرن و مکانیزه در فعالیت‌های نوغانداری وجود دارد. نوغانداران با استفاده از ابزار مدرن و کم‌هزینه در پرورش کرم ابریشم و همچنین کاشت و برداشت توت، می‌توانند از حضور در یک بازار بزرگ لذت ببرند. این بازار می‌تواند نه فقط یک بازار محلی، که یک بازار جهانی باشد (Gowda et al, 2011).
مراکز توسعه نوغانداری به مردم کمک می‌کنند تا از نظر جسمی، روحی و فکری به سطوح بالاتری از زندگی دست یابند. این کار از طریق ارائه فناوری پیشرفته، تعریف و شناسایی دقیق مشکلات آنان، کمک به آنان برای کسب دانش کار و ارائه راهنمایی‌های لازم برای به حداقل رساندن تلفات و افزایش محصول و بهره‌وری صورت می‌گیرد (Singh et al., 2009).
بحث و گفتگو با روستاییان بخش‌هایی از ارمنستان نشان داد که تولید ابریشم به طور کامل فراموش نشده است. مطالعه امکانات و تمایل ساکنین بومی این مناطق نشان داد که اغلب آنها درصورت جمع‌آوری محصول پیله آنان توسط سازمان تشکل یافته، مایل به فعالیت نوغانداری هستند. همچنین بررسی‌ها نشان داد هرچند این افراد با نوغانداری آشنا هستند اما دانسته‌های آنان برای سطوح بالای تولید کافی نیست. این امر نیازمند اجرای برنامه‌های آموزشی پیشرفته ‌است که باید براساس جدیدترین شیوه‌ها و آشنا نمودن نوغانداران با فناوری‌های جدید مورد تأیید بین المللی صورت گیرد. به همین دلیل راهکارهایی همچون دستیابی به پایه‌های حفاظت شده توت و مطالعه آن‌ها براساس واریته، انتخاب خاک مناسب برای ایجاد و توسعه توتستان‌ها وجمع‌آوری اطلاعات درباره تمایل مردم به پرورش کرم ابریشم و منابع جمعیتی و امکانات موجود برای انجام این فعالیت به عنوان اساس کار توسعه نوغانداری در ارمنستان مورد توجه قرارگرفت (Azizyan, 2011).
کشور بلغارستان، باوجود دارا بودن پتانسیل بالا برای توسعه صنعت نوغانداری به لحاظ شرایط مطلوب آب و هوایی و اقتصادی- اجتماعی، به دلیل مواجهه این کشور با تغییرات سریع سیاسی و اقتصادی، نوغانداری در بخش بزرگی از جامعه روستایی غیرفعال گردید و بدین ترتیب فرصت‌های شغلی مربوط به این فعالیت و به‌تبع آن درآمد حاصل از نوغانداری ازدست رفت. ارتقاء صنعت ابریشم از شکل سنتی به صنعتی رویکردی تجاری و اقتصادی دارد به گونه‌ای که فعالیت‌های مربوط به توسعه نوغانداری در بلند مدت به عنوان یک کشت و صنعت ماندگار محسوب می‌گردد. با این توصیف بلغارستان با اتخاذ برنامه‌هایکوتاه‌مدت و بلندمدت، طرحی ملی را برای توسعه نوغانداری و حیات دوباره آن در دستورکار قرارداده‌است. این طرح به دنبال اهدافی همچون افزایش تولید سالانه پیله ابریشم، کاهش مهاجرت روستاییان از طریق ایجاد فرصت شغلی در زمینه ابریشم و صنایع وابسته به آن و افزایش درآمد در جامعه روستایی، ایجاد درآمد ارزی و افزایش درآمد ناخالص ملی، ایجاد ثبات در اقتصاد جوامع روستایی و بهبود شرایط کار و زندگی و غیره بوده ‌است. بدین منظور برای ترغیب هرچه بیشتر کشاورزان به نوغانداری، شبکه‌هایی برای توزیع لارو کرم ابریشم، خرید پیله، خشک کردن، درجه بندی و نگهداری آن ایجاد گردیده‌ است. تولید نهال‌های اصلاح شده با عملکرد دوبرابر و توزیع آن در میان کشاورزان نیز به ترغیب آنان کمک نموده ‌است. ضمن اینکه نوغانداران در تمام دوره پرورش از حمایت‌های مالی و فنی برخوردار می‌گردند (Tzenov, 2007).
در ایالت مقالایا در جنوب غربی هند، با ایجاد یک شبکه اطلاع رسانی اینترنتی، اقدام به اطلاع رسانی به کشاورزان در زمینه تکنیک‌های پرورش، معرفی واریته‌های پرمحصول، مدیریت آفات و بیماری‌های توت و کرم ابریشم، فراوری پیله و سایر نیازمندی‌های آنان می‌نماید. باتوجه به اینکه درحال‌حاضر بخشی از جامعه روستایی را نسل جوان دانش آموخته‌ای تشکیل می‌دهند که فاقد شغل دائمی هستند، این شیوه می‌تواند مشوق آنان برای مبادرت به پرورش کرم ابریشم به عنوان یک فعالیت درآمدزا در مدت زمانی محدود به‌حساب آید. این اطلاعات با توجه به منبع و مرجع آن می‌تواند مورد اعتماد کشاورزان باشد (Guwahati, 2012).
در روستای کوتاایندلو در هندوستان آب مورد نیاز کشاورزی تنها از طریق باران تأمین می‌گردد. این ناپایداری در کشت و کار سبب گردید تا کشاورزان تقاضای کمک و حمایت دولتی داشته باشند. پیشنهاد دولت، هدایت الگوی کشت آنان به سمت یک فعالیت جایگزین بود. بدین ترتیب توسعه نوغانداری در این منطقه در دستور کار قرارگرفت. جوانان بی‌کار و زنان، در برنامه‌های جداگانه تحت حمایت‌های مالی و آموزشی قرارگرفتند. انتخاب‌ها ازمیان کم سوادترین زنان و عقب‌مانده‌ترین بخش جامعه روستایی صورت گرفت و حمایت‌ها شامل آموزش مهارت و پرداخت یارانه و کمک هزینه بود. در اغلب کشورهای درحال توسعه زندگی براساس فعالیت‌های کشاورزی استوار است زیرا تهیه غذا وپوشاک اولویت اصلی برای زندگی است. با این‌حال سطح بهره‌وری کشاورزی در این کشورها بسیار پایین است. به همین سبب همه راه‌کارهای توسعه در این کشورها بر افزایش سطح بهره‌وری در مناطق روستایی استوار است. سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان هندی به این نتیجه رسیده‌اند که فرصت‌های شغلی ایجاد شده باید به اندازه کافی مولد باشد تا بتواند درآمد جامعه فقیر روستایی را به حد مکفی افزایش دهد. آنچه مسلم است این است که کشف فرصت‌های اشتغال مولد تحت برنامه توسعه یکپارچه روستایی برای توسعه اقتصادی این کشور حیاتی است. درحال حاضر پرورش کرم ابریشم امیدوارکننده‌ترین فعالیت روستایی در هندوستان است که با سرمایه‌گذاری حداقل، حداکثر پتانسیل اشتغال و گردش سریع سرمایه را دارا می‌باشد (Kasa, 2005).
در توسعه صنعت ابریشم، مؤسسات و شرکت‌های خریدار پیله و نوغانداران، سرمایه‌گذاران اصلی هستند. با این‌حال به دلیل وجود رقابت نامنظم در بازار پیله و عدم تضمین کافی برای کسب درآمد از این سرمایه‌گذاری، شرکت‌ها تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری ندارند. نوغانداران نیز به علت نوسان شدید قیمت پیله و درآمد بی‌ثبات آن چندان مایل به این سرمایه‌گذاری نیستند. بنابراین توسعه صنعت نوغانداری با موانع مهمی همچون کمبود بودجه لازم، ضعف نوآوری در فناوری، بی‌ثباتی سیستم‌های خدمات فنی و نیز عقب‌ماندگی در ساختارها مواجه است (Kasa, 2005).
بررسی‌های کانتی‌پلدر بنگلادش نشان می‌دهد برخی از ویژگی‌های بیولوژیکی و فیزیکی گونه‌های پرمحصول برنج، به عنوان عوامل تشویق کننده و دلسرد کننده، در پذیرش گونه‌های پرمحصول برنج عمل می‌کنند. مهم‌ترین عامل تشویق کننده در پذیرش گونه‌های پرمحصول برنج، توانایی آن در تولید محصول زیاد می‌باشد. از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق کشاورزان بنگلادش فقیر هستند، لذا قادر به سرمایه‌گذاری در تهیه مناسب نهاده‌ها نیستند. این امر نه تنها به عنوان یک عامل فشار در پذیرش گونه‌های پرمحصول برنج عمل می‌کند بلکه توزیع درآمد نامساوی بین زارعان فقیر و غنی را تشدید می‌کند. رفتار پذیرشی زارعان بنگلادش، بدون شناخت محیط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی آنها به وضوح قابل درک نیست (قلی‌زاده، 1378).
در تحقیقی که مديريت تلفيقي آفات محصول كدو را در جنوب مركزي آمريكا مورد پژوهش قرار داده است مشخص شد فقط يك سوم پاسخ‌ دهندگان، عمليات را به ‌كار گرفته‌اند. از طرف پاسخ ‌دهندگان فقدان اطلاعات مربوط به مدیریت تلفیقی براساس مسائل مختلف آفت، مشكلات و مسائل بازار، مشكلات آب‌‌ و هوايي و محيطي مهم‌ترين موانع پذيرش برشمرده ‌شدند (Riley et al., 1998).
دراست و همكاران (1996) موانع پذيرش عمليات كشاورزي پايدار را پرخرج بودن عمليات‌ها، فقدان دانش يا مهارت خاص و برنامه‌هاي كشاورزي فدرال تعيين نمودند. همچنين گزارش نمودند كه سن كشاورز و اندازه مزرعه فاكتورهاي مهمي درتعيين منابع اطلاعاتي مي‌باشند.
مک‌نامارا (1991) در بررسي عوامل موثر بر پذيرش مديريت تلفيقي آفات در کنترل آفت بادام زميني دريافت که متغير دريافت مواد ترويجي بيشترين ارتباط را با تصميمات پذيرش داشته است. ردي (1989) واکنش سطح کشت برنج را نسبت به تغييرات قيمت و عوامل ديگر در هندوستان مطالعه کرده ‌است. هدف اصلي تحقيق وي تعيين اهميت نسبي عوامل قيمتي و غير قيمتي در توسعة کشت برنج بوده و نتايج گوياي اثر کمتر عامل قيمت نسبت به اثر ساير عوامل است.
بر اساس تحقيق جوشي (1993) در فيليپين محصول قابل فروش، اندازه خانوار و متغير مجازي قوميت مهم‌ترين عوامل مؤثر بر

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin