پایان نامه درباره برنج، سمپاشی، آفت، تیمار، مازندران، ساقهخوار، دستجات، کاشت

سیلوییانجام داد به این نتایج دست پیدا کرد که، الگوی کاشت 50 سانتیمتری از لحاظ اقتصادی به عنوان بهترین الگو پیشنهاد شد.
ترکنژاد و همکاران (1385) درتحقیقی که در زمینه ارزیابی فنی و اقتصادی روش آبیاری قطرهای درگندم و مقایسه آن با روش آبیاری سطحی انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، هرچند نسبت منفعت به هزینه در آبیاری سطحی بیشتر ازآبیاری قطرهای بود اما بهرهوری مصرف آب به ازای هر واحد آب مصرفی در آبیاری قطرهای در مقایسه با روش سطحی حدوداً دو برابر بود.
حسنجانی و همکاران (1386) درتحقیقی که در زمینه ارزیابی روشهای مختلف برداشت برنج در استان گیلان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، ظرفیت مزرعهای موثر در برداشت با دروگر بیشتر از روشهای دیگر بود.
فرقانیالهآبادی و همکاران (1387) درتحقیقی که در زمینه ارزیابی و مقایسه روشهای متداول کاشت گندم پاییزه آبی در منطفه شهر ری انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین تیمارها از لحاظ فاکتورهایی چون یکنواختی توزیع سطحی بذرها در خاک و درصد سبز شدن بوتهها اختلاف معنیداری وجود نداشت.
اسکو و همکاران (1390)، در تحقیقی تحت عنوان توسعه راهبرد مدیریت ساقهخوار نواری در برنج هیبرید در مازندران با بکارگیری روشهای کنترل (بیولوژیکی،بیولوژیکی-مکانیکی و شیمیایی) و اثر دو تاریخ کاشت بر آلودگی این آفت در برنج هیبرید (دیلم) در طرح بلوک کامل تصادفی در 4 تکرار در استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت.برای ارزیابی،در مرحله رویشی درصد جوانههای مرکزی مرده و در مرحله زایشی درصد خوشههای سفید شده تعیین شد و مقایسه میانگین با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن صورتپذیرفت.کمترین میزان آلودگی در مرحله رویشی با اعمال روش مکانیکی-بیولوژیکی و در مرحله زایشی در تیمارهای شیمیایی و بیولوژیکی-مکانیکی مشاهده شد.همچنین مقایسه دو تاریخ کاشت بر میزان آلودگی برنج دیلم به ساقهخوار نواری نشان داد که زودکاشتی در مازندران می تواند عامل موثری در پایین آوردن خسارت این آفت در برنج دیلم باشد.
عمواقلی و همکاران (1388)، در پژوهشی با موضوع مطالعه کاربرد دفعات مصرف حشرهکش دیازینون علیه کرم ساقهخوار روی سه رقم برنج در مازندران به نتایجی دست یافتند که نشان داد اثر سال روی تمامی صفات و اثرات ارقام برنج و دفعات سمپاشی روی کلیه صفات به جز کاهش عملکرد در سطح احتمال 1٪ معنیدار گردید.با مقایسه میانگینها مشخص گردید که در سال اول آزمایش تعدادسافههای آلوده قبل و بعد از سمپاشی نسلهای اول و دوم،درصد جوانه مرکزی خشک شده و خوشههای سفید شده بیشتر بود.از میان ارقام مختلف برنج،رقم طارم محلی از نظر تعداد سافههای آلوده در زمانهای قبل و بعد از سمپاشی نسل اول و دوم،جوانه مرکزی خشک شده و خوشههای سفید شده نسبت به بقیه ارقام حساستر بود.همچنین در میان تیمارهای مختلف سمپاشی بیشترین آلودگی مربوط به تیمارهای شاهد و نسل دوم سمپاشی و کمترین آن مربوط به تیمارهای 1،2 و 4 بار سمپاشی بدست آمد که ار نظر آماری نیز در یک گروه قرار گرفتند.این پژوهش نشان داد که رقم طارم محلی به عنوان رقمی حساس معرفی شده و تیمار یکبار سمپاشی برای کنترل کرم سافهخوار روی ارقام زودرس و میانرس برنج،راهکاری ایمن از نظر زیست محیطی و اقتصادی در اکوسیستم شالیزار قابل توصیه است.
طبری و همکاران (1389)، پژوهشی تحت عنوان عدم استفاده از حشرهکشها علیه کرم ساقهخوار در خزانههای برنج استان مازندران انجام دادهاند. بر این اساس تحقیقی در دو مقوله مختلف شامل:1-بررسی تراکم دستجات تخم آفت در خزانههای ارقام مختلف برنج، 2-بررسی تراکم دستجات تخم آفت در خزانههای مناطق مختلف مازندران انجام شد تا ضمن شناسایی ارقام حساس و مقاوم برنج به آفت،ضرورت استفاده از سموم شیمیایی در خزانهها نیز مورد بررسی قرار گیرد.نتایج این پژوهش نشان داد که بالاترین میزان آلودگی روی ارقام طارم و فجر و پائینترین آلودگی روی رقم کادوس بدست آمد.مقایسه میانگین تعداد دستجات تخمC. SUPPRESSALIS در مراحل مختلف نمونهبرداری از تاریخ هیجدهم اردیبهشت تا دوم خرداد1385 نشان داد که بین زمانهای مختلف نمونهبرداری هیچ گونه تفاوت معنیداری وجود ندارد.نتایج تجزیه وتحلیل آماری مربوط به تراکم دستجات تخم کرم ساقهخوار برنج در مناطق مختلف مازندران مرکزی نشان داد که هیچ یک از منابع تغییرات در سطح آماری 5 درصد معنیدار نیستند که دلیل این امر تراکم بسیار پائین دستجات تخم آفت در تمام مناطق تحت نمونهبرداری بود.به این ترتیب نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که تراکم دستجات تخم کرم ساقهخوار برنج در تمام خزانههایی که در منطقه مازندران مورد بررسی قرار گرفتند بسیار پائین بود و حتی در اغلب موارد دستجات تخم آفت مشاهده نشد واین در حالی است که حجم قابل ملاحظهای از حشرهکشهای مصرفی در شالیزارهای شمال در مرحله خزانه به مصرف میرسد.با توجه به نتایج این تحقیق توصیه میشود که بکارگیری حشرهکشها در خزانههای برنج به طور کامل حذف شود.زیرا نه تنها ضرورتی ندارد بلکه باعث افزایش هزینههای مصرفی برای شالیکاران و نیز موجب آلودگی محیط زیست میشود.
مجیدی شیلسر و عبادی (1391)، در تحقیقی با عنوان مدیریت کرم ساقهخوار نواری روی برنج هیبرید در شالیزار به نتایجی دست یافتند.نتایج این بررسی نشان داد که بیشترین آلودگی جوانههای مرکزی خشک شده در مرحله رویشی مربوط به تیمار شاهد (1.78٪) و زود کاشت(0.77٪) مشاهده شد.بیشترین آلودگی خوشههای سفید شده در تیمار شاهد (3.32٪) و دیر کاشت (2.49٪) مشاهده گردید.بیشترین میانگین تعداد لارو آفت ساقهخوار در مرحله رویشی برنج در تیمار شاهد (5.54) و زود کاشت (3.22) و کمترین تعداد مربوط به تیمار سمپاشی (1.07) بود.بیشترین میانگین تعداد لارو در مرحله زایشی گیاه برنج مربوط به تیمار شاهد و دیرکاشت و کمترین تعداد لارو در تیمار تلفیق دو روش رهاسازی زنبور تریکوگراما Trichogramma evanescensو سمپاشی بوده است.بیشترین عملکرد مربوط به تیمار تلفیق رهاسازی زنبور تریکوگراما و سمپاشی با سم دیازینون گرانول با میانگین 7512.50 کیلوگرم بدست آمد.کمترین عملکرد مربوط به تیمار شاهد و دیرکاشت با 4368.80 و 4580.90 کیلوگرم بوده است.میانگین خسارت زودکاشت در حد قابل توجهی کمتر از دیرکاشت بود.این تحقیق نشان داد که مناسبترین روش برای کنترل این آفت بکارگیری تلفیقی از روشهای مدیریت زمان (زودکاشت) و استفاده از زنبور تریکوگراما Trichogramma evanescensبه همراه سمپاشی میباشد.
سعیدی (1388)، در پژوهشی تحت عنوان ضرورت توجه ویژه به مدیریت کنترل تلفیقی آفات ((IPM در بخش کشاورزی در استان چهار محال و بختیاری اشاره کرد که مدیریت تلفیقی آفات که خود بخشی از نگرش جامع مدیریت محصول (ICM) است شامل به کارگیری مجموعهای از روشهایی است که ضمن دستیابی به کنترل اقتصادی و پایدار آفت، استفاده از مواد شیمیایی و در نتیجه خطرات زیستمحیطی را به حداقل میرساند.از آنجایی که جمعیت آفت و روشهای کنترل آن تحت تاثیر عوامل مختلفی نظیر نوع رقم، نوع خاک، توپوگرافی، پیشینه کشت، شرایط آب و هوایی و … قرار میگیرد، لذا برای هر منطقه ارائه یک برنامه مدیریتی بر مبنای یافتههای تحقیقاتی امری ضروری است.شناسایی دقیق آفات و دشمنان طبیعی آنها، توجه ویژه به تولید بذر و نهال گواهی شده، تحقیقات لازم در زمینه تولید ارقام مقاوم به آفات و بیماریها، به کارگیری روشهای زراعی مناسب، اجرای به موقع و مناسب از آفتکشها مسائل مهمی هستند که باید در برنامهریزیهای آینده مورد توجه قرار گیرند.تلاش محققین بخش تحقیقات گیاهپزشکی و کارشناسان حفظ نباتات استان منجر به شناسایی آفات و عوامل بیماریزا محصولات کشاورزی و بررسی بیولوژی آنها در استان، توصیه روشهای غیر شیمیایی جهت کنترل شتهها و کنه تارتن بادام در حاشیه زایندهرود، ارائه برنامه مدیریت کنترل انبوهی کنه تارتن لوبیا با محوریت ارقام مقاوم در منطقه لردگان، توصیه روشهای زراعی کنترل بیماریهای ویروسی غلات در استان،تکثیر زنبور تریکوگراما (Trichogramma evanescens) و رهاسازی آن جهت کنترل کرم سیب و … و در نتیجه کاهش مصرف دهها هزار لیتر سم در استان شده است.
جدول شماره (2-1) چهارچوب نظری تحقیقنام محقق عنوان نتیجه
زارع و همکاران
(1386) مقایسه اقتصادی و فنی کنترل شیمیایی و بیولوژیک سفید بالک پنبه در مزارع برنج استان فارس بر اساس قیمتهای سال 1380 و با توجه به مصرف متوسط 4 لیتر سم در هکتاردر مزارع، و هزینه کنترل بیولوژیک در یک هکتار حداکثر 184000 ریال در نظر گرفته شد و از نظر اقتصادی قابل جایگزین با روش شیمیایی بود
یوسفی و همکاران
( 1386) مقایسه روشهای مبارزه(مکانیکی،فیزیکی و شیمیایی) با علفهای هرز خزانه کاج تهران در نهالستان بزرگ کرج از نظر مقایسه هزینههای انجام شده، مبارزه شیمیایی اقتصادیترین روش

متن کامل در سایت homatez.com