مقاله با موضوع اخلاقی، زیباشناختی، قبح، کمال، زیرگروه، (نقص)، (قبح)، هنری

خارجی داشته باشند، نه خوبند و نه بد و ارزش خنثی دارند.
بر این اساس می‌توان گفت ملاک خوبی برخی از افعال، تناسب و تلایم میان آن‌ها و هدف مطلوب انسانی است و معیار بدی کارها، تباین و ناسازگاری آن‌ها با کمال مطلوب او است. خوبی و بدی از رابطه‌ی علی و معلولی که میان کارهای اختیاری و کمال مطلوب او برقرار است، انتزاع می‌شوند و به درستی می‌توان افعال آدمی را به آن‌ها متصف کرد. کمال در این دیدگاه خواستن رضای خدا و تنها خدا را خواستن و رسیدن به قرب الهی است و این بالاترین هدفی است که برای سیر تکاملی انسان وضع می‌شود و ارزش رفتارهای اخلاقی، از آن‌جا ناشی می‌شود که یا مستقیماً موجب قرب الهی می‌شوند یا زمینه‌ی تقرب به خدا را فراهم می‌آورند. از این‌رو کشف تلایم یا عدم تلایم یک فعل با کمال اهمیت زیادی در این دیدگاه دارد. در برخی امور، عقل به تنهایی توانایی کشف رابطه‌ی میان افعال اختیاری و نتایج و پیامدهای آن‌ها را دارد و در مواردی هم به ویژه در مصادیق و جزییات عقل به تنهایی قادر به کشف رابطه نیست و شرع مقدس و وحی نیاز است عقل را در کشف روابط چنین کارهایی با کمال مطلوب یاری رساند و این لطف خدا به بندگانش است.
مؤلفه‌های نخستین این دیدگاه، آن را در زمره‌ی دیدگاه‌های شناخت‌گرا و تعریف‌گرا قرار می‌دهد و مؤلفه‌های پسین آن که خوبی را تلایم با کمال غایی و شناخت مصادیق را از طریق دین می‌داند، این دیدگاه را در زمره‌ی دیدگاه‌های مابعدالطبیعی اخلاقی قرار می‌دهد. حال بر اساس دیدگاه مختار، می‌توان معنای قبح اخلاقی فیلم را تبیین کرد.
پیش‌تر هم ذکر شد که پرداختن به این مفهوم و اتخاذ رویکرد برای مسأله‌ی اصلی پژوهش یعنی بررسی نسبت ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی فیلم، ضرورتی ندارد، اما از آن‌جایی که در فصل سوم در بررسی‌های موردی به رویکرد نیاز خواهیم داشت، این دیدگاه به عنوان پیش فرض پژوهش انتخاب و تبیین شد.
طبق این دیدگاه، فیلمی دارای قبح اخلاقی است که امری غیرملایم با کمال غایی یعنی مصادیقی که در شرع اسلام که از منظر اخلاقی مذموم‌اند، داشته باشد. به گونه‌ای که این امر غیرملایم با کمال غایی را امری اخلاقی معرفی کند یا امری ملایم با کمال غایی را امری غیراخلاقی معرفی می‌کند و در هر دو حالت پاسخی از مخاطب بطلبد یا به او توصیه کند که برخلاف این کمال غایی باشد. جست‌وجوی قبح اخلاقی در عناصر داستانی و تکنیک‌های بصری فیلم صورت می‌پذیرد، یعنی همان دو بخشی که تفکیک‌ناپذیرند. در واقع این جست‌وجو در عناصری است که با شیوه‌ی بیانی داستان فیلم به طور مستقیم در ارتباطند که می‌توان آن‌ها را چنین برشمرد: قصه (توصیفی از وقایع در برش‌های زمان خاص خود)، شخصیت‌سازی‌ها، تضاد، تم‌ها، صحنه‌پردازی‌ها، نمادها و مانند آن. برای نمونه فیلم‌های «تولد یک ملت» (1915) و «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید» (1967) هر دو نژادپرستی را در داستان خود به شکل‌های متفاوت مطرح می‌کنند، اما نمی‌توان هر دو را از منظر اخلاقی در یک قالب گنجاند. «تولد یک ملت» نژادپرستی را تبلیغ و ترویج می‌دهد و از مخاطب پاسخی همین‌گونه می‌طلبد، اما فیلم «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید» با طرح نژادپرستی، آن را محکوم کرده و به نقد می‌کشاند. از این‌رو، بر اساس دیدگاه مختار در معنای قبح اخلاقی، تنها اثر نخست دارای قبح اخلاقی است.
پس از بررسی و تأیید وجود قبح اخلاقی در فیلم، می‌توان به مرحله‌ی بعدی بحث رجوع کرد. به سخنی دیگر هر فیلم از منظر این دیدگاه فرااخلاقی بررسی می‌شود و اگر دارای قبح اخلاقی باشد، گزاره‌ی «فیلم الف دارای قبح اخلاقی است» به عنوان یکی از مقدمات استدلال قرار می‌گیرد و بر اساس کبرای استدلال (که در فصل دوم پرداخته می‌شود) می‌توان نتیجه گرفت که «فیلم الف به دلیل داشتن قبح اخلاقی، از منظر زیباشناختی ضعف دارد».
2ـ4ـ ارزش زیباشناختی فیلمدر میان منتقدان هنر، هیچ اختلافی در این اصل محوری نقد وجود ندارد که داوری باید مبتنی بر نظامی از معیارها باشد که قضایای آن به نوبه‌ی خود مدلل باشند و اختلاف تنها بر سر تعیین معیارها است. می‌توان گفت تمام نظریه‌های اصلی در باب نظریه‌ی فیلم، به طور ضمنی توضیحی در باب ارزش زیباشناختی آن نیز دارند، همان‌طوری که تمام نظریه‌های اصلی در باب تعریف هنر نیز به طور ضمنی توضیحی در باب ارزش هنر دارند.
تعاریف ارایه شده در زمینه‌ی ارزش زیباشناختی اثر هنری، در قالب دو گروه عمده قرار می‌گیرند. گروه نخست تعاریفی هستند که ارزش زیباشناختی را در ویژگی‌های اثر هنری می‌دانند و در مجموع از آن‌ها به عنوان «ویژگی‌های زیباشناختی» یاد می‌کنند. افرادی همچون گلدمن، سیبلی، زماک و زنگویل از این دیدگاه حمایت می‌کنند. در یک تعریف کلی، ویژگی‌های زیباشناختی عبارتند از خصوصیات ادراکی یا مشاهده‌پذیر؛ خصوصیاتی که مستقیماً در معرض تجربه قرار می‌گیرند و خصوصیات مرتبط با ارزش زیباشناختی اشیایی که از آن خصوصیات برخوردارند. گروه دوم تعاریفی هستند که ارزش زیباشناختی را در تجربه‌ی اثر هنری یا چیزهای دیگری می‌یابند که در اثر ارتباط نزدیک با آثار هنری پدید می‌آیند. افرادی همچون بیردزلی، باد، دیکی و لوینسون نیز از این دیدگاه حمایت می‌کنند. بیردزلی در باره‌ی ارزش زیباشناختی اثر هنری بر این باور است که آثار هنری از آن جهت که می‌توانند تجربه‌های ارزشمند خلق کنند، از حیث ابزاری دارای ارزشند و این ارزش جنبه‌ی بیرونی دارد. آن‌چه در بخش‌های بعدی نسبت به ارزش زیباشناختی فیلم در دیدگاه‌های میانه‌روی کرول و کی‌یران بیان می‌شود، در واقع بر اساس پیش فرض گرفتن تعریف ارزش زیباشناختی بر اساس تجربه‌ی زیباشناختی شکل گرفته است. بر همین اسا، کی‌یران این امر را توضیح می‌دهد که مهم شمردن ارزش هنر به این معنا است که آن تجربه‌ی تخیلی حاصل شده را به شایستگی درک کنیم، تجربه‌ای که ممکن است زیبا، تکان دهنده، نشاط آور، لذت‌بخش، خردمندانه، عمیق و مانند آن باشد. ماهیت ویژه‌ی اثر است که ذهن فعال ما را هدایت می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد. بنابر این جنبه‌ای در تجربه‌ی اثر ویژه نهفته است که اگر از نظر هنری با ارزش باشد، نمی‌توان آن را با اثر دیگری جایگزین کرد.
فصل دوم: نسبت هنر با اخلاق
1ـ ملاک تقسیم‌بندی دیدگاه‌هاپس از آن‌که در فصل پیشین برخی از مقدمات و پیش‌فرض‌ها تبیین شد، در این فصل ابتدا به دو شیوه‌ی تقسیم‌بندی دیدگاه‌ها در زمینه‌ی نسبت ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی اشاره می‌شود و پس از آن به سراغ مهم‌ترین دیدگاه‌ها در این زمینه می‌روم. با مرور بر منابع موجود می‌توان به دو تقسیم‌بندی در این زمینه دست یافت.
1ـ1ـ ارتباط زیباشناختیدر این تقسیم‌بندی با توجه به نوع ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی، دیدگاه‌ها تقسیم می‌شوند. از این منظر، گروه نخست قایل به عدم ارتباط حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی هستند که خود دارای دو زیرگروه است. زیرگروه نخست نقد اخلاقی را هم جایز نمی‌دانند. این زیرگروه با نام‌های «خودآیینی‌گرایی افراطی»، «خودآیینی‌گرایی نامحدود» و «زیباگرایی» خوانده می‌شوند. زیرگروه دوم ارتباط میان ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی را نفی می‌کنند، اما نقد اخلاقی را جایز می‌دانند که با نام‌های «خودآیینی‌گرایی میانه‌رو» و «زیباگرایی پیچیده» خوانده می‌شوند. گروه دوم قایل به ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی هستند. این گروه نیز دارای دو زیرگروه است. زیرگروه نخست ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی را در تمام موارد جاری می‌داند و دارای دو شاخه است. شاخه‌ی نخست حسن (قبح) اخلاقی را در تمام موارد ارزش (نقص) زیباشناختی می‌شمارند که با نام‌های «اخلاق‌گرایی»، «اخلاق‌گرایی افراطی»، «اخلاق‌گرایی نامحدود» خوانده می‌شوند. این شاخه به سه زیرشاخه‌ی «افلاطون‌گرایی»، «آرمان‌شهرباوری» و «اخلاق‌گرایی متغیر جامع» تقسیم می‌شود که شرح آن‌ها در بخش‌های بعدی می‌آید. شاخه‌ی دوم از زیرگروه نخست گروه دوم، قبح اخلاقی را در تمام موارد ارزش زیباشناختی می‌شمارند که «نااخلاق‌گرایی» و «نااخلاق‌گرایی نامحدود» نام دارند. اما زیرگروه دوم گروه دوم، دیدگاهی است که ارتباط میان حسن (قبح) اخلاقی با ارزش (نقص) زیباشناختی را فقط در برخی موارد جاری می‌داند. این زیرگروه نیز دو شاخه دارد. شاخه‌ی نخست حسن (قبح) اخلاقی را در برخی موارد ارزش (نقص) زیباشناختی می‌شمارند که با نام‌های «اصالت اخلاق»، «اخلاق‌گرایی میانه‌رو»، «میانه‌روترین اخلاق‌گرایی» خوانده می‌شوند. شاخه‌ی دوم قبح اخلاقی را در برخی موارد ارزش

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin