پایان نامه درمورد تربیت، «تربیت»، تربیتی، «هدایت»، قرآن، «هدایت، اخلاق، معانی

و در عرض آن قرار گیرد؛ چنانکه کاربرد اصطلاح «آموزش و پرورش» بر این اساس است؛ همچنین میتوان «آموزش» را جزئی از تربیت، که مرتبط با ساحت ذهنی وجود انسان است، قلمداد نمود.
«تبلیغ» به معنای «رساندن»، «رساندن به حدّ اعلی» و «مقصد نهایی» آمده است. در معنای اصطلاحی نیز با وجود تعاریف گوناگون، دو دسته تعریف دیده میشود. دسته اوّل تعاریفی که تبلیغ را صرفاً اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی میدانند. دسته دوّم تعاریفی که علاوه بر آگاهی بخشی، بر عنصر تأثیر‌گذاری و تغییر نگرش و رفتار مخاطبان نیز تأکید میکنند؛ بنابر این تبلیغ در معنای پیام رسانیِ صرف، با مفهوم آموزش و یاددهی نزدیکی پیدا میکند و در معنای دوّم و با در نظر گرفتن عنصر تغییر بینش، گرایش و رفتار، با مفهوم تربیت هم مرز میگردد که رویکرد دوّم، با تخصّصی‌ شدن تبلیغات و تنوّع ابزارها و تلاشهای علمی و روانشناسانه متختصّصان و اصحاب رسانه برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتارهای عمومی، غلبه یافته است.
با وجود وجوه اشتراک میان تربیت و تبلیغ، مرزهای روشنی نیز میان آن دو دیده میشود. در جنس تربیت در معنای خاص و مؤثّر آن، تدریجی بودن، تأثیر گذاری، پایداری، و استمرار دیده میشود؛ از این‌رو اگر تأثیر صورت گرفته در مخاطب، مستمر و پایدار باشد و در عمق شخصیت وی نفوذ کند، تربیت صورت گرفته است؛ بر خلاف تبلیغ که معمولا این عناصر در جنس و مفهوم آن دیده نمیشود. همچنین رابطه مربّی و متربّی در امر تربیت بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر از رابطه مبلّغ با مخاطب خویش است؛ ضمن اینکه جنس فرآیند «تربیت» آگاهانه ولی تأثیر «تبلیغ» عمدتاً ناآگاهانه است. البته اگر نسبت میان تبلیغ و تربیت در معنای عام آن سنجیده شود بسیار به هم نزدیک میگردند.
«تأدیب»: با بررسی تحلیلی و گسترده معانی و کاربردهای گوناگون واژه تأدیب در فارسی و عربی، که در پژوهشی دیگر انجام شده، حدّاقل چهار معنای «آداب آموزی، علم آموزی، اخلاق آموزی، و تربیت» دیده میشود؛ بنابر‌این ضروری است که در مقایسه میان مفهوم تأدیب و تربیت، منظور خود را از تربیت و تأدیب روشن کنیم. با توجّه به تعاریف و سطوح مختلفی که از تربیت به دست داده شد و مقایسه آن با معانی وکاربردهای تأدیب، ارتباط روشن میان آن دو نیازمند تفصیل نیست.
اصطلاحات «تطهیر، تهذیب، اصلاح»، نیز هر چند ایجاد تغییر مطلوب در خود یا دیگران را بر عهده دارند؛ امّا در معنای مرکزی آن، بیشتر بر نقش مانع زدایی در روند تغییرات مطلوب تأکید شده است که خود بخشی از رسالت‌های فرآیند تربیت است؛ از این‌رو تعریف تربیت به هر یک از این اصطلاحات، تعریف به جزء شیئ خواهد بود.
اصطلاحات «تذکّر» و «موعظه» نیز بیشتر جنبه ابلاغی دارد و چیزی نظیر معنای عام «تبلیغ» و «ارشاد» است و پیگیر ایجاد تغییرات مطلوب در انسان نیست. در دانش تعلیم و تربیت از «تذکّر» و «موعظه» به عنوان دو نمونه از روش‌های مطلوب در فرآیند تربیت نامبرده میشود.
«تزکیه» که در آن دو معنای «رشد و بالندگی» و «اصلاح و پاکسازی» با تأکید بر معنای اوّل، نهفته است به تربیت و اهداف آن بسیار نزدیک است چه آنکه در اشتقاقات تربیت نیز معانی رشد و بالندگی وجود دارد؛ امّا از منظر قلمرو و شمول، تزکیه نسبت به تربیت، تنگنایی مفهومی دارد؛ زیرا تزکیه، محور رشد را پاکی معرفی می‌کند و تنها شامل تربیت صحیح و معنوی است؛ در حالی‌که تربیت می‌تواند تربیت ناسالم را نیز در برگیرد؛ همچنین تزکیه، همه کارکردهای تربیت؛ همچون پرورش و تأمین همه‌جانبه نیازهای مادی و جسمی انسان‌ها، به ویژه عهده‌دار بودن مستقیم تربیت فیزیکی تربیت‌شوندگان را در بر‌نمیگیرد؛ شاید به همین دلیل قرآن کریم، آن‌گاه که از تربیت‌کنندگان در دو ساحت تربیت مادی و معنوی، همچون خداوند، والدین و یا نقش فرعون در تربیت موسی سخن می‌گوید، با واژه «تربیت» یاد می‌کند؛ اما آن‌گاه که از نقش تربیتی پیامبر سخن می‌گوید، واژه «تزکیه» را به کار میبرد، چرا که حوزه تربیتی پیامبر به تزکیه و پیرایش معنوی انسان‌ها محدود می‌شود؛ حال آنکه کارکرد تربیتی سایر مربّیان که قرآن از آنها یاد کرده است، شامل هر دو بُعد مادی و معنوی تربیت می‌گردد. نکته آخر اینکه «تزکیه» عمدتاً مربوط به پالایش صفات و ناظر به «اخلاق» است؛ برخلاف «تربیت» که بیشتر به رفتارهای متربّیان توجّه دارد.
«ارشاد» از «رشد» به معنای نموّ گرفته شده است. «رشد» و مشتقات آن در نوزده آیه بهکار رفته و هسته معنایی و کاربردهای آن، بیانگر حقیقتی متعالی و مفهومی ارزشی و کاملاً مرتبط و همسو با اهداف تربیت و کارکرد آن و نیز مقاصد قرآن و بعد هدایتی و تربیتی آن است؛ از این رو عناصر «جامعنگری، انتخاب احسن، خردورزی و اقامه برهان» با حقیقت آن در قرآن گره خورده است. «رشد» در فرهنگ قرآن هرگز به معنای رشد جسمی به کار نرفته است؛ بلکه از واژههای حوزه عقل و فکر است که با عقل و ایمان تکامل مییابد؛ برخلاف کاربردهای متعارف آن در فارسی که عمدتاً در معنای جسمی به‌کار میرود. «رشد» مقصد هدایت قرآن است: «يَهْدي إِلَى الرُّشْد». وقتی متربّی از نظر تربیتی و اخلاقی به سطح سلامتی رسید کار مربّی پایان نمییابد؛ بلکه نوبت به هدفی والاتر یعنی رشد‌دهی اخلاقی و تربیتی می‌رسد. اگر وظایف سه‌گانه مربّی را عبارت از پیشگیری، اصلاح و رشد بدانیم، رشد دادن مرحله تکامل یافته تربیت و هدف عالی و نهایی آن است.
اینک به تحلیل هدایت، اخلاق و عرفان که ارتباط بیشتری با اهداف این پژوهش دارد و در جریان‌های تفسیری به تفسیر تربیتی نزدیک‌تر است می‌پردازیم.
هدایت«هدایت» در فارسی به معنای «راهنمایی کردن» و «نمودن راه راست» و در عربی به معنای «الرشاد و الدلاله» و ضدّ «ضلال و گمراهی» است. «هدایت» در فرهنگ دینی از لحاظ منبع، به هدایت «تکوینی و تشریعی»، از لحاظ دایره شمول هدایت‌شوندگان، به «هدایت عامه» و «هدایت خاصه»، و از لحاظ کیفیّت هدایت، به هدایت «ارائه‌ای و ایصالی» تقسیم می‌شود. در هدایت ارائه‌ای تنها، راه نشان داده می‌شود که به آن «ارائه طریق» یا «ارشادی» می‌گویند و در هدایت ایصالی، هدایت‌کننده، فرد را به سرمنزل مقصود می‌رساند که از آن به «ایصال الی المطلوب» تعبیر می‌شود. معنای عامّ هدایت، عمدتاً جنبه ارائه‌ای دارد و معنای خاصّ آن جنبه ایصالی و هدف‌رسانی. هدایت در معنای عام، نسبت به تحقق نتیجه و راه‌یافتگی مطلق است؛ یعنی چه مخاطبان به مقصد راه یابند یا راه نیابند، هدایت صدق می‌کند امّا هدایت خاصّه همان ایصال الی المطلوب است که بدون آن هدایت محقق نشده است.
نسبت هدایت و تربیتتحلیلی که در باب هدایت صورت گرفت می‌تواند بر جریان تربیت نیز منطبق گردد؛ از یک منظر می‌توان «ارائه طریق» را همان «هدایتِ شناختی» یا «تعلیم»، و «هدایت ایصالی» را همان «هدایت عملی» یا «تربیت» دانست. از منظری دیگر نیز می‌توان «هدایت» را همان «تربیت» دانست؛ زیرا عنوان عام «هدایت» با «تربیت» عام و عنوان خاص «هدایت» با «تربیت» خاص منطبق گردد. از آن جا که عنوان «تربیت» ضرورتاً به تربیت نتیجه بخش اطلاق نمی شود؛ بلکه هر گاه عملِ تربیتی صورت گیرد نیز عنوان «تربیت» محقق می‌شود و به عامل آن «مربّی» گفته می‌شود؛ بنابراین «تربیت» می‌تواند با عنوان عام «هدایت» که مشروط به هدایت‌پذیری نیست منطبق گردد؛ اما در صورتی که مراد ما از «تربیت»، «تربیت مؤثر» باشد؛ به گونه‌ای که در صورت عدم حصول نتیجه، عمل تربیتی را تحقق یافته ندانیم، می‌توان آن را با «هدایت خاصه» و «ایصالی» منطبق ساخت؛ جز آنکه میان متعلق و محتوای «تربیت» با متعلق و محتوای «هدایت» در معنای عام تفاوت وجود دارد. محتوای »تربیت» چه در تربیت «ارشادی» و چه «ایصالی»(مؤثر)، مسائل مرتبط با شکوفایی استعدادهای متربّیان است اما محتوای معنای عام هدایت می‌تواند اموری که ربطی به کمال و رشد استعدادهای مخاطبان ندارد را نیز شامل شود. اما «هدایت» در معنای خاص با «تربیت» رابطه بسیار نزدیکی دارد؛ شاید به همین دلیل است که برخی در تعریف «تربیت» از واژه «هدایت» بهره جسته‌اند؛
اخلاق اخلاق جمع خُلُق یا خُلق به معانی «سرشت، طبیعت، عادت، خوی» و… به کار می‌رود و حکایت گر صورت باطنی و ناپیدای وجود انسان است. و خَلق بر صورت ظاهری و دیدنی انسان دلالت دارد.
در اصطلاح، این واژه معانی و کاربردهای گوناگونی دارد؛ از جمله، صفات نفسانی، صفات راسخ نفسانی، فضایل اخلاقی، نهاد اخلاقی زندگی، نظام رفتاری حاکم بر افراد، آثار عمل، شخصیت و سجیت، دانش اخلاق. مراد ما در این نوشتار، علم اخلاق است که آن نیز مانند معنای اصطلاحی اخلاق، تعاریف گوناگونی یافته است. علم اخلاق در تعریف مورد نظر ما عبارت است از:
«دانش شناخت فضایل و

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin