پایان نامه درباره رتبهبندی، خودرو، مديران، سنتی، مدیران، مالكان، سرمایهگذاری، سهامي

تصمیم55
جدول 3-6 تعیین شاخص مطلوبیت (S) و شاخص نارضایتی (R)55
جدول 3-7 محاسبه مقدار Q و رتبهبندی نهایی56
جدول 3-8. متغیرهای زبانی و اعداد فازی مثلثی مربوط 61
جدول 4-1. متغیرهای زبانی و اعداد فازی مثلثی مربوط73
جدول 4-2. ماتریس مقایسات زوجی شاخصهای سنتی75
جدول 4-3. ماتریس مقایسات زوجی شاخصهای مبتنی بر ارزش75
جدول 4-4. ماتریس مقایسات زوجی شاخصهای سنتی و مبتنی بر ارزش75
جدول 4-5. ارزش کل AFP برای شرکتهای دارویی77
جدول 4-6. محاسبه کل شاخص اصلی VFP برای شرکتهای دارویی78
جدول 4-7. محاسبه کل شاخص اصلی AFP برای شرکتهای گروه فلزات اساسی79
جدول 4-8. محاسبه کل شاخص اصلی VFP برای شرکتهای گروه فلزات اساسی80
جدول 4-9. محاسبه کل شاخص اصلی AFP برای شرکتهای گروه خودرو و قطعات خودرو81
جدول 4-10. محاسبه کل شاخص اصلی VFP برای شرکتهای گروه خودرو و قطعات خودرو82
جدول 4-11. رتبهبندی شرکتهای گروه دارویی با استفاده از تاپسیس 83
جدول 4-12. رتبهبندی شرکتهای گروه فلزات اساسی با استفاده از تاپسیس84
جدول 4-13. رتبهبندی شرکتهای خودرو و قطعات خودرو با استفاده از تاپسیس 85
جدول 4-14. رتبهبندی شرکتهای گروه دارویی با استفاده از ویکور86
جدول 4-15. رتبهبندی شرکتهای گروه فلزات اساسی با استفاده از ویکور87
جدول 4-16. رتبهبندی شرکتهای خودرو و قطعات خودرو با استفاده از ویکور88
جدول 4-17. نتایج آزمون دو جملهای در سطح اختلاف رتبهای 592
جدول 4-18. نتایج آزمون دو جملهای در سطح اختلاف رتبهای 1093
عنوان صفحه
جدول 4-19. رتبهبندی نهایی94
فصل اول

کليات پژوهش
1-1- مقدمه
پيدايش انقلاب صنعتي و تداوم آن در اروپا در قرن نوزدهم، شکلگيري كارخانه‌هاي بزرگ و انجام طرح‌هاي عظيمي چون احداث شبكه‌هاي سراسري راه‌آهن، اين حقيقت را فاش ساخت كه به سرمايه‌هاي مالي كلاني نياز است. فراهم نمودن چنين سرمايه‌هايي از امكانات مالي يك يا چند سرمايه‌گذار و حتي دولت‌هاي آن زمان فراتر بود. از سوي ديگر، يك يا چند سرمايه‌گذار نيز آمادگي پذيرش خطر تجاري چنين فعاليت‌هاي بزرگي را نداشتند. از اين رو با بهره‌گيري از دو دستاورد بزرگ و مفيد انقلاب صنعتي- يعني سازماندهي و همكاري، اولين شركت‌هاي سهامي شكل گرفت كه مسئوليت صاحبان سهام محدود به مبلغ سرمايه‌گذاري آن‌ها بود. اين ساختار نوين (شركت‌هاي سهامي) راه حل مناسبي براي تامين سرمايه‌هاي كلان و توزيع مخاطرات تجاري بود.
رشد و توسعه شركت‌هاي سهامي با گذشت زمان به پديدار شدن و افزايش قشري از صاحبان سرمايه انجاميد كه در ادارة شركت‌ها مشاركت مستقيم نداشته و از طريق انتخاب هيات مديره، امور شركت را هدايت و بر آن نظارت مي‌كنند.
براي ساليان متمادي در گذشته، اقتصاددانان فرض مي‌كردند كه تمامي گروه‌هاي مربوط به يك شركت سهامي براي يك هدف مشترك فعاليت مي‌كنند. اما در 30 سال گذشته موارد بسياري از تضاد منافع بين گروه‌ها و چگونگي مواجهه شركت‌ها با اين گونه تضادها توسط اقتصاددانان مطرح شده است (جنسن و مكلينگ،1976: 313)، اين موارد بطور كلي تحت عنوان «تئوري نمايندگي» در حسابداري مديريت بيان مي‌شود. طبق تعريف جنسن و مك لينگ:
رابطه نمايندگي قراردادي است که براساس آن صاحب کار يا مالک، نماينده يا عامل را از جانب خود منصوب نموده و اختيار تصميم‌گيري را به او تفويض مي‌کند(جنسن و مک لینگ، 1976: 314).
اگرچه اين فرض وجود دارد كه هر دو طرف در رابطه بالا به دنبال حداكثر كردن منافع خود هستند، ولي ممكن است نماينده هميشه در جهت حداكثر كردن منافع مالك عمل نكند. مالك (سهامدار) مي‌تواند كاهش و اختلاف منافع خود را از طريق پرداخت حقوق و مزاياي مناسب براي نماينده و قبول هزينه‌هاي نظارت براي محدود كردن اقدامات و فعاليت‌هاي نابجاي وي، تعديل كند(نمازي، 1384: 149).
وجود تضاد منافع، موجب نگراني مالكان (سهامداران) گرديده تا جايي‌كه آنها براي اطمينان از تخصيص بهينه منابع خود توسط مديران، اقدام به بررسي و ارزيابي عملكرد مديران مي‌كنند. به مرور زمان مشخص شده است كه برخي از تصميمات مديران ممكن است موجب اتلاف منابع شركت و از بين رفتن ثروت مالكان گردد. از سوي ديگر، مديران همواره به دنبال اين بوده‌اند تا ضمن حداكثر كردن منافع خود، به مالكان اين اطمينان را بدهند كه تصميمات اتخاذ شده توسط آنها در جهت منافع مالكان مي‌باشد( نمازي، 1384: 156). اگر مالک و مدیر را دو متغیر درگیر درنظر بگیریم میتوان با وارد کردن متغیر سوم این مشکل را برطرف نمود.
پيشرفت سريع فناوري و تغييرات محيطي وسيع، شتاب فزاينده‌اي به اقتصاد بخشيده است. تصميم‌گيري در مسايل مالي همواره با ريسک و عدم اطمينان همراه بوده است. ایجاد ارزش در شرکتها یکی از مهمترین وظایف مدیران محسوب می شود. جهت نشان دادن میزان موفقیت مدیران در ایجاد و افزایش ارزش از معیارهای ارزیابی عملکرد استفاده میشود (یحیی زاده فر و همکاران، 1388). مدیران در دنیای رقابتی امروز، دورانی را در پیش رو دارند که آنها را ملزم مینماید چارچوب اقتصادی جدیدی در شرکتهای خود مستقر کنند. از این رو یافتن شاخصی که بتوان با استفاده از آن عملکرد شرکت را با اطمینان نسبتاً معقولی تشریح نمود یک ضرورت است (نوروش وهمکاران، 1383: 122). معیار مناسب عملکرد شرکت، معیاری است که به میزان ثروت اضافی که شرکت برای سهامدارانش ایجاد میکند، توجه خاصی داشته باشد و افراد را در تصمیمگیریهای مربوط به ایجاد ارزش یاری کند (یحییزاده فر و همکاران، 1388: 94). عدم استفاده از معیارهای مناسب برای ارزیابی عملکرد باعث میشود ارزش یک شرکت به سمت ارزش واقعی سوق پیدا نکند و موجب زیان دیدن یک گروه از خریداران سهام و سود فزاینده برای گروه دیگر میشود (جهانخانی و ظریف فرد، 1374: 42). باید توجه داشت که علاوه بر درنظر گرفتن معیارهای مناسب، روشهای اندازهگیری عملکرد مالی شرکتها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. امروزه، پیشرفتهای سریع در علوم مرتبط، ارائه روشهایی با دقت بالا را به منظور اندازهگیری عملکرد مالی شرکتها ممکن کرده است.
1-2- مسأله پژوهشهمانگونه که در بخش قبلي بيان شد، شرکتهاي فعلي، شرکتهايي هستند که مالکيت آنها در اختيار گروههاي مختلف ميباشد و هريک از آنها هدفهاي متفاوتي دارند. طبق نظريه نمايندگي، بين مالکان و مديران شرکتها ممکن است تضاد منافع وجود داشته باشد. به گونه کلي، تئوري نمايندگي براي تحليل ارتباط نماينده و مالک در واحدهاي اقتصادي که مالکيت و مديريت آن از يکديگر جدا باشد، استفاده شده است، اما بنظر میرسد یک شیوه کارا برای حل مشکلات بین مالک و مدیر وارد کردن یک پارامتر اندازه گیری دقیق مورد تأیید دو طرف است.
ارزيابي عملكرد شركتها از مهمترين موضوعات مورد توجه سرمايهگذاران، اعتبار دهندگان، مديران و دولتها است. در دنیای رقابتی امروز ایجاد یک سیستم مناسب ارزیابی عملکرد شرکتها امری ضروری است. سرمایهگذاران علاقهمند هستند دریابند از سرمایهگذاری انجام شده چه اندازه ایجاد ارزش شده است. سرمایهگذاران در بازار سهام همواره درصدد کسب سود بالا هستند، آنها سهامی را خریداری میکنند که از نظر آنها بهترین سهم باشد و بیشترین سود و بازده به آنها تعلق گیرد (یحییزاده و همکاران، 1388: 92). همچنین سهامداران به عنوان مالکان واحد تجاری، از مدیران میخواهند تا ارزش سرمایهگذاری آنها را به حداکثر برسانند. به منظور نیل به این هدف، ازگذشته، با استفاده از سود عملیاتی یا نسبتهای مالی به ارائه گزارشی از عملکرد شرکتها پرداخته شد. نرخهای مالی نقش مهمی در اندازهگیری عملکرد و وضعیت مالی یک واحد تجاری ایفا میکنند. مطالعات زیادی سودمندی نرخهای مالی را به اثبات رسانده است (چن و شمیردا ،1981: 67). اما به علت اینکه این معیارها دارای نقاط ضعف عمده هستند، عملکرد شرکتها را به نحو مطلوبی ارائه نمیدهند.
ارزیابی عملکرد مالی با استفاده از معیارهای سنتی حسابداری نقاط ضعف فراوانی دارد. در ارزیابی عملکرد به روش سنتی به دلیل اینکه فقط به سود حسابداری توجه میشود و هزینهی تامین منابع سرمایه را لحاظ نمیکند، مورد انتقاد شدیدی قرار گرفته است و روش مطلوبی محسوب نمیشود. در معیارهای مبتنی بر ارزش کلیه هزینههای تامین مالی در نظر گرفته میشود (یحیی زاده و همکاران، ، 1389: 114). معیارهای مبتنی بر ارزش دو ویژگی دارند: اولاً سود نسبت به سطحی از سرمایهگذاری اندازهگیری میشود که برای رسیدن به آن سطح سود به کار رفته است. دوماً ریسک نوعاً از طریق محاسبهی هزینهی سرمایه در نظر گرفته میشود (نوروش و حیدری، 1383: 122-123). با انتخاب معیارهای مبتنی بر ارزش در ارزیابی عملکرد مالی شرکتها میتوان بر هر دو مشکل فائق آمد (آمیلس و دیگران، 2002: 123).
با توجه به مطالب فوق ، نیاز به ادغام معیارهای مالی سنتی حسابداری (AFP) و معیارهای مبتنی بر ارزش (VFP )، به دلیل آنکه هرکدام از آنها ویژگیهای خاص

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin