مقاله درباره يادگيري، ، عادت، تاكید، اضطراب، ادگار، ترجمه، كند.

بپردازیم، لازم است كه با مفهوم خود یادگیری آشنا بشویم وسپس به شرح یادگیری سازمانی بپردازیم:
2-1-1.يادگيري :
یادگیری حوزه بسیار گسترده ای را شامل می شود. السون و هرگنهان (2005، ترجمه سیف ،1385 ) معتقدند كه یادگیری یکی از مهمترین زمینه ها در روان شناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف كردن است. با این حال به سبب اهمیت یادگیری از آن تعریف های مختلفی به دست داده اند.
مفهوم یادگیری را می توان به صورت های مختلف تعریف كرد، كسب دانش و اطلاعات، عادت های مختلف، مهارتهای متنوع و راههای گوناگون حل مساله، همچنین می توان یادگیری را به عنوان فراگیری رفتارها و اعمال پسندیده و حتی به عنوان كسب رفتارها و اعمال مضر و ناپسند تعریف كرد.
از نظر هوی ومیسکل (2005)یادگیری فرایندی است كه اشاره به تغییر در دانش یا رفتار فردی دارد اگرچه بیشتر كارشناسان ومحققان در زمینه یادگیری با این موقعیت عمومی موافق هستند اما برخی از آنها گرایش به تاكید بر جنبه تغییر رفتار و برخی دیگر بر تغییر دانش فردی وساخت شناختی فرد تاكید دارند. یادگیری تغییری است كه در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی توان آن را به سادگی به فرآیندهای رشد نسبت داد )گانیه، ترجمه نجفی زند، 1368 : 10)
یادگیری تغییری نسبتا با دوام در توانایی بالقوه برای انجام رفتاری معین است. این توانایی بالقوه، نتیجه تجربه با آن دسته از امور محیطی است كه ارتباطی ویژه با رفتار مورد نظر دارند )دامیان، ترجمه زمانی و طاهرپور، 1387 : 26) یادگیری یعنی كسب مهارت ها،دانش و تواناییهایی كه به تغییرات نسبتا پایدار در رفتار افراد منجر می گردد)قلی پور، 1383)
اندرسون(4:2005) یادگیری را اینگونه تعریف می كند. یادگیری فرآیندی است كه بوسیله تغییرات نسبتا پایدار در توان رفتاری به عنوان حاصل ونتیجه تجربه اتفاق می افتد.
2-1-2. انواع ياگيري :
7994651536065انواع یادگیری از دیدگاه ادگار شاین
کشف دانش
یادگیری مهارت و عادت
شرطی سازی احساسی و اضطراب اکتسابی
0انواع یادگیری از دیدگاه ادگار شاین
کشف دانش
یادگیری مهارت و عادت
شرطی سازی احساسی و اضطراب اکتسابی
ادگارد شاین(1985) خاطر نشان می سازد كه افراد یا سازمان برای اینکه بتوانند به طور شایسته یاد بگیرند،ابتدا باید دریابند كه یادگیری انواع مشخصی دارد كه هر یک در چهارچوب های زمانی متفاوتی عمل می كند و ممکن است برای مراحل مختلف یادگیر ی یا فرایند تغییر قابل كاربرد باشد.شاین سه نوع یادگیری را مطرح می كند) شکل شماره2-1):
(شکل2-1 ) انواع يادگيري از ديدگاه ادگار شاين
1. يادگيري مهارت و عادت : این نوع یادگیری ،كند وتدریجی است زیرا كه برای عمل و اجرا است و یادگیرندگان باید به بهبود موقعیت عدم شایستگی موقتی خود تمایل داشته باشند.
2. شرطي سازي احساسي و اضطراب اکتسابي: كه به واسطه ی تحقیق پاوولوف در شرطی سازی سگ ها معروف شده است.این نوع یادگیری وقتی یکبار رخ داده حتی در صورت حذف شدن محرک های واقعی،ادامه خواهد یافت.
3. کشف دانش: سومین نوع یادگیری است.بسیاری از نظریه های یادگیری بیان می دارند كه اساس یادگیری،كسب اطلاعات و دانش از طریق انواع فعالیت های شناختی است)به نقل از ماركوارت، 1385).
فایول و لایلز (1995)،نیز یادگیری را به یادگیری سطح پایین و سطح بالا تقسیم كرده اند.
يادگيري سطح پايين در داخل یک ساختار سازمانی یا مجموعه ای از قواعد اتفاق می افتد. یادگیری سطح پایین منجر به توسعه ی روابط پایه ای میان رفتار و نتایج می شود،اما ا ین اغلب در دوره ی كوتاهی اتفاق می افتد و تنها بخشی از آنچه سازمان انجام می دهد راتحت تاثیر قرار می دهد.
از سوی دیگر هدف يادگيري سطح بالا تنظیم قواعد و هنجارهای كلی به جای انجام فعالیت ها و رفتارهای خاص می باشد.روابطی كه در نتیجه ی یادگیری سطح بالا ایجاد می شوند ،اثرات بلند مدتی بر روی سازمان به عنوان یک كل دارند.این نوع یادگیری با استفاده از كاوش خلاق،توسعه ی مهار ها و بینش ها اتفاق می افتد .بنابراین یادگیری سطح بالا بیش از یادگیری سطح پایین ،دارای فرایند شناختی است)سبحانی نژاد وهمکاران، 1385)
2-1-3. سطوح يادگيري :
یادگیری از سه بعد مورد توجه قرار می گیرد: یادگیری در سه سطح ،یادگیری فردی،یادگیری تیمی ویادگیری سازمانی مطرح می شودكه در زیر به شرح هر یک خواهیم پرداخت) شکل شماره2-2):
10609376332203735070212090یادگیری سازمانی
0یادگیری سازمانی
2512060208915یادگیری تیمی
0یادگیری تیمی
1216025214630یادگیری فردی
0یادگیری فردی

3604895621020023634703683000

شکل شماره ( 2-2) سطوح يادگيري سازماني(کاظم پور،1391)
2-1-3-1. يادگيري فردي:افراد، واحد تشکیل دهنده ی تیم ها و سازمان ها هستند، پیتر سنگه (1990) تاكید می كند: سازمان ها از طریق افراد یاد می گیرند، البته یادگیری افراد یادگیری سازمانی را تضمین نمی كند اما بدون آن یادگیری سازمانی حاصل نمی شود.
طبق نظر جان ردینگ (1998)،برای تحول مستمر سازمان،گسترش وتوسعه ی قابلیت های محوری و آماده سازی همگان بر روی آینده نامشخص ضروری می باشد (به نقل از بهنامی، 1384)
جریس آرجریس و دونالد شون(1978)چنین اظهار می دارند كه “یادگیری فردی شرط لازم برای یادگیری سازمانی است اما شرط كافی نیست) ماركوارت، 1385) بنابراین توانایی و تعهد هر فرد برای یادگیری ،عامل اساسی است.فرصت های یادگیری فردی شامل یادگیری خود مدیریتی،یادگیری از همکاران و یادگیری به كمک كامپیوتر،تجربیات كاری روزانه،وظایف تخصصی در پروژه ها بصیرت های شخصی است)همان منبع(.
2-1-3-2. يادگيري تيمي:
در سازمان پیچیده ی امروز تیم ها اهمیت بیشتری می یابند.یادگیری تیمی به این معنا است كه تیم ها قادر باشند به عنوان یک هویت واحد فکر كرده ،خلق كنند و بیاموزند)بهنامی، 1384). یادگیری تیمی بر فرایند سا زمان دهی و توسعه ی قابلیت تیم برای ایجاد یادگیری و نتایجی كه اعضایش جستجو می نمایند ،تاكید می كند. یادگیری تیمی هنگامی سریع تر وكامل تر رخ می دهد كه تیم ها به خاطر كمک شان به سازمان پاداش دریافت نمایند.یادگیری در سطح تیم،مستلزم اقدام و ارزیابی است.یادگیری تیمی موفق،امکان تفکر و ارتباطات جمعی سطح بالا و همچنین توانایی كار كردن خلاق و سازنده را به عنوان یک موجودیت ویژه فراهم می كند)ماركوارت، 1385) متفکرین زیادی از جمله “سنگه(1990) و “پاولوسکی” به اهمیت یادگیری تیمی خصوصا به عنوان پلی برای حصول یادگیری اشاره كرده اند.
“پاولوسکی”یادگیری تیمی را مدخل یادگیری سازمانی دانسته تاكید می كند كه یادگیری تیمی پلی است برای تبدیل یادگیری به دانش سازمانی به نحوی كه برای همه به اشتراک گذاشته شود )به نقل از بهنامی، 1384) “پیتر سنگه”نیز یادگیری جمعی را فرایندی می داند كه طی آن ظرفیت اعضا توسعه یافته و به گونه ای هم سو می شود كه نتایج حاصله آن چیزی خواهد بود كه همگان واقعا طالب آن بوده اند)به نقل از همان(.
2-1-3-3. يادگيري سازماني:
یادگیری سازمانی را می توان توانایی سازمان به عنوان یک كل در كشف خطاها و اصلاح آن ها و همچنین تغییر دانش و ارزش های سازمان،به طوری كه مهارت های جدید حل مسئله و ظرفیت جدیدی برای كار ایجاد شده دانست )سبحانی نژاد و همکاران، 1385)
2-1-4. يادگيري سازماني؛ تعاريف و مفاهيم :
اگرچه انواع یادگیری فردی،تیمی و سازمانی مربوط به هم هستند اما یادگیری سازمانی بیش از مجموع یادگیری فردی و یا گروهی است با وجود آنکه افراد وگروه ها عاملانی هسمتند كه از طریق آن ها یادگیری سازمانی صورت می گیرد ،اما فرایند یادگیری سازمانی تحت تاثیر تعداد زیادی از متغیر های اجتماعی،سیاسی و ساختاری قرار دارد.این فرایند شامل به اشتراک گذاشتن دانش،باور ها و مفروضات در میان افراد وگروه هاست)خانعلیزاده، 1387) یادگیری سازمانی سومین سطح از یادگیری می باشد و از طریق به اشتراک گذاشتن بصیرت ها،دانش،تجربه و مدل های ذهنی اعضای سازمان حاصل می شود.به بیان دیگر،یادگیری سازمانی پویا به دانش و تجربه ای كه در حافظه ی سازمان وجود دارد بنا نهاده می شود وبه مکانیسم هایی مانند خط مشی ها،استراتژی ها و مدل های كه بر روی ذخیره دانش متکی است،تزریق و خوانده می شود)یعقوب زاده، 1387).
نوناكا (1995)اعتقاد دارد كه یادگیری سازمانی از تکرار فرایند های درونی شدن و بیرونی شدن حاصل می شود.بیرونی شدن زمانی اتفاق می افتد كه دانش ضمنی فرد تحت عنوان دانش آشکارجذب گردد و با تبدیل این دانش آشکار به دانش ضمنی در فرد دیگر ،پدید یا درونی شدن رخ می دهد.بنابراین یادگیری سازمانی از تلاقی دانش ضمنی و آشکار به واسطه تعامل كاركنان،بخش ها یا تیم های مختلف یک سازمان با یکدیگر به وجود می آید)به نقل از همان(.
همگان بر این نکته توافق دارند كه یادگیری سازمانی مفهومی پیچیده و چند بعدی است كه از منظر رشته های مختلف علمی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است.به دلیل رشته ای بودن مفهوم

متن کامل در سایت homatez.com