مقاله با موضوع یادگیرنده، ، نوآوری، تعهد، كند.، رقابتی، فرهنگ، كاری

اساساً سازمانی كه به یادگیری سازمانی روی می آورند دارای چه مزیت ها و برتری خواهند بود؟ كه همان طور كه در شکل (2-3)مشاهده می كنید مزیت های یادگیری سازمانی شامل توسعه سازمان، بهبود عملکرد، بهبود خلاقیت و نوآوری، حفظ مزیت رقابتی و … می باشد كه در ادامه به شرح هر یک خواهیم پرداخت.
مزاياي يادگيري سازماني – شکل شماره(2-3)(کاظم پور،1391)
2-1-7-1. بهبود عملکرد:
تحقیقات یانگ و همکاران(2004)بیان می دارد كه یادگیری سازمانی موجب تقویت عملکرد گرو ه ها و افراد شده و انتقال دانش به سیستم موجب تقویت عملکرد سازمانی می شود. از طرف دیگر، هررا (2007) در تحقیقی كه در شركت های صنعتی آمریکا انجام داد، به این نتیجه رسید كه می توان وظایف كاری افراد را طوری طراحی كرد كه كنترل وظایف و نتایج كار بهبود یابد به نحوی كه درک نتایج یادگیری و همچنین توانمندسازی سازمان افزایش یابد. علاوه بر این، نتایج این تحقیق نشان می دهد كه یادگیری مداوم بیشترین تأثیر را در عملکرد سازمانی كاركنان مورد بررسی داشته است. جونز (2000) روی اهمیت یادگیری سازمانی برای عملکرد تأكید می كند. وی یادگیری سازمانی را فرآیندی تعریف می كند كه به وسیله آن مدیران تلاش می كنند توانایی های نیروی كار را به منظور درک و اداره بهتر سازمان و محیط افزایش دهند تا تصمیمی اتخاذ كنند كه عملکرد سازمانی را به صورت مداوم افزایش دهد. یادگیری سازمانی فرآیند پویای ایجاد بهره برداری وادغام كردن دانش است، كه برای توسعه منابع و قابلیت هایی در نظر گرفته شده است كه به عملکرد سازمانی بهتركمک می كنند)به نقل ازیوسفی، 1385).
2-1-7-2. بهبود خلاقيت و نوآوري در سازمان :
تعهد سازمان به یادگیری منجر به تقویت فرهنگ یادگیری در سازمان می شود .در این فرهنگ با توجه به گرایش سازمان به ایجاد دانش و استفاده از آن، فرصت های بیشتری برای یادگیری در سازمان فراهم آمده و ضمن توسعه دانش افراد و سهیم شدن آنها در دانش یکدیگر از یک سو و افزایش قابلیت اجرای ایده ها، فرآیندها یا محصولات جدید از سوی دیگر، ظرفیت نوآوری در بنگاه افزایش می یابد. بنابراین سازمان متعهد به یادگیری به جهت داشتن دانش و توانایی در فهم و پیش بینی نیاز مشتریان تعهد به نوآوری و جو یادگیری و استقبال از ایده های نو در سازمان قادر است توان نوآوری خودرا بالا برده و نسبت به رقبایش از ظرفیت نوآوری بیشتری برخوردار باشد.) معطوفی و احمدیان، 1389)
2-1-7-3. حفظ مزيت رقابتي:
در آینده نزدیک تنها سازمانی می تواند ادعای برتری كند كه قادر باشد از قابلیت ها، تعهد و ظرفیت یادگیری افراد در تمامی سطوح سازمان به نحو احسن بهره برداری نماید. هر قدر بر توانایی یادگیری سازمانی افزوده شود بهتر می تواند خود را با محیط در حال تغییر سازگار كند و موفق تر باشد)یوسفی، 1385) یادگیری سازمانی یک منبع ضروری و بنیادی ازمزیت رقابتی در زمینه مدیریت استراتژیک است. سازمانی كه پویا است و با تغییرات محیطی سر و كار دارد نباید فقط به فرآیند اطلاعات كارا بسنده كند، بلکه باید دانش و اطلاعات را نیز تولید كند. ویلیامز ) 1992 (دریافت كه تمام صنایع در معرض تغییرات چشمگیری قرار می گیرند، كه این تغییرات یا به وسیله مشتریان و رقبا به جریان می افتد، یا به وسیله عرضه كنندگان تکنولوژی ایجاد می شود. این تغییرات برای مشاغل فشار مداوم را ایجاد می كنند، تا آنها تولیدات وخدماتشان را به منظور حفظ مشتریانشان بهبود بخشند ..بنابراین، یادگیری سریعتر نسبت به رقبا تداوم پذیری مزیت رقابتی را ممکن می سازد (سوسانا وهمکاران، 2005: 236)در دنیای پویای اقتصادی امروزه سازمانی موفق تراست كه، فرآیند یادگیری سازمانی را جدی بگیرد، زیرا یادگیری سازمانی فرآیندمهمی برای رسیدن آسان به بالاترین سطح اثربخشی سازمانی است(ماوین واستیون، 2004 : 585).
دراكر ( 1993 ) پیشنهاد می كند كه یادگیری نه تنها منبع مزیت و برتری كسب و كارهاست بلکه منبع انحصاری و منحصر به فرد مزیت برای سازمان است(چانگ ولی، 2008 : 6). دیکسان (1996) بحث می كنند كه یادگیری سرآمد دیگر منابع است، زیرا شركت را قادر می سازد تا از طریق فعالیت های اصلاحی مستمر فرآیندهای اطلاعات با نرخی سریعتر از حریفان، مزیت های رقابتی را برای دوره طولانی حفظ كند( به نقل از همان).
2-1-7-4. توسعه سازمان:
یادگیری به خاطر نفس یادگیری نیست بلکه برای موفقیت و توسعه سازمان است. درصورت عدم یادگیری، سازمان هزینه های سنگین ندانستن یا دوباره كاری و عدم كارآیی و به هدردادن منابع و مهارتها را متحمل شده و شاهد از دست دادن اعتماد به نفس در افراد و كاهش درآمد به دلیل عدم نوآوری خواهد بود. اما در صورت یادگیری و تعهد مستمر به آن، سود سازمان افزایش یافته و افراد به جای نیروی كارتبدیل به سرمایه های سازمان می شوند ) بهنامی، 1384).
2-1-7-5. توسعه مديريت دانش:
یادگیری سازمانی به عنوان عامل موثری در مدیریت دانش ذكر شده است. در اهمیت یادگیری سازمانی می توان از اصطلاح اقتصاد یادگیری استفاده كرد، این مفهوم اشاره به این موضوع دارد كه مهمترین تغییر در هزاره جدید كاربرد روزافزون دانش نیست، بنابراین ضروری است كه سازمان ها دریادگیری سازمانی درگیر شوند و اعضای سازمان به طور مستمر قابلیت های جدید كسب كنند، بدین ترتیب بنابر نیاز دانش، یادگیری مستمر، ضرورت مدیریت دانش محسوب می شود، زیرا بدون انواع یادگیری دانش جدید خلق نمی شود( نیاز آذری و عمویی، 1386) فرایند یادگیری در سازمان، مبنائی است كه بر اساس آن مفهوم مدیریت دانش بروز می نماید و فهمیده می شود. مدیریت دانش با ایجاد و توسعه دارایی های دانش یک سازمان با نگرش فرا رفتن از اهداف سازمان مرتبط است و مستلزم تمام فعالیت هایی است كه با شناسایی، تشریک و ایجاد دانش مرتبط هستند. این كار نیازمند سیستم هایی برای ایجاد و نگهداری منابع دانش، پرورش و تسهیل دانش ویادگیری سازمانی است ( میر اسماعیلی، 1386)
2-1-8. مفاهيم مرتبط با يادگيري سازماني :
مفهوم یادگیری سازمانی، اغلب با مفاهیمی مانند سازمان یادگیرنده، مدیریت دانش و دانش سازمانی همراه است. كه ابتدا ما به شرح هر یک از این مفاهیم خواهیم پرداخت:
2-1-8-1. سازمان يادگيرنده
یادگیری مهمترین راه بهبود عملکرد در دراز مدت است و در آینده نزدیک تنها سازمانی می تواند ادعای برتری كند كه قادر باشد از قابلیتها، تعهد و ظرفیت یادگیری افراد در تمامی سطوح سازمان به نحواحسن بهره برداری كند. سازمان یادگیرنده با تشخیص درست اشتباهات، از آنها برای آینده درس می گیرد.چنین فضایی در سایه فرهنگ سازمانی مناسب پدید می آید، فرهنگی كه اشتباهات كاری را مستوجب عقوبت نداند و چنین فرهنگی در سازمان یادگیرنده قابل حصول است. در سازمان یادگیرنده، افراد برای مقابله با حوادث احتمالی آماده ترند زیرا آنها چیزهای بیشتری راجع به سیستم دانسته و یادگرفته اند)اخوان وجعفری، 1385)
یادگیری به مفهوم سازمان یادگیرنده زمانی رخ می دهد كه:
1. داده های جمع آوری شده تجزیه وتحلیل شوند وحقایق نوینی را ایجاد كنند.
2. حقایق پذیرفته شده و به نتایج جدی نائل شوند.
3.شرایط تغییر درک شود وپارادایم نوین توسعه یابد.
4. درک وفهم متضمن فناوری نوین شوند.كسب حقایق تازه یا افزایش تجربه در برگیرنده ی عقایدونگرش ها شود )كلن هاموند، 2001، به نقل از بهروزی و همکاران، 1388)
به نظر پیترسنگه(1990)، سازمان یادگیرنده جایی است كه افراد به طور مستمر تواناییهای خود را برای خلق نتایجی كه طالب آن هستند افزایش می دهند. محلی كه الگوهای جدید و گسترده تفکر پرورش داده می شود، اندیشه های جمعی ترویج می شوند و افراد به طور پیوسته چگونگی آموختن را به اتفاق می آموزند. به عبارت دیگر، سازمان یادگیرنده سازمانی است كه به طور مستمر، از طریق خلق و پرورش سریع قابلیتهای مورد نیاز برای دستیابی به موفقیتهای آتی، توسعه می یابد) همان(.
سازمان یادگیرنده سازمانی است كه در آن فرصت های یادگیری مستمر ایجاد می شود، از یادگیری برای تحقق اهداف سازمانی استفاده می كند. و تعارض سازنده را به عنوان منبعی برای ابتکار و خلاقیت می پذیرد و با مهارت با محیط اطراف برخورد می كنند)گلسک و مک نیل 2004).
سازمان یادگیرنده سازمانی است كه در آن از دانش به نحو احسن استفاده می شود. ظرفیت ها ارتقا می یابد، رفتار ها تغییر می یابد، و صلاحیت لازم بدست می آید)لیائو و همکاران 2010). به عنوان یک سیستم زنده، سازمان یادگیرنده با فرایند تحصیل، اشتراک و بهره برداری از دانشی كه توسط افراد جمع شده معرفی می شود كه این فرایند به دست یابی سازمان به اهداف استراتژیک آن منجرمی شود) پازیوک ،2008) یکی دیگر از صاحب نظران به نام گفارت در سال 1996 به سازمان یادگیرنده می پردازد و آن را این گونه تعریف می كند: سازمان یادگیرنده عبارت است از مجموعه ای كه توانایی پذیرش الگوهای نو،تحولات

متن کامل در سایت homatez.com