پایان نامه درمورد سوره، سوره‌ها، آيات، غرض، مقاصد، تفسير، قرآن، هجرى

موضوع سوره، پایه  فهم آیات نازل شده در هر سوره‌ای به شمار می‌رود.
مصطفی مراغی در تفسیر مراغی همین فکر را تعقیب کرده، همین نگاه در تفسیر نمونه تعقیب می‌شود.
سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن به جهت فکری کلی حاکم بر سوره‌ها توجه کرد. به نظر می‌رسد سید قطب گامی جلوتر از مراغی  و معاصرینش گذاشت وی به محور اصلی هر سوره توجه کرد و مجموعه موضوعات متنوع در هر سوره را با آن محور یا محورهای اصلی مرتبط دانست.
شاید صریح‌ترین و دقیق‌ترین تعریف از وحدت سوره‌ها در کلام علامه طباطبایی باشد، علامه به جای استفاده از واژه موضوع و توجه به محور به «غرض»  سوره توجه می‌دهد به اعتقاد وی هر سورهایی با وجُود تنوع موضوعات و ابعاد گوناگونی از اخبار، ‌انشاء، تاریخ و قصص و امثال و نظایر آ‌ن‌ها یک غرض و مقصدی دارد که در ورای این آیات نهفته است. وحدت سوره عبارت از وحدت غرضی می‌باشد که در ورای این الفاظ است «هر سوره غرض خاص و معنای مخصوصی را ایفا می‌کند غرضی را که تا سوره تمام نشود آن غرض نیز تمام  نمی‌شود.»
هنگامی که مفسر ملاک وحدت سوره را نه موضوعات مطرح شده در سوره بلکه غرض و مقصود می‌داند، سوره دارای انسجامی درونی می‌شود که تنوع بخش‌ها و موضوعات گوناگون ابعادی از منظومه و روح ساری و جاری و در تمام سوره شمرده می‌شوند. هر یک از سوره‌ها غرض و مقصودی دارد که ایجاب می‌کند تا مباحث مربوط به اعتقادات، اخلاقیات و احکام و دستورات فقهی و حقوقی هر کدام به میزان لازم در سوره‌ای بیان شود. این نگاه به مفسران کمک می‌کند تا علت ترکیب این موضوعات و دلیل حجم پرداخت شده بر هر موضوع را بداند و به کشف مراد جدی خدای متعال نایل آید.
حال باید دید با توجه به اهمیت مسئله وحدت سور و توجه به غرض، چه پیشینه ای برای ان وجود دارد؟
1-4-2- سير تطور تاريخي وحدت سوراز جهت تاريخى توجه جدى به غرض سوره‌ها و تأكيد بر آنكه هدف هر سوره بايد اساس فهم آيات تلقى گردد از اوائل قرن چهاردهم هجرى آغاز شد. اما چنان نيست كه گذشتگان به طور كامل از آن غافل باشند. قرآن‌پژوهان و مفسران پيشين اين بحث را از دريچه تناسب و ارتباط آيات می‌نگریستند. نخستين نشانه هاى اين رويكرد در قرن هفتم هجرى و در «تفسير مفاتيح الغيب» به چشم می‌خورد. فخر رازی (606ـ 543) كه به گفته سيوطى به اعجاز قرآن از جهت نظم و ترتيب آيات اعتقاد داشت. در قرن هشتم نيز اين روش مورد توجه «نيشابوری» (نيشابوري، غرائب القرآن و رغائب الفرقان) قرار گرفت و بخشى از تفسير خود را به بيان تناسب آيات اختصاص داد. اما سخنى از اغراض و مقاصد سوره‌ها به ميان نياورد.
قرن نهم هجرى گرايش و اهتمام ويژه مفسران به تناسب آيات به اوج خود رسيد در نتيجه مقاصد سوره‌ها نيز به كانون توجه آنان راه يافت. نخست المهايمى (835 هـ) در تفسير «تبصير الرحمان و تيسير المنان» به بهانه ذكر وجه تسميه سوره‌ها به مقاصد آن‌ها اشاره كرد او معتقد بود كه بين اسم سوره و مقصد اصلى آن ارتباط معنا دارى وجود دارد.
پس از او نوبت به مجدالدین فيروز آبادى (871 هـ) رسيد كه در «بصائر ذوى التميز فى لطائف الكتاب العزيز» به صراحت از مقاصد سوره‌ها ياد كند. وى ابتداى هر سوره بخشى را به «معظم مقاصد السوره» اختصاص داد و مطالب و موضوعات مطرح شده در سوره را فهرست‌وار بيان می‌کرد. گرچه او به هدف اصلى سوره اشاره اى نمی‌کرد اما با بكار بردن عبارت «مقصود السوره» زمينه اى براى نگرش به اهداف و مقاصد سوره‌ها می‌گشاید. در همان زمان برهان الدين ابن الحسن البقاعى (885 ه. ق) با نگارش كتاب «نظم الدرر فى تناسب الآيات و السور» تحول شگرفى در مبحث «ارتباط آيات» بوجود آورد او به انواع مختلف تناسب همچون تناسب سوره‌ها و تناسب آيات اعتقاد داشت و سعى كرد راه‌یابی به تناسب آيات را قانونمند كند و اصول و بنیان‌های علمى آن را پى ريزى نمايد. يكى از مهم‌ترین قواعدى كه وى در اين خصوص بيان كرده است توجه به غرض سوره است او می‌گوید: «قاعده کلی‌ای كه در شناخت مناسبات آيات در تمام قرآن مفيد است آن است كه در غرضى كه سوره در جهت آن سياق يافته دقت كني».
بقاعى نخستين كسى است كه به اهداف سوره با نگرش امروزى پرداخته است و ضمن پايبندى به وحدت غرض در هر سوره تلاش نموده با استفاده از راهكارهایی همچون فضائل سوره‌ها، اسامى، شأن نزول و سياق آيات به غرض سوره راه يابد و آنگاه از رهگذر غرض سوره به مناسبات آيات پى برد. او تحول بزرگى در علم مناسبت بوجود آورد؛ و نگرش هدفمند به سوره‌ها را پى ريزى كرد و از اين جهت همه كسانى كه پس از او در اين وادى گام برداشته‌اند وامدار اندیشه‌ها و تلاش‌های فكرى او هستند.
با شروع قرن چهاردهم هجرى تحولى شگرف در روش‌های تفسيري و سبک‌های تفسیر نگاری مسلمانان پديد آمد يكى از اين روش‌ها تفسير ساختارى و توجه به اهداف سوره‌ها بود كه به حق بايد محمد عبده را مبتكر اين روش در قرن اخير بدانيم.
محمد عبده اصرار داشت كه كشف هدف سوره، به مفسر كمك می‌کند تا به طور دقيق به معانى آيات نزديك شود و معارف قرآن را درك كند شاگرد وى سيد رشيد رضا در «تفسير المنار» اين نظر استاد را به خوبى توضيح داده است. درحالی‌که با دقت در این تفسیر می‌توان مشاهده کرد که ایشان به موضوع سوره التفات دارد به عبارتی موضوع محور بوده است و موضوع سوره را هدفی برای ان سوره می‌داند.
در فاصله كوتاهى پس از انتشار «المنار» شيخ طنطاوى (1258 ـ 1287 هـ) «الجواهر فى تفسير القرآن» را نگاشت (تأليف: 1344 هـ ـ 1923 م) و علاوه بر توجه ويژه به علوم جديد در تفسير قرآن اهداف و ساختار سوره را نيز در تفسير دخالت داد و يا شيخ محمود شلتوت تحت تأثير روش المنار ده جزء نخست قرآن را تفسير كرد و كوشيد مقاصد سوره را گزارش كند اما هنوز اين حركت در ابتداى راه بود.
با شروع دهه چهارم قرن بيستم اين حركت اوج گرفت. اين بار سردمدار آن سيد قطب بود كه با انتشار مقاله اى با عنوان «تصوير هنرى قرآن» در مجله «المقتطف» در سال (1939م ـ1360هـ.ق) و سپس كتابى با همين عنوان (1944 م ـ 1365 ه ـ) نشان داد در فهم قرآن نبايد فقط به آيات توجه كنيم بلكه بايد نگرشى كلى به سوره



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com