مقاله درمورد عليّت، غزالی، علّت، ابن‌رشد، ابن‌سینا، ارسطو، اندیشمند، اشاعره

و مواضع خلاف و اشتراکات و افتراقات اموری است که با هم مقايسه می‌شوند.
در بررسی مفهوم تطبيق به معنای أخير روشن است که مطالعات مقايسه‌ای در جايي امکان‌پذير است که پاي امور متعدّدی در ميان باشد. اگر قرار باشد دو أمر در هيچ جنبه‌ای اختلاف نداشته باشند در واقع يک أمر هستند نه دو أمر. با اين توضيحات روشن شد که هدف از پژوهش بيان اشتراکات و اختلافات دو متفکر بزرگ جهان اسلام يعنی غزالی و ابن‌رشد در «بحث عليّت و لوازم آن» است، که اين داوری بيش از هر چيز حول محور اشکالات غزالی به ابن‌سينا و پاسخ‌هايي که ابن‌رشد به وی داده است صورت گرفته است. بايد ديد که فهم و تبيين کدام متفکر از «عليّت» به حقيقت نزديک‌تر است؟
ب) عليّتاما منظور از عليّت چيست؟ عليّت به چه معناست و تصور آن چگونه برای آدمی به وجود می‌آيد؟ فصل نخست، برای پاسخ به اين سؤال و همچنين آگاهی يافتن از مفاهيم مبنايي این پژوهش اختصاص یافته است.
4. سؤالات پژوهشالف) سوالات اصلي
آیا غزالی موفق به درهم شکستن نظام فلسفی سینوی شده‌ است یا خیر؟
اشکالات غزالی بر ابن‌سینا و مبنای فيلسوفان در باب عليّت بر چه اساس است؟
اصل عليّت در تفکر غزالی چگونه توجيه و تبيين می‌شود؟
اصل عليّت در تفکر ابن‌رشد چگونه توجیه و تبيين می‌شود؟
ابن‌رشد تا چه حد توانسته پاسخ‌هایی شایسته به اشکالات و انتقادات غزالی دهد؟
ب) سؤالات فرعی اصل عليّت در معجزه که از موارد اعتراض غزالی به اين قاعده است چگونه توجيه می‌شود؟
آيا اعتقاد به اصل عليّت و پذيرش لوازم آن از جمله قاعده‌ی الواحد با اعتقاد به قدرت مطلقه‌ی خداوند منافات دارد؟
نظرات ابن‌رشد در باب عليّت بیشتر تحت تأثیر کدام فیلسوف است؟
5. فرضيه‌های پژوهشالف) فرضيه‌های اصلیبزرگان مذهب اشاعره از جمله غزالی در بحث عليّت نتوانسته‌اند خللی در نظام فلسفی مشائی و خصوصاً ابن‌سینا وارد سازند. نظام فلسفی ابن‌سينا در مقابل شبهات و اشکالات نظام فکری اشاعره نه تنها تضعیف نمی‌شود بلکه بر استحکام آن افزوده می‌شود.
اساس انتقادات غزالی بر ابن‌سینا در بحث عليّت مبتنی است بر نتایج باطلی که به گمان غزالی حاصل قائل شدن به عليّت و فروع آن از جمله قاعده‌ی الواحد است. نتایج باطلی از جمله محدود شدن قدرت خداوند، نفی توحيد افعالی و … .
اشاعره و از جمله غزالی ضرورت علّی و معلولی را حداقل در پدیده‌های عالم منکر هستند. از نظر ایشان هیچ منعی ندارد که با آمدن مقدمات یا علّت، نتیجه که همان معلول باشد حاصل نشود. فهم اشاعره از اراده و قدرت مطلقه‌ی الهی در نظام فکری اشاعره از مبانی مهم تبیین عليّت از نظر غزالی است.
مشائیان و از جمله ابن‌رشد معتقد به اصل عليّت هستند. و چهار علّت فلسفه‌ی ارسطوئی یعنی علّت صوری، علّت مادی، علّت فاعلی و علّت غایی را قبول می‌کند. با وجود چنین عللی دیگر جایی برای اتفاق و تصادف در فلسفه‌ی مشاء باقی نمی‌ماند. هر چند میان ابن‌رشد و ابن‌سینا در تحليل عليّت تفاوت‌هايي دیده می‌شود.
ابن‌رشد بیشتر نقش مفسر و شارح ارسطو را ایفا می‌کند و در این‌ راه در پاره‌ای مسائل حتی گاهی از ابن‌سینا انتقاد می‌کند و وی را در برداشت مقصود ارسطو ناموفق می‌داند. و خود در این راه هم به انتقادات غزالی پاسخ می‌دهد و هم نقدهایی به فهم ابن‌سینا از فلسفه‌ی ارسطو وارد می‌کند.
ب) فرضيه‌های فرعیپذیرش اصل عليّت در معجزه‌ منافاتی با توجيه عقلانی و فلسفی این پديده ندارد.
اعتقاد به اصل عليّت و لوازم آن همچون قاعده‌ی الواحد منافاتی با اعتقاد به قدرت مطلق خداوند در جریان پدیده‌ها ندارد.
ابن‌رشد به عنوان فیلسوفی مشائی بیشتر تحت تأثیر ارسطو است.
6. روش پژوهش
روش تحقیق ما در این پژوهش کتاب‌خانه‌ای است. سعی کرده‌ایم با دو ابزار عقل و نقل، یعنی آنچه که از این دو اندیشمند در کتاب‌های معتبر خود نقل شده است، و البته از منابعی که به هر نحو به این دو اندیشمند مربوط می‌شوند، استفاده کنیم و ديدگاه این دو اندیشمند را به شيوه‌ی گزارش‌گونه در فصل دوم و سوم پژوهش بيان کنیم. البته در فصل نتيجه‌گيری این پژوهش يعنی فصل چهارم تلاش کردیم قضاوتی نیز درباره‌ی نظر این دو اندیشمند داشته‌ باشیم که معلوم شود ديدگاه کدام یک از این دو متفکر به حقیقت نزدیک‌تر است. همانطور که از عنوان پژوهش نیز معلوم است نظرات غزالی پیرامون عليّت بر محور نقدهای ایشان بر ابن‌سينا و پاسخ‌های ابن‌رشد در این باب محور اصلی پژوهش است. لذا سعی شده در فصل اول با تکیه بر آرای ابن‌سینا به معرفی بحث عليّت و فروع آن بپردازیم و در فصل دوم با نظرات و آرای غزالی آشنا شده و فصل سوم را نیز به ابن‌رشد اختصاص داده‌ایم. در فصل چهارم نیز سعی شده نظرات این دو اندیشمند را نقد و بررسی کرده که ما را در رسیدن به نتیجه‌ای بهتر در این پژوهش یاری کند و قضاوتی میان نظرات این دو اندیشمند ارائه کنیم.
7. تاريخچه و سابقه‌‌ی پژوهش
در ميان مسائل فلسفي اصل عليّت از لحاظ سبقت و قدمت اولين مسأله‌اي است که فکر بشر را به خود مشغول کرده است و در آثار بسیاری از اندیشمندان از آغاز تاریخ تفکر تا کنون مورد تأمل قرار گرفته است. اين اصل هم در حوزه‌ي فلسفه و هم در حوزه‌ي علم، اساس و پايه‌ي هر نوع معرفتي تلقي شده و بطلان و تزلزل آن منشاء تزلزل معرفت بشري است. نمونه‌هایی مانند اینکه وقتی انسان آغازین بعد از گرسنگی به سراغ غذا می‌رفت یا برای دفاع از خود به ابزارهای گوناگون متوسل می‌شد، شواهدی از درک معنای عليّت توسط انسان‌های اولیه است و به همین جهت می‌توان گفت اولین مسئله‌ای که فکر بشر را هر چند به صورت ناخودآگاه به خود جلب کرده است، همین بحث عليّت باشد. اما فیلسوفان و متفکران گوناگون نیز از روی علم و آگاهی به بحث عليّت پرداخته‌اند. ارسطو، فلسفه را به علم العلل تعريف كرده است. با وجود اينكه فيلسوفان يونان باستان به دنبال علّت مادي عالم بوده‌اند و تا قبل از ارسطو هم بحث‌هايي جسته و گريخته از علّت غايي، علّت فاعلي و علّت مادي شده بود اما مي‌توان ارسطو را از اولين فيلسوفاني برشمرد كه بحث مفصلي در اين باب داشته است و به ضرورت علّي نيز قائل بود. اولين منكران عليّت را هم مي‌توان سوفسطاييان دانست. هيوم هم در عالم فلسفه‌ي غرب منكر اين اصل شده است. در عالم اسلام نيز رويكردهاي متفاوتي در قبال اين اصل اتخاذ شده است؛ از يک سو فلاسفه‌ي مسلمان با اثبات و قبول اصل عليّت و ضرورت علّي و معلولي، كه مفاد اصلي اين قاعده تلازم ضروري ميان علّت و معلول است، نظام فلسفي خود را تبيين كرده‌اند، و از سوي ديگر چهره‌هاي شاخصي همچون بزرگان اشاعره مانند ابوحامد محمد غزالي و فخررازي، به مخالفت با اين اصل پرداخته‌اند.
در بررسى پيشينه‌ی پژوهش هم قابل ذکر است که اصل عليّت و فروع آن چه با نگاهی مستقل به این بحث و چه به صورت مقایسه‌ای میان دو یا چند متفکر کتاب‌ها، مقالات و پایان‌نامه‌هایی منتشر شده است؛ کتاب‌هایی نظیر عليّت از ديدگاه متکلمان مسلمان و کتاب عليّت از ديدگاه فيلسوفان مسلمان و فيلسوفان تجربه‌گرا از عين‌الله خادمي، کتاب اصل عليّت در فلسفه و کلام از محمد حسن قدردان ‌قراملکی، کتاب عليّت از ديدگاه اشاعره و هيوم نوشته‌ی سید صدرالدین طاهری، به بحث عليّت پرداخته‌اند. مقالاتی نظیر علیّت از دیدگاه امام محمد غزالی و دیوید هیوم از حسین نوروزی، جدال غزالی و ابن‌رشد در باب عليّت از مهدی اخوان و نیز چالش فلسفی غزالی و ابن‌رشد از علی زمانی قمشه‌ای آثاری هستند که به نحوی به موضوع این پژوهش مرتبط هستند اما به نظر می‌رسید جای پایان‌نامه‌ای که با استفاده از منابع دسته اول و منابع دیگر نظیر پژوهش‌های فوق به صورت جامع‌تر بحث عليّت و فروع آن را نزد غزالی و ابن‌رشد با تکیه بر نقدهای غزالی بر ابن‌سينا تحقیق کند خالی باشد و با استناد به فرم جستجوی موضوع از پایگاه ثبت پایان‌نامه متعلق به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تا کنون پایان‌نامه‌ای با این عنوان ثبت نشده است.
فصل اول:کليات1-1. واژه‌شناسی
گام آغازین در هر پژوهشی آشنایی با اصطلاحات و مفاهیم بکار رفته در آن موضوع است.
1-1-1. مفهوم لغوی علّتيکی از معانی اصلی واژه‌ی علّت بیماری است. استعمال اين واژه به معنای سبب در فلسفه و ساير علوم را برخی مانند تفتازانی چنین توجیه کرده‌اند که «العلة في اللغة: عرض مؤدي للبنية الجسمية و لما كانت بهذا المعنى سببا في تأثير الجسم بالأذى و في اتصافه بذلك الأذى نقلت عرفا لمطلق ما يكون سببا في تحقق الشيء فهو عرفا.»
بیماری در هر موجودی سبب ضعف بنیه‌ی جسمش می‌شود، منتها این سببیت در ابتدا فقط شامل بُعد منفی [ايذا و اذيت] بوده، اما بعدها معنای این واژه در عرف توسعه یافته و هر چیزی که سبب تحقق چیزی

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin