پایان نامه درباره فقهي، ، السلام، عليهم، فقه، احاديث، اجتهاد، شيعه

به قواعد اساسي و غير اساسي تقسيم کرده اند. جلال الدين سيوطي ماجرائي را گزارش مي کند که در آن اباطاهر رباس(دباس)، پيشواي مذهب حنفي در ماوراء النهر، تمامي مذاهب حنفيه را به چهار ده قاعده ارجاع داده، ولي قاضي ابوسعيد هروي با او مخالفت کرده و مرجع مذهب حنفي را چهار قاعده دانسته است. سيوطي پس از اين گزارش مي گويد: قاضي ابو سعيد تمامي مذاهب شافعي را به چهار قاعده ارجاع داده است:
1. اين قاعده که يقيني با شک زائل نمي شود.
2. اين قاعده که مشقت موجب آساني است.
3.اين که قاعده ضرر زائل مي شود.
4.قاعده عادت حکمه….
عده اي از فضلاء قاعده « الامور بمقاصدها» را نيز بر آن چهار قاعده افزوده اند. سيوطي در پايان ا شکالاتي را از علائي و تاج الدين سبکي و شيخ عز الدين بن عبدالسلام نقل کرده است.که به نظر مي رسد اشکالات آنان وارد باشد، زيرا بسياري از قواعد فقهي به اين قواعد باز نمي گردند.
1-1-3- تاريخچه قواعد فقهي از آن جا که عقلا، براي ارتباطات مختلفي که بين خود دارند، قواعد و قوانين خاصي را پي ريزي نموده و آن را در عمل به کار مي گيرند؛ پيشينة بسياري از اصول و قوانيني که در قراردادهاي بين مردم جاري است، به گذشته اي بسيار دور باز مي گردد، و قاعدة تبعيت عقد از قصد نيز از اين قانون مستثني نبوده و قدمت آن به زماني که اولين داد و ستدها، بين انسان هاي اوليه شکل گرفت بر مي گردد؛ و از آن جا که انسان ها، داد و ستدهاي نخستين خود را با اختيار انجام مي دادند و فعل اختياري نيز بدون اراده و قصد تحقق نمي يابد، بنا بر اين، امکان نداشته است عقد و قرارداد هاي بين آن ها محقق شود اما قصد، در آن وجود نداشته باشد؛ و هميشه قراردادهاي آنان، وجوداً و عدماً تابع قصدشان بوده است. اسلام نيز با آمدنش، به امضاي اکثر قراردادهاي متداول بين مردم پرداخت و از جمله با رد نکردن قاعدة مورد بحث، به تأييد و امضاي آن دست زددر کتب فقهاي متقدِّم، اين قاعده بدون نام خاصي مورد استفاده قرار گرفته است .فقيه اقدم ، قاضي ابن براج (400-481) در کتاب «جواهر الفقه » در پاسخ به اين سئوال که اگر مردي به زنش بگويد « انت طالق » (تو را طلاق دادم ) اما جدائي را قصد نکرده باشد، آيا طلاق واقع شده است يا نه؟ مي نويسد «طلاق بدون نيت و قصد واقع نمي شود» زيرا رسول خدا (صل الله عليه) فرموده اند «انّماالاعمال بالنّيات»وهم چنين استادش سيد مرتضي(355-436.)، به همين معنا در کتاب الانتصار، اشاره کرده است.بنابر اين، اين قاعده از زمان سيد مرتضي (ره) به کار برده شده و بعد ها تحت عنوان قاعدة « العقود تابعة للقصود »، مطرح و معروف شده است.1-1-3-1- سیر مراحل تاریخچه قواعد فقهی در فقه شیعهقواعد فقهي در طول تاريخ فقه و فقاهت مراحل و فراز و نشيب هاي گوناگوني را سپري کرده است. در ميان اماميه قواعد فقهي از پنج مرحله گذر کرده است: مرحله پيدايش، مرحله
گسترش تطبيق و کاربرد، مرحله تدوين، مرحله روي کرد اخباري گري و مرحله پيچيدگي و پختگي.
الف : مرحله پيدايش
روش کل نگري در احکام و فقاهت ريشه در قرآن و سنت نبوي دارد. از همان آغاز مسلمانان در يافته بودند که برخي آيات و احاديث پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم آن چنان جامع است که مي تواند مصاديق و موارد متعددي را پوشش دهد، آياتي از قبيل: «ما جعل عليکم في الدين من حرج»«اوفوا بالعقود»و … .
يکي از امتيازات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بر ساير پيامبران اين است که خداوند به آن حضرت «جوامع الکلم» را عنايت کرد که در ميان آن جوامع، قواعد فقهي متعددي به چشم مي خورد، مانند «الاسلام يجب ما قبله» ، «الدين مقضي» ، «الخراج بالضمان» و … علي رغم وجود اين کليات در کتاب و سنت، هنگامي که مسلمانان از عصر نصوص دور مي شدند و قلمرو سر زمين هاي اسلامي توسعه مي يافت و طبعا نياز بيشتري به منابع براي اجتهاد داشتند، اين شيوه مورد توجه فقيهان قرار نگرفت. در اين ميان، مکتب اهل بيت عليهم السلام بود که با ارائه اين شيوه و روش، باب جديدي را در استنباط و اجتهاد گشود. آنان روش و شيوه قاعده نگري و کل نگري را توسعه دادند، چرا که آنان مدافعان واقعي کتاب و سنت و پاس دار ميراث فرهنگي پيامبراکرم صلي الله عليه و آله و سلم بودند.
بنابراين، پي ريزي قواعد فقهي به عنوان يک شيوه و روش استنباط فقهي، مرهون تلاش هاي امامان معصوم عليهم السلام است. در روايت هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام آمده است «انما علينا ان نلقي اليکم الاصول و عليکم ان تفرعوا» برعهده ما است که اصول را به سوي شما القا کنيم و وظيفه شما است که [بر آن اصول] تفريع کنيد. يا در روايت ديگري احمدبن ابي نصر بزنطي از امام رضا عليه السلام چنين گزارش مي دهد که حضرت فرمود «علينا القاء الاصول اليکم و عليکم التفرع» بيان اصول براي شما وظيفه ما است و بر شما است که بر آن ها تفريع نماييد. بر اين اساس، آنان قواعد بسياري را در زمينه هاي مختلف فقهي و اصولي و… براي اصحاب خويش القا نمودند که در جوامع حديثي موجود است.
ب-مرحله گسترش تطبيق و کاربرد
قواعد فقهي پس از عصر معصومين عليهم السلام وارد مرحله ديگري شد، چرا که با آغازغيبت کبرا فقهاي شيعه احساس نياز بيش تري به اجتهاد و يافتن احکام حوادث جديد که غير منصوص بودند، پيدا کردند، بر همين اساس کليات و کبرياتي که در احاديث وجود داشت ملجا و منبع سرشاري براي برآورد اين نياز، تلقي مي شد، براي بررسي و پژوهش نسبت به وضعيت قواعد فقهي در اين عصر چند محور اساسي را ذکرمي کنيم:
1: توجه به روش اهل بيت عليهم السلام
روش اجتهادي ائمه عليهم السلام القاي اصول يا قاعده نگري در فقه بود. پس از غيبت صغرا به تدريج اين شيوه به دست فراموشي سپرده شد به گونه اي که اجتهاد و استنباط دچار نوعي توقف و رکود گرديد و گرايش به اخباري گري بر افکار فقيهان شيعي سايه افکند. کتاب هايي که در اين عصر تدوين مي شد نمي توانست خود را از طلسم آهنين احاديث جدا سازد، در اين روي کرد شيوه و سبک کتاب هاي فقهي شيعه، عرضه روايات و دسته بندي آن ها بر طبق احاديث فقهي اما بدون استنتاج و تفريع فروع بر اصول، بود. کتاب هاي فقهي هم چون «المقنع» و «الهداية» از شيخ صدوق نمونه گوياي چنين طرز تفکري است. اما شيخ طوسي که آغازگر حرکت عظيم اجتهادي در فقه شيعه بود تا حدودي توانست شيوه استنباطي امامان شيعه را که مي رفت به طور کامل فراموش شود، احيا کند. وي بارها واژه «اصل» را براي بيان قواعد فقهي به کار بست به عنوان نمونه، شيخ مي گويد « فاذا شک في حجر هل هو طاهر ام لا بني علي الطهارة لانها الاصل» هرگاه طهارت سنگي و عدم آن مورد شک قرار گيرد، بنابر طهارت آن گذاشته مي شود، زيرا اصل، طهارت است. پس از او ابن ادريس براي احياي شيوه استنباطي اهل بيت عليهم السلام در فقه شيعه تلاش فراواني انجام داد. وي در کتاب سرائر واژه «اصول مذهب» را براي قواعد فقه به کاربست، مانند «والذي يقتضيه اصول مذهبنا، ان المشتري لا يلزمه قيمة الولد ولا عشر قيمة الجارية».
2: قاعده شناسی
فقيهان شيعي در اين مرحله به خاطر توجه عميق به احاديث، در پاره اي موارد به قواعد و قضاياي کلي پرداخته اند. شيخ صدوق در کتاب «المقنع» در مواردي به يافتن قواعد همت مي گماشته است؛ به طور نمونه، ايشان در بحث روزه مستحبي با عنايت به موارد جزئي، به شيوه استقرايي قاعده فقهي را استنتاج کرده و مي گويد: باب الرجل يتطوع بالصيام وعليه شيء من شهر رمضان اعلم انه لايجوز ان يتطوع الرجل وعليه شيء من الفرض، کذلک وجدته في کل الاحاديث”اين که انسان روزه مستحبي بگيرد در حالي که بر او روزه ماه رمضان واجب باشد. بدان که جايز نيست انسان روزه مستحبي بگيرد در حالي که بر او [روزه] واجبي باشد اين حکم را در همه احاديث يافتم. شيخ مفيد نيز در مواردي به تاسيس قواعد فقهي پرداخته است. او مي نويسد «وعلي هذا الاصل الذي شرحناه يعمل في هذا الباب الثاني» و بر اصلي که توضيح داديم در باب دوم عمل مي شود.
3: بررسي هاي فني
قواعد فقهي داراي جنبه هاي گوناگوني است، يکي از جنبه هاي مهم آن نکات فني است که مربوط به حدود قاعده تعارض و تنافي قاعده با ساير قواعد و… مي شود. گام هاي اوليه چنين بررسي هايي از شيخ مفيد آغاز شد، زيرا او از گروه متکلماني است که شيوه عقلي را در مباحث فقهي ترويج نمود. وي در بيان «قاعده اقرار» مي گويد: اقرار العقلاء علي انفسهم بما يوجب حکما في الشريعة عليهم مقبول”اعتراف خردمندان به ضرر خود در مواردي که منجر به حکم شرعي عليه آنان مي شود، مورد قبول استشيخ مفيد در اين بيان قيودي را به قاعده اقرار اضافه نموده است. شيخ طوسي اين بررسي هاي فني را گسترش و تعميق داد، او در قلمرو «قاعده قرعه» چنين مي نويسد “لانه لا خلاف ان القرعة تستعمل في ذلک و لا تستعمل في شيء من عقود البيع»او در مقام استدلال بر اين که «قسمت» بيع نيست” مي گويد بدون

متن کامل در سایت homatez.com

About: admin