اثربخشی آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی- قسمت ۳

ب)یافته های استنباطی ۱۴۰
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۱۴۵
خلاصه پژوهش ۱۴۶
بحث و نتیجه گیری ۱۴۶
محدودیت پژوهش ۱۴۸
پیشنهادهای پژوهش ۱۴۹
منابع ۱۵۱
پیوست ها ۱۶۸

 

 

 

چکیده

 

این پژوهش به اثربخشی آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی زوجین می پردازد. بررسی حاضر، پژوهشی نیمه تجربی است که از گروه آزمایش و کنترل تشکیل شده است. نمونه موردنظر به روش نمونه گیری در دسترس (هدفمند) از دانش آموزان ابتدایی دختر مدرسه فرهنگیان مرودشت انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده در این پژوهش از روش تحلیل کوواریانس استفاده شده است.ابزار پژوهش، پرسشنامه صمیمیت در ازدواج MIQ و پرسشنامه تعارضات زناشویی MCQ بوده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی تأثیر مثبت داشته است. کل نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی مؤثر بوده است.
کلید واژه ها: غنی سازی ازدواج به سبک اولسون، صمیمیت، تعارضات زناشویی.

 

فصل اول:

 

 

کلیات تحقیق

 

 

مقدمه

 

نهاد خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که با ازدواج[۱] آغاز می شود. بنابراین ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است اهمیت بنیادین و پایه ای دارد و سنگ بنای نهاد خانواده در ازدواج گذاشته می شود (میرمحمد صادقی، ۱۳۸۴).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همیشه مورد تأیید بوده است. این رابطه ی انسانی، پیچیده و ظریف و پویا از ویژگی های خاصی برخوردار است. دلایل اصلی ازدواج عمدتاً عشق و محبت، داشتن شریک و همراه در زندگی، ارضای نیازهای عاطفی- روانی و افزایش شادی و خشنودی است (براون[۲] ورینولد[۳]، ۱۹۹۹؛ به نقل از نوابی نژاد، ۱۳۸۰).
در واقع ازدواج موفق و شروع رابطه زناشویی قادر است بسیاری از نیازهای روانی و جسمی را در یک محیط امن برآورده سازد و تأثیر بسزایی بر سلامت روانی افراد داشته باشد (نورانی پور، بشارت و یوسفی، ۱۳۸۶).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
اگر ازدواج موفقیت آمیز باشد کمک زیادی به رشد روانی و اجتماعی زوج ها می کند. رابطه زوج ها رابطه ای منحصربفرد است که در آن همسران می توانند عمیق ترین و صمیمانه ترین احساس ها را تجربه کنند. در مقابل اگر ازدواج ناموفق باشد، همین رابطه می تواند شدید ترین آسیب ها را به اعضا و به توقف رشد شخصی و سرگردانی آن ها منجر شود (نظری، ۱۳۸۶).
با آن که تمامی جوامع، ازدواج را یکی از عوامل بهداشت روانی جامعه می دانند، چنانچه زندگی زناشویی شرایط نامساعدی را برای ارضای نیازهای روانی همسران ایجاد کند، نه تنها بهداشت روانی تحقق نمی یابد، بلکه اثری منفی و گاه جبران ناپذیر را به جا خواهد گذاشت (آماتو[۴]، ۲۰۰۰).
ازدواج به دلایل عدیده ای دچار مشکل و تعارض می شود، بروز تعارض در روابط انسان ها با یکدیگر اجتناب ناپذیر است و به عنوان پدیده ای رایج در روابط انسان ها محسوب می شود. بروز تعارض در ازدواج جزئی از رابطه ی زناشویی و زندگی مشترک است (بریچلر، ۱۹۷۵؛ به نقل از موسوی، نوابی نژاد و عاطف واحد، ۱۳۸۴).
تمامی افرادی که می خواهند ازدواج کنند قبل از شروع زندگی زناشویی به تحقق زندگی مشترک موفق و بادوام امید دارند (اولیا، ۱۳۸۸).
مشکلات زناشویی از همان ابتدا وجود داشته است اما دلایل پیچیده ماندن مشکلات زناشویی آن است که هنوز بعد از گذشت قرن ها خانواده را نمی شناسیم، ازدواج به دلایل زیادی دچار تعارض[۵] می شود، از جمله مشکلات شناخته شده در این زمینه می توان مسایل اقتصادی، روابط جنسی، روابط خویشاوندی، دوستان، فرزندان، نحوه صرف اوقات، خیانت، به پایان رسیدن عشق متقابل، مشکلات عاطفی، سوءاستفاده جسمانی، ازدواج در سنین پایین و درگیری های شغلی و غیره نام برد (ثنایی، ۱۳۸۷).
عکس مرتبط با اقتصاد
واقعیت امر این است که زندگی زناشویی همیشه در معرض خطر و مشکلات متعددی نظیر نارضایتی زناشویی، اعتیاد همسر، روابط خارج از چارچوب خانواده، مشکلات مالی و .. آن را تهدید می کند گاهی این مشکلات چنان پیچیده و لاینحل می شوند که چاره ای جز طلاق[۶] باقی نمی ماند. یکی از ریشه های بروز این مشکلات اشتباه در فرایند انتخاب، در ابتدای زندگی زناشویی است که ادامه مسیر زندگی را با دشواری های فراوانی روبرو می سازد.
سازگاری زناشویی بر کیفیت عملکرد والدینی، طول عمر، میزان سلامت، رضایت از زندگی، میزان احساس تنهایی، رشد و تربیت فرزندان، روابط اجتماعی و گرایش به انحرافات اجتماعی تأثیر دارد (احمدی، فتحی آشتیانی و نوابی نژاد، ۱۳۸۴). نیاز به عشق و صمیمیت و ایجاد رابطه صمیمانه با همسر و ارضای نیازهای عارفی- روانی از جمله دلایل اصلی زوجین امروزی برای ازدواج است.
صمیمیت[۷] مفهوم وسیعی دارد که می تواند از بحث درباره جزئیات زندگی تا افشای خصوصی ترین احساسات جنسی که کسی به راحتی در مورد آن سخن نمی گوید را دربرگیرد. صمیمیت محصول فرعی توجه کردن، پذیرفتن، حساسیت به خرج دادن و درک کردن است. بنابراین با از دست رفتن صمیمیت یکی از اتصال های زندگی زناشویی از بین می رود (بک[۸]، ترجمه چراغی، ۱۳۸۴).
صمیمیت نزدیکی، تشابه و یک رابطه شخصی عاشقانه یا هیجان با شخص دیگر است که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به عنوان منشأ تشابه و نزدیکی به کار می‏رود. صمیمیت یک فرایند تعاملی است که شامل تعدادی از ابعاد مرتبط به هم می باشد. محور این فرایند، شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر و قدردانی یا پذیرش دیدگاه منحصربفرد دیگری در دنیاست.
صمیمیت یک نیاز اساسی در انسان است که در چارچوب نیاز بقا برای دلبستگی رشد می کند (بارگاروزی[۹]، ترجمه آشتی پور و اعتمادی، ۱۳۸۵).
طبق تحقیقات اولسون و اولسون[۱۰] (۲۰۰۰) افرادی که ازدواج می کنند و از صمیمیت در زندگی زناشویی برخوردارند سالم تر هستند و زندگی طولانی تر دارند.
آماده شدن برای ازدواج رویکرد نسبتاً تازه ای برای پیشگیری از نارضایتی و شکست در زندگی زناشویی است و مبتنی بر این دیدگاه است که زوج ها می توانند یاد بگیرند که چگونه ازدواج های موفق و پایداری داشته باشند (عطاری، خالقی نژاد، عباس پور، راسخ، ۱۳۸۷). امروزه در جهان بیش از ۱۰۰ برنامه آموزشی پیش از ازدواج وجود دارد که در محتوا، جمعیت مورد هدف و شیوه های آموزش با یکدیگر متفاوتند (روبین[۱۱]، ۲۰۰۵).
هدف زیربنای بسیاری از رویکردهای آماده سازی / غنی سازی ازدواج[۱۲]، کمک به قوی تر شدن پیوندهای زناشویی است. جنبش غنی سازی ازدواج نقش بزرگی را در رشد و بالندگی میلیون ها زوج در سراسر جهان به خود اختصاص داده است (اولسون و اولسون[۱۳]، ۱۹۹۹). تمام کسانی که قصد ازدواج داشته و یا ازدواج کرده اند علاقمندند همسر مناسبی انتخاب کرده و تا آخر عمر با وی زندگی کنند. آن ها علاقمند تا خانواده ای سالم و سعادتمند تشکیل دهند و فرزندانی صالح و شایسته بپرورانند. داشتن توافق و تفاهم با همسر، رضایتمندی از زندگی و داشتن زندگی استوار از خواسته های آن ها می باشد. در یک کلام آنان می خواهند با هم کامل شوند و لازم و ملزوم و متمم و مکمل یکدیگر باشند اما واقعیت امر این است که زندگی زناشویی همیشه در معرض بروز اختلال های متعددی است که می تواند شامل اعتیاد همسر، مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری روانی، جسمی، و یا جنسی یکی از زوج ها باشد (اولیا، فاتحی زاده، بهرامی، ۱۳۸۸).
باتوجه به مطالب فوق الذکر پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثربخشی غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی است. امید است انجام این پژوهش گامی باشد در راستای استحکام بنیان خانواده.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

بیان مسأله

 

امروزه زندگی اشخاص مملو از پیچیدگی های اقتصادی- شغلی و بین فردی است که مسائل و مشکلات فراوانی را پیش روی افراد قرار می دهد. این مسائل طبیعتاً در زندگی خانوادگی و زناشویی نیز بروز می کند (پورعابدی، ۱۳۸۴). خانواده یک نهاد انسانی روبه رشد است که حجم و یا پیچیدگی آن مرتب در حال دگرگونی است و اعضای خانواده هم به عنوان فرد و هم به عنوان بخشی از واحد خانوادگی عمل می کنند. خانواده نهادی است که از یک سو با جامعه و از سوی دیگر با خود فرد پیوند دارد. اهمیت این نهاد به اندازه ای است که از پایه های بنیادین جامعه شمرده می شود و رسیدن به جامعه سالم در گرو دستیابی به خانواده ی سالم است (بورنس تین[۱۴] و بونس تین، ۱۳۸۰) آنچه در ازدواج مهم می باشد بحث پیرامون خانواده و راه های تحکیم آن از بحث های متداول مجامع علمی است و علوم مربوط به آن، بویژه روانشناسی تلاش می کند که تدابیری به عمل آورد که روز بروز میزان ثبات خانواده را فزونی بخشد. خانواده نهادی است که همه نهادهای دیگر با آن ارتباط دارد و به حق شایسته که بیش از این ها درباره خانواده و ازدواج تحقیق کنیم خانواده جامعه ای است که از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار است (حسینی، ۱۳۸۴).
با توجه به این که خانواده رکن اصلی هر جامعه ای را تشکیل می دهد و مشکلات مربوط به خانواده می تواند تأثیرات اساسی در آن جامعه ایجاد کند، هرگونه تحقیق در این زمینه می تواند نتایج با ارزشی را برای مسئولین و دست اندرکاران جامعه در راستای پیشگیری و حل مسائل جامعه از جمله فساد، بزهکاری و … داشته باشد. اگر در جامعه ای آمار طلاق ناچیز باشد، الزاماً به معنای ازدواج های موفق و سازگاری زناشویی نیست بسیاری از زوج ها در خانواده ای زندگی می کنند که طلاق روانی در آن حکمفرماست. بدین معنا که هیچ گونه رابطه عاطفی و جسمانی بین زن و شوهر وجود ندارد، و زندگی بصورت اجباری و با حداقل تعاملات به پیش می رود و به همین جهت ضروری است که با دیدگاهی آسیب شناسانه به علل درون فردی ناسازگاری زناشویی و عدم موفقیت در ازدواج ها پرداخته و نقش آموزش خانواده در سازگاری و رضایت زناشویی[۱۵] مورد بررسی قرار گیرد، چرا که عدم وجود روابط سالم در خانواده موجب بروز تعارضات خانوادگی، و مانع اصلی انتقال آداب و رسوم فرهنگ و ازرش های مثبت جامعه به نسل های بعدی است (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۷۶). زندگی مشترک با این باور که تنها مرگ می تواند ما را از یکدیگر جدا کند شروع می شود و زوجین هم، حداقل در آغاز زندگی مشترک خود نسبت به آن اعتقاد دارند.
یکی از متغیرهای مهم در حوزه خانواده که توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب نموده، حوزه تعارضات زناشویی[۱۶] می باشد. تعارض زمانی به وجود می آید که زوجین به دلیل همکاری و تصمیمات مشترکی که می گیرند درجات مختلفی از استقلال و همبستگی را نشان می دهند، که این تفاوت را می توان روی یک پیوستار، از تعارض خفیف تا تعارض کامل طبقه بندی کرد (یونگ ولانگ[۱۷]، ۱۹۸۸). از نظر گلاسر[۱۸] (۲۰۰۰) تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف درخواست ها، طرح واژه های رفتاری و رفتار غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است ( به نقل از قربانی، ۱۳۸۴). بنابراین وجود تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی است و گاهی اوقات آنقدر شدت می یابد که احساس خشم و خشونت، کینه، نفرت، حسادت و سوءرفتار کلامی و فیزیکی در روابط زوجین حاکم می شد و به شکل حالت تخریب گر و ویرانگر بروز می کند. به طور کلی تعارض در هر رابطه نزدیکی اجتناب ناپذیر است. بعضی از زوجین تعارض خود را به شکل بارز و مستقیم و بعضی دیگر تعارضشان را انکار و سرکوب می کنند و به شکل پنهانی بروز می دهند (قربانی، ۱۳۸۴). از لحاظ روانی، اکثر افراد وجود تعارض در روابط زناشویی را بی نهایت تنش زا تجربه می کنند (هالفورد، ۲۰۰۱). تعارض زناشویی مثل یک فاکتور خطرناک در ایجاد اختلالات فرزندان و یک پیش بینی کننده مهم مسائل سازگاری در بین آنان می باشد (فینجام. بیچ[۱۹]، ۱۹۹۹).
از آنجایی که بروز تعارض زناشویی یکی از مقدمات طلاق و جدایی می باشد اگر این مسأله به گونه ای حل و کنترل نشود ازدواج به جدایی ختم می شود. روان شناسان و مشاوران باید درصدد ارائه راهکارهایی و دیدگاه هایی در جهت پیشگیری و درمان باشند.
اعتمادی (۱۳۸۳)، در پژوهشی «بررسی میزان ابعاد تعارضات زناشویی در زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر اصفهان» و مقایسه آن با زوج های سالم بر روی یک نمونه ۶۰۰ نفری از آزمودنی پرسش نامه تعارضات زناشویی را اجرا نمود. نتایج نشان داد بالاترین میزان تعارض مربوط به زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود. ابعاد گوناگون تعارضات در گروه مراجعه کننده به مراکز مشاوره به طور معناداری بیشتر بود و تنها به بعد افزایش جلب حمایت فرزند در دو گروه تفاوت معناداری نداشت.
اما واقعیت این است که زندگی مشترک تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد که پاره ای از آن ها ممکن است زوجین را به طرف اختلاف و درگیری، جدایی روانی و حتی طلاق سوق دهد. ارتباط جریانی از روابط صمیمانه و مایه حیات هر رابطه است و وقتی جریان ارتباط به شکل وسیعی مسدود می شود رابطه به سرعت رو به فروپاشی می رود و سرانجام می میرد. پیامد فروپاشی ارتباط در اغلب موارد تنهایی، مشکلات زناشویی، فشار روانی و بیماری جسمی و حتی مرگ خواهد بود (بولتون[۲۰]، ترجمه سهرابی، ۱۳۸۱). ایجاد و حفظ روابط صمیمانه و ارضای نیازهای عاطفی و روانی در جریان زندگی زناشویی از جمله ویژگی های مهم زندگی متعادل می باشد. در هیچ مرحله از مراحل زندگی نمی توان احساس بی نیازی از عواطف نمود. تبادل عاطفی به همان اندازه که برای شروع یک زندگی امر مهمی است برای ادامه آن نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد (حیاتی، ۱۳۸۶).
یکی دیگر از متغرهای مهم در حوزه زندگی زناشویی، صمیمیت است. صمیمیت[۲۱] یکی از نیازهای زندگی زن و شوهری است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه صمیمانه، با خودافشایی واقعی و درک نیازهای فرد دیگر در رابطه ای برابر، تعریف می شود. عوامل دیگری که بر چگونگی نشان دادن صمیمیت اثر می گذارند، عبارتند از: سبک شخصیتی فرد، سبک ارتباطی زوج ها با هم و مراحل تعادل رابطه زوج، زن و شوهری برای پیشگیری از ایجاد مشکل، باید بتوانند درباره انتظاراتی که از یک رابطه صمیمانه دارند، با یکدیگر صحبت می کنند. تغییرات اساسی در هدف های ازدواج مستلزم تغییرات انتظارات، وظایف، نقش ها و افزایش مهارت همسران برای تحقق این اهداف و نیازهاست. مطالعات و تجارب بالینی نشان می دهد که در جامعه معاصر، زوج ها مشکلات شدید و فراگیری را در هنگام برقراری و حفظ روابط صمیمانه و ارضای نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج دارند. برقراری روابط صمیمانه یک مهارت و هنر است که علاوه بر سلامت روانی و تجارب سالم اولیه نیازمند داشتن نگرش های مختلفی و کسب مهارت ها و انجام وظایف خاص است (برشتاین و برنشتاین[۲۲]، ترجمه دهقانی و دهقانی، ۱۳۸۰) (باگاروزی[۲۳]، ۲۰۰۱).
یک رابطه زناشویی صمیمی مستلزم آن است که زوجین یاد بگیرند با هم ارتباط برقرار کنند و با هم تفاوت داشته باشند.
کامکار و جباریان (۱۳۸۵)، در یک پژوهش تأثیر صمیمیت در اختلافات زناشویی را بررسی نمودند و نشان دادند که ۵۷% اختلال در روابط زناشویی به دلیل اختلاف در روابط عاطفی و صمیمی بین زوجین بوده است. در واقع تعامل های زناشویی منفی و فاقد هرگونه عشق و محبت قوی ترین عامل در ایجاد نارضایتی زناشویی است (به نقل از حیاتی، ۱۳۸۶) بنابراین، افزایش صمیمیت و لذت در تعاملات زوجین می تواند موجب رضایت بیشتر از روابط زناشویی گردد (سپاه منصور و مظاهری، ۱۳۸۵).
تحقیقات فیرستن[۲۴] و کاتلت[۲۵] (۱۹۹۹) نشان می دهد صمیمیت نیرویی است که همواره سلامت روانی را به دنبال دارد. تحقیقات زیادی اثرات صمیمیت در ازدواج را بررسی سلامت جسمی تأیید می کنند (ارنیش[۲۶]، ۱۹۸۸). طبق تحقیقات اولسون و اولسون (۲۰۰۰) افرادی که ازدواج می کنند و از صمیمیت در زندگی زناشویی برخوردارند، سالم تر هستند و زندگی طولانی تری دارند، بنابراین با مقایسه میزان صمیمیت در زوجینی که از زندگی زناشویی خود رضایت دارند و زوجینی که از زندگی زناشویی شان ناراضی هستند می توانیم به اهمیت این عامل مهم در رضایت زناشویی پی ببریم. روابط صمیمانه زوجین نیاز به مهارت های ارتباطی از قبیل توجه افراد به مسائل از دید همسرشان و توانایی درک همدلانه، آنچه که همسرشان تجربه نموده است و همچنین حساس و آگاه بودن از نیازهای او دارد از این رو وجود صمیمیت و سعادت و سلامت در خانواده به وجود ارتباطات سالم و بالنده بین زوجین بستگی دارد .کامکار و جباریان، ۱۳۸۵).
بنابراین این پژوهش به دنبال بررسی این سوال است که آیا آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر افزایش صمیمیت و تعارضات زناشویی اثر معنادار دارد؟

 

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

زندگی زناشویی با ازدواج زن و مرد آغاز می شود و ادامه این زندگی کیفیت آن به نوع ارتباطی که بین زوجین حکمفرماست بستگی دارد اگر ارتباط بین زوجین ناسالم و بیمار باشد. به طبع زندگی زناشویی دچار تزلزل و از هم پاشیدگی خواهد شد، آنوقت است که اختلافات ظاهر شده و هر دو نمی توانند از زندگی رضایت کافی داشته باشند. ولی اگر رابطه زوجین قوی و محکم باشد کاستی های زندگی خودبخود در سایه این ارتباط قوی محو شده و جای خود را به شادی و رضایتمندی می دهد. در نتیجه برای دستیابی به اهداف فوق و پرهیز از نابسامانی در زندگی زناشویی لازم است که به زوجین مهارت های ارتباطی آموزش داده و آن ها را به وظایف خود آشنا کرده، زنان و مردان ویژگی های خود و همسرشان را کاملاً بشناسند و از نیازهای خود و همسر خود باخبر باشند و تلاش نمایند که علاوه بر رفع نیازهای خود، نیازهای همسر را هم درک کرده و برطرف نمایند. بهتر است که آموزش مهارت های ارتباطی قبل از ازدواج رسمی باشد و لازم است از نتایج این تحقیقات و مشابه آن برنامه ای تهیه و تدوین شده و در اختیار مشاورین و دادگاه های خانواده و همه اقشار جامعه قرار داده شود تا از بروز اختلافات پیشگیری کرده و رضایتمندی زندگی زوجین را افزایش دهد چرا که بنیان اساسی جامعه، خانواده سالم است و در زیر این سایبان فرزندانی سالم تربیت شده و جامعه هم سالم خواهد شد (صداقت نژاد، باقر، ۱۳۹۰).
وجود روابط صمیمیمانه بین افراد از اهمیت خاصیر برخوردار است. چنین روابطی بر بهزیستی، فیزیکی، روان شناختی و توانایی افراد در جهت عملکرد مؤثر در زمینه های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی مؤثر است. ایجاد و دوام رابطه ی صمیمانه توسط پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می شود. هم چنان که روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را در بردارد، روابط غیر رضایت بخش سلامت جسمانی و روان شناختی افراد را به خطر می اندازد. داشتن رابطه ی صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهم ترین نیازهای بشری است. تلاش در جهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی بر فرد همراه است. صمیمیت و داشتن رابطه برای رشد روانی، تکوین شخصیت و سلامت هیجانی ضروری است و برسلامت هیجانی، احساس امنیت و بهداشت روانی انسان تأثیر می گذارد. خانواده، نهاد اصلی و مهم جامعه بوده و برقراری ارتباط سالم و درست، بین اعضای آن مهم ترین عامل سلامت و ثبات خانواده است. خانواده کوچکترین جزء اجتماع است. اجتماعی که از خانواده های سالم تشکیل شده باشد، مسلماً اجتماعی است سالم و شرط سلامت خانواده ها، این است که افراد آن سالم باشند و بهبود وضع اجتماع، تلاش برای بهبود خانواده و افراد آن از مهم ترین موضوعات است (کاویان، ۱۳۸۰). مداخلات درمانی نشان می دهد که یک برنامه آموزشی، به خصوص برای خانواده های پرخطر که رضایت زناشویی کم، صمیمیت کم و افسردگی بیشتری داشته اند، سودمندی بیشتری داشته است پژوهش حاضر، با هدف کمک به خانواده ها، در جهت نگهداری و حفظ رضایت زناشویی و کاهش میزان جدایی طرح ریزی شده است. افزایش روزافزون میزان طلاق، کاهش میزان رضایت افراد از زندگی زناشویی و از هم گسیختگی کانون گرم بسیاری از خانواده ها ضرورت و اهمیت تحقیق در زمینه شناخت تعارضات زناشویی و عواملی که سبب افزایش یا کاهش آن می شود را ایجاب می کند. در صورت توجه به عوامل تعارضات زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضایتمندی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کاهش یابد. یافته های پژوهشی حاکی از آن است که رضایت زناشویی تحت تأثیر مجموعه ای عوامل متفاوت است که هیچ یک به تنهایی برای ایجاد رضایتمندی کافی نیست. هریکی از ما گنجینه ای منحصربفرد از تجربیات در روابط با دیگران داریم که بر تجربیات خیلی قدیمی تر ما در روابط با دیگر مراقبان برمی گردد. برخی از این تجربیات زمانی کسب می شوند که ما در آن زمان سعی در آسان کردن و گسترش روابطمان داشته ایم ولی برای کمک به ما یا دیگران در دسترس نبوده اند یا از آن مأیوس شده ایم. با این گنجینه ی تجربه ی خیلی قدیمی، هریک از ما به طور ناخودآگاه روابطمان را در بزرگسالی گسترش می دهیم. بدین صورت الگوی فردی ما شکل می گیرد و ما به طور غریزی و عمدتاً به صورت ناخودآگاه و ناخواسته روابط تجربه شده مان را سرو سامان می دهیم (گرانت[۲۷] و کرولی[۲۸]، ۲۰۰۲).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
از جمله عوامل مهم دیگری که فرض می شود کیفیت زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهد، میزان صمیمت در ازدواج می باشد برای والدین و فرزندان، صمیمیت بین زن و شوهر عامل تعیین کننده ای برای داشتن ارتباطات زناشویی و خانوادگی بسیار محکم است. این ارتباط صمیمانه شامل توجه، اعتماد متقابل و پذیرش می باشد. ارتباطاتی که شامل این فاکتورها باشد زیربنای سلامت جنسی و غیرجنسی در صمیمیت زناشویی است. بنابراین، یک ازدواج شاد و رمانتیک ازدواجی است که در آن همسران هم در بعد جنسی و هم در بعد غیرجنسی رشد پیدا کنند (اسنتمن[۲۹] و همکاران، ۲۰۰۴).
عدم صمیمیت در ازدواج باعث می گردد که هریک از زوجین جدا از هم بزرگ شوند و تنهایی رشد کنند، بنابراین توجه به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. صمیمیت در ازدوج فرایندی است که در تمام دوره های زندگی اتفاق می افتد و هرگز کامل نمی گردد و به پایان نمی رسد (شیفر[۳۰] و اولسون[۳۱]، ۱۹۸۱).
در یک پژوهش تأثیر صمیمیت در اختلافات زناشویی را بررسی نمودند نشان دادند که ۵۷% اختلال در روابط زناشویی به دلیل اختلال در روابط عاطفی و صمیمی بین زوجین بوده است. پیش درآمد جدایی زوجین تعارضات زناشویی است که از بگومگوهای ساده شروع شده تا درگیری های شدید لفظی، نزاع و کتک کاری و گاهی جدایی ممکن است گسترش پیدا کند (به نقل از ادیب زاده، ۱۳۸۴). امروزه میزان زیادی از مشکلات بهداشت روانی ناشی از ارتباط های مختل و تعارض در حل مسایل زندگی است. تبادل های مناسب درون خانواده سالم به انطباق و سازگاری باثبات تر اجتماعی و فردی اعضای خانواده کمک می کند. وجود مشکلات زناشویی علاوه بر ضروری ساختن وجود متخصصین در امر درمان زناشویی، لزوم مداخلات پیشگیرانه برای رفع مشکلات بالقوه قبل از حادث شدنشان را نیز ضروری می سازد. یکی از این رویکردها، غنی سازی ازدواج است که درصدد پرداختن به مشکلات، قبل از بحرانی شدن آن ها و مجهز ساختن زوجین به مهارت ها و بینش ها لازم برای مقابله با مشکلات آتی می باشد.هدف زیربنایی بسیاری از رویکردهای غنی سازی ازدواج کمک به قوی تر شدن پیوندهای زناشویی ثابت زوجین است. در واقع آموزش غنی سازی زندگی زناشویی به علت وجود ازدواج های بیشماری است که در آن طرفین به علت نداشتن مهارت های ارتباطی درست و سالم، از زندگی خود رضایت نداشته و نیازمند به مداخله های تخصصی هستند. زوجین با آموزش مهارت های سالم در این برنامه ها، به کشف روش های تازه و مؤثری می رسند که با کاربرد آن ها می توانند بیشتر اختیار زندگیشان را در دست داشته و در عین حال که به نیازهای خودشان می رسند، دیگران را از رسیدن به نیازهایشان محروم نکنند و به صورت یاورانی بهتر برای اطرافیان عمل کرده و به تقویت روابط نزدیک خود بپردازند (گوردن[۳۲]، ترجمه فرجادی، ۱۳۸۰). خانواده که نخستین گروه اجتماعی است و به تعبیری شالوده و زیربنای هر جامعه محسوب می شود اگر دچار مشکلات نقصان تزلزلی در شبکه ارتباطی خود گردد بدون شک اثرات جبران ناپذیری به عناصر خود (زن، شوهر و فرزندان) و به طبع آن جامعه خواهد گذاشت، موردی که در پژوهش های مختلف تأیید گردیده است. از سویی با توجه به روند کاهش سازگاری زناشویی در میان خانواده خاصه در دهه های اخیر توجه دانشمندان و محققان مرتبط با این پدیده در حوزه های علوم اجتماعی، روانشناسی، مشاوره و حقوق را به خود جلب کرده و هریک برحسب حیطه ی علمی خود به سبب شناسی این پدیده پرداخته و در تحقیقات خود عواملی را برشمرده اند به همین سبب بررسی صمیمیت و تعارضات زناشویی میان زوجین و روش های درمان و مشکلات مربوط به آن ضروری است (جاسبی، ۱۳۸۰).
بنابراین ضروی است پیش از این که زن و شوهر به دلیل وجود نارضایتی زناشویی و تعارضات و عدم سازگاری مناسب و صمیمیت و برقراری روابط مطلوب و رضایت بخش و گاهی به خطر افتادن بهداشت روانی زوجین یا اختلالات رفتاری، یا اجتماعی، در فرزندان تصمیم و تغییر روابط خود ترسیم کنند و نسبت به برخی عواقب رفتارهای ناپخته و نا آگاهی که در طول زندگی با آن مواجه خواهند شد، اطلاعات لازم کسب کنند. در واقع مشکل رضایت زناشویی و تعارض زناشویی بیش از هر مقوله ی روانشناسی دیگری سبب ارجاع جهت دریافت مراقبت های بهداشتی و روانی می گردد پس داشتن یک برنامه آموزشی لازم است (برنشتاین[۳۳] و ترجمه سهرابی، ۱۳۸۳).

 

اهداف نظری و عملی تحقیق

 

۱- هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین اثربخشی آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی.

 

بهره وران

 

زوج درمانگران
خانواده درمانگران

 

فرضیه های تحقیق

 

۱- آموزش مبتنی بر غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر افزایش صمیمیت تأثیر دارد.
۲- آموزش مبتنی بر غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر کاهش تعارضات زناشویی تأثیر دارد.

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 

 

تعاریف نظری متغیرها

 

غنی سازی ازدواج: رویکردی است آموزشی برای بهبود روابط زوجین و هدف آن کمک به زوج ها برای آگاهی از خودشان و همسرشان، کاوش احساسات و افکار همسرشان، گسترش همدلی و صمیمیت و رشد ارتباط مؤثر و مهارت های حل مسأله است (اولسون، ۲۰۰۱).
صمیمیت: باگاروزی (۲۰۰۱) صمیمیت را یک نیاز اساسی انسان می داند که به عنوان نزدیکی و رابطه ی شخصی و دوست داشتنی با شخص دیگر است و مستلزم آگاهی، درک عمیق، پذیرش و بیان افکار و احساسات می باشد وی معتقد است که صمیمیت فرایندی تعاملی و پویاست که ابعاد فردی، روان شناختی، عقلانی، جسمانی، جنسی، معنوی، اجتماعی و…. را شامل می شود.
تعارضات زناشویی: هنگامی که دو نفر به عنوان زن و شوهر با یکدیگر زندگی می کنند، تعارض به وجود می‏آید در تعامل های بسیار طبیعی، زن و شوهر، مواقعی تعارض به وجود می آید که نیازها برآورده نمی شود. در نتیجه، هر دو شریک نسبت به هم احساس خشم، ناکامی و نارضایتی می کنند. بنابراین اگر تعارض به وجود آید زن و شوهر باید برای آن آماده شوند، این آمادگی باید برحسب توانایی برقراری ارتباط مؤثر باشد (کدیور، ۱۳۸۷).

 

تعاریف عملیاتی متغیرها

 

غنی سازی ازدواج: منظور جلسات آموزشی غنی سازی است که طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای براساس نظریه اولسون انجام می شود در این آموزش مهارت های کمک به زوجین در شناسایی و تکیه نمودن بر نقاط قوت رابطه و شناسایی حیطه هایی از روابط که مشکل زا بوده یا نیازمند برنامه غنی سازی می باشد، آموزش زوجین به منظور ارتباط مؤثرتر در زمینه موضوعات مهم، حل موضوعات مشکل زا با بهره گرفتن از الگوی حل تعارض ۱۰ مرحله ای، کندوکاو موضوعات مربوط به خانواده اصلی با بهره گیری از نقشه زوجین و خانواده، طرح ریزی برنامه ای برای نیل به اهداف فردی، زوجینی.
صمیمیت: نمره ای است که فرد از پاسخگویی به پرسشنامه صمیمیت در ازدواج (MIQ[34]) کسب می کند. این پرسشنامه شامل پنج خصیصه و شاخص صمیمی بودن، میزان توافق، صادق بودن، علاقه و محبت و پایداری به تعهدات می باشد.
تعارضات زناشویی: منظور از تعارضات زناشویی در این پژوهش، نمره ای است که فرد از پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی (MCQ) دریافت می کند این پرسشنامه یک ابزار (۴۲) سؤالی است که برای سنجیدن تعارض های زن و شوهر ساخته شده است. حداکثر نمره ی کل پرسشنامه (۲۱۰) و حداقل آن (۴۲) است (براتی و ثنایی، ۱۳۸۷).

 

فصل دوم:

 

 

مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

 

 

مقدمه

 

در این فصل به بررسی تعارضات زناشویی- غنی سازی ازدواج و صمیمیت می پردازیم و نقش غنی سازی ازدواج در تعارضات و صمیمیت را بررسی می کنیم. در انتهای پژوهش های انجام شده در داخل و خارج کشور و نتیجه گیری تحقیقات بیان شده است.

 

صمیمیت

 

واژه انگلیسی صمیمیت از واژه لاتین به معنی درون مشتق می شود. بنابراین صمیمیت یعنی دو نفر درون خود را به روی یکدیگر باز می کنند. صمیمیت یعنی ورود عاطفی، فکری، اجتماعی، فیزیکی و معنوی به زندگی یکدیگر. صمیمیت یعنی ارتباط و اتصال در عمیق ترین سطح ممکن بر همه حوزه های زندگی. وقتی با کشی صمیمی هستیم فکر می کنیم او نهایت خیر و صلاح ما را می خواهد، بنابراین بدون ترس از اینکه او از گفته هایمان یا آنچه در ما می بیند سوءاستفاده کند وجود خود را و مکنونات قلبیمان را به روی او می‏گشاییم (چاپمن[۳۵]، ۱۹۳۸، ترجمه موحد، ۱۳۸۴).

 

تعاریف صمیمیت

 

– باگاروزی[۳۶] (۲۰۰۱)، صمیمیت را یک نیاز اساسی انسان می داند که به عنوان نزدیکی، تشابه و رابطه ای شخصی و دوست داشتنی با شخص دیگر است و مستلزم آگاهی، درک عمیق، پذیرش و بیان افکار و احساسات می باشد. وی معتقد است که صمیمیت فرایند تعامل و پویایی است که ابعاد فردی، روان شناختی، عقلانی، جسمانی، معنوی، اجتماعی، تفریحی و زیبا شناختی را شامل می شود (باگاروزی، ترجمه آتش پور و اعتمادی، ۱۳۸۵).

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*