بره‌های دنبه‌دار سنگسری و بدون دنبه ذل را بررسی نمودند. بره‌های ۶ ـ ۵ ماهه به مدت ۸۰ روز پروار شدند. میانگین افزایش وزن روزانه به گرم، ضریب تبدیل غذایی، چربی لاشه در بره های نژادهای فوق‌الذکر را به ترتیب ۲۸/۱۰۸، ۳۴/۷، ۵۶/۵ درصد ۵/۱۴۹، ۲۹/۶، ۶۲/۲۱ درصد گزارش کردند.
نیکخواه و اسدی مقدم (۱۹۷۵) توان پرواری و خصوصیات لاشه بره های شال را با استفاده از جیره های با قیمت بالا و قیمت پائین بررسی نمودند . بره ها نر ۶-۵ ماهه در این آزمایش به مدت ۷۷ روز پروار شده و میانگین افزایش وزن ،تبدیل غذایی و چربی لاشه به ترتیب ۸۱/۱۹۷ گرم ،۵/۹ و ۵۸/۲۲ درصد بدست آمده است.
نیکخواه و اسدی مقدم (۱۹۷۷) رشد و خصوصیات لاشه بره ها ۶ ماهه ماکوئی و مغانی را با جیره های مختلف بررسی نمودند. نتایج میانگین افزایش وزن روزانه به گرم، راند مان غذایی، درصد لاشه و درصد چربی لاشه و بره های مغانی به ترتیب ۶/۲۰۶ ،۹/۶ ،۳/۵۳،۷۶/۲۰ بدست آمده است.
۱-۱-۴- صفات اقتصادی مهم در پرواربندی
با توجه به شرایط خاص اقلیمی، نژادی، تغذیه ای ، هر کشوری به تعدادی از صفات توجه خاصی دارد اما در بیشتر مناطق هدف اصلی در پرورش گوسفند نهایتاً تولید گوشت و پشم می‌باشد (۳، ۶ و ۱۳) معیارهای که در پروار بندی بیشتر مورد توجه است عبارت است:

۱-۱-۴-۱- سرعت رشد
سرعت رشد یکی از خصوصیات مهم در پروا‌بندی است که تحت تاثیر مدیریت، تغذیه، سن و شرایط محیطی قرار می‌گیرد. (۴) و همچنین گزارش شده که بین سرعت رشد و راندمان استفاده از غذا همبستگی بالائی وجود دارد (۵۶).
در رابطه با همبستگی سرعت افزایش وزن روزانه و راندمان استفاده از غذا نظریه‌های متفاوتی ارائه شده یاکسل (۱۹۷۹) پیشنهاد کرد که سرعت افزایش وزن روزانه را به جای راندمان استفاده از غذا در انتخاب حیوانات بکار برند ولی نامبرده به نقل از کلیبر (۱۹۳۶) بیان نموده که استفاده از سرعت افزایش وزن به عنوان شاخص راندمان استفاده از غذا به کوچکی یا بزرگی جثه حیوان بستگی دارد اگر چه آنها راندمان غذایی مشابه داشته باشند. وی پیشنهاد نمود از سرعت افزایش وزن نسبی بجای سرعت افزایش وزن مطلق برای انتخاب راندمان استفاده از غذا استفاده گردد و نتیجه گرفت زمانی سرعت رشد می‌تواند به عنوان معیار راندمان غذایی بکار رود که حیوانات با اندازه‌های مشابه با یکدیگر مقایسه شوند گزارش شده که محدودیت غذایی در نوعی از بره‌های هیبرید می‌تواند باعث کاهش رشد و اضافه وزن روزانه به صورت خطی و افزایش تعداد روزهای تغذیه به صورت خطی برای وزن نهایی لاشه گردد.(۶۹).
گزارش شده در مراحل رشد پایانی زمانی که سرعت رشد افزایش یابد در زمان های مساوی لاشه‌های با وزن مساوی دارای چربی زیادتری هستند (۴۲).
برخی گزارشات نشان می‌دهد مادامی که سرعت رشد بالا است چربی زیر جلدی بیشتر و چربی داخل عضلانی کمتری در بدن توزیع می‌شود تا هنگامی که سرعت پایین است. (۴۴) به طور کلی سرعت رشد بالا باعث کاهش چربی بدن می گردد (۳۹).
در گزارش متعددی آمده که برای ارزیابی سرعت رشد معمولاً معیار افزایش وزن بر حسب گرم در روز طی دوری پروار بندی و یا از تولد تا کشتار ملاک عمل قرار می‌گیرد به طور کلی همبستگی مثبت بین وزن تولد، وزن از شیر گرفتن، با وزن یک سالگی و سرعت رشد و بازده غذایی وجود دارند (۳ ، ۱۲و ۱۳).
۱-۱-۴-۲- راندمان استفاده از غذا
مقدار مصرف غذا برای افزایش هر کیلوگرم وزن زنده ضریب تبدیل غذایی یا راندمان غذایی می‌باشد. عوامل متعددی نظیر وزن، سن حیوان، جنس و گونه دام، نژاد و خصوصیات کمی و کیفی ماده خوراکی بر تغییرات ضریب تبدیل غذا موثر می‌باشند. یکی از اهداف کلی اصلاح نژاد دام‌ها توسعه سویه‌هائی از حیوانات اهلی است که از نظر تبدیل غذا به گوشت دارای ضریب تبدیل غذایی بهتری باشند. لذا ضریب تبدیل غذایی از فاکتورهای اقتصادی مهم است (۴۷ ، ۳۵).
دیکرسون و گریمز (۱۹۴۷) گزارش کردند که بیشترین مقدار بهبود در راندمان استفاده از غذا از همبستگی آن با سرعت افزایش وزن حاصل شده در گزارش دیگری نشان می‌دهد که از نظر راندمان استفاده از غذا گروه‌های پدری یکسان در سرعت افزایش وزن اختلاف معنی‌داری دارند و از نظر سرعت افزایش وزن روزانه گروههای پدری یکسان در راندمان استفاده از غذا اختلاف معنی‌داری دارند.
اسدی مقدم و نیکخواه (۱۳۵۳) طی تحقیقی نتیجه گرفتند که بره‌هایی که با جیره پر انرژی تغذیه شده بودند از افزایش وزن روزانه بیشتر و بازده غذایی بهتر نسبت به بره‌های که با جیره کم انرژی تغذیه گردیدند برخوردار بودند.
مطالعه‌ای که بر روی بره‌های پروار نژاد سیه چهره اسکاتلندی انجام شده ضریب تبدیل غذا به وسیله وزن زنده اولیه تحت تاثیر قرار نگرفت. بره‌های در نظر گرفته شده با وزن کشتار بالاتر از ۴۳ کیلوگرم زمانی که با سطح بالای پروتئین جیره تغذیه شدند به طور معنی‌داری غذای کمتری برای اضافه وزن نسبت به آنهایی که جیره غذایی با پروتئین پایین مصرف کرد‌ند احتیاج داشتند و در نتیجه دارای ضریب تبدیل کمتر در هر کدام از وزن‌های کشتار بودند (۵۰).
طی تحقیقی توان پرواری گوسفندان اتابای وگوسفندان زل با استفاده از جیره‌های غذایی مختلف و اندازه‌گیری ضریب هضمی جیر ه ها مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس نتایج به دست آمده بره‌ها تغذیه شده با جیره پر انرژی بازده غذایی بهتری نسبت به بره‌های تغذیه شده با جیره‌های متوسط انرژی و کم انرژی داشته‌اند (۲۷).
جونز و هوگو (۱۹۶۰) اثر سطح انرژی را در احتیاج پروت
ئین بره‌های پرواری را مطالعه نمودند و نتیجه گرفتند که سطح انرژی و پروتئین جیره اثر متقابل داشته و در افزایش وزن، راندمان غذایی و خصوصیات لاشه تاثیر دارد به طوری که سطح انرژی بالا باعث افزایش وزن شده و وزن‌ نهایی بیشتر می‌شود و با افزایش سطح پروتئین و انرژی جیره ، افزایش وزن بیشتر و راندمان غذایی بهتر می‌گردد. سطح انرژی بالا ولی سطح پروتئین پایین باعث بهتر شدن راندمان غذایی و افزایش چربی لاشه و کاهش ارزش آن می‌شود. سطح انرژی و پروتئین پایین باعث افزایش وزن و راندمان غذایی پایین‌تر شده است.
آلکاس و همکاران (۱۹۸۵) در مورد اثر دو سطح کنسانتره به نسبت ۱ درصد و ۲ درصد وزن بدن بره های دو نژاد آواسی و عربی مطالعاتی انجام دادند مشخص گردید بره‌های که به نسبت ۲ درصد وزن بدن کنسانتره مصرف کردند رشد سریعتر و بازده غذایی بهتر داشتند.
کلانترنیسانکی (۱۳۸۴) طی تحقیقی بر توان پرواری سه نژاد کردی، زندی، کلکوهی مورد بررسی قرار داد. میانگین ضریب تبدیل بر اساس ماده خشک مصرفی در مقابل هر کیلوگرم افزایش وزن زنده بین دو گروه ژنتیکی کردی و کلکوهی تفاوت معنی دار نداشته ولیکن این دو گروه با گروه ژنتیکی زندی تفاوت معنی دار بوده به طوری که ضریب تبدیل غذایی گروه ژنتیکی زندی از دو گروه دیگر به وضوح بالاتر بود.
در یک مطالعه که بر روی بره های که با چهار شیوه مدیریت تغذیه در مراتع با مکمل پروتئینی و بدون مکمل و تغذیه خشک با کنسانتره حاوی مقادیر مختلف پروتئین مورد بررسی قرار گرفت مشاهده گردید که بره هائیکه در وزن ۸/۴۰ کیلوگرم کشتار شدند در مقایسه با وزن کشتار ۹/۴۹ کیلو گرم راندمان بیشتر در ضریب غذا به گوشت داشتند (۶۸).
در یک مطالعه ای که بر روی بره های مرینوس استرالیائی انجام شد مشاهده گردید زمانی که وزن بره ها (وزن کشتار ) افزایش می یابد و از ۴۳ کیلو گرم به ۵۷ کیلو گرم می رسد میانگین غذای خورده شده روزانه و ضریب تبدیل غذایی کاهش می یابد (۷۳).
احمد و دیویس (۱۹۸۱) مطالعه ای در مورد اثر سطح انرژی جیره در ریشه، راند مان غذایی و خصوصیات لاشه بره های پرواری حاصل از تلاقی مرینوو بوردر لای سیستر انجام دادند نتایج نشان داد که غلظت انرژی بالاتر در جیره باعث افزایش وزن بیشتر ،درصد لاشه بالاتر ،ضریب تبدیل غذایی بهتر و چربی لاشه بیشتر نسبت به جیره های دارای سطح انرژی پائین در بره های مصرف کننده آن می گردد.
۱-۱-۴-۳- صفات لاشه
میزان بهره‌وری و همچنین کیفیت لاشه در حیوانات و نژادهای مختلف تفاوت دارد. صفات لاشه از فاکتورهای مهم است که کمیت و کیفیت گوشت تولیدی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. عوامل موثر برروی صفات لاشه عبارتنداز: نژاد، سن، شرایط محیطی (تغذیه- مدیریت ) و جنس حیوان (۴).
در یک پژوهش اثرات جنس و سن در صفات پرواری و خصوصیات لاشه بره‌های ترکی و قشقایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که مدت پروار برای هر دو جنس ۹۰ الی ۱۲۰ روز ( پروار از سن ۴ ماهگی بعد از شیر‌گیری تا سن ۷ تا ۸ ماهگی) پیشنهاد شد. از سن ۸ الی ۱۲ ماهگی کارایی پروار کاهش و چربی لاشه افزایش می‌یابد که کیفیت لاشه را نامطلوب می‌سازد (۵ ).
در مطالعه‌ای که روی بره های سات دان و کلان از تولد تا سن۴۱۵ روزگی انجام شده بره‌ها در هنگام تولد و سن۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰ و ۲۰۰ روزگی کشتار شدند، مشخص گردید که رشد نسبی گوشت لخم، استخوان و کل چربی بدن بوسیله نژاد تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. بره‌های کلان و سات دان که در سنین مختلف کشتار شده بودند از نظر نسبتهای کل چربی بدن وضعیت مشابهی داشتند (۵۵).
وزن مناسب کشتار برای گوسفند بلوچی ۴۵ کیلوگرم گزارش شده است (۱) که در این راستا کشتار دامها در سنین پایین‌تر باعث کاهش چربی لاشه و افزایش گوشت لخم می‌شود. برای مشخص کردن سن و وزن مطلوب کشتار بایستی ارتباطات ژنتیکی بین صفات مختلف مشخص شوندبدین منظور لازم است تعداد زیادی از حیوانات در دامنه وسیعی از وزن یا سن کشتارشوند تا بتوان وارثت پذیری ژنتیکی و همبستگی‌های قابل قبول با خطای معیار کم جهت این خصوصیت محاسبه نمود در گزارشی آمده است که بین سویه‌های نژاد سیه چهره اسکاتلندی از نظر همبستگی بین وزن زنده و ترکیب لاشه در محدوده وزنهای تجاری اختلافاتی موجود است (۵۰).
از جمله مطالعاتی که روی گوسفندان نر۱۴ تا ۱۶ ماهه مغانی و کردی(در شرایطی سنتی ) و شال بلوچی (در شرایط کنترل شده ) انجام شده نشان می دهد که در این سن بازده و کیفیت لاشه در گوسفند بلوچی بیشتر از سه نوع گوسفند دیگر است.در همین مطالعات گوسفند بلوچی و کردی از نظر وزن گوشت در اکثر نواحی چهار گانه (جلو دست ها ،رانها ، سینه و گردن ،کمر و لگن) در سن ۱۴ تا ۱۶ ماهگی نسبت به دو نوع گوسفند دیگر (مغانی و شال) برتری دارد (۱۳و ۴۲).
مکارچیان و همکاران (۱۹۷۸) بررسی نمونه هنگامی که سرعت رشد نخست تاثیر نژاد پدری قرار می گیرد . ترکیب لاشه لزوماًتغییر نمی کنند زیرا بره های که پدرشان دورست بود نسبت به آنهائی که پدرشان سافوک بود دارای رشد و استخوان کمتر ،چربی و درصد لاشه بیشتری بودند ،بره های نر در مقایسه با بره های اخته شده و ماده ها دارای رشد بالاتر ،چربی کمتر ،استخوان بیشتر و درصد لاشه کمتری بودند.
کلاوی (۱۹۷۳) گزارش نمود گوسفندانی که تحت یک دوره فقر غذائی بوده ترکیب بدن آنها بعد از رشد مجدد مشابه به گوسفندانی بود که رشد پیوسته داشتند همچنین ترکیب بدن در دامها با وزن زنده مساوی که شد پیوسته دارند مشابه بود . وی گزارش کرد به دلیل اینکه محدوده سرعت رش
د خیلی کم است بنابر این اثرات جزئی در ترکیب لاشه بوجود می آید.
۱-۱-۵- عوامل موثر در پروار‌بندی
۱-۱-۵-۱- عوامل ژنتیکی
بازدهی حیوانات اهلی در مقیاس وسیع تحت تاثیر عوامل ارثی و محیطی قرار دارد. افزایش بازدهی دام در حداکثر ممکن از اهداف مهم در اصلاح نژاد محسوب می‌شود. برای بهبود ژنوتیپ دامدار فقط به معیارهای فتوتیپ دسترسی دارد معیارهای مذکور تا حدودی تحت تاثیر عوامل محیطی قرار می‌گیرد و ممکن است در تغییر ژنوتیپ موثر باشد (۶).
رشد و نمو بره به عامل نژادی یا ارثی بستگی دارد. نژادهای درشت اندام دیرتر از نژادهای کوچک اندام به سن بلوغ جسمی می‌رسد که این صفت به خصوصیت نژادی بستگی دارد. در یک نژاد بره‌هائی که از رشد سریعتر برخوردارند، زودتر بالغ شده و به وزن‌های بالاتری می‌رسند (۱۳).
خصوصیات ارثی هر حیوان ظرفیت تولیدی آن را تعیین می‌کند و نژادها و گروه‌های ژنتیکی گوسفند با یکدیگر متفاوت می‌باشد . زمانی که بره های مورد پروار از پدران گوشتی انتخاب شوند اثر نژاد در پروار‌بندی زیادتر می‌باشد (۶ و ۵۵).
واعظ ترشیزی و همکاران (۱۳۷۵) روند ژنتیکی و فتوتیپی صفات رشد در گوسفندان نژاد سنجابی را مورد بررسی قرار دادند و نتایج حاصله نشان می‌داد که صفات رشد در گوسفندان سنجابی از لحاظ ژنتیکی در حال بهبود بوده ولی سرعت آن بسیار ناچیز می‌باشد.گزارشهائی وجود دارد که نسبت کل ماهیچه به استخوان در اندامهای عقبی بره ها دارای تغییرات زیادی است که این تغییرات مربوط به اختلافات زنتیکی نژاد ها می باشد. همچنین رشد ماهیچه عامل مهمی در تغییر نسبت ماهیچه به استخوان در حیوانات باجنس مشابه می باشد ،که تعیین کننده بلوغ و مرحله پروار است (۷۹).
تفاوت های اندکی در میان نژادهای از نظر نسبت وزن هر ماهیچه به کل وزن ماهیچه ها وجود دارد . اما بر خلاف ماهیچه ها نسبت های ذخیره انفرادی چربی در بدن در مقایسه با کل چربی در میان نژاد ها بسیار متفاوت است (۵۶).

۱-۱-۵-۲- اثر جنس و سن
از میان عوامل متعددی که بر رشد و نمو دامها تاثیر می‌گذارند سن و جنس دام دارای جایگاه ویژه‌ای است بررسی‌های متعددی نشان داده است که در سنین مختلف دام و بین جنس‌های مختلف تفاوت‌های زیادی از نظر خصوصیات لاشه، ضریب تبدیل غذایی و سرعت رشد وجود دارد و در رابطه با سن دام سرعت رشد و بازده غذایی دام‌های جوان بیشتر از دام‌های مسن می‌باشد (۱۳ و ۱۴).
کیانزاد (۱۳۷۲) در بررسی اثر سن (۵ ، ۷، ۹ و ۱۱ ماهگی) و جنس بر روی میزان رشدوخصوصیات لاشه بره‌های پرواری را چنین گزارش نموده است. وزن نهایی در بره‌های نر و ماده و همچنین در مقاطع سنی مختلف تفاوت معنی داری (۰۱/۰ P) داشته، به طوری که میانگین افزایش وزن روزانه طی ۶ ماه پروار در نرها ۴/۱۷۲ گرم و در ماده‌ها ۰۸/۱۳۴ گرم در روز بوده است. بالاترین افزایش وزن روزانه در بره‌های نر در سن ۶ ماهگی و در بره‌های ماده در سن ۸ ماهگی به ترتیب ۲۱۲ و ۱۶۳ گرم در روز بوده است، پایین‌ترین ضریب تبدیل غذایی در بره های نر و ماده‌ها در سن ۶ ماهگی به ترتیب ۲/۶ و ۷/۷ بدست آمده است که بره‌های ماده چربی بیشتر نسبت به بره‌های نر ذخیره کرده اند.
داورنیا (۱۳۷۵) طی آزمایش بر روی بره ها

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *