بهترین عمل عبارتند از: برنامهریزی احتیاجات مواد۶۷ از آمریکا، سیستم تولید انعطاف پذیر۶۸ از انگلیس، تکنولوژی گروهی۶۹ از روسیه و تولید به هنگام۷۰ که با تولید ناب، مدیریت کیفیت جامع و مهندسی هم زمان است. فرض اصلی این پارادایم این است که بهترین عمل به عملکرد و قابلیت بهتر منجر خواهد شد و این امر به بالا رفتن سطح رقابتی شرکت کمک می‌کند (حقیقی و تقی زاده، ۱۳۸۸: ۲۰-۱۴).

۲-۳-۲-۲ تعاریف و مفهوم سازی
محققان زیادی به بررسی انواع استراتژی تولید پرداخته‌اند و هر کدام اولویت‌های رقابتی خاصی را بر شمرده‌اند، در جدول (۲-۳) به اختصار آمده است. از دیدگاه سانتوس اولویت‌های رقابتی استراتژی تولید به صورت زیر تشریح شده‌اند.
۱- هزینه‌ها: به معنای تلاش برای کاهش هزینه تولید است.
۲- کیفیت: بیان کننده ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بالا به مشتریان است.
۳- عملکرد تحویل: بیان کننده تحقق دو هدف است، موعدهای تحویل قابل اطمینان و کوتاه‌تر.
۴- انعطاف پذیری: اصولا با نوآوری محصولات و خدمات همراه است (سانتوس۷۱، ۲۰۰۰: ۶۲۸-۶۱۰).
از دیدگاه اسکینر، بوقا و ویل رایت، برتری‌های استراتژیک تولید شامل موارد زیر است:
۱-هزینه۷۲
۲-کیفیت۷۳
۳-انعطاف پذیری۷۴
۴-قابلیت اعتبار و نوآوری۷۵
دیگر برتری‌های استراتژیک شامل: محدوده رنگ، محدوده محصول، طراحی، تصور از برند، حمایت تکنیکی، فرهنگ و سرانجام مشتری و خدمات پس از فروش است. برخی تحقیقات صرفا “بر کیفیت تأکید دارند. در حالی که برخی دیگر بر بهره وری به عنوان معیار برتری یابی تمرکز می‌کنند.”

۱- هزینه
هدف نهایی به دست آوردن امتیاز از طریق کاهش قیمت‌ها، با استفاده از حداقل کردن هزینه‌های عملیاتی و نگهداری، هزینه کارگر، هزینه مواد اولیه، و مانند این‌ها می‌باشد (تئودورو و فلورو، ۲۰۰۸: ۱۲۱-۱۰۷). فعالیت‌ها، فرآیندها و رویه‌هایی هستند که باعث می‌شود کار در سازمان انجام شود. فعالیت‌ها مجموعه‌ای از چند وظیفه هستند که به وسیله افراد یا ماشین‌ها انجام می‌شوند تا نیاز مشتریان را برآورده سازند. شناسایی فعالیت‌ها باید به روش نظام مند انجام شود تا اطمینان یابیم که همه فعالیت‌های مربوط در نظر گرفته شده‌اند. فعالیت‌ها بر حسب اندازه و نوع شرکت از هم متفاوتند. مثلاً در یک شرکت کوچک، کنترل کیفیت یک فعالیت محسوب می‌شود در حالیکه در یک شرکت بزرگ، کنترل کیفیت خود شامل تعداد زیادی فعالیت نظیر بازرسی کالاهای ورودی، بازرسی فرآیند و بازرسی کالای نهایی است. فرآیندهای سازمان تعیین کننده هزینه‌های هر سازمان می‌باشد. استراتژی هزینه در سازمان تلاش در کاهش هزینه‌های سازمان دارد.
۲- کیفیت
هدف این استراتژی، به دست آوردن مزیت رقابتی با تثبیت کیفیت تعیین شده محصولات با توجه به رقبا می‌باشد، که با استفاده از کنترل آماری تولیدات و محصولات، چرخه‌های کیفی، استاندارد کردن فرآیندها و مانند این‌ها امکانپذیر است (تئودورو و فلورو، ۲۰۰۸: ۱۲۱-۱۰۷). کیفیت یعنی وجود ویژگی‌هایی در محصول که نیازهای مشتری را پاسخ دهد و موجب رضایت مشتری گردد. هدف، کیفیت بالاتر، ایجاد رضایت بیشتر در مشتری و انتظار درآمد بیشتر است. ایجاد ویژگی‌های بیشتر و بهتر کیفیت، مستلزم سرمایه گذاری و افزایش هزینه است؛ لذا از این منظر کیفیت بالاتر هزینه بردار البته با درآمد بیشتر همراه است. کیفیت یعنی عدم عیب و خطا. عیب و خطا موجب ضایعات، تعمیرات، دوباره کاری، محصول برگشتی، نارضایتی مشتری، شکایت، جریمه و از دست دادن مشتری می‌گردد و همه این‌ها هزینه آور است. بدین ترتیب، کیفیت بالاتر حاوی عیب و خطای کمتر و هزینه کمتر است.
۳- انعطاف پذیری
این استراتژی به دنبال پاسخگویی سریع به تقاضاهای مختلف مشتریان است. این هدف با کوتاه کردن مدت زمان تولید، کاهش سطوح عرضه، طراحی سریع و هدفمند بر اساس نیازهای خاص قابل دست یابی است (تئودورو و فلورو، ۲۰۰۸: ۱۲۱-۱۰۷).
انعطاف پذیری عبارتست از توانایی تولید و ارائه محصولات متنوع و دست یابی به اهداف مختلف با منابع و تجهیزات یکسان. انعطاف پذیری در چهار حوزه زیر مد نظر می‌باشد:
– انعطاف پذیری در حجم تولید محصول
– انعطاف پذیری در شکل و مدل محصول
– انعطاف پذیری در سازمان و موضوعات سازمانی
– انعطاف پذیری در منابع انسانی

۴- نوآوری
هدف، ابداع تکنیک‌های تولید و مدیریت برای ارائه محصولات با ارزش درخور مشتریان می‌باشد (تئودورو و فلورو، ۲۰۰۸: ۱۲۱-۱۰۷). اسکینر مدعی است که یکی از مسائل اصلی مدیران در به کار گیری ایده‌های استراتژی تولید، ناتوانی تثبیت شده‌شان در برگشت به گذشته و ارزیابی میزان وابستگی استراتژی‌هایشان است. بر طبق نظر اسکینر این برتری‌ها، استراتژی تجاری و تولید را یکپارچه می‌سازد. همچنین، معتقد است که تحقیق در مورد فرآیند استراتژی، سازگار کردن ایده‌های استراتژی تولید را دچار وقفه می‌کند. برای دست یابی به اهداف شرکت و بنگاه، هزینه پشتیبانی، زمان، کیفیت و اهداف منعطفی برای تولید می‌بایستی توسعه داده شوند (اسکینر، ۱۹۹۶: ۱۳-۳).
هر یک از برتری‌های استراتژیک (اهداف استراتژیک) می‌تواند مربوط به مجموعه‌ای از تکنولوژی‌های اطلاعاتی باشد که برای دست یابی به این اهداف استراتژیک تدارک دیده شده‌اند (ناکان و هال، ۱۹۹۱: ۱۳-۲ ). استراتژی هزینه‌ای می‌تواند توسط سیستم‌هایی نظیر طراحی در مورد برقراری تولید و سیستم کامپیوتری کمک کننده
طراحی (CAD)، سیستم کامپیوتری کمک کننده تولید (CAM)، نگهداری موجودی کالا و… حمایت گردد. استراتژی کیفیت می‌تواند توسط تکنولوژی‌های برنامه ریزی کیفیت، گسترش عملیات کیفیت، CAD/CAM و … حمایت شود. انعطاف پذیری می‌تواند توسط ظرفیت و برنامه ریزی نیازمندی مواد، تکنولوژی تولید بهینه، سیستم کامپیوتری کمک کننده طراحی (CAD)، سیستم کامپیوتری کمک کننده تولید (CAM) و … حمایت گردد. عموما “سیستم‌های CAD/CAM یکپارچه می‌تواند تمامی برتری‌های مربوط به سطح کاربرد و نوع کاربرد را پشتیبانی کند” (تئودور و و فلورو، ۲۰۰۸: ۱۲۱-۱۰۷).

نگاره ی۲-۳:جدول شکل گیری استراتژی تولید (کاگلیانو، ۲۰۰۵، به نقل از حقیقی و تقی زاده،۱۳۸۸: ۲۰-۱۴)
نویسندگان
انواع استراتژی تولید
اولویت‌های رقابتی
استوباغ و تلسیو۷۶ (۱۹۸۳)
استراتژی بازار محور: سازمان‌های بازار محور در جستجوی ایجاد تمایز برای خودشان با ارائه محصولات با کیفیت بالا، ارائه خدمات برتر به مشتریان و انعطاف پذیری بالا و تنوع محصولات هستند.
کیفیت، خدمات،
انعطاف پذیری،
تنوع محصول،
سوینی۷۷ (۱۹۹۱) ،
میلر و رات۷۸ (۱۹۹۴) ،
کاگلیانو۷۹ (۱۹۹۸) ،
دی می یر۸۰ (۱۹۹۰) ،
ریچاردسون۸۱ (۱۹۸۵)
استراتژی محصول بازار: سازمان‌های محصول محور در پی رقابت کردن از طریق بهبود و نوآوری محصولات هستند که به آنها اجازه می‌دهد بازاری با محصولات متنوع و کیفیت بالا با قیمت فروش مناسب داشته باشند.
تنوع محصول،
کیفیت
سوینی (۱۹۹۱) ،
میلر و رات (۱۹۹۴) ،
کاگلیانو (۱۹۹۸)
دی می یر (۱۹۹۰) ،
ریچاردسون (۱۹۸۵)
استراتژی بر اساس قابلیت: اینان در جستجوی بهبود و خلق قابلیت‌هایشان هستند. (فناوری‌ها، دانش، توانایی‌ها) که به آنها اجازه می‌دهد محصولاتی با کیفیت بالا، خدمات پس از فروش مناسب و منعطف و قیمت فروش مناسب ارائه کنند.
کیفیت،
انعطاف پذیری،
خدمات،
قیمت
سوینی (۱۹۹۱) ،
استوباغ و تلسیو (۱۹۸۳) ،
فرولیچ، دیکسون۸۲ (۲۰۰۱) ،
سوینی (۱۹۹۱) ،
میلر و رات (۱۹۹۴) ،
کاگلیانو (۱۹۹۸) ،
ریچاردسون (۱۹۸۵)
استراتژی قیمت محور: این شرکت‌ها در بازارهای محصول کامل شده فعالیت می‌کنند، جایی که عوامل موفقیت یعنی کیفیت- قیمت خوب، با هم قادر هستند که نیازهای خاص مشتری را برآورده سازند.
قیمت، کیفیت،
(انعطاف پذیری)
۲-۲-۳ بخش سوم: عملکرد مالی
۲-۲-۳-۱ تعاریف و مفهوم سازی
از دیر باز تاکنون مطالعات بسیاری برای دست یابی به معیاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد شرکت‌ها و مدیران به منظور اطمینان یافتن از هم سویی حرکت شرکت با منافع سرمایه گذاران بالفعل و مبنایی برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی سرمایه گذاران بالقوه و اعتباردهندگان صورت پذیرفته است (آذربایجانی و همکاران، ۱۳۹۰).
دوینی۸۳ معتقد است عملکرد سازمانی بخشی از مفهوم اثربخشی سازمانی است که مبنای آن اهداف بیرونی سازمان یعنی اهداف گروه‌های ذی نفع می‌باشد. وی عملکرد سازمانی را به صورت زیر تعریف می‌کند: عملکرد سازمانی عبارت است از معیارهای بیرونی اثربخشی (یک سازمان) که سه حوزه کلی را در بر می‌گیرد : ۱- عملکردمالی (سود، بازده دارایی و بازده سرمایه گذاری و…) ۲- عملکرد بازار (فروش، سهم بازار و…) ۳- بازده صاحبان سهام (بازده کل صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی و… ) در اندازه گیری عملکرد سازمانی، صاحب نظران تفاوت اساسی بین شاخص‌های مبتنی بر بازار و شاخص‌های عملکرد مالی قائل شده‌اند. با وجود این که در اغلب موارد بین سهم بازار (یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد بازار) و سودآوری (یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد مالی) ارتباط معناداری وجود دارد، اما در برخی موارد نظیر شرایط نفوذ در بازار، این ارتباط لزوماً مثبت و معنادار نخواهد بود؛ بنابراین برخلاف بسیاری پژوهشگران که معمولاً تفکیکی بین این دو دسته شاخص قائل نمی‌شوند در جریان ارزیابی عملکرد سازمانی یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باید صورت گیرد، تفکیک شاخص‌های مبتنی بر بازار عملکرد از شاخص‌های عملکرد مالی است (دوینی، ۲۰۰۴، به نقل از خداداد حسینی و همکاران).
در نهایت بخشی از شاخص‌های عملکرد سازمانی، شاخص‌های مالی است که جهت اندازه گیری عملکرد مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به تعریف اثربخشی سازمانی و عملکرد سازمانی، و با توجه به اهداف عملیاتی که در عملکرد مالی مورد توجه قرار می‌گیرد، تعریف عملکرد مالی به صورت زیر خواهد بود:
“درجه یا میزانی که شرکت به هدف‌های مالی سهامداران در راستای افزایش ثروت آنان نائل می‌آید. “اهداف عملیاتی که مدیر عامل شرکت در راستای دست یابی به هدف اصلی یعنی افزایش ثروت سهامدارا ن دنبال می‌کند دربرگیرنده شاخص ها و معیارهایی است که بر مبنای آن می‌توان عملکرد مالی یک شرکت تجاری را اندازه گیری کرد (خداداد حسینی و همکاران، ۱۳۸۵: ۸۳-۶۱).

۲-۲-۳-۲ شاخص‌های عملکرد مالی
تحلیل گران مالی به منظور تحلیل وضعیت مالی یک شرکت از نسبت‌های مالی استفاده می‌کنند. نسبت‌های مالی می‌تواند برخی از واقعیت‌های مهم را درباره نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت به آسانی آشکار و اطلاعات مربوط به آن را ارائه کند، لذا با توجه به هدف و موارد استفاده می‌توان نسبت‌های خاص را مورد تجزیه و تحلیل قرارداد.

۲-۲-۳-۲-۱ نسبت گردش دارایی‌ها۸۴
این نسبت نشان می دهدکه چگونه دارایی‌های یک شرکت به منظور ایجاد درآمد فروش بکار گرفته شده است. این نسبت به منظور ارزیابی توانایی به ک
ار گرفتن موثر دارایی‌ها در یک واحد تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد و از تقسیم فروش خالص به مجموع دارایی‌ها (یا متوسط دارایی‌ها) بدست می‌آید.
به عبارتی این نسبت میزان و اثر گردش دارایی را در تحصیل درآمد نشان می‌دهد و در مقایسه با گذشته حکایت از این می‌کند که آیا افزایش دارایی‌ها با افزایش فروش ملازمه داشته است یا خیر؟ با فرض ثابت ماندن قیمت‌ها هنگامی که شرکت‌ها به ظرفیت تولیدی خود برسد، این نسبت به حداکثر خواهد رسید. کاهش این نسبت احتمالا نشانه کاهش حجم فعالیت شرکت است و پایین آمدن گردش کل دارایی‌ها می‌تواند نوعی اخطار تلقی گردد (دوانی، ۱۳۸۴).

۲-۲-۳-۲-۲ نسبت گردش سرمایه جاری۸۵
این نسبت از تقسیم فروش خالص بر سرمایه در گردش بدست می‌آید. این نسبت نشان می‌دهد که سرمایه در گردش چگونه در مسیر فروش به کار رفته است.
هدف از این بررسی تعیین این است که آیا مقدار سرمایه در گردش، کافی و متناسب با حجم فروش و فعالیت واحد است یا خیر؟ نسبت فوق نشان می‌دهد که سرمایه در گردش چگونه در مسیر فروش بکار رفته است. وقتی این نسبت در مقایسه، عادی و معمولی جلوه کند توجه زیادی به آن نمی‌شود منتها اگر به طور استثنائی بالا باشد و یا در مقام سنجش با گذشته خود شرکت و یا با استاندارد صنعت مربوط اختلاف زیادی را نشان دهد، اهمیت پیدا می‌کند. به طور مثال اگر گردش سرمایه جاری شرکتی در پایان سال گذشته بیست برابر سال قبل آن باشد، این افزایش ممکن است حاصل بیست برابر شدن فروش باشد که طبعاً مطلوب تشخیص داده می‌شود. ولی اگر فروش ثابت باقی مانده ولی سرمایه در گردش به ۱۲۰ سال قبل آن کاهش یافته باشد وضع را هرگز مطلوب نمی‌توان دانست. هنگامی که این نسبت بالا باشد اگر علت آن افزایش نباشد مسلماً سرمایه در گردش کاهش یافته است .در این حال، شرکت الزام زیادی به استفاده از اعتبارات کوتاه مدت پیدا می‌کند و به محض اینکه کوچک‌ترین دگرگونی نامطلوب پیدا شود در مخمصه می‌افتد و بستانکاران آن هم صدمه می‌بینند(اکبری، ۱۳۸۵).

۲-۲-۳-۲-۳ بازده دارایی‌ها۸۶
این نسبت از تقسیم سود خالص بر جمع دارایی‌ها بدست می‌آید. برخی از تحلیل گران این نسبت را شاخص نهایی برای تشخیص کفایت و کارآیی مدیریت در اداره امور واحد تجاری می‌دانند. نسبت مزبور بازده ای است که شرکت برای کلیه سرمایه گذاران و اعتباردهندگان تحصیل کرده است.
بازده دارایی به عنوان نسبت سود خالص بعد از مالیات به مجموع دارایی‌های اندازه‏گیری ‏شده، تعریف می‏گردد. در مقابل بازده سرمایه‏گذاری به عنوان نسبت سود خالص پس از کسر مالیات بر مجموع بدهی‌های بلندمدت، حقوق اقلیت، سهام ممتاز و سهام عادی در نظر گرفته می‏شود. البته این دو اصطلاح در برخی موارد به عنوان یک مفهوم بکار می‏روند؛ لذا این نسبت میزان سود شرکت نسبت به کل دارایی‌های بکار گرفته شده (سرمایه گذاری شده) را نشان می‌دهد به عبارت دیگر میزان کارآیی مدیریت را در کاربرد منابع موجود(بدهی ها و حقوق صاحبان سهام) در جهت کسب سود نشان می‌دهد و از تقسیم سود خالص به متوسط مجموع دارایی‌ها بدست می‌آید (ریموند،پی نوو،۱۳۸۵).
نرخ بازده دارایی، رابطه بین حجم دارایی‌های شرکت و سود را تعیین می‏کند. اگر یک شرکتی بر سرمایه‏گذاری‌های خود بیفزاید (البته بر حسب کل دارایی‌ها) ولی نتواند به تناسب، مقدار سود پس از کسر مالیات خود را افزایش دهد، نرخ بازده کاهش می‏یابد. بنابراین افزایش حجم سرمایه‏گذاری شرکت، به

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *