خودی خود باعث بهبود وضع مالی سهامداران نمی‏شود.
اعتباردهندگان و مالکان از بازده دارایی‌ها می‏توانند در موارد زیر استفاده نمایند:
۱- ارزیابی توانایی شرکت در تحصیل نرخ مناسبی از بازدهی – اعتبار دهندگان و مالکان می‏توانند نرخ بازده دارایی یک شرکت را با سایر شرکت‌ها یا متوسط صنعت مقایسه نمایند. نرخ بازده دارایی اطلاعاتی را درباره سلامتی مالی شرکت فراهم می‏نماید.
۲- جمع‏آوری اطلاعاتی درباره اثربخشی مدیریت – نرخ بازده دارایی تحت یک دوره زمانی در تعیین اینکه آیا یک واحد اقتصادی دارای مدیر لایقی است، کمک می‏کند.
۳- طرح سودهای آینده – عرضه کنندگان بالقوه سرمایه شرکت، سرمایه‏گذاری حال و آینده و بازده مورد انتظار از آن را مورد ارزیابی قرار می‏دهند(رحمان و نصر،۲۰۰۷).
اما بازده دارایی بیشتر از اندازه‏گیری عملکرد شرکت می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. مدیران می‏توانند از این نرخ در سطوح مختلف جهت کمک در تصمیم‏گیری‌هایشان جهت حداکثر کردن سود و ارزش افزوده به شرکت استفاده کنند. مدیران از این نرخ در موارد زیر استفاده می‏نمایند:
۱- اندازه‏گیری عملکرد هر بخش مجزا از شرکت وقتی که هر بخش به عنوان یک مرکز سرمایه‏گذاری رفتار می‏شود – در یک مرکز سرمایه‏گذاری، هر مدیری هم سود و هم سرمایه‏گذاری‌ها را کنترل می‏کند. نرخ بازده دارایی ابزار بنیادی جهت ارزیابی سودآوری و عملکرد می‏باشد.
۲- ارزیابی پیشنهادهای مخارج سرمایه – بودجه‏بندی سرمایه‏ای طرح‏ریزی بلندمدتی است برای مواردی همچون احیا (تجدید)، جایگذاری یا توسعه تسهیلات.
۳- کمک در پایه‏گذاری اهداف مدیریت – بودجه‏بندی، طرح‌های مدیریت را کمی می‏کند. اثربخش‏ترین نگرش‌ها به هدف‏گذاری، از فرآیند بودجه‏ای استفاده می‏کند که هر مدیری در ایجاد آن اهداف و استانداردها و در برقرار کردن بودجه‏های عملیاتی که با این اهداف و استانداردها مواجه می‏شوند سهیم است. آغاز و پایان هر فرآیند بودجه‏بندی با هدف نرخ بازده دارایی می‏باشد.
شاید بهترین دلیل برای عمومی بودن نرخ بازده دارایی سادگی آن است. این نرخ به تنهایی یا در ترکیب با سایر اندازه‏گیری‌ها، معمولی‏ترین شاخص مورد استفاده مدیریت عملکرد سودآوری شرکت می‏باشد.
همچنین ابزار جامعی است که فعالیت‌هایی با ابعاد و ماهیت‌های مختلف را اندازه‏گیری می‏کند و به ما اجازه می‏دهد که آنها را با روش استاندارد مقایسه کنیم. به عبارت دیگر با نرخ بازده دارایی ما می‏توانیم سیب و پرتقال را حداقل در سودآوری مقایسه کنیم. نرخ بازده دارایی ایرادات و مزایای مربوط به خود را دارد. گاهی اوقات اگر به طور کامل درک نشود، استفاده نمودن آن دشوار است.

۲-۲-۳-۲-۴ بازده حقوق صاحبان سهام۸۷
این نسبت از تقسیم سود خالص بر حقوق صاحبان سهام بدست می‌آید. صاحبان سهام واحد تجاری این نسبت را مهم‌تر از سایر نسبت‌ها می‌دانند، زیرا نتیجه‌ای را که از سرمایه گذاری آنان به دست آمده است نشان می‌دهد.
هدف مدیریت حداکثر ساختن ثروت سهامداران عادی شرکت است. نسبت بازده حقوق صاحبان سهام بهترین معیار سنجش موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت شرکت در دست یابی به این هدف است. این نسبت تأکید می‌کند که بازده حاصل ازدرآمد، وابسته به مبلغ سرمایه گذاری شده توسط سهامداران است. یعنی این نسبت از تقسیم سود خالص متعلق به سهامداران عادی بر متوسط حقوق صاحبان سهام عادی بدست میآید و بازده سرمایه گذاری صاحبان عادی را نشان می‌دهد.
صاحبان سهام واحد تجاری این نسبت را مهم‌تر از سایر نسبت‌ها می‌دانند. زیرا نتیجه‌ای را که از سرمایه‌گذاری آنان بدست آمده است نشان می‌دهد.
باید توجه داشت که سود خالص پس از کسر مالیات شرکت بین سهامداران عادی و ممتاز به نسبت مساوی تقسیم نمی‌شود. بازده سهامداران ممتاز محدود به سود سهام قراردادی آنان است. باقیمانده سود خالص صرف نظر از این که به شکل سود سهام پرداخت می‌شود یا نه متعلق به سهامداران عادی است. بنابراین برای سهامداران عادی می‌توان بازده سرمایه گذاری را به طور جداگانه محاسبه نمود(دوانی، ۱۳۸۴).
در اصل بازده صاحبان سهام نشان می‌دهد یک شرکت چه مقدار سود به وسیله پولی که سهامداران در آن شرکت سرمایه گذاری کرده‌اند، می‌تواند تولید کند. همچنین بازده صاحبان سهام به عنوان بازده روی ارزش خالص شناخته می‌شود. بازده صاحبان سهام برای مقایسه سوددهی شرکت در برابر دیگر شرکت‌ها در همان صنعت می‌تواند مفید باشد. سهامداران می‌توانند به چند روش از فرمول بالا استفاده کنند:
۱. سهامداران مایلند مشاهده کنند که بازده اوراق عادی فرمول بالا را با کسر سود سهام ممتاز از درآمد خالص و کسر حقوق سهام ممتاز از حقوق صاحبان سهام، به صورت زیر اصلاح کنند:
بازده حقوق صاحبان سهام =
۲. بازده حقوق صاحبان سهام همچنین از طریق تقسیم سود خالص بر میانگین حقوق صاحبان سهام محاسبه می‌شود. میانگین حقوق صاحبان سهام با اضافه کردن حقوق صاحبان سهام در ابتدای دوره به حقوق صاحبان سهام در انتهای دوره تقسیم بر ۲ محاسبه می‌گردد.
۳. سهامداران همچنین می‌توانند تغییر در بازده حقوق صاحبان سهام را برای یک دوره یکبار از طریق حقوق صاحبان سهام در ابتدای دوره و یکبار از طریق حقوق صاحبان سهام در انتهای دوره به عنوان مقسوم علیه محاسبه کنند. محاسبه هردو بازده حقوق صاحبان سهام آغازی و پایانی
به یک سرمایه گذار اجازه می‌دهد تا تغییر در سوددهی طی یک دوره را مشخص کند.
۲-۲-۳-۲-۵ بازده فروش۸۸
این نسبت از تقسیم سود خالص بر فروش خالص بدست می‌آید. این نسبت نشان می‌دهد از هر یک ریال فروش چه مقدار سود تحصیل شده است (تهرانی، ۱۳۸۶).
این نسبت نشان می‌دهد که در سال مالی مورد بررسی با فروش هر ریال کالا چه میزان ریال سود خالص بدست می‌آید. هر چه این نسبت در شرکتی بالاتر باشد نشان دهنده موقعیت مناسب‌تر و مطلوب‌تری تلقی می‌شود.
۲-۲-۳-۲-۶ سود هر سهم۸۹
این نسبت نشان دهنده مبلغ سود بدست آمده به ازای هر سهم عادی می‌باشد. برای تعیین مبلغی که به سهام عادی تخصیص می‌یابد می‌بایست ابتدا سود سهام ممتاز را (در صورت وجود سهام ممتاز) از کل سود کسر کرد. سود هر سهم از تقسیم سود خالص بر تعداد سهام منتشر شده بدست می‌آید؛ بنابراین، این نسبت به وسیله تقسیم سود قابل تقسیم (سود موجود) برای سهامداران بر تعداد سهام منتشر شده محاسبه می‌شود. منظور از سود قابل تقسیم برای سهامداران عادی، سود خالص بعد از کسر مالیات و کسر سود ممتاز می‌باشد. با این اوصاف سود هر سهم به شکل زیر قابل محاسبه است:
سود هر سهم =

سود هر سهم یکی از نسبت‌های است که از آن برای نشان دادن وضعیت سوددهی شرکت نسبت به سهام، مخصوصاً در بازار بورس استفاده زیادی می‌شود.
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و افزایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد، یک فرآیند تحلیلی پیچیده می‌باشد. با توجه به تفاوت ارقام سود شرکت‌های مختلف و نیز تغییر ارقام سود یک شرکت در طی دوره‌های زمانی مختلف، مقایسه پذیری این ارقام تا حدودی مشکل می‌باشد. یکی از روش‌های استاندارد نمودن رقم سود، تبدیل آن به یک مبلغ سود هر سهم می‌باشد. این اهمیت و حساسیت سود هر سهم باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش سود هر سهم واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی گردد، ثانیاً مراجع تدوین استانداردهای حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشای آن وضع نمایند تا سودمندی سود هر سهم را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکت‌ها و طی دوره‌های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقاء دهند.
بر اساس تحقیقات تجربی انجام شده در سایر کشورها، سود هر سهم استفاده‌های زیر را دارد:
۱- ارزیابی، تعیین و قضاوت در خصوص قیمت سهام: تحلیل گران مالی با ضرب سود هر سهم در رقم قیمت به سود هر سهم در خصوص پایین یا بالا بودن قیمت سهام قضاوت می‌کنند. این دو رقم به طور گسترده در تصمیمات سرمایه گذاری استفاده می‌شود و حتی بورس اوراق بهادار نیز بر همین مبنا در خصوص معقول بودن قیمت، قضاوت می‌کند. به دلیل اهمیت سود هر سهم ، ضروری است رویکردی یکنواخت برای محاسبه آن وجود داشته باشد.
۲- پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن: بر قیمت سهام تأثیر دارد. سهامداران و تحلیل گران، EPS های گزارش شده را برای برآورد EPS های آینده و برآورد نرخ رشد آتی به کار می‌برند و در واقع توان افزایش ثروت شرکت را ارزیابی می‌کنند.
۳- ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام: یکی از معیارهای قضاوت در خصوص توان پرداخت سود سهام در زمان حال و آینده، مبلغ سود هر سهم می‌باشد. اگر چه سایر ملاحظات مالی و سرمایه گذاری، در تعیین خط مشی تقسیم سود مؤثر است ولی مسلم است که بدون وجود سود، امکان پرداخت سود سهام وجود ندارد.
۴- قضاوت در خصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده: رقم سود هر سهم نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول‌تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت می‌باشد. اگر چه جریان‌های نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است، ولی اعتقاد بر این است که سود هر سهم معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سال‌های مختلف و نیز با رقبا می‌باشد.
۵- برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود: بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه‌ای از نظم در یک محدوده زمانی آتی می‌رود را قدرت سودآوری می‌گویند. بیشتر مدل‌های ارزیابی به نحوی قدرت سودآوری را از طریق یک عامل یا ضریب که هزینه سرمایه و نیز ریسک و بازده‌های مورد انتظار آتی را در بر می‌گیرد، سرمایه‌ای می‌کنند. سود هر سهم در صورتی برای ارزیابی قدرت سودآوری مناسب است که با تأکید بر اقلام مستمر سود و زیان محاسبه شده باشد. تحلیل گران بر شناسایی اجزایی از جریان درآمد و هزینه تمرکز می‌کنند که با ثبات و قابل پیش بینی باشند.
۶- نسبت قیمت به سود هر سهم: یکی از خلاصه‌های مهم مالی است که بر اساس سود هر سهم محاسبه می‌شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می‌دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری نشان می‌دهد (رحمانی و بختکی، ۱۳۸۵).

۲-۲-۳-۲-۷ حاشیه سود خالص۹۰
نتیجه نهایی عملکرد یک شرکت یا سود خالص آن اولین معیاری است که بیشتر سرمایه گذاران در رابطه با سود دهی یک شرکت مدنظر قرار می‌دهند. توجه محض به عواید و سودهای خالص یک شرکت، بسیار اغواکننده می‌تواند باشد و همیشه تصویری دقیق از عملکرد شرکت ارائه نخواهد کرد و تکیه بر این مقادیر به تنهایی، می‌تواند عواقب بدی را به همراه داشته باشد. در مقابل، نسبت‌های حاشیه سود قادر هستند که دیدگاه عمیق‌تری به کارآیی مدیریت در اختیار سرمایه گذاران قرار دهد. این نسبت‌ها به جای در نظر گرفتن اینکه مدیریت شرکت، چه میزان
از دارایی‌ها، سهام و سرمایه گذاری‌های شرکت به دست آورده، مقدار پولی را که شرکت از تمام درآمدهای حاصل از فروش محصولات و سرمایه گذاری‌ها به دست خواهد آورد، مورد توجه قرار می‌دهد.
حاشیه‌ها به بیان ساده عوایدی هستند که به صورت نسبت یا درصدی از فروش شرکت بیان می‌شوند. این درصد سرمایه گذاران را قادر می‌سازد که سوددهی شرکت‌ها را به مقایسه بگذارند.
سود خالص شرکت، پس از کسر مالیات به دست می‌آید و به عبارتی ساده سود قابل تقسیم شرکت لقب می‌گیرد. پس این نسبت سود خالص شرکت را با فروش کل مقایسه می‌کند و نتیجه نهایی مدیریت را به نمایش می‌گذارد. این نسبت از صنعتی به صنعت دیگر در تغییر است. با مقایسه سود خالص و ناویژه یک شرکت، می‌توان درک خوبی از هزینه‌های غیر تولیدی، غیر عملیاتی و غیر مستقیم مانند هزینه‌های مالی، اداری و بازاریابی فراهم نمود.
زمانی که یک شرکت حاشیه سود بالایی دارد، نشان دهنده این است که در عرصه رقابت خود از نقاط قوت برجسته‌تر نسبت به سایرین برخوردار است. شرکت‌هایی که از حاشیه سود خالص بالاتری برخوردارند امنیت بیشتری در مواجهه با موقعیت‌های سخت دارند و شرکت‌ها با حاشیه سود پایین، در دوران افول بازار، وضعیت تأسف باری را پشت سر خواهند گذاشت (طالب بیدختی و علیشاهی، ۱۳۹۰).

۲-۲-۳-۳ مدل‌های ارزیابی عملکرد
استفاده کنندگان گزارش‌های مالی با استفاده از معیارهای مختلف، عملکرد شرکت را ارزیابی می‌کنند. روش‌های متعددی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که به طور کلی می‌توان آنها را به دو دسته مدل‌های حسابداری و مدل‌های اقتصادی تقسیم کرد.

۲-۲-۳-۳-۱ مدل‌های حسابداری ارزیابی عملکرد
حاصل سیستم اطلاعات حسابداری، گزارش‌های مالی است که سود گزارش شده در آنها از اهمیت زیادی برای استفاده کنندگان برخوردار است. سرمایه گذاران با اتکا به سود حسابداری، عملکرد شرکت را ارزیابی کرده و پیش بینی‌های خود را بر آن اساس انجام می‌دهند. مدیران نیز از سود برای برنامه ریزی آینده شرکت استفاده می‌کنند. در مدل حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش شرکت از حاصلضرب دو عدد بدست می‌آید؛ عدد اول، سود شرکت و عدد دوم، ضریب تبدیل سود به ارزش است. همان طور که پیش از این نیز بیان شد در مدل‌های حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش یک شرکت، تابعی از معیارهای مختلفی نظیر سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایه گذاری، جریان نقدی آزاد و سود تقسیمی است (استوارت۹۱، ۱۹۹۱، به نقل از مهدوی و حسینی آزان آخاری،۱۳۸۴: ۱۴۶-۱۲۱).
سود حسابداری، سنتی‌ترین معیار ارزیابی عملکرد است که برای سرمایهگذاران، سهامداران، مدیران، اعتباردهندگان و تحلیلگران اوراق بهادار از اهمیت زیادی برخوردار است. سود حسابداری که با فرض تعهدی محاسبه می‌شود به نظر بسیاری از پژوهشگران مانند لهن۹۲ و ماخیجا۹۳، چن۹۴ و داد۹۵، ورسینگتون۹۶ و وست، یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش عملکرد محسوب می‌شود. با توجه به مزیت در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز در این مدل‌ها و آسانی محاسبات مربوط به آن، این گروه از معیارهای ارزیابی عملکرد به شکل گسترده‌ای توسط استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، مورد استفاده قرار می‌گیرد. بررسی‌های انجام شده توسط پژوهشگران نیز نشان می‌دهد که سود حسابداری و اطلاعات بدست آمده از آن، اطلاعات مفیدی را در اختیار استفاده کنندگان قرار می‌دهد که در تصمیم گیرهای آنها بسیار مؤثر است (بالسام و لیپکا، ۱۹۹۸، همان منبع). در پژوهش انجام شده توسط جنینگز و همکاران

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *