های منجمد- ذوب شده، آسیب های فراساختاری، مورفولوژیک، فیزیولوژیک و عملکردی متعددی به چشم می خورد که مهم ترین آنها عبارتند از: وارد شدن صدمات غیرقابل برگشت به غشاء پلاسمایی تخمک و غشای برخی ارگانل ها مانند میتوکندری ها (به عنوان منابع انرژی سلولی)، کاهش نفوذپذیری انتخابی غشاء پلاسمایی، اگزوسیتوز زودرس گرانول های کورتیکال، سفت و سخت شدن زوناپلوسیدا، کاهش شدید میکروویلی ها، بهم ریختگی شدیداووپلاسم، تغییرات شدید و کاهش مشخص دستجات میکروتوبول ها و میکروفیلامان ها، بهم ریختگی دوک تقسیم و حرکت اجزاء اطراف سانتریول ها به مرکز تخمک، خرد شدن هسته، افزایش احتمال پارتنوژنزیس، کاهش شدید MPF، کاهش مشخص برخی ترنسکریپت ها، متابولیت ها، منابع انرژی سلولی و پروتئین ها، آنپلوییدی و پلی پلوییدی ]۲۰[.
در مطالعه ای که سوکو در سال ۲۰۰۸ به منظور بررسی تأثیر انجماد تخمک های گوسفندی بر میزان بیان ترنسکریپت ها در جنین های حاصله از این تخمک ها انجام داد، مشاهده نمود که میزان ترنسکریپت پمپ Na+/K+/ATPase به طور معنی داری در جنین های حاصل از تخمک های منجمد شده، نسبت به گروه کنترل (تخمک های غیر منجمد)، کاهش یافت ]۱۵۳[.
پژوهش های انجام شده به منظور بررسی نقش پمپ Na+/K+/ATPase در روند شکل گیری بلاستوسیست ها نکاتی را بیان میکنند که مهمترین آنها عبارتند از: الف- پمپ های مذکور دقیقاً قبل از
شکل گیری حفره بلاستوسل، به صورت قطبی شده (Polarized) و محدود در غشای بازولترال (قاعده ای- جانبی) تروفکتودرم، توزیع می گردند ]۱۷۳،۹[، ب- میزان بیان ژنی تحت واحدهای پمپ Na+/K+/ATPase در طی انتقال از مرحله مورولا به بلاستوسیست افزایش می بابد (۷-۳)، ج- میزان فعالیت پمپ Na+/K+/ATPase به طور معنی داری در طی انتقال از مرحله مورولا به بلاستوسیت تا ۹ برابر افزایش می یابد ]۱۶۴،۵۶[. د- تیمار با اوباین (Ouabain) {مهار کننده قوی و اختصاصی پمپ Na+/K+/ATPase} موجب کاهش تشکیل حفره بلاستوسل و درصد بلاستوسیست در برخی گونه ها گردیده است ] ۱۰،۱۱[، ه- پمپ Na+/K+/ATPase موجب تنظیم شکل گیری و عملکرد اتصالات (tight junction) سلول های تروفکتودرم می گردد. مطالعات نشان داده اند که احتمالاً پمپ Na+/K+/ATPase به طور مستقیم موجب تنظیم مکانیسم های دخیل در جابجایی مایعات در تروفکتودرم که منجر به شکل گیری حفره مملو از مایع بلاستوسیست می شود، می گردد.
مطالعات متعدد حاکی از افزایش مقادیر mRNA و نیز پروتیین تحت واحدهای ? و ? پمپ های Na+/K+/ATPase، تحت تأثیر افزودن آلدوسترون در سلول های مختلف کشت داده شده در شرایط آزمایشگاهی می باشند، به عنوان مثال مواجهه سلول های قلبی موش صحرایی با آلدوسترون، موجب افزایش سه برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ? در مدت ۶ ساعت گردید ]۱۱۵[. در مطالعه دیگر در سلول های کلیوی کشت داده شده (A6)، آلدوسترون موجب افزایش ۵/۲ برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱? گردید، لیکن هیچ تأثیری بر مقادیر mRNA تحت واحد ۱? پس از ۳ ساعت مواجهه نداشت ]۹۰[. در مطالعه ای دیگر، وری (Verrey et al., 1989) نشان داد که افزودن nM300 آلدوسترون در محیط کشت سلول های A6 کلیوی، در طول ۶ ساعت، موجب افزایش ۴ برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱? ومیز افزایش دو برابری در مقادیر mRNA تحت واحد ۱? پمپ مذکور گردید. در این مطالعه نشان داده شده است که احتمالاً آلدوسترون با تأثیر مستقیم بر روی ترکیب هورمون-گیرنده و تحریک پروموتر ژن Na+/K+/ATPase موجب افزایش نسخه برداری و مقادیر mRNA ژن مذکور می گردد ]۱۶۵[. همچنین در مطالعات دیگر نشان داده شده است Na+/K+/ATPase نقش مهمی در مرحله تفریخ بلاستوسیست دارد، بدین ترتیب که افزایش فعالیت پمپ مذکور و متعاقباً افزایش مایعات داخل بلاستوسل، موجب افزایش حجم سلول و پاره شدن زونا پلوسیدا می گردد]۱۷۳[.
بر اساس نتایج مطالعه حاضر، افزودن آلدوسترون به محیط IVM تخمکهای غیر منجمد موجب افزایش میزان تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ کشت جنینی، نسبت به گروه کنترل گردید، لیکن تفاوت معنیداری در درصد بلاستوسیستها نسبت به گروه کنترل دیده نشد. در مطالعات دیگر نیز نشان داده شده است که افزودن طیف مختلفی از ترکیبات آنتی اکسیدان (توکوفرول و اسید آسکوربیک)، فاکتورهای رشد (مانند EGF، IGF) و هورمون ها (مانند FSH و LH)، موجب افزایش توانمندی تخمک ها در مرحله IVM، و متعاقباً بهبود روند تکاملی جنین های حاصله خواهد گردید]۶۶[. بدین ترتیب همان طور که اشاره گردید با توجه به افزایش فعالیت فیزیولوژیک پمپ مذکور در مرحله تفریخ جنینی، به نظر می رسد آلدوسترون با افزایش بیان پمپ Na+/K+/ATPase در تخمک های گوسفندی، نقش موثری در افزایش میزان تفریخ بلاستوسیست ها داشته باشد. همچنین همان طور که اشاره گردید، تعداد کلی سلول ها در گروه تحت تیمار با آلدوستورن به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود که شاید با نقش آلدوسترون در افزایش مقادیر cAMP سلولی که بیانگر افزایش منابع انرژی سلولی می باشد در ارتباط باشد، چرا که یکی از مشکلات کشت جنین در شرایط آزمایشگاهی، تأمین مقادیر مناسب منابع انرژی، در زمان های مختلف تکامل جنین می باشد.
در مطالعه حاضر، افزودن آلدوسترون در روز چهارم جنینی (D4)، به محیط کشت جنینهای تخمکهای غیر منجمد، موجب افزایش معنی دار میزان تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ کشت جنینی شد ، لیکن تفاوت معنیداری در درصد بلاستوسیستها نسبت به گروه کنترل دیده نشد. بدین ترتیب با توجه به آغاز فعال شدن ژنوم جنینی در روزهای ۵ و ۶ کشت جنینی در گوسفند، انتظار می رود آلدوسترون با القای ژن Na+/K+/ATPase در انتهای روز چهارم کشت جنینی، موجب افزای
ش بیان پروتیین مذکور و متعاقباً افزایش توانمندی تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ جنینی گردد. همچنین تعداد کلی سلول ها در گروه تحت تیمار با آلدوستورن به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود که همان گونه که ذکر گردید، شاید با نقش آلدوسترون در افزایش مقادیر cAMP سلولی در ارتباط باشد.
در این مطالعه میزان بیان زیر واحد ?۱ پمپ Na+/K+/ATPase، در گروه هایی که آلدوسترون به آنها در روز چهارم کشت جنینی افزوده شده بود چه در تخمک های منجمد (Vit-D4) و چه در تخمک های تازه (D4)، به طور معنی داری بیشتر از گروه های کنترل آنها بود. همان طور که در سایر مطالعات نشان داده شده است زیر واحد ?۱ پمپ Na+/K+/ATPase، جهت شکل گیری بلاستوسیست در موش ضروری بوده است ]۱۸۱[. همچنین در همین مطالعه نشان داده شده است که بیان ژن Na+/K+/ATPase، درست قبل از تشکیل بلاستوسیست، به طور معنی دار افزایش می یابد که احتمالاً این افزایش با تشکلیل حفره بلاستوسل در ارتباط می باشد. همچنین در مطالعات دیگر نشان داده شده است که آلدوسترون موجب القای ژن Na+/K+/ATPase می گردد که با توجه به نقش موثر این پمپ در روند تشکیل بلاستوسیست و تفریخ (زیرا در اثر افزایش فعالیت پمپ Na+/K+/ATPase در مرحله تفریخ، حجم مایع داخل بلاستوسیت افزایش یافته و منجر به پاره شدن لایه زونا پلوسیدا می گردد)، احتمال می رود افزایش بیان Na+/K+/ATPase با افزایش میزان تفریخ در گروه های مذکور در ارتباط باشد. یک احتمال برای عدم افزایش بیان پمپ Na+/K+/ATPase در تخمک هایی که در مرحله IVM به آنها آلدوسترون افزوده شده بود، چه در تخمک های منجمد و چه در تخمک های تازه، این می تواند باشد که احتملاً بدلیل وجود فاصله زمانی بین زمان افزودن آلدوسترون به محیط کشت (مرحله IVM)، و زمان بررسی بیان پمپ Na+/K+/ATPase (روز هشتم کشت جنینی)، میزان بیان پمپ مذکور در این گروه ها افزایش معنی داری را نشان نداد، اگرچه افزایشی اندک نسبت به گروه های کنترل مشاهده گردید.
بر اساس نتایج مطالعه حاضر، افزودن آلدوسترون به محیط IVM تخمکهای منجمد شده در مرحله GV و نیز افزودن آلدوسترون در روز چهارم جنینی، به محیط کشت جنینهای حاصل از تخمکهای منجمد- ذوب شده، در مقایسه با گروه های کنترل که آلدوسترونی دریافت نمی نمایند، موجب تفاوت در میزان تسهیم تخمکها، میزان بلاستوسیست در روزهای ۶، ۷ و ۸ و نیز افزایش معنیداری در میزان تفریخ جنینها در روز ۸ گردید. در این رابطه، به نظر می رسد اثرات سوء انجماد تخمک بیش از تأثیرات مطلوب آلدوسترون بر ژن Na+/K+/ATPase و متعاقباً بیان پروتیین مذکور باشد. علاوه بر این، در این مطالعه فقط به بررسی تاثیر آلدوسترون بر پمپ Na+/K+/ATPase پرداخته شده است، لیکن به نظر میرسد آلدوسترون تاثیرات دیگری نیز بر تخمک و یا جنین های گوسفندی داشته باشد که بر روند تکامل آنها موثر بوده و میبایست در مطالعات آتی بررسی گردد.
در مطالعه حاضر، به دلیل کارآیی پایین انجماد تخمک های گوسفندی در مرحله MII، که حتی با افزودن آلدوسترون قبل از انجماد نیز تغییر محسوسی در راندمان انجماد حاصل نگردید، این گروه آزمایشی در همان مراحل ابتدایی مطالعه حذف گردید.

نتیجهگیری:
بر اساس نتایج مطالعه حاضر، افزودن آلدوسترون به محیط IVM تخمکهای غیر منجمد موجب افزایش میزان تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ کشت جنینی و تعداد کلی سلول ها، نسبت به گروه کنترل گردید، لیکن تفاوت معنیداری در درصد بلاستوسیستها نسبت به گروه کنترل دیده نشد. علاوه بر این افزودن آلدوسترون در روز چهارم جنینی (D4)، به محیط کشت جنینهای تخمکهای غیر منجمد، موجب افزایش معنی دار میزان تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ کشت جنینی و تعداد کلی سلول ها، نسبت به گروه کنترل گردید.
بر اساس نتایج مطالعه حاضر، افزودن آلدوسترون به محیط IVM تخمکهای منجمد شده در مرحله GV موجب افزایش میزان تفریخ بلاستوسیست ها در روز ۸ کشت جنینی و تعداد کلی سلول ها، نسبت به گروه کنترل گردید و نیز افزودن آلدوسترون در روز چهارم جنینی، به محیط کشت جنینهای حاصل از تخمکهای منجمد- ذوب شده، در مقایسه با گروه های کنترل که آلدوسترونی دریافت نمی نمایند، موجب تفاوت معنیداری در میزان تسهیم تخمکها، میزان بلاستوسیست در روزهای ۶، ۷ و ۸ نگردید، ولی افزایش معنیداری در میزان تفریخ جنینها در روز ۸ دیده شد. در این رابطه، به نظر می رسد اثرات سوء انجماد تخمک بیش از تأثیرات مطلوب آلدوسترون بر ژن Na+/K+/ATPase و متعاقباً بیان پروتیین مذکور باشد. علاوه بر این، در این مطالعه فقط به بررسی تاثیر آلدوسترون بر پمپ Na+/K+/ATPase پرداخته شده است، لیکن به نظر میرسد آلدوسترون تاثیرات دیگری نیز بر تخمک و یا جنین های گوسفندی داشته باشد که بر روند تکامل آنها موثر بوده و میبایست در مطالعات آتی بررسی گردد.
در مطالعه حاضر، به دلیل کارآیی پایین انجماد تخمک های گوسفندی در مرحله MII، که حتی با افزودن آلدوسترون قبل

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *