توان به تئوري هاي جديد دست يافت كه مكمل نظريه هاي قبلي باشند. سير تكوين و تكميل انديشه هاي مديريت به طور خلاصه در جدول زير منعكس شده است.
جدول (2-1): خلاصه سير تكوين و تكميل انديشه هاي مديريت( احمدي، 1378 : 18)
سال تقريب نكات يا آثار برجسته مبتكر يا پيشگامان
5000 قبل . م روش هاي اداره افراد بيشمار براي مأموريت هاي بزرگ همچون ساختن اهرام مصري ها
5000 قبل . م ثبت و ضبط عملكرد مالي پرستشگاهها و كنترل منابع مالي از راه سيستم ماليات سومري ها
2700 قبل . م آثاري درباره مديريت به گونه نصيحت پدر به فرزند همچون كتاب فرامين پناه هوتپ كه توسط يكي از وزراي شاه ايس نوشته شده است مصري ها
1100 قبل . م توجه به سيستمهاي برنامه ريزي، سازماندهي ـ كنترل چو ـ چيني
500 قبل . م توجه به سازماندهي، برنامه ريزي، كنترل، رهبري و اصل تخصص منسيوس
658 ميلادي گزينش و انتصاب كارگزاران صالح براي انجام امور، نظارت و ارزيابي كاركنان، برقراري روابط انساني، ارائه الگوهاي مطلوب و بيان ويژگيهاي رفتار كارگزاران حضرت علي (ع)
900 ميلادي ارائه فهرستي از خصوصيات رهبر ابونصرفارابي
1799 ميلادي استفاده از حسابداري، قيمت تمام شده و كنترل كيفيت ، تشخيص حيطه نظارت مديريت الي ويتني
1835 ميلادي تشخيص و بحث در مورد اهميت نسبي وظايف مديريت مارشال لافلين
1901 ميلادي سيستم مزاياي شغلي، گرايش انساني نسبت به كاركنان، نمودارهاي گانت، مسئوليت نسبت به آموزش كاركنان بيان شرايط دلخواه كار و تأثيرات روانشناختي بر كارگر هنري گانت
1911 ميلادي اصول مديريت علمي، ابداع و كاربرد روشهاي حركت سنجي و زمان سنجي، تأكيد روي تحقيقات علمي، استاندارها، برنامه ريزي و كنترل تيلور
1954 ميلادي مديريت بر مبناي هدف پيتر دراكر
1960 ميلادي بيان تئوري x و y مديريت داگلاس مك گريگور
1961 ميلادي تجزيه و تحليل تطبيقي سازمانها، طبقه بندي سازمانها بر مبناي مكانيزمهاي اعمال شده براي منزلت كاركنان آميتاي انزيوني
1970 ميلادي شبكه مديريت رابرت بليك
1970 ميلادي توسعه نرم افزارهاي متعدد كامپيوتري براي حل مسائل مديريتي در مؤسسات .
پيش بيني و مديريت پروژه صاحب نظران مديريت و سازندگان كامپيوتر
2-3. نظریه های عمومی مدیریت:
اعمال مدیریت در سطوح اولیه سازمان ها و توجه به کمیت و افزایش بازدهی و رعایت مقررات و آئین نامه های اجرایی، قوانین استخدام و سلسله مراتب اداری ، اختیار و قدرت قانونی و قابلیت های حرفه ای، از ویژگی های برجسته مدیریت کلاسیک ( بوروکراسی، اداری و علمی) به شمار می رود (تورانی،1390: 29).
ماکس وبر ، فایول، و فردریک تیلور پدر مدیریت علمی جهان ، سهم و نقش به سزایی در شکل گیری و تحقق مدیریت کلاسیک داشته اند. هر یک ویژگی هایی را برای نظریه های خود مطرح کرده اند.به رغم دور بودن مکانی این افراد از یکدیگر تقریباً همه آنها تفکر و نظراتی شبیه به هم ارائه داده اند. به همین دلیل هر سه نظریه را مرتبط با مدیریت کلاسیک می دانند. چون ویژگی های آنان شبیه بهم است(تورانی،1390: 39)
پس از دوران مدیریت کلاسیک نظریه نئو کلاسیک (نهضت روابط انسانی) مطرح شده است. این تئوری بر پایه نظریه کلاسیک بنا شده است. به زبان دیگر این نظریه همان نظریه کلاسیک اصلاح شده، کامل تر شده و توسعه یافته است. فرض اساسی تئوری نئوکلاسیک یا نهضت روابط انسانی این است که روی جنبه های اجتماعی و روان شناسی افراد به عنوان گروه کاری تاکید می کند. تئوری نئوکلاسیک سازمان را مجموعه گروه های انسانی می داند که اهداف مشترکی دارند. در حالی که تئوری کلاسیک معتقد است: سازمان عبارت است از ساختاری از روابط قدرت، اهداف، نقش ها ، فعالیت ها، ارتباطات و عوامل دیگری بین افراد،که به صورت گروهی با یکدیگر کار می کنند. از دید نظریه پردازان کلاسیک سازمان اداری یک ساختار مکانیستی است. (تورانی،1390 :30).
نظریهی نوین تحلیل سیستمی سازمان، سومین تئوری مهمی است که در زمینهی سازمان و مدیریت ابراز شده است. نظریهی نوین(تئوری نوین) به عبارتی تحلیل سیستمی سازمان نیز نامیده می شود. این تئوری همهی عناصر سازمان را مورد توجه قرار داده و کل سازمان و همچنین اجزای تشکیل دهنده آن را با یک دید فراگیر می نگرد. نظریه پردازان جدید سازمان را به عنوان یک سیستم جدید وفاق پذیر یا سازگار مورد توجه قرار داده اند، که بقای آن منوط به تعدیل مواضع در برابر تغییرات محیط خارج است. این نظریه سازمان را شامل فرایندی ساختاری دانسته که افراد برای اهدافی معین در تماس متقابل با یکدیگر قرار دارند. (تورانی،1390 :31).
آلفرد کورزیبسکی، ماری پارکر فالت، چستر بارنارد و نورت وینر از طرفداران نظریه نوین هستند. از ویژگی های مهم نظریه نوین ، بینش سیستمی، پویایی سطوح و ابعاد چند جانبه و متقابل ، تعداد انگیزش ها احتمال پنداری، تعداد ریشه های علمی، توصیفی بودن، تعدد متغیرها و وفاق و سازگاری است. حرکت به سوی سیستم های بازتر باعث مطرح شدن دیدگاه (اقتضا یا طراحی موقعیتی) در سال های 1970 میلادی شد. به طور صریح می توان گفت که این دیدگاه بر آینده تاکید داشته و باریک بینی های محدود کننده نظریات قبلی را کنار گذاشته است. این دیدگاه هنوز جنبه های انسانی را با قوت هر چه تمام تر دارا بوده و لیکن به علت وارد کردن سایر عوامل، مانند تکنولوژی سیستم اقتصادی در دیدگاه خود، کامل تر تلقی می شود(تورانی،1390 :31).
لازم به یاد آوری است که دیدگاه اقتضاء نیز ناشی از تئوری سیستم ها یا نظریه نظام گرایانه است. این دیدگاه را به طور خلاصه می توان این چنین تعریف کرد: محیط های گوناگون نیازمند روابط سازمانی متفاوتی است تا از این طریق، بالاترین میزان کارایی حاصل شود. بنابراین دیگر یک تنها بهترین راه وجود ندارد. توجه به فرآیند محیط های متغیر ، مدیریت تغییر، پاسخگویی سازمان ها به طور موثر به محیط ها و شرایط در حال تغییر ، محصول و برآیند تئوری اقتضایی است(تورانی،1390 :32).
2-4. وظايف و كاركردهاي مديران:
در نخستين سال هاي اين قرن يك صنعتگر فرانسوي بنام «هنري فايل» چنين اظهار داشت كه همه مديران پنج كار عمده انجام مي دهند: برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري، هماهنگي و كنترل. امروزه اين كاركردها را به صورت چهار وظيفه: برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و كنترل بيان مي كنند.
پارسائيان و اعرابي (1377) به نقل از رابينز چهار كاركرد زير را براي مديران ضروري مي دانند:
1ـ برنامه ريزي : موجوديت سازمان ها براي تأمين هدفهاست، پس بايد اين هدف ها را تعيين كرد و راهها يا وسايل تأمين آنها را مشخص ساخت. مديـــر شخصي است كه چنين نقشي را ايفا مي كند. وظيفه برنامه ريزي شامل ارائه تعريفي از هدف هاي سازمان، تعيين يك استراتژي كلي براي رسيدن به اين هدف ها و ارائه سلسله مراتبي جامع از برنامه ها براي يكپارچه نمودن و هماهنگ ساختن فعاليت ها مي باشد.
2ـ سازماندهي : مديران، مسئول طراحي و تعيين ساختار سازماني هستند. اين وظيفه را سازماندهي مي نامند كه شامل وظايف زير است: كارهايي كه بايد انجام شود، تعيين كساني كه بايد آنها را انجام دهند، شيوه دسته بندي اين كارها، هر يك از افراد گزارش خود را به چه كساني بايد بدهند.
3ـ رهبري: سازمان از افراد تشكيل مي شود و وظيفه مدير، هدايت و هماهنگ ساختن اين افراد است. اين وظيفه را رهبري مي نامند. هنگامي كه مديران زيردستان را بر مي انگيزند، كارها و فعاليت هاي آنان را رهبري و هـــدايت مي كنند و مؤثرترين كانال هاي ارتباطي را مشخص مي نمايند، يا تضاد بين اعضا را از بين مي برند، در حال انجام دادن اين وظيفه (رهبري) هستند.
4ـ كنترل: پس از تعيين هدف ها، برنامه ها تنظيم مي شود. ساختار سازماني ترسيم و مشخص مي شود، افراد استخدام مي گردند، به آنان آموزش داده مي شود و در نهايت وسايل تشويق و انگيزش آنان فراهم مي گردد، براي مطمئن شدن از اين كه امور طبق برنامه انجام شده است. مديريت سازمان بايد عملكردها را زير نظر داشته باشد. عملكرد واقعي بايد با هدف هاي كه از پيش تعيين شده، مقايسه شود. اگر انحراف زيادي از اين بابت بوجود آمده باشد وظيفه مدير اين است كه مجدداً امور را در مسير اصلي خود قرار دهد. اين نظارت و مقايسهی عملكردها با هدف هاي از پيش تعيين شده را كه در نهايت منجر به رفع انحراف ها مي شود، كنترل مي نامند.
با ملاحظات فوف اکنون می توانیم تعریف دیگری از مدیریت بر حسب کارکردها و وظایف آن ارائه کنیم: مدیریت فراکرد برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل فعالیت های اعضای سازمان و استفاده از همه منابع سازمانی برای دستیابی به هدف های سازمان است.(علاقه بند،1379 : 18).
شاید انتزاعی ترین طبقه بندی وظایف مدیریت ،تلقی آن به صورت دو فعالیت عمده تصمیم گیری و اجرای تصمیم است(علاقه بند،1379 : 19).
دراکر بیان می کند پنج فعالیت اصلی در کار مدیر وجود دارد. مجموع این پنج فعالیت با هم

دسته‌ها: عمومی