جدید را برای دانش آموزان به منظور بحث و گفتگو و مشارکت و همکاری بر روی ساخت ها و موضوعات علمی فراهم می آورد. این دیدگاه با تذکید بر رویکرد اصلاح گرانه ICT در آموزش و پرورش معتقد بر این است که اینترنت سبب می شود که آموزش به همان شیوه سنتی ولی با ابزاری جدید که فرصت های مناسب تری را برای دانش آموزان فراهم می کند، انجام پذیرد.( شیری، 1380، ص 121-120)
بنابر آنچه گفته شد، توجه به این نکته حائز اهمیت است که در جهان امروز با وضعیتی که بر اثر حرکت به سوی دهکده جهانی به وجود آمده است، دیگر رویه های سنتی انتقال دانش از طریق متن، ورقه، تمرین و مانند آنها نمی تواند توجه جوانانی را که در جهان اشباع شده از رسانه ها به سر می برند را به خود معطوف کند. به نظر ضروری می رسد که عناصر اصلی نظام های آموزش به ویژه معلمان در معرض تحولات آموزش متناسب با پبشرفت های جهان امروز قرار گیرند و آگاهی بیشتری از قابلیت فناوری های جدید بیابند و به موازات آن راهبردهایی مطرح می شود که به ورود فناوری های جدید به کلاسها و محیط های آموزشی ، منجر به آموزش و یادگیری بهتر شود. و در عمل باعث شود که نقش معلم به عنوان منبع قدرت که اطلاعات تغیییر یابد. به موازات تغییراتی که در عناصر نظام آموزشی در نتیجه ورود فناوری اطلاعات به وجود می آید تغییرات در سطح مدارس نیز قابل توجه است. در این رابطه به هشت تغییر اساسی می توان اشاره کرد : (زمانی ،1386، ص29)
1ـتغییر در بصیرت افراد درون مدرسه : بصیرت به آرزوها و آرمانهای افراد درون مدرسه و درون نظام آموزشی به عنوان یک کل اشاره دارد با ورود فناوری های جدید به مدرسه رسالت ها شفاف تر می شود و مبنای روشن تری را برای تصمیم گیری فراهم می کنند. بیان واضح و روشن رسالت های به اعضای جامعه یادگیری این امکان را می دهد تا آرمان های مدرسه را برای آینده و اقدام موزون هماهنگ به طور متناسب تر مجسم نمایند.
2ـتغییر در فلسفه یادگیری و پداگوژی : نحوه ی تعامل معلمان و دانش آموزان و نحوه ارائه مدرسه برای یادگیری، بخشی از فلسفه یادگیری و پداگوژی مدرسه است. با ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به محیط مدرسه این فلسفه دچار تغییر شده و محیطی که در آن معلم به عنوان فراهم کننده اصلی محتوای آموزش شناخته می شود. (فلسفه معلم محور) به محیطی تبدیل می شود که در آن معلم نقش تسهیل کننده فرایند کسب اطلاعات توسط دانش آموزان را بر عهده دارد. (فلسفه دانش آموز محور، 1381)
3ـ تغییر در تدوین طرح ها و خط مشی ها، ورود فناوری اطلاعات به محیط مدرسه و تغییری که در نتیجه ی آن در فلسفه آموزش یادگیری در مدرسه به وجود می آید این زمینه فراهم می کند که خط مشی های آموزشی نیز دچار تغییر شوند با شکل گیری این تغییر رویه های دستیابی به اهداف کلی و جزئی نیز تغییر می کند.
4ـ تغییر در تسهیلات و منابع اطلاعات : علاوه بر تغییرات ساختاری که جهت آنها به سوی طراحی ارگوتومیک (امنیت و مهندسی محیط کار) می باشد. ورود فناوری های جدید به مدرسه این امکان را فراهم می آورد که دانش آموزان و معلمان بتوانند از اطلاعات روز جهان در سطح وسیع آگاهی یابد همچنین ابزارهای جانبی مانند میکروسکوپ های دیجیتالی، نرم افزارهای مختلف تحقیقی و … این امکان را فراهم می آورد که دانش آموزان ارتباط نزدیکتری با محتوای آموزشی برقرار نماید.
5ـ تغییر در توانایی های حرفه ای کارکنان مدرسه به ویژه معلمان : به موازات توسعه فناوری های اطلاعات در مدرسه این احساس نیاز در کارکنان شکل می گیرد که توانایی های خود را بالا آورده و به مهارت های اساسی در سطح وسیع دست یابد.(همان منبع، ص 124)
تغییر در میزان مشارکت جامعه : همانطور که مشخص است فناوری اطلاعات این امکان را فراهم می کند که تعامل میان مدرسه با جامعه به طور چشمگیری افزایش یابد.
7ـتغییر در شیوه ارزشیابی : ارزیابی هم شامل ارزیابی دانش آموزان و هم ارزشیابی کلی نظام آموزشی به عنوان دو جنبه ای که کاملاً در هم تنیده هستند ، می باشد.ارزشیابی کلی نظام آموزشی از طریق بررسی حجم تعاملات میان نظام آموزشی با ابعاد مختلف جامعه مانند صنعت، دانشگاه و … سنجیده می شود. فناوری اطلاعات این امکان را هم فراهم می کند که ارزیابی دانش آموزان به جای شیوه، قلم و کاغذ و روش ترکیبی و تحولی به گونه ای که متناسب با ویژگی های هر دانش آموز تهیه گردد. (نیک نژادیان، 1388، ص211)
فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه ی تعلیم و تربیت :
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) را می توان به بارانی تشبیه کرداگر در جای مناسب ببارد می توان باعث رویش و زنده شدن طبیعت شود ولی در صورتی که در جای نامناسب ببارد می تواند سبب جاری شدن سیل یا منشأ شکل گیری باتلاق شود. ورود این پدیده به حوزه ی تعلیم و تربیت نیز خخالی از این دو نقش نیست.بنابراین لازم است به این نکته توجه شود که پیش از فراهم کردن امکان آمیختگی این دو مقوله باید زمینه سازی فرهنگی- علمی مناسب برای آن صورت گیرد. (مرادی ور، 1387، ص51)
اگر اساس تعلیم و تربیت انتقال دانش و آگاهی است و دانش نیز چیزی جزء اطلاعات شناخته شده نمی باشد، پس لازم است برای انتقال اطلاعات به مهارت های مناسب برای این منظور توجه کرد.فناوری اطلاعات و ارتباطات در طی زمان کوتاه ، توانسته است به یکی از اجزای اساس تشکیل دهنده جوامع مدرن تبدیل شود به گونه ای که در بسیاری از کشورها به موازات خواندن ، نوشتن و حساب کردن ، درک فناوری اطلاعات و ارتباطات و تسلط بر مهارتها و مفاهیم پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخشی از هسته ی مرکزی آموزش و پرورش این جوامع مورد توجه قرار گرفته است. (خواجویی ، 1385، ص211)
در حوزه ی تعلیم و تربیت ، فناوری اطلاعات و ارتباطات16 مجموعه وسایل و ترکیبات به کارگیری کامپیوتر و برقراری ارتباط است که به اشکال مختلف معلمان ، دانش آموزان ، فرایند یادگیری و گستره بالایی از فعالیت های آموزش را مورد حمایت قرار می دهند. (همان منبع،ص 213)
تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی :
اگرچه تعاریف متعددی در رابطه با برنامه درسی وجود دارد . اما در تعریفی ابتدایی و ساده می توان آن را عبارت از موضوعات و مواد درسی دانست. که باید توسط معلم به دانش آموزان تدری شود و در این رابطه الکساندر وسیلور برنامه درسی را نقشه ای دانسته اند که در آن فرصت های مناسب یادگیری برای رسیدن به هدف های کلی و جزئی مربوط به آن برای جمعیت معین فراهم می شود. دکتر شریعت مداری معتقد است که کلیه تجربیات ، مطالعات ، بحث ها ، فعالیت های گروهی و فرد و سایر اعمالی که شاگرد تحت سرپرستی و راهنمایی مدرسه انجام می دهد ، برنامه درسب نام دارد. برنامه درسی را می توان دستور کاری آموزشی دانست، ان طرح کلی و کلان فعالیت آموزشی است که محتوای دوره ، انتظارات یا خواسته های فراگیران ، روش تدریس محتواع روش های تسهیل فرایند یادگیری ، نحوه ارزشیابی، میزان یادگیری و حتی چهاچوب زمانی فعالیت های آموزشی را مشخص می کند. به طور کلی برنامه درسی مشخص می کند که چه مطالبی باید آموزش داده شود و این مهم چگونه و با چه روشی باید انجام گیرد. بررسی روند تحولات برنامه درسی حکایت از این دارد که توجه به برنامه درسی به عنوان یک حوزه تخصصی و به عنوان محصول فرایند برنامه ریزی درسی ، عملاً در اوایل قرن بیستم و با انتشار کتاب برنامه درسی توسط فرانکلین بوبیت آغاز شد. در طول این زمان تا کنون محتوای برنامه درسی در اثر تحولات گوناگون تغییر بسیاری را نپذیرفته اند و همواره در خدمت نظام ها و حکومت ها برای دستیابی به اهداف آرمانهایشان بوده است؛ شامل نه مرحله است : ( آیتی ،1383، ص22)
مرحله اول : تعیین نیازهای آموزشی: برای آنکه محتوای آموزشی برنامه درسی بتواند از سوی فراگیران پذیرفته شود، می بایست یک تجزیه و تحلیل مناسب از نیازها صورت گیرد. برای این منظور می توان به بررسی تفاوت و یا ناهمخوانی میان عملکرد مطلوب و عملکرد واقعی فراگیران پرداخت و در نتیجه آن نیازها جهت تکمیل یا اصطلاح برنامه درسی مشخص گردد.
مرحله دوم : تعیین اهداف آموزشی : پس از آنکه نیازهای آموزشی مشخص شدند ، مورد تشریح قرار می گیرند تا از طریق آن اهداف آموزش مشخ شوند. اهداف آموزشی تعیین کننده جهت فعالیت های آموزشی هستند تا از این طریق بتوانند نیازهای آموزشی را مرتفع سازند.
مرحله سوم : سازماندهی محتوای آموزشی : هر یک از اهداف آموزشی دارای اطلاعات خاصی هستند



قیمت: 10000 تومان

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com