۱-۱           عوامل موثر در کشف فرصت ها

در این قسمت قصد داریم تا با بررسی جامع پارامترهای اصلی اثرگذار بر فرآیند اصلی شناخت فرصت و توسعه آن، به شرح و تبیین ماهیت فرصت‌های ir/wp-admin/post-new
php#_ftn5″ name=”_ftnref5″>[۵]
؛

– اطلاعات نامتقارن و دانش پیشینir/wp-admin/post-new
php#_ftn7″ name=”_ftnref7″>[۷]
؛

– شبکه‌های اجتماعیir/wp-admin/post-new
php#_ftn9″ name=”_ftnref9″>[۹]
؛ شامل خلاقیت، خوش بینی و اعتقاد به تاثیرگذاری فردی (آردیچویلی و همکاران۲۰۰۳)۱-۲           نقش ir/wp-admin/post-new
php#_ftn11″ name=”_ftnref11″>[۱۱]
در شناسائی فرصت

سرمایه انسانی مرتبط با یک ir/wp-admin/post-new
php#_ftn12″ name=”_ftnref12″>[۱۲]

محققان یافته­اند که سرمایه انسانی به عنوان ورودی کارآفرینان به ستاده هایی مانند خود اشتغالی، ir/wp-admin/post-new
php#_ftn13″ name=”_ftnref13″>[۱۳]
، بقاء شرکت و ir/wp-admin/post-new
php#_ftn14″ name=”_ftnref14″>[۱۴]

کارآفرینان با سرمایه انسانی بیشتر ستاده­های بیشتری را بدست می آورندir/search/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C” title=”کارآفرینی”>کارآفرینی بیان می نمایند(شین۲۰۰۳)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn17″ name=”_ftnref17″>[۱۷]

دیدگاه سرمایه انسانی به دانشی اشاره دارد که در درون کارآفرین می­باشد و شامل سلسله مراتبی از مهارت­ها و دانش­ها با درجه­هایی از توانایی انتقال می­باشد، سرمایه انسانی به عنوان ورودی­ها  که در کارآفرینان وجود دارد منجر به ستاده­هایی از قبیل تصمیم به خود اشتغالی، اندازه شرکتی که تاسیس می­نمایند، بقاء شرکت و عملکرد شرکت می­گردد
وجود سرمایه­های انسانی متعدد منجر به ستاده­های بیشتری می­گردد
ستاده ها در حقیقت همان شناسائی و پیگیری فرصت ها را بازگو می­نمایندir/wp-admin/post-new
php#_ftn19″ name=”_ftnref19″>[۱۹]
: مهارت­ها و دانش­هایی می­باشند که به آسانی قابل انتقال می­باشند

سرمایه انسانی خاصir/wp-admin/post-new
php#_ftn21″ name=”_ftnref21″>[۲۱]
: تحصیلات به عنوان یکی از مولفه­های سرمایه انسانی بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است
تحصیلات مهارت­های شناختی ضروری را برای افراد فراهم می­نماید تا خود را با تغییرات محیطی منطبق سازند(هتچ و دییر،۲۰۰۴)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn23″ name=”_ftnref23″>[۲۳]

کارآفرینان با بکار­گیری دانش و برقراری روابط اجتماعی که از طریق سیستم تحصیلات ایجاد کرده­اند منابعی را برای شناسائی و بهره برداری فرصت های کسب وکار به دست می­آورند(شین،۲۰۰۳، آرینیوس و دیکلرک، ۲۰۰۵ )ir/wp-admin/post-new
php#_ftn25″ name=”_ftnref25″>[۲۵]
به طوری که تحصیلات رسمی افراد به استقرار شرکت جدید آنها کمک می­نماید(باتس،۱۹۹۰)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn27″ name=”_ftnref27″>[۲۷]

مطالعات نشان داده که کارآفرینان تحصیل کرده، بازگشت بالایی به تحصیلات دارند(پارکر و ون پراک۲۰۰۴)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn29″ name=”_ftnref29″>[۲۹]

تجربه کارir/wp-admin/post-new
php#_ftn31″ name=”_ftnref31″>[۳۱]
، تجربه می­تواند به یکپارچه کردن و انباشته کردن دانش ما کمک نماید و همچنین افراد را قادر می­سازد تا با موقعیت­های جدید خود را وفق دهند(دیودسون و هونیگ،۲۰۰۳)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn33″ name=”_ftnref33″>[۳۳]

دو شاخص کلیدی را برای تجربه کار تعریف شده است :

۱- تعداد مشاغل قبلی که تجربه متفاوتی برای افراد ایجاد می­نماید، افراد وقتی که در معرض بیش از یک شغل قرار می­گیرند طیفی از مهارت­ها و دانش را فرا می­گیرند(مینسر،۱۹۷۴)ir/search/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87+%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C” title=”توسعه انسانی”>توسعه انسانی عام می­گردد، این دو شاخص می­تواند به شناسایی و پیگیری فرصت های کسب و کار کمک نماید(باتس۱۹۹۰)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn36″ name=”_ftnref36″>[۳۶]
: تجربه مالکیت کسب و کار به عنوان یکی از سرمایه­های انسانی خاص مدنظر قرار گرفته شده است(گیمینو و همکاران۱۹۹۷، چلندر و هندکس۱۹۹۸)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn38″ name=”_ftnref38″>[۳۸]

لذا این دانش باعث می­گردد  کارآفرینانی که تنوع و تجارب بیشتری نسبت به کارآفرینان بی­تجربه دارند فرصت­های بیشتری را شناسایی نمایند و منابع کسب شده را برای پیگیری فرصت ها بکار ببندند (آکباساران و همکاران،۲۰۰۷)۱-۳       نظریه های مرتبط تشخیص و ایجاد فرصت

۱-۳-۱     طبقه بندی چاندلرir/wp-admin/post-new
php#_ftn41″ name=”_ftnref41″>[۴۱]

الگوی جستجوی غیر فعالir/wp-admin/post-new
php#_ftn43″ name=”_ftnref43″>[۴۳]

الگوی خلق فرصتجدول ‏۲‑۱: طبقه بندی مدل های کشف فرصت؛ چندلر و همکاران ۲۰۰۴

 

مدل کشف فرصت منشأ فرصت مکانیزم جستجو
جستجوی فعال محیط آگاهانه
جستجوی غیر فعال محیط آگاهانه
کشف تصادفی محیط ناخودآگاه
خلق فرصت فرد آگاهانه

۱-۳-۲     طبقه بندی آلسوس و همکارانir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]

asymmetries

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref3″ name=”_ftn3″>[۳]

rent-seeking

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref5″ name=”_ftn5″>[۵]

Entrepreneurial alertness

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref7″ name=”_ftn7″>[۷]

Accidentally discovered the principles

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref9″ name=”_ftn9″>[۹]

Demographic

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref11″ name=”_ftn11″>[۱۱]

Human Capital

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref13″ name=”_ftn13″>[۱۳]

Bates, 1990; Otani, 1996

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref15″ name=”_ftn15″>[۱۵]

Becker, 1975; Davidsson,honig,2003

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref17″ name=”_ftn17″>[۱۷]

Arenius and Minnitti, 2005; Ferrante, 2005

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref19″ name=”_ftn19″>[۱۹]

General human capital

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref21″ name=”_ftn21″>[۲۱]

Education

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref23″ name=”_ftn23″>[۲۳]

Cooper et al,1994

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref25″ name=”_ftn25″>[۲۵]

Casson, 2003

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref27″ name=”_ftn27″>[۲۷]

Storey, 1994

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref29″ name=”_ftn29″>[۲۹]

Arenius and DeClercq,2005

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref31″ name=”_ftn31″>[۳۱]

Castanias andHelfat, 2001

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref33″ name=”_ftn33″>[۳۳]

Parker, 2006

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref35″ name=”_ftn35″>[۳۵]

Bates, 1990

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref37″ name=”_ftn37″>[۳۷]

Gimeno et al
, 1997; Chandler andHanks, 1998

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref39″ name=”_ftn39″>[۳۹]

ucbasaran et al,2007

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref41″ name=”_ftn41″>[۴۱]

Proactive Search

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref43″ name=”_ftn43″>[۴۳]

Fortuitous Discovery

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref45″ name=”_ftn45″>[۴۵]

Alsos et
al
2004

۱-۱-۱     طبقه بندی ونکاترامن و ساراسواتیir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]
که به معنی جستجوی ناخودآگاه است، نقش میانجی بین عرضه و تقاضا را برعهده دارد
در این الگو تشخیص ۱-۱-۲     نظریه کارآفرینی کرزنر

کرزنر در تئوری کارآفرینی خود بیان می­کند که کارآفرینی دارای نقش متعادل کننده در شرایط نامتعادل بازار است
فرصت­های کارآفرینی وجود دارند و کارآفرینان بعد از کشف آنها با عمل کارآفرینانه خود بازار را در جهت تعادل پیش می­برند
کرزنر تنها بر رفتار کارآفرینان در محیط اقتصادی تمرکز می کند

پایه­ترین مفهوم در تئوری کرزنر، مفهوم” هوشیاری “ir/wp-admin/post-new
php#_ftn5″ name=”_ftnref5″>[۵]

کرزنر بین دو نوع بازار تفاوت قائل می­شود: بازار یک حلقه ای و بازار دو حلقه ای۱-۱-۳     جایگاه فرصت کارآفرینانه در مدل تیمونز

تیمونز معتقد است که کارآفرینی عبارت است از یک شیوه تفکر، استدلال و اقدام، که با مشغولیت ذهنی معطوف به فرصت، رویکرد کل­گرا، و رهبری متوازن همراه است
در دل این فرآیند، ایجاد و تشخیص فرصت‌ها قرار دارد که با رویا و ابتکار عمل برای چسبیدن به این فرصت‌ها دنبال می­شود
این امر در هرجا و در هر سازمانی امکان وقوع دارد
مهم این است که یک کارآفرین وجود داشته باشد که برای تحقق آرمان خود تلاش کند(تیمونز۱۹۹۹)
ir/search/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87+%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86″ title=”سرمایه گذاران”>سرمایه گذاران کسب و کارها، با تمرکز بر این نیروها، می­توانند ریسک­های محیط را تحلیل کنند و در مورد تغییرات بهتر تصمیم گیری کنند

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref2″ name=”_ftn2″>[۲]

Entrepreneurial Alertness

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref4″ name=”_ftn4″>[۴]

Denness

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref6″ name=”_ftn6″>[۶]

Single period and hnalti period marlcets

۱-۱-۱     فرصت کارآفرینانه در مدل شین

شین برای ارائه یک چهارچوب عمومی برای کارآفرینی، رابطه‌ی فرد-فرصت را پیشنهاد می‌کند
این چهارچوب به بررسی خصوصیات فرصت‌ها، افرادی که آنها را کشف و بهره برداری می‌کنند، فرآیندهای اکتساب و سازماندهی منابع و استراتژی‌های مورد استفاده برای بهره‌برداری و کسب سود می‌پردازد(شین،۲۰۰۳)
ir/search/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA+%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C” title=”جمعیت شناختی”>جمعیت شناختی می‌شود، و دسته‌ی دوم محیط پیرامون شخص است که فرصت‌ها را از دل آن بیرون خواهد کشید(همان منبع)

فرض اساسی شین در مورد مفهوم کارآفرینی چنین است: “کارآفرینی مستلزم وجود فرصت‌ها، یا موقعیت‌هایی است که در آنها افراد به این باور می‌رسند که می­توانند از چهارچوب‌های وسیله-هدف جدید برای ترکیب مجدد منابع به منظور کسب سود استفاده نمایند”(همان منبع)

همان­گونه که در شکل زیر نشان داده شده، فرآیند کارآفرینی شامل تشخیص و ارزیابی فرصت‌های کارآفرینانه، تصمیم برای بهره­برداری از آن، تلاش برای اکتساب منابع، فرآیند سازماندهی این منابع به ترکیبات جدید و توسعه استراتژی برای کسب و کار جدید است
این فعالیت­های متفاوت بر عوامل سطح فردی، صنعتی، و نهادی تأثیر می­گذارند

، فرآیند کارآفرینی با این فرض که فعالیت کارآفرینانه نظام­یافته و منظم است، شروع می­شود
ترتیبی که فعالیت کارآفرینانه رخ می­دهد به این صورت است: قبل از آنکه فرصت‌ها شناسایی شوند، منابع فرصت باید منجر به ظهور آنها شود
برای اینکه ارزیابی صورت گرفته و تصمیم در مورد بهره­برداری از فرصت‌ها گرفته شود، این فرصت‌ها باید شناسایی شوند
برای اینکه منابع جمع­آوری شوند، تصمیم در مورد بهره­برداری از فرصت‌ها باید اتخاذ شود
برای اینکه منابع در یک شکل جدید، ترکیب مجدد شوند(فرآیند سازماندهی)، منابع باید جمع آوری شده باشند
برای اینکه رویکرد کارآفرینی به بهره برداری، منجر به سازماندهی یک موجودیت جدید شود، کارآفرین باید برای بهره برداری از فرصت، به صورت ضمنی یا صریح برای خود یک استراتژی را در نظر بگیرد
برای اینکه این عملکرد اتفاق بیافتد، تلاش برای بهره برداری از فرصت باید در یک موجودیت جدید سازماندهی شود (همان منبع)

۱-۱-۱     ir/wp-admin/post-new
php#_ftn1″ name=”_ftnref1″>[۱]
                     

در مطالعات و تئوری­های کارآفرینی (به ویژه در تئوری کشف فرصت) این توافق وجود دارد که اطلاعات نقش اساسی را در شناخت فرصت­ها بازی می­کند
به عبارت دیگر برای شناخت فرصت­های کارآفرینانه، یک کارآفرین می­بایست در مورد یک صنعت خاص، تکنولوژی، بازارها، قوانین دولتی اطلاعاتی را درک، جمع­آوری، تفسیر و استفاده نماید
با وجود اینکه می­توان منابع مختلفی را برای این اطلاعات برشمرد، اوزگون و بارون(۲۰۰۷) با معرفی و آزمایش مدل خود چهار متغیر اصلی و دو متغیر مداخله­گر را در شناخت فرصت­های کارآفرینانه معرفی کرده­اند که به آن ها اشاره می­کنیم:

ir/wp-admin/post-new
php#_ftn1″ name=”_ftnref1″>[۱]
:

واقلی و ژولین در تحقیقی به دنبال این موضوع بودند که آیا فرصت­ها تشخیص داده می­شوند یا اینکه ساخته می­شوند آنها منبع تشخیص فرصت را ir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]

واقلی و جولین بیان نمودند که پردازش اطلاعات کارآفرینانه منجر به تشخیص فرصت می­گردد لذا عوامل ذیل را در پردازش اطلاعات مهم می­دانستند

بصیرت و شهود: شهود می­تواند به عنوان تجزیه کننده از جمود به سر زندگی دیده شود(سیمون،۱۹۹۱)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn4″ name=”_ftnref4″>[۴]

بصیرت براساس آماده­سازی دوره­های پیشین آماده­سازی آگاهانه می­باشد و نیاز به یک دوره نهفتگی دارد تا طی آن اطلاعات به طور موازی در ضمیر ناخودآگاه پردازش شوند و در دوره ارزیابی آگاهانه مورد بهره­برداری قرار گیرند

دانش: دانش به عنوان اطلاعات ترکیب یافته با تجربه، مفهوم، تفسیر و تفکر تعریف می­شود
فهم مرز بین اطلاعات و دانش در یک زمان ممکن سخت می­باشد
هر دو خیلی با ارزش هستند و بیشتر شامل ورودی انسان به جای داده­های خام می­باشند(داونپوزت و همکاران۱۹۹۸)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn6″ name=”_ftnref6″>[۶]

اطلاعات با ارزش را به عنوان قابلیت اطلاعات در تغییر درک در یک بازه زمانی تعریف نموده­اند
تعاملات ارتباطی مسائل مبهم را روشن می­نماید یا جهت تغییر درک یک موقعیت با ارزش بکار گرفته می­شود(دوناکا و تاکیجی،۱۹۹۵)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn8″ name=”_ftnref8″>[۸]

طرح ها ودست نوشته ها: اگر اطلاعات را بتوان درون ساختار دانش موجود به شدت سازمان یافته و دارای ارتباط درونی ادغام نمود آنگاه اطلاعات تاثیری شگرفی بر جای خواهد گذاشت(کیسلر و اسپرول،۱۹۸۲)ir/search/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4+%D8%B6%D9%85%D9%86%DB%8C” title=”دانش ضمنی”>دانش ضمنی جهت تحمیل ساختار بالایی و انتقال به معنی استفاده نمود(گیویال۱۹۸۶)ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]

Vaghely& Julien 2008

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref3″ name=”_ftn3″>[۳]

Simon,1991

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref5″ name=”_ftn5″>
  [۵]
Davenport et al
,1998

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref7″ name=”_ftn7″>[۷]

Nonaka and Takeuchi 1995

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref9″ name=”_ftn9″>[۹]

Keisler and Sproull,1982

ir/wp-admin/post-new
php#_ftn1″ name=”_ftnref1″>[۱]
بعضی از مدل‌های تشخیص فرصت، تشخیص فرصت را به عنوان یک فرایند مرحله‌ای به تصویر کشیدند (بهاو،۱۹۹۴)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn3″ name=”_ftnref3″>[۳]
بیشتر تلاش‌های محققین در مدل تشخیص فرصت، آن را به عنوان محل تلاقی عوامل زیادی از قبیل زمینه کارآفرینی و تأثیر کسب و کار و محیط عمومی تعریف کردند (گاگلیو،۱۹۹۲،لانگ و مک­مولیان،۱۹۹۴)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn5″ name=”_ftnref5″>[۵]
، لامپکین و همکارانir/wp-admin/post-new
php#_ftn7″ name=”_ftnref7″>[۷]
عناصر ضروری برای مدل سازی تشخیص فرصت را ارائه می­دهد
این مراحل شامل: آماده سازی، پرورش، بینش، که فاز اکتشاف را شکل می‌دهند و ارزیابی و به جزئیات پرداختن که فاز شکل‌گیری را شکل می‌دهند
در زیربخش پایین، هر کدام از این پنج عنصر با رائه اینگه چگونه در فرایند تشخیص فرصت استفاده می‌شود مورد بحث قرار گرفته‌اند

آماده سازی: تحقیقات قبلی بر این باور بودند که آماده سازی و دانش قبلی برای فرایند تشخیص فرصت ضروری هستند(شین،۲۰۰۰)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn9″ name=”_ftnref9″>[۹]

آماده‌سازی اساسأ یک تلاش آگاهانه برای ایجاد تخصص در یک حوزه و ایجاد یک حساسیت برای موارد و مشکلات در یک زمینه سودآور استir/wp-admin/post-new
php#_ftn11″ name=”_ftnref11″>[۱۱]

در بسیاری موارد، این نقطه‌ای است که تمام جواب یا راه‌‌حل اساسی به شکل ناگهانی و غیرمنتظره به ذهن خطور می‌کند
این همگرایی ناگهانی نتیجه تغییر ادراکی است که روابط وسیله- هدف موجود را به هم می‌ریزد(گاگلیو و کتز،۲۰۰۱)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn13″ name=”_ftnref13″>[۱۳]

بینش‌های کارآفرینی اساسأ یا تشخیص ناگهانی فرصت کسب و کار، یعنی راه حلی برای مشکل کاملأ مطالعه شده و یا به دست آوردن یک ایده از همکاران، دوستان و سایر افراد مرتبط را شامل می‌شوند

ارزیابی: ارزیابی شروع فاز دوم فرایند تشخیص فرصت، یعنی شکل‌گیری را نشان می‌دهد
این مرحله شامل تحلیل این می‌شود که مفاهیم ایجاد شده در فاز اکتشاف قابل اجرا باشند، اینکه آیا تیم/کارآفرین مهارت­های ضروری برای انجام آن را داشته باشند، و اینکه این ایده آنقدر جدید باشد که بشود روی آن کار کرد
در زمینه تشخیص فرصت کارآفرینانه، مرحله ارزیابی شامل مطالعه ir/wp-admin/post-new
php#_ftn14″ name=”_ftnref14″>[۱۴]

ارزیابی همچنین شامل یک فرایند داخلی می‌شود که در آن کارآفرین باید چشم‌اندازی برای بینش جدید جستجو کند و بپرسد: آیا مفهوم این کسب و کار به اندازه کافی ارزشمند است که آن را اجرا کرد؟) سیکزنت میهالی،۱۹۹۶)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn16″ name=”_ftnref16″>[۱۶]

۱-۱-۱     تقسیم بندی بهاو از انواع شناخت فرصت

بهاو (۱۹۹۴) یک مدل فرایندی برای ایجاد سازمان ها ارئه کرده است
در این مدل شناخت فرصت ها (OpR)شناخت فرصت با انگیزه بیرونی شناخت فرصت با انگیزه درونی تصمیم­برای شروع

فرصت­های کسب و­کار­­شناسایی شده
نیاز­­برآورده شده
نیازهای شناسایی شده
پالایش فرصت ها
فرصت­های شناخته شده
فرصت­های­که انتخاب شده اند
مفاهیم کسب و کاری که شناسایی شده اند
تجربه،دانش، تعهد به ایجاد فیزیکی
یافته های ممکن برای کسب و کار جدید پالایش فرصت ها
الگوهای که کالای جدید و خدمات جدید را معرفی می کنند،پالایش و فیلتر فرصت ها
الگوهای مشاهده شده در این اتفاقات و تغییراتمرحله فرا فرصت
ب:  تشخیص فرصت برانگیخته شده ی داخلی
الف:  تشخیص فرصت برانگیخته شده ی خارجی
شکل ‏۲‑۱۱: فرایند تشخیص فرصت بهاو،۲۰۰۴

با بهره گرفتن از داده های ir/wp-admin/post-new
php#_ftn21″ name=”_ftnref21″>[۲۱]
(افرادی هستند که به طور فعال درگیر تلاش برای راه اندازی یک شرکت جدید هستند)  که با انگیزه داخلی یا خارجی به شناخت فرصت ها می­پرداخته اند و کشف کردند و این اهمیت کار بهاو را در این زمینه نشان می دهد

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref2″ name=”_ftn2″>[۲]

Bhave
1994

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref4″ name=”_ftn4″>[۴]

Gaglio,1992  Long and McMullan,1984

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref6″ name=”_ftn6″>[۶]

Lumpkin at all,1997

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref8″ name=”_ftn8″>[۸]

Shane,2000

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref10″ name=”_ftn10″>[۱۰]

Csikszentmihalyi, 1996

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref12″ name=”_ftn12″>[۱۲]

 Gaglio and Katz, 2001

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref14″ name=”_ftn14″>[۱۴]

singh et al,1999  Bhave
1994

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref16″ name=”_ftn16″>[۱۶]

Aldrich,1999

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref18″ name=”_ftn18″>[۱۸]

Externally Stimulated OpR

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref20″ name=”_ftn20″>[۲۰]

The Panel Study of Entrepreneurial Dynamics

۱-۱-۱     مدل جامع هیلز و همکارانir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]
، خواب روی مسئله ir/wp-admin/post-new
php#_ftn4″ name=”_ftnref4″>[۴]
، ارزیابی ir/wp-admin/post-new
php#_ftn6″ name=”_ftnref6″>[۶]

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref2″ name=”_ftn2″>[۲]

Preparation

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref4″ name=”_ftn4″>[۴]

Insight

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref6″ name=”_ftn6″>[۶]

Elaboration

۱-۱-۱     مدل شین و ونکاتارامانir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]

بر پایه یک نظریه روانشناسی کلاسیک خلاقیت(والز،۱۹۹۶)ir/search/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4+%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87″ title=”ارزش افزوده”>ارزش افزوده برای شرکت ایجاد کند شکل بگیرد(تیمونز۱۹۹۴)ir/wp-admin/post-new
php#_ftn5″ name=”_ftnref5″>[۵]

دوم اینکه این مدل از سایر مدل‌های خلاقیت متمایز است زیرا اصولأ برای توصیف یک فعالیت در سطح انفرادی به کار می‌رود، در حالی­که سایر رویکردهای خلاقانه اساسأ استفاده از تکنیک‌های خلاقیت در سطح گروهی در زمینه سازمان‌های تأسیس شده را مد نظر دارند۱-۱-۲     فرایندی برای یادگیری و کشف فرصت­ها، کربت۲۰۰۷     

کشف فرصت های کارآفرینی مستلزم آن است که افراد علاوه بر دانش قبلی، توانایی­های شناختی نیز داشته باشند که به آنها کمک می­کند که از دانش موجود استفاده کرده و از آن بهره برداری نمایند می دهد(کربت، ۲۰۰۷)(همان منبع)
این مدل به ارتباط بین تشخیص فرصت و یادگیری می­پردازد
بر اساس یک کار تجربی و دیگر اطلاعات جمع آوری شده از ۳۸۰ شرکت حرفه ای فن آوری، مدل صفحه­ی بعد تبین شده است
چگونه به دست آوردن و تبدیل اطلاعات و تجربه (به عنوان مثال، یادگیری) به منظور شناسایی فرصت ها امری بسیار مهم است
پس از تجزیه و تحلیل داده­های تجربی، این مدل بر توسعه مفهوم آموزش تاکید دارد و اینکه چگونه و به چه شیوه ای افراد یاد بگیرند که توانایی خود را برای شناسایی فرصت های کارآفرینی اثرگذارتر کنند

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref2″ name=”_ftn2″>[۲]

Hills, Shrader, & Lumpkin, 1999; Lumpkin, Hills, & Shrader,2004

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref4″ name=”_ftn4″>[۴]

Timmons
1994

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref6″ name=”_ftn6″>[۶]

Amabile, 1988; Woodman, Sawyer, & Griffin, 1993

۱-۱-۱     مدل روبرت بارونir/search/%DB%8C%DA%A9%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C” title=”یکپارچه سازی”>یکپارچه سازی به یک چارچوب اساسی کمک می­کند تا نقش مهمی را در شناخت فرصت بازی کنیم، در گیر شدن و جستجوی فعال برای فرصت، هوشیاری به آنها و دانش قبلی از یک صنعت یا بازار
علاوه بر این، به شرح روابط  متقابل بین این عوامل نیز می­پردازد (به عنوان مثال ، در جستجوی فعال ممکن است که هوشیاری بسیار بالا لازم شود)
دوم، دیدگاه­های تشخیص الگو کمک می­کنند که چرا برخی از افراد به شرح وضعیت می­پردازند، اما برخی دیگر، به شناسایی فرصت ها می­پردازند
سوم، این چارچوب نشان می­دهد روش­های خاص هست که در آن کارآفرینان را می­توان آموزش داد که بهتر عمل کنند در شناخت فرصت(همان منبع)

۱-۱-۱      مدل شناسایی و تشخیص فرصت پرندیک و هیل:

اولین رهیافت برای شناخت فرصت­ها، مشاهده­ی روندها و مطالعه اینکه چگونه فرصت­ها را برای کارآفرینان ایجاد می­کنند که کارآفرینان آنها را پیگیری نمایند می­باشد(پرندیک و هیل، ۲۰۰۸)ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]

Prentice_Hall, 2008

۱-۱-۱     فرایند تشخیص فرصت پرندیک و هیل ۲۰۰۸:       

این شکل نشان می­دهد که ادارک­ها چگونه می­توانند مورد استفاده قرار گیرند
آنها به اعضای شرکت مثل یک فیلتر کمک می­کنند که غربال کنند از بین استخر عظیمی از فرصت­های شناخته شده ایده­ها را، و چگونه آنها را از هم جداسازی کرده و تشخیص دهند(همان منبع)

۱-۱-۱     مدل فرایند جستجو و کشف فرصت­های کارآفرینانه چلی :

این مدل گرفته شده از مدل بهاو ۱۹۹۴ می­باشد که بر اساس تصمیم به شروع به فرایند تشخیص فرصت می­پردازد که از دو جنبه به رسیدن فرصت­ها پرداخته ، هم زمانی که هدف مشخص است و هم زمانی که هدف مشخصی نداریم

۱-۱-۱     مدل فرصت­های کارآفرینانه سینگ:

سینگ و همکاران(۲۰۰۰)، تجربه و آموزش پیشین کارآفرینان را مهم­ترین منبع برای خلق ایده­های کسب و کار معرفی نمودند که در نهایت این ایده­ها باعت ایجاد فرصت­های کارآفرینانه می­شوند

 

۱-۱-۱     مدل استیونسون و همکاران۲۰۰۳:

استیونسون در این مدل مجموعه عوامل محیطی را در کنار هم تاثیرگذار بر فرصت­های محیطی می­بیند که این فرصت­ها باید از فیلتر تصاویر تصور شده توسط فرد و سازمان عبور کند تا به فرصت محیطی تبدیل گردد
این فیلتر شامل کارآمدی کارآفرینانه و خواسته­های کارآفرینانه می­باشد که نتیجه این فیلتر نشان دادن پتانسیل فرصت­های محیطی می­باشد

۱-۱-۱     انواع فرصت­ها از دیدگاه آردیچویلی و همکاران

علاوه بر پنج فاکتوری که در بررسی ادبیات تحقیق شناخته شد ما معتقد هستیم در میان چهارگونه از فرصتی که در ماتریکس شکل۲-۲۱ نشان داده شده، روند توسعه فرصت ممکن است متفاوت باشد
این ماتریکس با ادبیات خلاقیت(گیژلس،۱۹۶۲)ir/search/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9+%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C” title=”منابع مالی”>منابع مالی و فیزیکی می­باشد
اولین ماتریکس جستجوی ارزش ممکن است مشکلات را ارائه دهد ولی توانایی خلق ارزش نیز به حل مساله می­پردازد
در قسمت رویاها جای که جستجوی ارزش و توانایی خلق ارزش تعریف نشده­اند رویاها ممکن است کمک کنند به گونه­ی خاصی از خلاقیت که در مشارکت با هنرمندان، طراحان و مخترعینی که علاقه­مند هستند، و این باعث حرکت به سمت تکنولوژی­های جدید شود

حل مسئله: جائی­که جستجوی ارزش­ها تعریف شده ولی توانایی خلق فرصت تعریف نشده است
این بخش شرایطی را شرح می­دهد که در آن حل مسئله­ی شکل گرفته و جستجوی اتفاق می­افتد
هدف توسعه فرصت در این شرایط معمولا طراحی یک محصول یا سرویس ویژه است که به ما آدرس نیازهای بیان شده­ی بازار را می­دهد

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]

Getzels,1962

۱-۱-۱     الگوی فرایند کارآفرینانه فایولir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]

Fayolle 2007

۱-۱       دانشگاه

۱-۱-۱     مدل مفهومی گوررو و اوربانو         

گوررو و اوربانو۲۰۱۰ ir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]
و دیدگاه منبع مدارir/wp-admin/post-new
php#_ftnref1″ name=”_ftn1″>[۱]
Guerrero&Urbano, 2010

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref3″ name=”_ftn3″>[۳]

Resource Based View

آنها در تحقیق خود از متدلوژی بکار رفته در کارت امتیاز نوآوری اروپاir/wp-admin/post-new
php#_ftn2″ name=”_ftnref2″>[۲]
هستند، بهره برده اند
همچنین، کارت امتیاز دانشگاه کارآفرین اسپانیا (SEUSir/wp-admin/post-new
php#_ftn4″ name=”_ftnref4″>[۴]
در ۱-۱           محیط

سازمان­هایی که در یک محیط قرار دارند، اغلب نسبت به حقایق، رویه­ها و تغییرات یکسان، به شکلی کاملا متفاوت واکنش نشان می­دهند
مدیران در سازمان­های مختلف در مورد اطلاعات خود از محیط بیرونی، برداشت­های گوناگونی دارند

اطلاعات مربوط به محیط بیرونی یک سازمان همانند ماده خام برنامه­ریزی ۱-۲       فرصت­های آینده

در قسمت فرصت به اندازه­ی کافی به فرصت پرداخته شد و در این بخش بر آینده بیشتر تاکید می­کنیم

گری مارکس در کتاب رهبری آینده محور( آماده­سازی دانشگاهها، دانش­آموزان و جوامع برای حقایق آینده) نگاه دقیقی به استراتژی­های سازمان­دهی موسسات آموزشی و قابلیت­های آنها و همچنین افراد دخیل در آینده سازی می­کند

پیام مارکس را می­توان در یک جمله به اختصار گفت: رهبری موثر آن است که، رهبری آن مداوم، استراتژیک و آینده­محور باشد
علاوه بر این، این گونه رهبری­ها تنها زمانی قابل اجرا هستند که یک تیم هماهنگ و قابل اعتماد آنرا تشکیل داده باشد، آنهایی که محیط را به دقت بررسی و تحلیل می­کنند
تنها زمانی حرکت مداوم یک رهبر به سمت آگاهی بیشتر است که راه را برای تغییر و به روزرسانی موسسات باز می­کند و همچنین شفافیت در کار نیز از الزامات این فرایند می­باشد

مارکس روندهای را معرفی می­کند که بر آینده ی اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیک،عوامل جمعیت شناختی و حتی آینده­ی محیطی تاثیرگذار هستند

رهبری آینده محور به اهمیت به کارگیری همه­ی اعضاء در شناسایی و بررسی محیط(SWOT   و PEST  ) اذعان می­کند، که هرکسی که در امر آموزش مشغول است خودش یک رهبر است، به این دلیل که اهمیت و تاثیر زیادی در جامعه دارد

در کل مارکس به اهمیت آینده­نگری و ایستادگی اشاره می­کند که یک هم ترازی بین ایستادگی و تغییر وجود دارد
او بیان می­کند که قوانین در بعضی از جنبه­های زندگی ثابت و پایدار است
بنابراین احساس آینده را می­توان به واسطه­ی آموزش هدفمند شناخت

مارکس به اهمیت تاریخ در نگاه به آینده، اهمیت اطلاعات و ایده­های که از اسکن محیط به دست آمده­اند و کندوکاو آنها در آرزوهای اشخاص اشاره می­کند

او همچنین اذعان می­کند که موسسات باید به مصاف محدودیت­های امروز بروند تا راه را برای آینده هموار کنند

خلق آینده یک فرایند مداوم است که انسان­ها را برای هدف مشترکی گرد هم می­آورد
این گردهمایی برای شناسایی ویژگی­های سیستم آموزشی و دانشگاهی، کسب و کار، جامعه و حتی یک کشور است که در افراد حس وابستگی و تعلق به این محیط­ها ایجاد کند

در این فرایند سوال­های اولیه این است که خصوصیات این موسسه­ی آموزشی یا هر موسسه­ی یا نهاد دیگر چیست؟ که می­تواند دانشجویان و دانش­آموزان را برای زندگی در دنیای اطلاعات آماده سازد؟ دومین سوال این است که این موسسه به چه خصوصیاتی در میان مردم معروف است؟ و چگونه می­خواهیم مردم از ما یاد کنند؟

به طور خلاصه این ویژگی­ها شامل موارد زیر می­شوند:

  • تمایل به ریسک­های بلندمدت
  • همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی
  • رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور
  • مشارکت همه­ی اعضاء
  • شفاف سازی

از سویی دیگر سازمان­های امروزی برای موفقیت باید چندگام جلوتر از خود را ببینند تا به هدف برسند
برای شلیک به یک آهوی در حال حرکت باید به چند گام جلوتر از آهو شلیک کرد تا گلوله به آن اصابت کند( مهدی الوانی، مدیریت عمومی)

مارکس به این مساله اشاره می­کند که سکه­های امروز اطلاعات و ارتباطات هستند بنابراین باید  از امروز برای آینده آماده شده و به جامعه­ی واقعی و مشکلات آن وارد شویم

سازمان­های امروزی نیز  فرصت های را که در آینده از مقابلشان رد می­شوند را باید زودتر ببینند تا بتوانند به آنها عکس العمل مناسب نشان دهند، این عکس العمل مستلزم آمادگی است که از قبل کسب شده است بنابراین دیدن فرصت­های آینده در زمان کنونی می­تواند این آمادگی را در سازمان به وجود آورد که در زمان رسیدن به آن فرصت­ها به درستی از آنها استفاده کند

 

۲-۷-۱ مدل تشخیص فرصت­های کارآفرینانه دانشگاهی

با مطالعه ی مدل های تشخیص و ایجاد فرصت های کارآفرینانه به این نتیجه رسیدیم که دوران کشف ناگهانی فرصت ها رو به اتمام است و با توجه به شرایط متلاطم کسب و کار باید از مدل های فرایندی تشخیص فرصت استفاده نمود

سینگ از مشهورترین صاحب­نظران فرایندی تشخیص فرصت می­باشد، که به تشخیص فرصت های کارآفرینانه، در چارچوب یک فرایند معتقد است
ایشان تشخیص فرصت را یک فرایند می­داند که فرصت­ها از دل این فرایند بیرون می­آیند

این مدل از مدل سینگ۲۰۰۰ و فایول۲۰۰۷ گرفته شده است
در مدل­های سینگ و فایول به جای دانشگاه، کارآفرین قرار دارد که با بررسی ویژگی­های کارآفرین و سایر عوامل به فرصت­های کسب و کار می­رسند اما در این مدل به جای فرد، سازمان در نظر گرفته شده است

در این مدل ویژگی­های دانشگاه از مدل گوررو ۲۰۱۰ گرفته شده که به بررسی دانشگاه کارآفرین می­پردازد
دانشگاه با توجه به بسیار کوچک بودنش در مقابل محیط کلان تاثیر کمی بر محیط  می­گذارد
در مقابل، محیط بر روی دانشگاه تاثیر زیادی دارد و  بسیاری از باید و نبایدها را برای دانشگاه تعیین می­کند

دانشگاه با توجه به منابعی که در اختیار دارد و تاثیری که از میحط می­گیرد فرصت­های را در حال حاضر و آینده دارد، اگر دانشگاه ویژگی­های سازمان­های آینده محور را داشته باشد(تمایل به ریسک­های بلندمدت، همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی، رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور، مشارکت همه­ی اعضاء، شفاف سازی) انتخاب فرصت­های کنونی را با توجه به فرصت­های آینده انجام می­دهد
به طور مثال با توجه به تغییرات جمعیتی دانشجویی در ده سال آینده، بر فرصت­های کنونی تاکید می­کند که در رقابت فرصت­های ده سال آینده خبره شده باشد، یا زیرساخت­های آنرا به­ وجود آورده باشد که این مستلزم ریسک­پذیری و سایر شاخص­های سازمان­های آینده محور می­باشد

ir/wp-admin/post-new
php#_ftnref2″ name=”_ftn2″>[۲]

Lisbon strategy