مقاله با موضوع -، ، اقتصادي، انساني، . 2، رقابت، 1390، مشارکت

ها و افزايش تقاضا براي محصولات و خدمات ميزان سودآوري ارتقاء خواهديافت.
– رقابت
بهره وري در ميزان توان رقابت موسسه موثراست . بدين معني که در توانايي موسسه براي رقابت با ساير موسسات که کالاها و خدمات مشابه عرضه مي کنند تاثير مي گذارد.
2-4-2 – مزاياي بهره وري براي نيروي کار
کارکنان معمولا به آمارها و مطالبي که درباره کارايي شرکت ارائه مي شود چندان توجه نمي‌کنند. موضوع مهم براي آنها افزايش دريافتي خالص و رضايت و خشنودي از کارشان است . نخستين نتيجه بهره وري افزايش فروش و کاهش هزينه ها است ، که اين خود موجب فراهم آمدن شرايطي براي پرداخت دستمزد بالاتر به کارکنان مي شود.
علاوه برآن به لطف بهره وري ، نيروي کار مي تواند از مزايايي همچون آموزش ، فرصتهاي ارتقاي شغلي و محيط کاري بهتر، بهره مند شود.
2-4-3 – مزاياي بهره وري براي مشتري
افزايش کارائي و اثربخشي در موسسات باعث صرفه جوئي در هزينه ها مي شود واين موضوع باعث مي گردد مشتريان خدمات مورد نيازخودرا با کيفيت بالاتر با همان قيمت سابق و حتي پائين تر دريافت کنند. از طرف ديگر، زمان دريافت خدمات و محصولات نيز تا حد زيادي کاهش مي يابد.
2 – 5 – موانع بهره وري
الف) عدم وجود انگيزه کافي در مسئولين براي بهبود بهره وري
ب ) بي توجهي به فکرهاي خلاق و برتر
ج ) ضعف تعهد اجرائي
د ) ناآگاهي عموم نسبت به مفاهيم و جايگاه بهره وري ، ميزان اهميت آن و نقش افراد در اين راستا
ه ) مقاومت افراد درمقابل تغييرات
و) عجله در حصول نتيجه
ز) طراحي نامناسب شغل
ح) آموزش غيراثربخش يا ناکافي افراد
ط) عدم وجود کارشناسان خبره ويا عدم انگيزش آنها در ارزيابي سيستم و تجزيه و تحليل و اندازه گيري بهره وري
ي ) عدم هدايت و نظارت مناسب افراد در سطح سازمان ( فاتحي ، 1390 : 6 ) .
2 – 6 – سطوح بهره وري
الف) بهره وري فردي
منظور از بهره وري فردي، استفاده بهينه از مجموعه استعدادها و توانائيهاي بالقوه فرد در مسير پيشرفت زندگي خود مي باشد. از ديد سازماني ارتقاء بهره وري در افراد، بهبود بهره وري سازمان را بدنبال خواهد داشت. آموزش، يادگيري و رشد نيروي انساني در سازمان و مشارکت افراد در اداره سازمان علاوه بربهبود بهره وري فرد موجب افزايش بهره وري در سازمان خواهد شد.
ب) بهره وري در سطح سازمان
بهبود بهره وري در سازمان نتيجه استفاده بهينه ، موثر و کارآمد از منابع ، تقليل ضايعات ، کاهش قيمت تمام شده ، بهبود کيفيت ، ارتقاء رضايت مشتريان ، افزايش انگيزه و علاقه کارکنان به کار بهتر است که نهايتاً موجب رشد و توسعه سازمان خواهد شد.
ج) بهره وري در سطح ملي
افزايش بهره وري تنها راه توسعه اقتصادي کشورها بوده و بهبود آن موجب ارتقاء سطح رفاه زندگي يک ملت مي شود. يکي از عوامل رشد و توسعه اقتصادي در برخي کشورها من جمله ژاپن، آلمان و … افزايش بهره وري و استفاده بهينه کارا و اثر بخش آنها از منابع دردسترس بوده است.
د) بهره وري در سطح بين المللي
مقايسه شاخصهاي بهره وري در سطح ملي، ابزاري با ارزش براي درك و ارزيابي پيچيدگي بهره وري در بازارهاي داخلي و بين المللي کشورهاي رقيب است. در اروپاي غربي اولين بار شاه گريگوري در سال1688 دست به مقايسه درآمدهاي ملي و مخارج کشورهاي انگلستان، هند و فرانسه زد. زيرا رهبران واقتصاددانان اروپا در يافته بودند که سطح درآمد ملي ارتباط نزديک با قدرت يک کشور دارد ( منبع قبلي : 7 ) .
2 – 7 – عوامل موثر در بهره وري يک سازمان :
عوامل مهم زير در افزايش عملکرد سازمان مي توانند موثر واقع شوند که اين عوامل به دو دسته کلي عوامل داخلي و عوامل خارجي به شرح ذيل مي باشند .
2-7-1- عوامل داخلي ، که در دو گروه به شرح ذيل قابل تبيين مي باشند .
1 – عوامل سخت افزاري مانند :
از طريق محصول : طراحي بهتر ، گسترش تحقيق و توسعه ، بازاريابي و فروش با در نظر گرفتن کميت ، کيفيت ، زمان و هزينه مناسب .
از طريق ماشين آلات و تجهيزات : تعميرات و نگهداري خوب و به موقع ، استفاده موثر و مطلوبتر از ظرفيت آنها ، توجه به نحوه بهره برداري ، دوام و عمر آنها ، نوآوري ، هزينه ، سرمايه گذاري ، گسترش ظرفيت ها و برنامه ريزي توليد .
از طريق مواد و انرژي : بهره گيري از مواد و ارائه محصول مفيد با مصرف انرژي کمتر در واحد محصول ، انتخاب مواد اوليه مناسب و صحيح و با کيفيت مطلوب ، کنترل ضايعات ، بالا بردن کيفيت مواد اوليه با استفاده از فرآيندهاي اوليه و آماده سازي مواد اوليه براي فرآيندهاي اصلي توليد ، بهبود وضعيت انبارداري و گردش موجوديها .
2 – عوامل نرم افزاري مانند :
از طريق افراد : ايجاد زمينه هاي مشارکت ، توجه به رفتارهاي انساني ، حذف برخوردها و موانع ارتباطي ، رعايت استاندارد عملکرد و تلاش در بهبود آن ، توجه به رضايت از نوع کار و شغل ، مهم و پراهميت و سودمند نشان دادن کار .
سازمانها و سيستمها از طريق : وحدت فرماندهي ، واگذاري مسئوليت ها ، نظارت و کنترل ، تقسيم کار و ايجاد هماهنگي .
روشهاي کار از طريق : جابجايي نيروي انساني ، ابزار ، محلهاي توليد ، مواد ، ماشين هايي که مورد استفاده قرار مي گيرند .
روشهاي مديريت شامل : سياستهاي نيروي انساني ، ايجاد مشاغل ، برنامه ريزي ، نظارت ، هزينه ها و منابع سرمايه اي روشهاي کنترل .
2-7-2- عوامل خارجي ، که در سه گروه قابل تفکيک هستند :
1 – عوامل ساختاري شامل :
تغييرات اقتصادي ، کشاورزي ، صنعتي ، تکنولوژي ، رقابتي .
تحقيقات و توسعه ، تکنولوژي و کاربرد روشهاي تازه ، فنون جديد ، محصولات جديد.
تحرک اقتصادي ، مالي ، حضور در بازار رقابت ، منابع انساني ، زيربناهاي اقتصادي ، نوآوري و اختراعات
– تغييرات اجتماعي و جمعيتي .
2 – منابع طبيعي شامل نيروي انساني ، زمين ، سوخت و مواد خام .
3 – دولت شامل عملکرد و مقررات دولتي ، حمل و نقل ، ارتباطات ، محيط زيست ، يارانه ، اقدامات مالي و ارزي ( چاخرلوي ، طاجولي ، 1390 : 19 – 20 ) .
جدول( 2-2 ) عوامل موثر بر بهره وري را به طور دقیق نشان می دهد ( همان منبع ، فاتحی : 8-9 )

2 – 8 – انواع بهره وري1 – بهره وري جزء2 – بهره وري کل عوامل3 – بهره وري کل رابطه بين محصول با يکي از منابع ورودي را بهره وري جزء گويند . مثلا بهره وري نيروي انساني، بهره وري سرمايه و يا بهره وري مواد از نوع بهره وري جزء هستند.نسبت برون داد خالص (ارزش افزوده) به مجموع ورودي هاي نيروي کار و سرمايه را بهره وري کل عوامل گويند. نسبت کل برون داد به جمع عوامل درون داد را بهره وري کل گويند .
2 – 9 – بهره وري چگونه حاصل مي شود؟
براي اينکه به موفقيت دست يابيم و سيستمي که طراحي شده است ، اثربخشي لازم را داشته باشد ، بايد در مسير خاصي حرکت کرد . سنجش و اندازه گيري جزء لاينفک فرآيند بهره وري است . در فرآيند چرخه بهره وري براي شروع برنامه بهره وري ابتدا بايستي پس از تعريف صحيح شاخص ها به اندازه گيري آن پرداخت. بايد دقت داشت که معياري که براي سنجش انتخاب مي شود امکان پياده سازي و قابل اندازه گيري باشد.مراحل چرخه بهره وري را مي توان به شکل زير در نظر گرفت:1 – تعريف صحيح از شاخص در قسمت سنجش و اندازه گيري2 – ارزيابي بهره وري هر يک از شاخص ها (نقاط ضعف و قوت را شناسايي کنيم ) 3 – جهت رفع مشکلات و افزايش بهره وري به تجزيه و تحليل ارزيابي صورت گرفته پرداخته شود4 – براي بهبود، برنامه ريزي صحيحي براي واحدهاي مربوطه انجام دهيم.5 – گام هاي اساسي در جهت افزايش و رشد اقتصادي شرکت برداشته شود

2 – 10 – چرخه مديريت بهبود بهره وري
مديريت بهره وري يک فرايند مستمر و مداوم است که درآن چهار مرحله به ترتيب زير وجود دارد .
مرحله اول : مرحله اندازه گيري بهره وري
اندازه گيري بهره وري به مفهوم اندازه گيري سطح ، روند و نرخ رشد شاخصهاي بهره وري مي باشد . از آنجا که لازم است شاخصهاي بهره وري توانايي سيستم را نشان دهند ، شکل معمول شاخصهاي بهره وري به صورت نسبت ستانده به داده سيستم يا به عبارت ديگر خروجيها به وروديهاست .نيروي کار مهمترين داده ( ورودي ) در توليد کالاها و خدمات محسوب مي شود . بهره وري نيروي کار از تقسيم ارزش افزوده بر متوسط تعداد شاغلين ( يا نفر ساعت کاردر طول يکسال مالي ) حاصل مي شود . اين شاخص نشان مي دهد که به طور متوسط هر نفر نيروي انساني شاغل چه ميزان ارزش افزوده ايجاد کرده است .
مرحله دوم : مرحله ارزيابي با تحليل بهره وري
در اين مرحله با تعيين سطح ، روند و نرخ رشد بهره وري ، مقايسه آن با گذشته در زمانهاي مختلف و همچنين سايربنگاههاي اقتصادي مشابه ، تجزيه و تحليل اطلاعات حاصله ، نقاط قوت و ضعف و فرصتهاي بهبود مشخص و روشن مي گردد . مقايسه تطبيقي شاخص بهره وري نيروي کار به صورت سير زماني و ساير بنگاههاي اقتصادي يکي از مفيد ترين و عملي ترين ابزارهاي تحليلي در هدايت خط مشي هاي مديريتي در جهت انجام مؤثراقدامات ارتقاء بهره وري مي باشد .
مرحله سوم : مرحله برنامه ريزي بهره وري
در

متن کامل در سایت homatez.com