مقاله درباره فان، دين، درليو، دین، ، دینی، تاريخ، مقدس

نتیجۀ نهایی به طور اجتناب ناپذیری مستلزم سوبژکتیویتۀ شخصی است. نکتۀ مهم تر این است که در پرتو وحی کتاب مقدس، مسیحیانی که از رهیافت پدیدارشناختی استفاده می کنند، باید علاقمند باشند فراتر از بینش شهودی حرکت کنند و به تحلیل هستی شناختی در پرتو وحی کتاب مقدس برسند. این مطلب در پرتو در پرانتز گذاشتن ادعاشدۀ حقیقت توسط پدیدارشناسی در روش شناسی آن به طور خاص مهم است. این در پرانتز گذاشتن، در مراحل ابتدایی بسط یک فهم همدلانه از تجربۀ دینی دیگری بسیار ارزش مند است. اما از نگاه الهیدان یا مسیح شناس، این امر روش شناسی آغازین ارزشمندی است که محدودیت های خود را دارد.
با وجود این نقدها، منبع پیش گفته نتیجه گیری کلی خود را این گونه بیان می کند:
رهیافت پدیدارشناسانه به مطالعۀ دین، درهای ارزشمندی را گشوده که در بسط فهم همدلانۀ پدیده های بسیار پیچیدۀ دینی در جهان حایز اهمیتند. میسیولوژیست ها معمولا از روش شناسی پدیدارشناختی در طلب فهم پدیده های دینی در بافت های جهان بهره می برند. از نگاه الهیدان یا میسیولوژیست، بعضی از ابعاد روش شناسی پدیدارشناختی را می توان به نحو سودمندی به عنوان نقطۀ آغاز فهم دینی به کار برد. تاکید بر توصیف، با هشدارهای وابسته، ارزش رقابت و تقلید را دارد. اجتناب از تحویل گرایی، هدفی است که باید برای آن تلاش کرد زیرا غالبا ما در بررسی دیگر پدیده های دینی، مستعد محدود کردن تبیین های خود به یک حوزۀ مطالعاتی یا تعمیم بیش از حد نتایج خود هستیم. اتکا بر بینش شهودی در وهلۀ اول سودمند است اما باید نهایتا جای خود را به کشف کتاب مقدس به مثابۀ چارچوب پارادایم ارزش گذارانۀ ما بدهد. به همین نحو، توانایی نسبت به در پرانتز گذاشتن مسایل مربوط به صدق و حقیقت بخاطر فهم نزدیک پدیده ها سودمند است اما تا زمانی که دریابیم ما به عنوان مسیحی باید نهایتا از این در پرانتز گذاشتن فراتر رویم و در پرتو کتاب مقدس، به ارزیابی برسیم. به طور خلاصه و ضمن در نظر گرفتن محدودیت هایی که در بالا بحث شد، رهیافت پدیدارشناسانه به مطالعۀ دین را می توان به نحو سودمندی به عنوان ابزاری مفید در فهم تجربه های دینی که تنوعشان گیج کننده است به کار برد. اما خود این رهیافت را نباید فرجام کار در نظر گرفت. به دلیل تاکید رهیافت پدیدارشناسانه بر در پرانتزگذاشتن حقیقت و بینش بشری، نقش این رهیافت ضرورتا محدود به نقش یک گام بنیادین به سمت پاسخ کتاب مقدس به پدیده های دینی در جهان امروز ماست.
بخش دوم: گراردوس فان در لیو
الف. زندگی نامه
گراردوس فان در ليو،‌ در سال 1890م در لاهة هلند متولد شد و همانجا، تحصيلات ابتدايي و متوسطة خود را پشت سر گذاشت. در سال 1908م در دانشكدة الهيات دانشگاه ليدن پذيرفته شد؛ او در اين دانشكده،‌ تاريخ اديان را با كريستنسن و زبان مصري را با پي.اي.اي. بوئسر گذراند. گراردوس در سال 1913م از دانشگاه ليدن فارغ التحصيل شد و در ادامة تحصيلات خود، يك ترم را در گوتينجن و يك ترم را در برلين كه در آنجا با كي.سيت و اي.ارمان كار كرد گذراند. او همچنين زبان و ادبيات مصرى را در گروه ادبيات تدريس مى كرد. عنوان تاريخ آموزه هاى مربوط به خدا بعدها از سمت اش حذف شد و پس از جنگ جهانى دوم پديدارشناسى دين به سمت رسمى او اضافه گشت. فان در ليو در سال 1916م موفق به دريافت دكتراي الهيات از دانشگاه برلين شد. عنوان رسالة وي،‌ “تصوير خدايان در متون اهرام مصر باستان” بود. وي از سال 1916 تا 1918م، كشيش كليساي اصلاحی هلند بود. در سال 1918م كرسي تدريس شاخة جديدي از تاريخ اديان با عنوان “دايره المعارف الهياتي و مصر شناسي” در دانشگاه خرونينگن به وي اعطا شد. وي بعدها،‌ آيين عبادي را نيز تدريس كرد. فان در ليو در كليساي اصلاحی هلند،‌ فعال بود و در آنجا يك نهضت عبادي به راه انداخت؛ وي اهل كتاب و مطالعه و نيز موسيقيدان ماهري بود. از سال 1945 تا 1946م وزير آموزش و پرورش بود، در سال 1950م رياست كنگرة بين المللي تاريخ اديان را كه در آمستردام برگزار شد بر عهده داشت و اولين رئيس انجمن بين المللي تاريخ اديان شد. چيزي نگذشت كه او در سال 1950م در اوتریخت درگذشت.
ب. آثار و نوشته ها
كتابهاى فان در لیو در حوزه دين پژوهى در چند مقوله جاى مى گيرند. اغلب آثار تحقيقى اش در حوزه مطالعات تطبيقى و نيز پديدارشناسى است كه در باره آن يك كتاب مقدماتى در سال ۱۹۲۴م منتشر ساخت و نيز كتاب مشهورى تحت عنوان پديدارشناسى دين در سال ۱۹۳۳م كه ترجمه انگليسى آن با نام ذات و تجلی دین در ۱۹۳۸م انتشار يافت. افزون براين، مقالات و كتابهاى متعددى در مورد موضوعات گوناگونى از قبيل قربانى، عرفان، بازنمايى ها و تصورات مربوط به بهشت، كودكان در پرستش، خيال ايزدى و ارتباط ميان خدا و انسان به رشته تحرير درآورد.
درباره اسطوره و اسطوره شناسى و نيز جاودانگى نفس هم مقالاتى نگاشت. آثار فان در لیو در مقولات ديگر، بي شمار است. پژوهش هاى تاريخى اصلى اش مربوط به دين مصرباستان است هرچند او درباره دين يونان قديم هم تحقيقاتى انجام داد. او همچنين صاحب آثارى درباره آيين ها و مناسك مذهبى، هنردينى، موسيقى و دين ـ از آن جمله كتابهايى كه درباره تاريخ سرودهاى كليسايى نوشت ـ و نيز چندين اثر در زمينه الهيات است. حوزه ديگرى كه فان در لیو راجع به آن كتابهايى تأليف كرد عبارتند از انسان شناسى فلسفى و الهياتى. مجموع آثار منتشرشده فان در لیو بالغ بر ۶۵۰مورد است. کتاب های وی عمدتا به دو حوزۀ پدیدارشناسی دین و الهیات مسیحی می پردازند و شامل آثار زیر به زبان آلمانی و هلندی می شوند:
مسیحیت تاریخی (1919م)
درآمدی بر پدیدارشناسی دین (1924م)
ساختار ذهنیت انسان اولیه (1928م)
جاده ها و مرزها: مطالعه ای دربارۀ رابطۀ دین و هنر (1932م)
پدیدارشناسی دین (1933م)
ذات و تجلی دین (1933م؛ ترجمۀ انگلیسی در 1938م)
درآمدی بر الهیات (1935م)
انسان اولیه و دین: مطالعه ای مردم شناختی (1937م)
الهیات شعایر مقدس (1939م)
تاریخچۀ نیایش شناسی (1939م، به همراه کی.پی.برنت کمپرس)
آیین ها و آداب (1940م)
انسان و دین: کوششی تحقیقی در مردم شناسی (1941م)
ساعت های تامل با نوالیس [نام مستعار فردریش فون هاردنبرگ، شاعر آلمانی] (1943م)
زیبایی مقدس و غیر دینی: امر قدسی در هنر (1932م؛ ترجمۀ انگلیسی در سال 1963م)
تاكنون هيچ اثرى درباره فان درلیو يا از او به فارسى ترجمه و منتشر نشده است.
ج. پدیدارشناسی فان در لیو
1/ج. تاثیرات دیگر دانشمندان بر پدیدارشناسی فان در لیو
پديدار‌شناسي فان درليو يك تأكيد روان‌شناختي آشكار و عميق دارد، اما اين تأكيد، يك روان‌شناسي فلسفي است‌ كه‌ بسيار متأثر از آثار ادوارد ‌اسپرانگر شاگرد ديلتاي و روان‌شناسي اگزيستانسياليستي لودويگ بينسوانگر است. اريكر، فان درليو را متأثر از هوسرل و پديدارشناسي فلسفي او مي‌داند. تعيين دقيق بهره‌مندي پديدار‌شناسي فان درليو با وجود استفاده زياد از ادموند هوسول (1859ـ 1938م) پايه‌گذار جنبش پديدار‌شناسي فلسفي در قرن بيستم، كار بسيار سخت و دشواري است.
هگل در کتاب معروف خود پديدار‌‌شناسي روح اين نظر را مطرح كرده بود كه ذات به واسطه تحقق در نمودها، مظاهر و تجليات فهميده مي‌شود. هگل درصدد بود نشان دهد كه چگونه پديدارها با همه تنوعي كه دارند ريشه در ذات يا يك وحدت مبنايي كه او آن را «روح» يا «ذهن» مي‌ناميد، دارند. چنين استفاده‌اي از رابطه ميان ذات و تجلي آن در نمودها، ‌مبنايي را براي فهم اين‌كه چگونه مي‌توان دين را با همه تنوعاتش ذاتاً به عنوان يك هويت مستقل و متمايز فهميد،‌ فراهم مي‌آورد. تأثير او در عنوان اولين كتاب مهمي كه به منظور ترسيم خطوط كلي نوعي رهيافت پديدار‌شناسانه و منسجم به دين كه تحت عنوان پديدار‌‌شناسي دين توسط فان درليو تأليف شد، كاملاً مشهود است. دومين عامل موثر فلسفي كه فان درليو از آن تأثير پذيرفته است ادموند هوسرل است. هوسرل خود مستقيماً به مطالعه و پژوهش درباره دين توجه نشان نداده است اما دو مفهوم از مفاهيمي كه اساس كار او را در پديدار‌‌شناسي تشكيل مي‌دهد، نقطه آغاز روش‌شناختي ارزشمندي جهت بررسي و پژوهش پديدار‌شناختي دين در اختيار پديدار‌شناسان دين قرار داده است. يعني اپوخه و شهود ذات.
فان درليو در هلند، او از كريستنسن بهره برد و زير نظر او پژوهش در آثار باستاني مصر را آغاز كرد. در آنجا او از شنتپيه‌دولاسوسايه هم بهره برد. در آلمان از رودلف اوتو، ادموند هوسرل و ويلهلم ديلتاي پدر علم جديد هرمنوتيك كه ديدگاه‌هايش شالوده ‌بخش اعظم پديدارشناسي فان درليو را مي‌سازد، استفاده كرد. در ضمن بايد از دوستي نزديك فان درليو با رودلف بولتمان نيز ياد كنيم. فان درليو همچنين به دين خود نسبت به سدربلوم و شاگردش فريد‌ريش هايلر و لوي برول اذعان دارد. روش پديدارشناسانه خود او، آشكارا پيچيده است و به سهولت

متن کامل در سایت homatez.com