از پديدار‌‌شناسي هوسرل و ديگر پديدار‌شناسان فلسفي نظير ياسپرس و ديلتاي بهره مي‌برد. اين در حالي بود كه محققان ديگر مايل به درگير كردن خود در اين معضلات و پيچيدگي‌هاي فلسفي نبوده‌اند. آنچه در ميان تأثيرات بسيار بر پديدار‌شناسي او قابل توجه است و خود فان درليو هم بدان اذعان كرده است، آثار فيلسوف آلماني ويلهم‌ديلتاي (1833ـ1911م) در زمينه هرمنوتيك و مفهوم فهم است.
او در پديدار‌شناس دين خود ارجاعات كمي به هوسول دارد. هرچند به ياسپرس،‌ ديلتاي و ادوارد اسپرنگر بسيار اشاره مي‌كند. حوزه‌هاي روان‌شناسي گشتالت و روان‌شناسي ساختار، به شدت او را تحت تأثير خود قرار داده بود اما با اين همه او یک پديدار‌شناس دين است. اين به دليل‌ التفات او به پديدارهاي ديني و هدف‌مند كردن خاص آن پديدارهاست. او كاركرد‌هاي اجتماعي، روان‌شناختي و عقلي درخصوص تحويل پديدارهاي ديني را مد نظر قرار داد و تعصبات مبتني بر طبيعت‌گرايي كه در توضيح دين با ابزاري جدا از آن بود را نپذيرفت چرا كه دين فقط به زبان خودش قابل تبيين است.
2/ج. جایگاه فان در لیو در پدیدارشناسی دین
با وجود همۀ تاثیرات پیش گفته، فان درليو نزد محققان، مورخان و پديدار‌شناسان دين بسيار مهم است. آثار او هم برجسته و حيرت‌انگيز است و هم گيج‌كننده. او از يك سو بر استقلال و خودمختاري رشته و روش پديدار‌شناسي تأكيد مي‌كرد و از سوي ديگر اصرار داشت كه اين رشته و روش مي‌تواند و بايد با يك نقطه نظر الهياتي خاص‌ قرين باشد. در مورد خود او، پديدار‌شناسياش‌ با ملاحظات الهيات مسيحي و اعتقاد عميق به آيين پروتستان گره خورده بود. اگرچه او خاطر نشان مي‌كند كه پديدار‌شناس دين بايد از تحقيقات تاريخي و زبان‌شناختي آغاز كند و همواره نيز بدان باز گردد، اما در عين حال آشكارا خود او به خاستگاه ‌هاي تاريخي و تحولات آن چندان اعتنايي نداشت. او بيشتر مساعي‌اش را صرف فهم، تشخيص، معرفي و ارائه گونه‌ها، ساختارها و ماهيت‌هاي ازلي و بي‌زمان مي‌كرد. او روشي شهودي براي نيل به اين‌گونه‌ها و ساختارها پيشنهاد داد كه به‌كلي از راه‌هاي متداول تجربي در علم جديد و شيوه‌هاي معهود نزد محققان مدرن به دور بود.
فان درليو را بايد مؤلف نخستين كتاب مهم در زمينه پديدار‌شناسي دين به شمار آورد. او همانند اوتو، به دليل چند جانبه بودن آثارش اجازه طبقه‌بندي خيلي جدي خود را به ما نمي‌دهد. او شاعر، موسيقيدان و از رجال كليسا و نويسنده‌اي با استعداد بود. قلم او زيبا و كلامش واضح و شفاف بود. آثارش به آساني قابل درك است و نيازي به تفسيرهاي روشن ندارد.
فان درليو مي‌كوشد تا به پديدار‌‌شناسي رودلف اوتو،‌ باتحقيقات بيشتر و مرتب‌ كردن تنوع زياد پديدار‌هاي ديني، عمق و وسعت بيشتري بدهد. به قول اريك شارپ از سال 1925م تا 1950م،‌ پديدار‌‌شناسي دين تقريباً به طوركلي با اسم فان درليو گره خورده است.
يكى از کمک های مشخص فان درلیو به مباحث دين پژوهى عبارت است از توجه دادن به مسأله نقش محقق در امر تحقيق و پژوهش در حوزه علوم انسانى به طور اعم و مطالعات دينى به طور اخص. در كار پديدارشناسى او كشمكشى روشن ميان مشاركت و پايبندى محقق به موضوع مورد تحقيق و فاصله اش با آن وجود دارد. او حتى اين دو مؤلفه را نمايانگر دو ساختار اساسى انسان شناختى يعنى ذهنيت «ابتدايى» و ذهنيت «مدرن» مى داند. از بسيارى جهات فان درلیو مسائلى را پيش بينى و مطرح كرد كه پس از جنگ جهانى دوم در فلسفه وجودى و هرمنوتيك در آلمان و فرانسه مورد كاوش قرار گرفت. مفروضات خود او تا حدود زيادى متأثر از تفكر الهياتى هلند در آغاز قرن بيستم بود و اين به او اجازه مى داد كه نسبت به عقايد و آراى ديلتاى، هوسرل، اسپرانگر، لوسين لوى برول و ديگران پذيرنده باشد. فان درلیو در تحقيقش براى رسيدن به شناخت درستى از پديده هاى مربوط به انسان، مخالف با هرگونه تفسير و تأويل ايده آليستى راجع به انسان بود.
انديشه هاى فان درلیو و بصيرتهايى كه در مورد مباحث دين



قیمت: 10000 تومان

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com