مقاله با موضوع معنایی، استعاره، جانشینی، مشبه، ، معنایی،، «رفت»، رفت»:

از روی محور هم نشینی حذف شود، بدون آن که معنایش به واژه دیگری انتقال یافته باشد، می‌تواند ایجاد ارتباط را مخدوش سازد؛ یعنی یا جمله ای پدید آید که قابل درک نیست و یا به دلالت چندگانه بیانجامد. برای مثال در جمله «سیگار برایش گران تمام می شود» هم نشینی معنایی، امکان انتقال کامل معنای «کشیدن» یا «خریدن» را به «سیگار» فراهم نمی سازد.
آن چه در سنت چند معنایی نامیده شده است، در اصل با انتقال معنای واژه هم نشین به واژه دیگر بر روی محور هم نشینی و حذف واژه ای صورت می‌پذیرد که با کاهش مطلق معنایی مواجه شده است و به همین دلیل است که معناشناسان همواره به نوعی ارتباط معنایی میان معانی مختلف یک واژه چند معنا اشاره کرده اند. این هسته مشترک معنایی در اصل همان مفهومی است که پیش از انتقال مفهوم واژه های هم نشین، برای واژه مورد بحث مطرح بوده است و به صورت سلبی در تقابل با معانی دیگر قرار دارد. برای تشخیص این مفهوم اولیه یا آن چه معنای تقابل دهنده یک مدخل واژگانی در فرهنگ لغت است، می‌توان بی نشان ترین مفهوم یک واژه را مفهوم اولیه آن واژه در نظر گرفت، زیرا افزایش معنا در هر واژه سبب نشانداری آن واژه خواهد شد. برای نمونه می توان به واژه «رفت» در جملات «علی رفت»: «علی به خواب رفت»: «حوصله ام سر رفت»: «فنر از جا در رفت» دقت کرد. مفهوم عناصر هم نشین با «رفت»، در معنای این صورت زبانی تأثیر می گذارند و سبب تغییر مفهوم «رفت» می‌شوند و گاه این تأثیر تا حدی است که به ترکیب می‌انجامد، مثل «سر رفت» و «در رفت» در جملات سوم و چهارم مثال. جمله اول نشان دهنده بی نشان ترین کاربرد معنایی صورت «رفت» است؛ زیرا افزایش معنایی در آن برحسب هم نشینی معنایی تا حد صفر است. در چنین شرایطی می‌توان مدعی شد که مفهوم اولیه یا بی نشان ترین مفهوم واژه، در کوتاه ترین زنجیره واحدهای هم نشینی قابل تعیین است‌.
2ـ3ـ 5ـ 1ـ1 قواعد ترکیب پذیری معنایيقواعد ترکیب پذیری معنایی مجموعه قواعدی است که باهم آیی هم نشینی واحدها را نسبت به یکدیگر محک می‌زند و این قواعد مسأله هم نشینی واژه را در سطح جمله به لحاظ معنایی و محدودیت های گزینش واژه ها را نسبت به یکدیگر، بررسی می‌نماید. از طریق این قواعد، بر اساس روابط معنایی واحدهای سازنده یک جمله و ارتباط میان اطلاعات معنایی و نحوی، بخشی از معنای جمله تعیین می‌گردد که می‌تواند در رفع ابهام، تشخیص حشو معنایی، تشخیص تضاد معنایی و جز آن کارآیی داشته باشد.
2ـ3ـ5ـ2 روابط جانشینیچنان که اشاره شد، هم نشینی و جانشینی معنایی از عوامل تأثیرگذار در ایجاد معنا در عبارت، جمله و متن هستند. تفاوت میان واحدهای زبانی به تنهایی و در حالت ترکیبی آن، در هم نشینی معنایی و اختلاف میان معنای حاصل از جای گذاری احتمالات مختلف، در جانشینی معنایی، از دلایل بروز چنین تأثیری هستند‌.
جانشینی معنایی به طور اعم و استعاره به طور اخص، انتخاب نشانه ای به جای نشانه ای دیگر برحسب تشابه است‌. نمونه بارز فرآیند جانشینی معنایی، خود را در پدیده استعاره می‌نمایاند. نخستين پژوهشي كه در اين زمينه در اختيار است، كتاب معاني القرآن نوشته فرّاء مي‌باشد. در اين كتاب ، به نمونه‌هايي از استعاره در قرآن كريم اشاره شده است. فرّاء، استعاره را ناميدن چيزي جز با نام اصلي اش معرفي مي‌كند.به نظر مي‌رسد دقيق ترين پژوهش در زمينه استعاره را بتوان به عبدالقاهر جرجاني نسبت داد و وي، در أسرار البلاغه ، به اين نكته اشاره دارد كه در ساخت استعاره، نام اصلي شيء از آن جدا مي‌شود و نام دومي جايگزين آن مي‌شود. به اعتقاد وي در برقراري پيوند استعاره، رعايت شباهت ظاهري و ارتباط عقلي مهم است و استعاره برحسب همين تشابه پديد مي‌آيد. بر اين اساس، استعار ه نوعي جانشيني معنايي بر حسب تشابه است.
البته بايد بر اين نكته اشاره كرد كه آن چه تحت عناوين استعاره و مجاز از ديدگاه ياكوبسن مطرح مي شود، معادل همين اصطلاحات در فن بديع نيست. وي، استعاره را فرايندي مي‌داند كه صورتي را از محور جانشيني به جاي صورت ديگري قرار دهد. و مجاز بر عكس، فرايندي است كه بر روي محور هم‌نشيني عمل مي‌كند و صورت هاي زباني را كنار هم مي‌نشاند.
در فن بیان، تشبیه در قالب جمله ای مطرح می‌شود که جمله تشبیهی نامیده می‌شود و دارای چهار جزء است: مشبه، مشبه به، وجه شبه، ادات تشبیه. تشبیه را می‌توان انتخاب دو نشانه زبان (مشبه و مشبه به) از روی محور جانشینی برحسب تشابه و ترکیب آن ها بر روی محور هم نشینی دانست. استعاره زمانی تحقق می‌یابد که پس از حذف وجه شبه و ادات تشبیه، مشبه نیز حذف و فقط مشبه به، به کار برده شود. در چنین شرایطی یک نشانه زبان به جای نشانه دیگری به کار می‌رود و بازی نشانه ها تحقق می‌یابد. در نتیجه این فرآیند، واژه ای مفهوم اولیه خود را حفظ می‌کند، ولی مفهوم ثانوی ای پیدا می‌کند که بر حسب نوعی تشابه انتخاب شده است. براساس آن چه گفته شده، این بازی نشانه های زبان، مبتنی بر جانشینی معنایی است‌.
جانشینی معنایی علاوه بر تشابه میان نشانه اول و دوم، برحسب عاطفی ای صورت می‌پذیرد که از طریق الگوهای شناختی ای بر این تشابه تحمیل می‌گردد و موجب می‌شود تا از میان انواع انتخاب ها، حد و مرزی بر این جانشینی سایه بیافکند‌.
2ـ3ـ 5ـ3 بافت یا سیاقیکی از شناخته شده ترین ابزارهای درک معنا، که در روش شناسی فهم قرآن، بسیار از آن سخن رفته و در عرصه الهیات نیز فراون به کار گرفته شده است، عامل سیاق است. «سیاق» یا بافت در عرف مفسران، بر کلامی اطلاق می‌شود که مخرج واحد داشته باشد و در بردارنده یک هدف، یعنی مراد اصلی گوینده باشد و اجزاء آن در یک نظام واحد نظم یافته باشد‌. ساده ترین موردی که یک آیه یا عبارت از لحاظ معنایی اعتبار پیدا می‌کند، وقتی است كه معنای دقیق یک واژه به طور عینی از روی بافت آن و از راه لفظی روشن می‌گردد. این چیزی است که به خوبی می‌توان بر آن عنوان «تعریف بافتی» یا «تعریف متنی» را گذاشت‌. زرکشی دلالت سیاق را بزرگ ترین راهنما برای دستیابی به مراد متکلم و نادیده گرفتن این عامل را پانهادن در مسیری غلط می‌داند‌. این از آن روست که معنا همان قدر که از متن ناشی می‌شود، از «بافت» یا زمینه اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر می‌پذیرد. در حقیقت معنا و پیام یک متن، در بین نوشته های آن متن قرار دارد‌. فرث از بزرگ ترین بنیان گذاران مکتب «لندن» معنا را به نقش آن در بافت منحصر می‌داند و معتقد است که معنای



قیمت: 10000 تومان

متن کامل در سایت homatez.com