بررسی جایگاه صبر و سکوت درآثار سعدی- قسمت ۸

«سکوت و سخن، شاهکارهای موضوعی شعر فارسی»، عنوان کتابی است از داود لطف‌الله. این کتاب در سال ۱۳۸۷توسط نشر مدرسه در ۱۸۸ صفحه چاپ گردیده است. نویسنده در این اثر به آموزه‌های اخلاقی شاعران ایران به مبحث سکوت و سخن و مقام آن پرداخته و شواهد و نمونه‌هائی از شاعران کلاسیک ایران آورده است. مبحثی از این اثر در آداب سخن از سعدی شیرازی نیز در آن گنجانده شده.
امیدعلی احمدی در مقاله مفصلی تحت عنوان «محتوای جامعه‌شناختی گلستان سعدی»، با نگاهی نو و روش‌مند این اثر مشهور سعدی را بررسی می‌کند و آن را نمونه عالی و مهمی در تاریخ ادبیات ایران می‌شمارد که تحلیل جامعه‌شناختی آن، امکان درک و فهم دوره‌ای دشوار و پیچیده از تاریخ ایران را فراهم می‌کند و زمینه‌ای به دست می‌دهد تا به توصیف جامعه‌شناختی از وضع اجتماعی و فرهنگی آن عصر برسیم. برای چنین کاری، او برخی نظریه‌های جامعه‌شناسی را مورد توجه قرار می‌دهد و گلستان سعدی را اثری در نظر می‌گیرد که پیامد یک واقعه یا پدیده اجتماعی است. نویسنده، نخست دیدگاه صاحبنظران درباره گلستان را فهرست‌وار می‌آورد، سپس اوضاع اجتماعی عصر سعدی را بررسی می‌کند و سیر قهقرایی، آشفتگی و بحران دایمی جامعه آن روز را یادآور می‌شود و در نهایت به خصلت‌های اسطوره‌ای گلستان، تنوع موضوعی و مضمونی حکایات، تناقض نمایی‌ها، زبان طنزآمیز سعدی، استفاده از جهان‌بینی سیستمی و موارد دیگرمی‌پردازد. وی به این نتیجه می‌رسد که: «در گلستان، توصیفی همه جانبه از نهادهای اجتماعی وجود دارد و این توصیف‌ها هر یک به بعدی از ابعاد زندگی اجتماعی مربوط‌اند. آن چنان که می‌توان گفت که سعدی، نه به گوشه‌ای خاص از زندگی، بلکه به گستره حیات فردی واجتماعی آدمی نظر داشته است.» (کمالی سروستانی ، ۱۳۸۵ : ۸۶ )
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
«بازتاب مفهوم قرآنی صبر در ادبیات فارسی»، عنوان کتابی است که توسط طاهره خوشحال دستجردی در ۲۱۰ صفحه با انتشارات دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۸۴ به رشته‌ به تحریر در آمده است. این کتاب مشتمل بر ده فصل است و نویسنده در آن به ریشه‌های قرآنی صبر در ادبیات فارسی پرداخته است. در میان نیز مبحثی موجز از سعدی آورده شده است
حسن میر عابدینی محقق فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در مقاله «سعدی و داستان‌نویسی معاصر» اشاره می‌کند که :«حکایت‌های سعدی از آن رو اهمیت دارد که تجربیاتی ملموس از زندگی مردم زمانه خود و بازتابی از آداب و رسوم متداول عصر است. سعدی در این حکایت‌ها، سفری ذهنی به جهان داستانی دیگران می‌کند و سپس آن‌ ها را جزو تجربیات خود می‌آورد. در سراسر تاریخ ادبیات ایران، نویسندگان فراوانی از این شیوه هنری سعدی سود جسته‌اند اما داستان‌نویسان معاصر، آن گونه که میر عابدینی نشان می‌دهد، در دو بعد «نثر» و «ساختار» تحت تاثیر سعدی بوده‌اند. نویسندگان سنت‌گرایی همانند جمال‌زاده و حجازی از جنبه مضمونی و ساختار پندآموز حکایات سعدی، متاثر شده‌اند و نویسندگان نوگرا متوجه امکانات تازه‌ای بوده‌اند که نثر سعدی پدید می‌آورده است.» (همان :۷۸)
عزت‌الله فولادوند در جستار «در ستایش سعدی» خواننده را به اندرزهای سعدی توجه می‌دهد و پند و نصایح این سخنور بزرگ فارسی را متاثر از سه موضوع سیاست، خانواده و تهذیب نفس می‌داند. فولادوند می‌نویسد: « سعدی در اندرزهایش مسایل غیر علمی را به یکسو می‌نهد و به مسایلی می‌پردازد که با زندگی عادی ارتباط دارند اما در ژرفای اندیشه او دو صفت به ظاهر متضاد دیده می‌شود که یکی واقع‌نگری و دیگری آرمان‌خواهی است. » (همان :۱۷۵)
بررسی حکایت‌های سعدی از دید شکل و فرم، موضوع مقاله فاطمه عابدی به نام «ساختمان داستان‌های گلستان سعدی» است. نویسنده به این نکته توجه می‌دهد که :«بسیاری از حکایت‌های سعدی از گونه داستان، به معنای امروز آن، نیستند و بسیاری از آنها از حد «طرح واره» یا «لطیفه» فراتر نمی‌روند. عابدی در این مقاله ساختمان یا ساختار حکایت‌های گلستان را بررسی کرده و آنهایی را درخور اهمیت شناخته است که از پی رنگ یا روابط علت و معلولی میان حوادث برخوردارند و توصیف موقعیت یا بیان پند و اندرز نیستند». (همان: دفتر دوازدهم:۲۰۳)
جلال‌الدین همایی، در مقاله‌ای به نام «طبله عطار و نسیم گلستان»، هر چند بیش از چهل سال از نگارش آن می‌گذرد اما دربردارنده نکته‌های خواندنی و به یاد سپردنی است. همایی در این مقاله گلستان سعدی را از منظرهای گوناگون بررسی می‌کند و به زبان او و نثر مسجع‌اش می‌پردازد. سنجش میان نثر سعدی و شیوه نگارش مقاله‌نویسان، از بخش‌های دیگرنوشته اوست (همان، دفتر دوازدهم:۲۱۰)
تحقیقاتی که از آن ها نام بردیم، هیچکدام به صورت واحد و خاص به موضوع صبر و سکوت در آثار سعدی نپرداخته‌اند. درهر کدام از این آثار حسب موضوع مورد بحثشان اشاراتی پراکنده به برخی از اشعار سعدی مرتبط با مبحث صبر و سکوت کرده و گذشته‌‌اند. تفاوت دیگری که این بررسی با سایر کارهای انجام شده دارد در رویه کار است. این آثار بیشتر به جنبه خاصی از صبر و یا سکوت در اشعار سعدی از باب مسایل تربیتی یا اخلاقی پرداخته‌اند در حالی که این بررسی با رویه‌ای پژوهشی آثار و تأثیر صبر و سکوت را در همه حوزه های مربوط با رفتار کردار و گفتار انسان با ارائه شواهد و دلایل بررسی کرده و نشان داده است.
۱-۴- روش تحقیق:
روش تحقیق در این رساله، روش توصیفی، تحلیلی محتوا و کتابخانه‌ای است. اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق به شیوه اسنادی (کتابخانه‌ای) جمع‌ آوری شده‌اند. در مسیر دسترسی به اهداف مذکور،. در این روش، پس از مراجعه به کتب نویسندگان و پژوهش‌گران مرتبط با موضوع صبر و سکوت در ادبیات و روایات و همچنین آثار سعدی به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفت سپس نسبت به فیش‌برداری، دسته‌بندی و تفکیک موضوعی آن‌ ها اقدام گردید. در مرحله بعد کلیه مطالب مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این رساله سر انجام در یک مقدمه و شش بخش شامل
۱‌– تعاریف و کلیّات ۲- نگاهی به زندگی و آثار سعدی۳- جایگاه صبر و سکوت در آیات و روایات اسلامی ۴– جایگاه صبر و سکوت در ادب فارسی۵- جایگاه صبر سکوت در آثار سعدی۶- نتیجه‌گیری و یافته‌های تحقیق، به پایان می‌رسد. نتیجه‌ی کار به صورت تدوین پایانامه و صحافی شده ارائه می‌گردد.
۲- نگاهی به زندگی وآثار سعدی

۲-۱- زندگی‌نامه
برای اینکه شیرازه‌ی کلام و رشته‌ پیام در این رساله از هم نگسلد، لازم آمد، به طریق ایجاز حسب مباحث مطرح شده در ساختار تحقیق، اشاره‌ای مختصر به زندگی و آثارشاعر نموده و سپس در مورد دو مبحث صبر وسکوت در آثار سعدی که موضوع این رساله است پرداخته شود. ناگفته بر اهل تحقیق و ارباب معنی مکشوف است که حوادث و رخدادهای زندگی شاعر نمی‌تواند در خلق معانی و پیکره‌بندی موضوعات آثار سعدی بی تاًثیرباشد. بنابراین، اشاره‌ای کوتاه در آستانه‌ی کلام و افتتاح باب سخن دور از منفعت نخواهد بود.
محمدعلی فروغی در این باره می‌نویسد: «شیخ‌ مشرف‌الدین‌ ابن‌ مصلح‌ بن‌ عبدا… شیرازی‌ موسوم‌ به‌ شیخ‌ سعدی‌ از بزرگ‌ترین‌ ستارگان‌ و برجستگان‌ درجه‌ اول‌ آسمان‌ ادب‌ ایران‌ زمین‌ است‌ که‌ با تسلط وصف‌ ناپذیر خود بزرگترین‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ ایران‌ را در سرتاسر تاریخ‌ ادبی‌ این‌ کشور خلق‌ نموده‌ است‌. تاریخ‌ زندگی‌ این‌ شاعر و سخن‌سرای‌ بزرگ‌ چندان‌ معلوم‌ نیست‌ و اقوال‌ متعددی‌ در کتاب‌های‌ تاریخی‌ ذکر شده‌ است‌ ولی‌ ظاهرا در بین‌ سال‌های‌ ۶۰۰ تا ۶۱۰ ه. ق‌ در شهر شیراز به‌ دنیا آمده‌ است‌. سعدی‌ در خانواده‌ای‌ اهل‌ علم‌ و ادب‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و از اوان‌ کودکی‌ تحت‌ نظارت‌ دقیق‌ پدرش‌ به‌ آموختن‌ علوم‌ و معارف‌ روزگار خویش‌ پرداخت‌. محبت‌ و ارشاد خردمندانه‌ پدر در سال‌های‌ کودکی‌ مشوق‌ این‌ کودک‌ خردسال ‌و سرشار از هوش‌ و استعداد بود و وی‌ در مدتی‌ کوتاه‌ به‌ اطلاعات‌ وافری‌ در باب‌ تاریخ‌ و ادبیات‌ ایران‌ دست‌ یافت‌. سعدی‌ در دوازده سالگی‌ پدرش‌ را از دست‌ داد و با سرپرستی‌ مادرش‌ تحصیلات‌ خود را ادامه‌ داد. او در سال‌ ۶۲۱ ه.ق رهسپار بغداد که‌ مرکز علمی‌ و ادبی‌ بزرگ‌ آن‌ روز جهان‌ اسلام‌ بود گشت‌ و در مدرسه‌ معروف‌ نظامیه‌ بغداد و دیگر محافل‌ علمی‌ آن‌ مشغول‌ به‌ تحصیل‌ شد.» (سعدی، ۱۳۷۴: دیباجه)
براساس تفسیرها و حدس‌هایی که از نوشته‌ها و سروده‌های خود سعدی در گلستان و بوستان می‌زنند، و با توجه به این که سعدی تاریخ پایان نوشته شدن این دو اثر را در خود آن‌ ها مشخص کرده‌است، دو حدس اصلی در تاریخ تولد سعدی زده شده‌است. نظر اکثریت مبتنی بر بخشی از دیباچهٔ گلستان است (با شروع «یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم») که بر اساس بیت «ای که پنجاه رفت و در خوابی» و سایر شواهد این حکایت، سعدی را در ۶۵۶ قمری حدوداً پنجاه‌ساله می‌دانند و در نتیجه تولد وی را در حدود ۶۰۶ قمری می‌گیرند.
منوچهر دانش‌پژوه در کتاب «مروری بر زندگی و آثار مصلح‌الدین سعدی شیرازی» می‌نویسد: « ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (حدود ۵۸۵ یا حدود ۶۰۶ – ۶۷۱ یا ۶۹۱ هجری قمری) در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری، برای تحصیل به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت.» (دانش‌پژوه، ۱۳۸۸: ۳۲)
ضیا موحد، در کتاب « سعدی » می‌نویسد: «معلم احتمالی دیگر وی در بغداد ابوالفرج بن جوزی بوده‌است که در هویت اصلی وی بین پژوهندگان (از جمله بین محمد قزوینی و محیط طباطبایی) اختلاف وجود دارد». (موحد، ۱۳۷۴: ۲۲).
این نویسنده می‌نویسد: «سعدی، پس ازپایان تحصیل در بغداد، به سفرهای متنوعی پرداخت که به بسیاری از این سفرها در آثار خود اشاره کرده‌است. در این که سعدی از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده، میان پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد. به نظر می‌رسد که بعضی از این سفرها داستان‌پردازی باشد. زیرا بسیاری از آن‌ ها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، یمن و افریقای شمالی هم دیدار کرده باشد.» (همان:۳۷)
سعدی براساس حکایت‌های گلستان به شهرهای خاور نزدیک و خاورمیانه، هندوستان، حبشه، مصر و شمال آفریقا سفر کرد ظاهراً این جهانگردی سی سال به طول انجامید. حکایت‌هایی که سعدی در گلستان و بوستان آورده است، نگرش و بینش او را نمایان می‌سازد. وی در مدرسه نظامیه بغداد دانش آموخته بود و در آنجا مقیم بود. او در سفرها نیز سختی‌های بسیاری تحمل کرده است. آن طور که از روایت بوستان بر می‌آید، وقتی در هند سازکار بتی را کشف کرد و برهمن فریبکاری را که در آنجا نهان بود در چاله انداخت و کشت. سعدی در بوستان، این روش را در برابر همه فریبکاران توصیه کرده می‌کند. حکایات سعدی عموماً پندآموز و مشحون از پند و پاره‌ای مطایبات است. سعدی، ایمان را مایه تسلی می‌داند و راه التیام زخم‌های زندگی را محبت و دوستی قلمداد می‌‌کند.
حمید هاشمی، در کتاب « زندگی نامه‌ی سعدی» می‌نویسد: «سعدی یک شخصیت بینا فرهنگی است. او تقریباً از غرب جهان اسلام تا شرق را مسافرت کرده و با افراد و فرهنگ‌های متفاوت آشنایی دارد. علت استقبال جهانیان از سعدی همین مسافرت‌های اوست. چنانکه خود می‌گوید:
در اقصای عالـــــم بگشتم بسی به سر بردم ایّام با هر کسی
تمتع ز هر توشه‌ای یافتـــــــم ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم
( هاشمی،۱۳۸۷: ۳۴ )
بر اساس حکایت‌هایی که سعدی در گلستان آورد است می‌توان حدس زد سعدی به ترکستان، شبه قاره و حتی به شمال آفریقا مسافرت کرده و تجربیات و اندوخته‌های فراوانی از فرهنگ‌های بیگانه حاصل نموده و آن‌ ها را در آثار خود به ویژه گلستان منعکس کرده است. سعدی در یکی از این سفرها به دست صلیبیان اسیر شد. او درباره این واقعه می‌گوید:
«در دمشق، از هم نشینی یارانم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات اُنس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم. در خندق طرابلُس مرا همراه با یهودیان به کار گِل (و بنایی) واداشتند، تا آن که یکی از رؤسای شهر حَلَب که سابقه آشنایی میان ما بود مرا بشناخت و گفت: ای فلان! این چه حالت است؟ گفتم چه بگویم:
پای در زنجیر پیش دوستان بِهْ که با بیگانگان در بوستان
بر حالت من رحمت آورد و با پرداخت ده دینار از قید اسارت خلاصم کرد و با خود به حلب برد.»
(سعدی، ۱۳۷۴: ۱۱۲)
عبد الحسین زرین‌کوب در کتاب«حدیث خوش سعدی» می‌آورد: « شیخ سعدی، مصنف «گلستان» (وفات ۶۹۱) که از جوانی در بغداد خلفا تربیت یافت، در نظامیه‌ی آن درس خواند، و با مشایخ آن از صوفیه و فقها و اهل حدیث ارتباط داشت و در عین حال از لذّت عشق و سماع و از هیجان مسافرت‌های دور و دراز هم بی‌بهره نماند، مقارن تصنیف گلستان (۶۵۶) که تازه از شام به شیراز بازگشته بود شاعری زبان گشاده و واعظی مردم آمیز بود، و این احوال همراه با تجارب حیات گذشته، تأثیر بارزی در سبک بیان او گذاشت چنان که از همان آغاز ورود به فارس رقعه‌ی منش آتش چون ورق زر همه جا می‌رفت و مثل شعر او از همان ایام مقبول خاص و عام بود.» (زرین کوب،۱۳۸۶: ۱۰۲).
موحد می‌نویسد: «سعدی در حدود ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف مجاور شد. حاکم فارس در این زمان اتابک ابوبکر بن سعد زنگی بود که برای جلوگیری از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج می‌داد و یک سال بعد به فتح بغداد به دست مغولان (در ۴ صفر ۶۵۶) به آنان کمک کرد.» (موحد ۱۳۷۴: ۴۲)
دانش‌پژوه می‌ویسد: «عده‌ای، از جمله محیط طباطبایی در مقالهٔ «نکاتی در سرگذشت سعدی»، بر اساس حکایت مسجد جامع کاشغر از باب پنجم گلستان (با شروع «سالی محمد خوارزمشاه، رحمه‌الله علیه، با ختا برای مصلحتی صلح اختیار کرد») که به صلح محمد خوارزمشاه که در حدود سال۶۱۰ بوده‌ است اشاره می‌کند و سعدی را در آن تاریخ مشهور می‌نامد، و بیت «بیا ای که عمرت به هفتاد رفت» از اوائل باب نهم بوستان، نتیجه می‌گیرد که سعدی حدود سال ۵۸۵ قمری، یعنی هفتاد سال پیش از نوشتن بوستان در ۶۵۵ قمری، متولد شده‌است. اکثریت محققین (از جمله بدیع‌الزمان فروزانفر در مقالهٔ «سعدی و سهروردی») این فرض را که خطاب سعدی در آن بیت بوستان خودش بوده‌است، نپذیرفته‌اند. حکایت جامع کاشغر نیز توسط فروزان‌فر و مجتبی مینوی داستان‌پردازی دانسته شده‌است، اما محمد قزوینی نظر مشخصی در این باره صادر نمی‌کند و می‌نویسد «حکایت جامع کاشغر فی‌الواقع لاینحل است» (همان: ۱۰۱)
محققان جدیدتر، از جمله ضیاء موحد، کلاً این گونه استدلال‌ها در مورد تاریخ تولد سعدی را رد می‌کنند و اعتقاد دارند که شاعران کلاسیک ایران اهل «حدیث نفس» نبوده‌اند بنابراین نمی‌توان درستی هیچ‌یک از این دو تاریخ را تأیید کرد.
وفات سعدی را اکثراً در ۶۹۱ قمری می‌دانند. ولی عده‌ای از جمله سید حسن تقی‌زاده احتمال داده‌اند که سعدی در حدود ۶۷۱ قمری فوت کرده‌است. محمد قزوینی در نامه‌ای به تقی‌زاده می‌نویسد: «احتمالِ ۶۷۱ بسیار قوی است ولی آن را «خرق اجماع مورخین» و «باعث طعن» می‌داند. » (موحد ۱۳۷۴: ۳۰)
۲-۲- آثار سعدی
بوستان: بوستان سعدی یا سعدی‌نامه« نخستین اثر سعدی است که کار سرودن آن در سال ۶۵۵ هجری قمری پایان یافته است. سعدی این اثر را در زمانی که در سفر بوده است، سروده و هنگام بازگشت به شیراز آن را بر دوستانش عرضه داشته است. این اثر در قالب مثنوی و در بحر متقارب سروده شده است، و از نظر قالب و وزن حماسی شعری است هر چند که از نظر محتوا به اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات پرداخته است.
« بوستان سعدی به ده باب تقسیم شده است: عدل،احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شکر، توبه، ختم کتاب. این اثر حدود چهارهزار بیت دارد، و سعدی آن را به نام اتابک ابوبکر سعد زنگی کرده است.» (صفا، ۱۳۴۲، ج۲/ ۱۵۴)
گلستان: گلستان کتابی است که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده است. غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است. این کتاب مشتمل بر یک دیباچه و هشت باب به ترتیب: سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تاًثیر تربیت و در آداب صحبت می‌باشد.
عبدالحسین زرین کوب در باره‌ی این کتاب می‌نویسد: «گلستان سعدی دنیا و انسان را چنان که هست تصویر می‌کند و بر خلاف بوستان وی چندان به این که آنکه هست چگونه باید باشد ناظر نیست از این روست که انشای وی در این کتاب به نحو دهشت انگیزی مبتنی بر واقع نگریست– خاصه در توصیف دگرگونی‌های عالم و احوال و طبایع انسان. نثر کتاب هم تموج و تحرکی وقفه ناپذیر دارد که گویی با هر خواننده‌ای پویه‌ای دگرگون دارد و به نحو دیگر همراهی می‌کند. در هر حال گاه می‌جوشد و فوران می‌کند و به بالا می‌گراید و گاه در بستر خشک وادی‌های مطامع و اغراض حیات می‌غلطد و با کـُندی راه می‌پوید. اما هیچ جا راکد نیست و حتی در این کندپویی نیز هموراه کسانی را که در تقلید شیوه‌ی او پویه می‌آغازند با فاصله‌ی زیادی عقب می‌گذارد و باز پس نگه می‌دارد.» (زرین‌کوب، ۱۳۸۶: ۹۲)
« از میان نسخ گلستان، معتبرترین آن ها می‌توان به گلستان تصحیح عبد العظیم قریب، محمدعلی فروغی، سعید نفیسی، اشاره کرد. البته شرح محمد خزائلی و خلیل خطیب رهبر نیز در این میان مشهورند.» (فروغی۱۳۷۴: چهار)
دیوان اشعار: مشتمل بر، غزلیّات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات وترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی. شامل:
۱- صاحبیه: مجموعه چند قطعه فارسی و عربی‌است که سعدی در ستایش شمس‌الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر اتابکان سروده‌است.
۲-قصاید سعدی: قصاید عربی سعدی حدود هفتصد بیت است که بیشتر محتوای آن غنا، مدح، اندرز و مرثیه‌است. قصاید فارسی در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان آمده‌است.
۳- مراثی سعدی: قصاید بلند سعدی است که بیشتر آن در رثای آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله سروده شده‌است و در آن هلاکوخان مغول را به خاطر قتل خلیفه عباسی نکوهش کرده‌است. سعدی چند چکامه نیز در رثای برخی اتابکان فارس و وزرای ایشان سروده‌است.
۴- مفردات سعدی: مفردات سعدی در رابطه با پند و اخلاق است.
رسائل نثر:
۵-کتاب نصیحه الملوک: دو رساله در عقل و عشق
۶-الجواب
۷-در تربیت یکی از ملوک
۸- مجالس پنج‌گانه هزلیات
از میان چاپ‌های انتقادی آثار سعدی دو تصحیح محمد علی فروغی غلامحسین یوسفی از بقیه معروف‌ترند
۳- جایگاه صبر و سکوت در آیات و روایات اسلامی
۳-۱- معانی و مفاهیم صبر
« صبر» بر وزن فَعل مصدر ثلاثی مجرد است به معنی خویشتن داری و اصل آن به معنی «حبس» است. درکتاب «مفردات» ذیل واژه «صبر» چنین آمده است: «صبر» در لغت عرب به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است. برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی‌تابی و بی قراری دانسته‌اند.» (راغب اصفهانی: ص ۴۷۴)
صبر در معنای اسمی نام درختی است که شیره تلخی دارد . ودر مثلی که می گویند : «صبر هرچند تلخ است ولی میوه شیرین دارد» به نام این درخت ایهام دارد .
در کتاب قاموس قرآن قرشی ذیل صبر آمده است: «صبر در لغت به معنای حبس است. در اقرب الموارد آمده است: «صبر‌الدابه» یعنی حیوان را بدون علف نگه داشت.صبر به معنی خویشتن داری و حبس نفس از چیزی است که شرع و عقل از آن نهی می‌کند، صبر به حسب اختلاف موارد فرق می‌کند. اگر خویشتن داری در مصیبت باشد، آنرا صبر می‌گویند اگر در جنگ باشد شجاعت نامند و اگر در حوادث باشد آن را سعهٔ صدر می‌نامند. در تفسیر عیاشی از حضرت صادق (ع) نقل شده است: «… اصبروا عَلَی الفرائض و صابروا علی المصائب و رابطوا علی الائمه» (قرشی، ۱۳۸۸، ج ۴/ ۱۰۶)
علی اکبردهخدا، در کتاب لغت‌نامه این واژه را در زیر مدخل صبر چنین معنی می‌کند: «صبر. َ (ع مص، اِمص) شکیبیدن. شکیبایی. شکیبایی کردن. پائیدن. نقیض جزع. و درکشاف اصطلاحات الفنون آرد: صبر بفتح و سکون به معنی شکیبایی است. سالکان گفته‌اند: تصبر واداشتن نفس است بر مکاره و تجرع مرارت؛ یعنی اگر آدمی صبر را مالک نبود بایست که بکوشد و نفس خود را بصبر وادارد و صبر ترک شکایت است جز بسوی خدا. سهل گوید صبر انتظار فرج خداست و آن فاضل‌ترین خدمت و برترین آن است، و جز سهل گوید: صبر آن است که در صبر صابر باشی و معنی آن اینکه؛ در بلاها و شدائد خروج از آن نبینی. و گفته‌اند صبر آن است که بنده را اگر بلا برسد ننالد، و رضا آنکه بنده را اگر بلا برسد ناخوش نگردد. دهنده و ستاننده خداست ترا در این میان چکار است. و بعضی گویند اهل صبر بر سه مقامند: اول ترک شکایت و این درجه تائبان است دوم رضا بمقدور و این درجه زاهدان است سوم محبت؛ آن است، که مولی با وی کند و این درجه صدیقان است و گفته‌اند صبر ترک شکایت از الم بلوی است جز بسوی خدا چه خدا ایوب را بر صبری که کرد ثنا فرستاد و فرمود: انا وجدناه صابراً (قرآن کریم۳۸-۴۴) و ایوب در دفع مضرت از خود شکایت بخدا برده بود که فرماید: إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (قرآن کریم ۲۱-۸۳) و در تفسیر کبیر در ذیل قول خدا و بشر الصابرین (قرآن کریم۲-۱۵۵ )آرد که صبر دو قسم است یکی بدنی و آن تحمل بدن است مشقات را و دیگر نفسانی و آن بازداشتن نفس است از مشتهیات طبع؛ و این قسم اگرصبر از شهوت باشد آن را عفت نامند و اگر بر احتمال مکروه باشد اسامی مختلف دارد چنان که صبر در مصیبت را صبر نامند و اگر صبر در حال غنی باشد آن را ضبط نفس نامند و اگر در نبرد باشد شجاعت خوانند و اگر در کظم غیظ بود حلم نامند و اگر در نوائب باشد سعه صدر گویند و اگر در اخفاء کلام بود کتمان سر نامند و اگر در فضول عیش باشد زهد گویند و اگر بر مقدار کمی از مال بود قناعت خوانند و این همه را صبر نامند. قال اﷲ تعالی: و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس (قرآن کریم،۲-۷۷ ) غزالی گوید: صبر از خواص آدمی است و بهایم را صبر نبود چه شهوت بر آنها مسلط است و عقلی که با شهوت معارضه کند ندارند و در ملائکه نیز صبر متصور نیست چه آنان شوق مجرد به حضرت ربوبیت‌اند و شهوت بر ایشان مسلط نیست تا آنان را از شوق بحق و میل بدرجه قرب بازدارد اما در آدمی شهوت و عقل هر دو موجود است و با یکدیگر معارض و هرگاه عقل سد راه شهوت شود آن را صبر نامند.» (دهخدا، ۱۳۷۷: ذیل صبر)
در تمام کتاب‏هاى آسمانى و گفتار همه پیامبران و اولیاء خدا و امامان(ع) با تاکیدهاى فراوان به صبر و استقامت سفارش شده است به طوریکه آن را اکسیر اعظم و کیمیاى کلیدى مشکلات دانسته‏اند و ضد آن را موجب انحرافات و بدبختیهاى ویرانگر مى‏دانند. به قول مولانا:
« صد هزاران کیمیا حق آفرید              کیمیایى همچو صبر آدم ندید»
(مولوی، ۱۳۸۳، ج۷: ۴۸۳)
در سایه داشتن ویژگی صبر و پایداری است که انسان میتواند در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مادی و معنوی رشد و تکامل نموده و به اهداف خویش دسترسی پیدا نماید.
۳-۲- صبر در قرآن کریم.
صبر و استقامت از واژه‏هایى است که در قرآن با تعبیرات گوناگون، بیش از دویست بار آمده است، و از مفاهیم بسیار مهمى است که در سرلوحه دستورهاى سرنوشت‏ساز قرآن قرار گرفته است، در حدى که پاداش صابران، صلوات و درودهاى پى در پى خداوند معرفى شده، و آن‌ ها به عنوان هدایت یافتگان نامیده شده‏اند.
« می‌توان ادعا کرد که مفهوم صبر به معنای فضیلتی غیر قابل انکار مورد توجه و تاکید قرآن است. در این مفهوم صبر عبارت از تحمل و شکیبایی در برابر سختی‌ها و بلایا و مصیبت‌ها و از دست دادن جان و مال و مسائل مرتبط با آن در دنیاست. از این رو قرآن در آیه‌ای با برشمردن مصادیقی از این مصیبت‌ها و از دست دادن‌ها، به ستایش صابران می‌پردازد و می‌فرماید« وَ لَنَبْلُوَنّکُم بِشىْ‏ءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْصٍ مِّنَ الأَمْوالِ وَ الأَنفُسِ وَ الثّمَراتِ وَ بَشرِ الصابرِینَ؛ (قرآن کریم۲ -۱۵۷) و ما شما را به چیزهایی چون ترس از آینده و گرسنگی و کمبود و از دست دادن‌هایی در جان و مال و میوه‌ها می‌آزماییم و تو به افرادی که صبر پیشه می‌کنند مژده بهشت را بده با توجه به کاربردهای قرآنی واژه صبر با مشتقات آن ۱۰۳ بار در ۹۳ آیه و ۴۵ سوره قرآن به کار رفته است.» (کلانتری۱۳۸۳: ۳۲۲)
سوره آل عمران صابران را کسانی بر می‌شمارد که در برابر مصیبت‌ها و هر بلا و سختی و فشاری که بر انسان وارد می شود و چیزی را از او می‌گیرد، تحمل کرده و سستی و ضعف به خود راه نمی‌دهد و ناتوان و عاجز نمی‌شود. بنابراین صبر و شکیبایی در آیات قرآنی به معنای تحمل سختی‌ها و مصیبت‌ها و مشکلات است به گونه‌ای که مهار امور از دست انسان بیرون نرود و کنترل اوضاع را به دست عواطف و احساسات نسپرد و با عقلانیت و تدبیر عقل و شرع، استقامت و پایداری کند تا به مقصد خویش برسد و آن چه را می‌خواهد به دست آورد؛ زیرا صبر و شکیبایی رمز توفیق انسان است و با آن می‌تواند از آزمایش و ابتلای الهی سربلند بیرون آید. (قران کریم،۳: ۱۸۶) از این روست که مساله صبر و شکیبایی در میدان جنگ به عنوان یک اصل اساسی برای دست‌یابی به پیروزی بر شمرده شده و به مومنان صابر وعده پیروزی و ظفر داده شده است.» (قران کریم ۸ : ۶۵)
فریده حسین ثابت در کتاب « مبانی دینی و روانشناختی صبر» می‌نویسد: « صبر و کلمات هم خانواده آن در بیش از یک صد مورد در قرآن کریم ذکر گردیده و این نشان دهنده اهمیت کلیدی این معنا و مفهوم و عمل به آن در زندگی دنیوی و اخروی انسان است. از این میان حدود بیست مورد کلمه «اصبر» که امر به صبر است قرار دارد ودومرتبه نیز کلمه «اصطبر» آمده که موکدتر از اصبر می‌باشد. در تعدادی از آیات قرآن همگام با ذکر صبر به سایر صفات نیک وملکات فاضله انسانی اشاره شده که نمایانگر این نکته است که اگر حقیقت صبر در جان و وجود آدم بنشیند،. تعدادی از آیات نیز نتایج و ثمراتی را برای صبر و صابرین ذکر کرده که از جمله می‌توان به پیشوایی رسیدن صابران، اتمام نعمت پروردگار بر بندگان، پرداخت و جزای ثواب دنیوی و اخروی به بهترین صورت ممکن، معیت خداوند با صابران و یاری شدن توسط فرشتگان را ذکر کرد.» (حسین ثابت، ۱۳۸۸: ۴۲)
خداوند در آیه ۱۷۷ سوره بقره مصادیق صبر را بیان می‌کند که می‌تواند نوعی دسته بندی و تقسیم برای صبر و اقسام آن باشد. خداوند در این آیه می‌فرماید: وَالصّابِرینَ فِی البَأْساءِ وَالضَّرّاءِ وَحِینَ البَأْسِ؛ شکیب ورزانی در هنگامه مصایب و دشواری‌های زندگی و فقر و نداری و زیان‌ها و در هنگام جنگ و کارزار. [صبوری می‌کنند].
۳-۳- زمینه‌های صبر در قرآن کریم
بی گمان یکی از خصلت‌ها و فضیلت‌های انسانی تحمل و بردباری بر مشکلات و سختی‌هایی است که از هر سوی به انسان هجوم می‌آورد. انسان زمانی می‌تواند در برابر سختی‌ها و مصیبت‌ها، خود را بیمه نماید و با هر مصیبتی جزع و فزع نکند که از خصلت صبر برخوردار باشد. این خصلت در آموزه‌های قرآنی به عنوان یکی از برترین فضایل انسانی شمرده شده و دارندگانش به بزرگی ستوده و تکریم شده‌اند.از کسانی که در گروه صابران مورد ستایش و تجلیل قرار گرفته‌اند، پیامبران بزرگ خداوند هستند که به جهاتی چند به داشتن این خصلت و فضیلت ستوده شده و در قرآن گرامی داشته شده‌اند. با توجه به نگرش منفی و گاه تحلیل و تبیین نادرست مفهوم صبر، برداشت‌های ناروایی از آن می‌شود به طوری که گاه این خصلت از فضیلت به حد رذیلت فرو می‌آید و به جای آن که بستری برای کمال انسانی باشد خود عاملی بازدارنده و مانعی بزرگ برای آن معرفی می‌شود. از این رو بازخوانی مفهوم صبر برپایه آموزه‌های قرآنی ضرورتی است که می‌بایست انجام پذیرد.
برای این که شخص به مقام صبر دست یابد و صابر و شکیبا گردد می‌بایست از نظر اعتقادی و بینشی و نیز نگرشی به گونه‌ای باشد که مشکلات و مصیبت‌های گوناگون را برتابد و جا نزند. قرآن در برخی از آیات به بسترهای ایجادی صبر اشاره کرده است که در این جا به برخی از آن‌ ها پرداخته می‌شود.
۳-۳-۱٫صبر، ابزار تکامل:
سیّد اصفهانی، در کتاب مقام صبر می‌نویسد: « انسان می‌بایست به این باور برسد که دنیا برای انسان بستری برای آزادسازی ظرفیت‌هاست و در این جاست که می‌تواند راه تکامل را در پیش گیرد و به کمال شایسته‌اش برسد. باور به این که مصیبت‌هایی که بر او وارد می‌شود زمینه‌ساز بروز استعدادها و توانمندی‌هایی است که در او سرشته شده و در این مشکلات و سختی‌ها خود را آزاد می‌سازد و به فعلیت می‌رساند. باور به این فلسفه وجودی بسیاری از مصیبت‌ها و آزمایش‌ها، توانمندسازی و ظرفیت سازی برای رشد و تکامل اوست و این باور که در شکیبایی می‌تواند به کمال خود برسد، یکی از بسترهای مناسب تعالی و تکامل بشر است. (قرآن کریم ۲۵-۲۰) این‌ها شماری از امور بینشی و نگرشی است که به انسان کمک می‌کند تا شخصی صابر و شکیبا شود. در حقیقت این مسایل و اعتقادات، زمینه ایجادی صبر را فراهم می‌آورد.» (سیّد اصفهانی،۱۳۸۴: ۶۲)
۳-۳-۲- سرمشق گیری از قهرمانان صبر:
سرمشق گیری از قهرمانان صبر در قرآن کریم بارها ذکر گردیده است. خداوند مصایب و سختی‌هایی را که بر پیامبران بزرگ در طول حیات مبارک آنان رخ داده است توصیف می کند و از انسان‌ها می‌خواهد در برابر ناملایمات زندگی با الگو گیری از پیامبران خدا از خود مقاومت و صبوری نشان دهند.
اصغر عابدزاده در کتاب صبر در کلام وحی می‌نویسد: «انسان به طور طبیعی از الگوها پیروی می‌کند و آنان را سرمشق زندگی خویش قرار می‌دهد. الگوها به یاد می‌آورند که انسان، هم قادر به عبور از بحران مشکلات و مصیبت‌هاست و هم این که این راه پیش از این پیموده شده و انسان‌هایی با پیروی از راه صبر و شکیبایی به پیروزی و مقصد و مقصود رسیده‌اند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*