پژوهش – بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور پاکدشت- …

  • میزان تسلط دانش آموز بر پیش نیازهای مربوط به یادگیری مورد نظر
  • میزان انگیزشی که دانش آموز برای یادگیری دارد (یا می تواند داشته باشد).
  • منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

  • میزان تناسب روش آموزشی با شرایط و ویژگی های دانش آموز(بلوم ، ۱۹۸۲) .
  • ترکیب این سه متغیر مهم با سایر متغیرهای مرتبط در نظریه یادگیری آموزشگاهی بلوم در شکل زیر نشان داده شده است که در ادامه درباره آنها توضیح مختصری داده می شود.
    ۲-۱۴-۲-۱۸- عوامل مهم تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی
    سالهای متمادی است که محققان و پژوهشگران تعلیم و تربیت و روان شناسان اجتماعی مطالعات فراوانی در مورد عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش اموزان انجام داده و همیشه در نظر انها بوده است (محمدی باغملایی، ۱۳۷۴)، چرا که پیشرفت تحصیلی موضوعی است که به خصوص در حال حاضر مورد توجه تمامی کشورهای جهان است و هر ساله مقدار زیادی از بودجه جوامع صرف تحصیل کودکان و نوجوانان می شود و پژوهش های زیادی به بررسی عوامل مختلفی که می تواند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشته باشد، عواملی مانند: خانواده، محیط زندگی، مدرسه و برنامه های آموزشی اختصاص یافته است (قاجاریه ، ۱۳۷۳).در تحقیقات اخیر تأکید شده است که عوامل شخصیتی، به ویژه در سطح بالاتر تحصیلات رسمی در پیش بینی عملکرد تحصیلی و پیشرفت نقش بسزایی ایفا می کنند، علاوه براین در تعدادی از مطالعات نشان داده شده است که رابطه بین هوش روان سنجی و پیشرفت تحصیلی، به ویژه در محیط های دانشگاهی به مراتب کمتر از اندازه مورد انتظار است. براین اساس به نظر می رسد که با کمتر بودن توان پیش بینی کننده مقیاس های مربوط به توانایی های شناختی در سطوح بالاتر تحصیلات رسمی بر سهم متغیرهای شخصیتی افزوده می شود. چا مورد-پر موزیک و فارنهام[۲۸] (۲۰۰۳) در بررسی رابطه بین صفات شخصیت و عملکرد تحصیلی دریافتند که عامل های شخصیتی ۱۷-۱۰ درصد واریانس عملکرد را تبیین می کنند. برای نمونه نتایج مطالعه دفرویت و مرویلدی[۲۹](۱۹۹۶) از یک طرف وجود رابطه منفی و معنادار بین روان رنجور خوبی و پیشرفت تحصیلی و از طرف دیگر وجود رابطه مثبت وظیفه شناسی و پذیرش با پیشرفت تحصیلی را نشان دادند (ماتسون[۳۰]، ۱۹۷۲) .
    پژوهش های آکو بویرو و جوشوا[۳۱] (۲۰۰۴) نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه را می توان براساس خود پنداره و نگرشی دانش آموزان به فعالیتهای تحصیلی پیش بینی کرد(پارکر[۳۲] و همکاران،  بار-آن[۳۳]، ۱۹۹۹). پژوهش های بس[۳۴] (۲۰۰۴) حاکی از آن است که نگرش مثبت دانش آموزان نسبت به دروس آموزشگاهی بر پیشرفت تحصیلی آنان در این درسها تأثیر مثبت می گذارد. علاوه بر نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه، نگرشی او نسبت به توانایی و شایستگی خود در انجام دادن تکالیف درسی، اغلب با انگیزه و پیشرفت و عملکرد تحصیلی بهتر همراه است. چنانکه پژوهشهای گسترده بندورا[۳۵] (۱۹۹۷) در این زمینه شواهدی را مطرح می سازد که نشان می دهد خود توانایی انگیزه، دانش آموز را برای تلاش در راه پیشرفت تحصیلی بر می انگیزد. این متغیر نه تنها در پیشرفت تحصیلی بلکه در موفقیت زندگی نیز نقش مهمی را ایفا می کند. مهارت ها و توانایی های هیجانی و اجتماعی که تحت عنوان هوش هیجانی مشهورند، از جمله پیش بینی کننده های قوی پیشرفت تحصیلی هستند. هوش هیجانی یک سری از توانایی ها و مهارتهای غیرشناختی است. (برای مثال: توانایی کنترل احساسات و هیجانات در خود و دیگران، پذیرائی دیدگاه سایر افراد و کنترل روابط اجتماعی) که توانایی فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (بار- اون، ۱۹۹۷). تحقیقات انجام شده در مورد ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی به طور کلی بیانگر نقش معنادارهوش هیجانی در پیشرفت تحصیلی است (پارکر و همکاران، ۲۰۰۴، براکت و سالوی[۳۶]،۲۰۰۴، الیاسی و همکاران، ۲۰۰۳، شات و همکاران[۳۷] ۱۹۹۸، بار- اون ۱۹۹۷: استوارت[۳۸]، ۱۹۹۶، به نقل از صاحب، ۱۳۸۹). در یک رویکرد مهم تأثیر فرآیندهای محیط خانوادگی بر پیشرفت تحصیلی مطرح است. پژوهش هایی که براساس این رویکرد انجام شده، حاکی از رابطه میان سبک فرزند پروری و عملکرد تحصیلی است، کودکانی که در خانواده های قاطع پرورش می یابند، نمره پیشرفت تحصیلی بالاتری را در مقایسه با فرزندان سایر سبک های خانوادگی کسب می کنند (استرنبرگ و همکاران[۳۹]، ۱۹۸۹).به طور کلی عواملی که بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارند را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
    الف. عوامل فیزیولوژیکی: این عوامل شامل متغیرهای بدنی و فیزیکی یاد گیرنده از جمله سوء تغذیه و سلامت جسمانی می شود.
    ب. عوامل روانشناختی: این عوامل شامل متغیرهای روانشناختی از جمله هوش، استعداد، خلاقیت خودپنداره، عزت نفس، نگرش نسبت به مسایل آموزشی، انگیزه پیشرفت، مکان کنترل و ویژگی های شخصی دیگر می شود.
    پ. عوامل محیطی: این عوامل در برگیرنده متغیرهای بیرونی شامل پایگاه اقتصادی و اجتماعی (درآمد، تحصیلات، محل زندگی) متغیرهای مربوط به خانواده (تعداد افراد خانوار، سبک فرزند پروری والدین، ارزشهای فرهنگی خانواده) و متغیرهای مربوط به محیط مدرسه (شرایط مدرسه، مدیریت مدرسه، نگرش ویژگی های معلمان، فرهنگ و جو سازمانی مدرسه) می شود (راجرز[۴۰] ۱۹۸۲، اسچک و فاگن، ۱۹۹۴).
    در تبیین تأثیر فوق العاده عنصر معلم در فرآیند آموزش و یادگیری مهر محمدی (۱۳۸۶) معتقد است: شاید در صحت و اعتبار این پاسخ که از میان عناصر و مؤلفه های گوناگون تشکیل دهنده ی نظام تعلیم و تربیت، اولویت قطعی را باید برای معلم قائل شد، نتوان تردید و تشکیک کرد. معلم از آن جهت
    مورد تأکید و توجه جدی و دارای نقش محوری است که کارگذار اصلی تعلیم و تربیت به شمار می رود و اهداف و منویات متعالی نظام های تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف، در نهایت باید به واسطه ی او محقق شود. همچنین رمز سلامت، رشد و بالندگی نظام های تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جست و جو کرد.
    ۲-۱۴-۲-۱۹-رابطه سرمایه اجتماعی و انگیزه پیشرفت تحصیلی
    امروزه یکی از معظلاتی که نظام های آموزشی با آن درگیر هستند؛ عدم وجود علاقه و انگیزش دانش آموزان و دانشجویان می باشد. شاید بتوان گفت افت سطح علمی یا تحصیلی موجود در مدارس و رخوت و سستی که در حال حاضر کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت جامعه را تهدید می کند، از پیامدهای این مسأله است.
    علاوه بر نقش انگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی، انگیزش پیشرفت می تواند تأثیراتی بر آینده ی یک جامعه و رشد و توسعه ی یک کشور داشته باشد.مک کللند(۱۹۶۵) مشاهده کرد که ۸۳ درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی که نیاز به پیشرفت بالایی داشتند، پست هایی پذیرفته اند که با دشواری،تصمیم گیری و امکان موفقیت بزرگ همراه بوده است.آنها معتقدند که آینده در دست خود آنهاست و حتی کارگرانی هم که نیاز به پیشرفت بالایی داشتند، در کارهای خود بیشتر احساس رضایت می کردند(به نقل از راتوس،۱۹۹۴،مترجم، گنجی،۱۳۸۵).
    از طرفی عملکرد سازمانهای دولتی از راههای مختلف می توانند به ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی یاری رسانند که در این بخش به طور مفصل به آن پرداخته شد. امروزه سازمانهای دولتی باید به فعالیتهایی دست بزنند که موردقبول جامعه و منطق با ارزشهای آن باشد. آن دسته از دستگاههای دولتی که نتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بودکه بالطبع جامعه دانشجویی نیز از آن تاثیر می پذیرد. به عبارت دیگر، اگر سازمانها بخواهند جایگاه خود را در جامعه حفظ کرده و به نحوی عمل کنند که باعث بقا، توسعه و موفقیت شان شود، لازم است در عملکرد خود تجدیدنظر کرده و تعهدات خود را نسبت به ارباب رجوع (بالاخص جامعه دانشجویی) به درستی ایفا کنند. بدیهی است اگر دانشجویان از سازمانهای دولتی سلب اعتماد کنند در یک فضای بی اعتمادی (فقیر شدن جامعه از جهت سرمایه اجتماعی) هم سازمانها و هم دانشجویان متضرر شده و از جمله خسارت های متحمل شده می توان به کاهش انگیزش تحصیلی اشاره کرد.
    به نظر آرموند (۲۰۰۳) انگیزش دارای تأثیراتی بر روی شیوه ی یادگیری دانش آموزان می باشد.این تأثیرات عبارتند از:۱-هدایت رفتار به سمت اهداف خاص ۲- افزایش تلاش و انرژی ۳- افزایش فعالیت و پافشاری در انجام آن ۴-تقویت فرآیندهای شناختی ۵- تعیین پیامدهای تقویت کننده ۶- بهبود عملکرد. لذا با توجه به نقش حیاتی انگیزش در یادگیری دانش آموزان، این موضوع باید به صورت اصولی در نظام های تربیتی مورد توجه قرار گیرد.با توجه به نقش حیاتی انگیزش پیشرفت در فرایند یادگیری و پیشرفت دانشجویان لازم است تا حد امکان شرایط بهینه اجتماعی،فرهنگی،خانوادگی، روانی، اقتصادی و آموزشی جهت افزایش آن فراهم گردد.تا بتوان جامعه ای پویا و شاد را پرورش داد و از قابلیت ها و استعدادهای افراد به نحو شایسته و در خدمت هدف های جامعه ی مسئولیت پذیر و مدنی بهره جست.
    لذا در اینجا به ارائه پیشنهادهایی جهت افزایش انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرداخته می شود.
    ۱- توجه به عقاید و نظرات دانشجویان در بحث های کلاسی
    ۲- استفاده از روش های تدریس فعال درکلاس های درسی
    ۳- توجه به نیاز های واقعی دانشجویان در محیط های آموزشی
    ۴- توجه به اهداف نگرشی و عاطفی در کلاس های درسی و پرهیز از توجه یک سویه به اهداف شناختی
    ۵- استفاده از روشهای مختلف به منظور تقویت اعتماد به نفس در دانشجویان
    ۶- احترام به فرهنگ و آداب و رسوم همه دانشجویان
    ۷- فراهم کردن شرایطی جهت کمک به دانشجویان بی بضاعت
    ۸- توجه به ایجاد محیط های علمی در دانشگاه ها و قرار گرفتن دانشجویان در این محیط ها
    ۹- پرورش مهارت خودآگاهی و خودتنظیمی در دانشجویان
    ۱۰- راهنما بودن اساتید در کلاسهای درس
    ۱۱- فراهم کردن موقعیتهای واقعی در کلاسهای درس جهت انتقال یادگیری
    ۱۲- ضرورت تغییر نگرش سنتی والدین در مورد دانشجویان
    ۱۳- فراهم کردن محرکهایی در دانشگاهها بمنظور تقویت یادگیری ۱۴-فراهم کردن شرایط مالی مناسب برای دانشجویان جهت پرداخت شهریه.
    ۲-۱۵- پیشینه‌ مطالعاتی
    ۲-۱۵-۱- مطالعات خارجی
    نری و ویلی (۲۰۰۸) در پژوهشی با عنوان “بررسی عملکرد تجدید نظردرسرمایه اجتماعی علمی دانشجویان بین المللی دراسترالیا “،به این نتیجه رسیدند که هرچند تغییرپذیری زیادی در میزان سرمایه اجتماعی در دانش آموزان وجود دارد ، اما بین سرمایه ی اجتماعی و عملکرد تحصیلی رابطه ی معنی داری به دست نیامد . همچنین نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی با بهزیستی و سلامت روانی مرتبط بود.
    روزنبام و روچفرد( ۲۰۰۸)درتحقیقی با عنوان ،”نگرشها وسرمایه اجتماعی تغییرتآثیرات”نتیجه گیری کردند که سرمایه اجتماعی برعملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت می گذارد. عدم وجود سرمایه اجتماعی نیز می تواند آسیب های اجتماعی، بی اعتمادی، ناامیدی و ناهنجاری های بسیاری را به دنبال داشته باشد. همچنین میتوان سرمایه اجتماعی منبعی است که در روابط خانوادگی و سازمان جامعه وجود دارد و رشد شناختی یا اجتماعی افراد با وجود آن میسر خواهد بود. این منبع ارزشمند با ایجاد هنجارها و ا
    عتماد متقابل موجب دستیابی جامعه به اهداف بلند مدت می شود و به طوری که می توان آن را سرمایه مولد به حساب آورد. سرمایه اجتماعی موجب توسعه اقتصادی و افزایش روح تعاون می شود که نتیجه آن کاهش نرخ جابه جایی و هزینه استخدام، کمک به آموزش و کاهش هزینه های ناشی از تغییرات نیروی انسانی می شود.
    مرجوریبنک و کواک۲۰۰۴ به کمک سرمایه اجتماعی به عنوان” ابزار اصلی تحقیق، مطالعاتی را در مدارس راهنمایی هنگ کنگ روی ۳۸۷ دانش آموز ۱۴ ساله با هدف بررسی اختلاف بین موفقیت تحصیلی دختران و پسران انجام داده اند.” ،در این تحقیق اثبات شده است که سرمایه اجتماعی تأثیراتی متفاوت بر دو جنس مختلف دارد .
    هی هانگ هیس تانگ( ۲۰۰۳ )در پایان نامه خود با عنوان “دانش آموزان تازه وارد در هنگ کنگ: تطبیق و موفقیت تحصیلی ” ، می گوید فرایند تطبیق به معنی فعالسازی و انباشت سرمایه های (فرهنگی و اجتماعی) است. نتایج تحقیق نشان می دهند که شبکه های حمایتی عامل متمایز کننده راههای مختلف تطبیق هستند. شبکه های حمایتی، به عنوان شکلی از سرمایه اجتماعی، شرط لازم برای فعالسازی سرمایه فرهنگی دانش آموزان تازه وارد هستند. میزان سرمایه انباشته شده نیز بستگی به میزان پیشرفت در فرایند تطبیق دارد.مین ژو و کارل ال بنکستوندر بررسی جمع ویتنامی های مقیم نیواورلئان دریافتند که حفظ ارزشهای سنتی، مهاجران را در برقراری پیوند و حفظ اتحاد در اجتماع قومی یاری می رساند. اتحاد قومی به خصوص زمانی مهم است که مهاجران به تازگی به جامعه میزبان وارد شده اند (هی هانگ هیس تانگ ، ۲۰۰۳ ).
    بیو لیو، ایسراییل، هارتلس و دی(۲۰۰۱ ) درتحقیقی با عنوان ” بررسی رابطه ارائه چند بعدی سرمایه اجتماعی وپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ” نتیجه گیری کردند که بین سرمایه ی اجتماعی و پیشرفت آموزشی دانش آموز ان ارتباط معنی داری وجود دارد ، بطوریکه سرمایه اجتماعی را عامل اصلی توسعه فرهنگی، اقتصادی و سیاسییک جامعه میدانند. به هر حال این سرمایه است که می تواند اعتماد متقابل، اطمینان و همبستگی را در جامعه فراهم آورد. نبود آن نیز اثری عکس روی جامعه خواهد داشت. در واقع سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف قابل بحث و بررسی است. وجود شبکه های اجتماعی و تعاملات و هنجارها در سیستم اجتماعی موجب ارتقای سطح همکاری اعضا و کاهش هزینه های تبادلات و ارتباطات می شود (بیو لیو، ایسراییل، هارتلس و دی ، ۲۰۰۱).
    سان(۱۹۹۹ ) درپژوهشی باعنوان “مفهوم تآثیرسرمایه اجتماعی برمجامع علمی ” نشان داد که بین سرمایه ی اجتماعی و عملکردتحصیلی دانش آموزان رابطه ی مثبت وجود دارد.نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی در میدان و فضای مراکز آموزش عالی متضمن وجود نگرش علمی، باورهای ذهنی مساعد با آزاد اندیشی و فعالیت علمی، ارزش های اخلاقی، انضباط و عقلانیت، احترام به حقوق کنشگران، وفاداری به هنجارهای علمی، انصاف و اعتدال، بسط تعاملات علمی، اعتماد متقابل، احترام و عمل مبتنی بر خرد جمعی، مشارکت مؤثر تمامی نیروهای اجتماعی حاضر در میدان آموزش میباشد.
    سمپسون و همکاران در سال (۱۹۹۹) در مقاله خود با عنوان “فراتر از سرمایه اجتماعی، دینامیک فضایی بازدهی جمعی برای کودکان بر ابعاد هنجارگرا یا هدف گرای سرمایه اجتماعی تأکید دارند. آنها مدعی هستند که “منابع و شبکه ها (به طور مثال، انجمنهای داوطلبانه، پیوندهای دوستانه، چگالی سازمانی) به تنهایی خنثی هستند. آنها ممکن است برای کسب اثرات مورد نظر مفید باشند یا نباشند ( سمپسون و همکاران ، ۱۹۹۹).
    ووست وود و باکر(۱۹۹۰ ) دریافتند که “بین سرمایه ی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموز ان ارتباط معنی داری وجود دارد.” آنان نتیجه گرفتند موفقیت تحصیلی به علل و عوامل متعددی بستگی دارد که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد. هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده، عوامل محیطی و عوامل خانوادگی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است.بی شک نقش سرمایه اجتماعی درموفقیت تحصیلی فرزندان آنچنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست (ووست وود و باکر ، ۱۹۹۰).

    این مطلب را هم بخوانید:   برآورد نیروهای طراحی سگمنت‌های بتنی تونبررسی تحول جایگاه زنان در پژوهش ها و ...