دسترسی به منابع مقالات : تبیین موانع فراروی ورود،پیاده سازی و بکارگیری نظام مدیریت دانش در بانک های شهرستان بجنورد۹۱- قسمت …

الف) یافتن: نکات اساسی که در یافتن اطلاعات باید در زمان مناسب مد نظر قرار گیرند،عبارتند از :
آیا همکاران می توانند نیازهای اطلاعاتی خود را دقیق فرموله کنند؟
آیا منابع و حاملان دانش مشخص اند؟
آیا ابزار کمی و قواعد موجود از جستجوی اطلاعات حمایت می کنند؟
آیا شالوده ساختار دانشی قابل فهم بوده و خوب سازماندهی شده اند؟(حبیبی،۵۷:۱۳۸۷)
ب) به کارگیری: به این معناست که بتوان خلاقانه و مشتری گرایانه راه حل های مناسب را به دست آورد.این امر از طریق پیشنهاد راه های گوناگون برای استفاده از دانش های بالقوه انجام می شود.نکاتی که باید برای تحقق این موضوع مورد توجه قرار گیرد،عبارتند از:
جریان آزاد ایده ها در داخل سازمان
همکاری تنگاتنگ بخش های مختلف سازمان
ایجاد مکان های آزاد برای تبادل دانش و بروز خلاقیت در سازمان.
پ) یادگیری : بررسی در خصوص یافتن دلایل موفقیت یا عدم موفقیت پروژه های انجام شده به منظور لحاظ کردن نتایج آن در پروژه های آتی برای انجام اثربخش آنها.
مواردی که در این زمینه باید مورد توجه قرار بگیرند عبارتند از:
ایجاد این تفکر که یادگیری در سازمان، به استفاده اثربخش در عمل منجر شود.
در تمام سازمان جمع آوری تجربیات و آموخته ها به رسمیت شناخته شود
ت) تسهیم: در این فرآیند همکاران، دانش های خود را به دیگران انتقال می دهند و این امر موجب گسترش پایه های دانش سازمانی می شود.
در این زمینه باید گفت تبادل دانش در سازمان، به زمان و بسترسازی مناسب نیاز دارد،چرا که ممکن است،این حالت – به دلایل گوناگون- در برخی از همکاران،احساس خطر را برانگیزد(همان).
نکات اساسی در تبادل دانش عبارتند از:
همکاران برانگیخته شوند و مایل باشند که دانش خود را ارائه دهند.
سیستم ها و ساختارها از فرآیند انتقال دانش حمایت کنند.
در تمام سازمان، تبادل دانش رسمیت یافته و از آن حمایت شود(همان:۵۸).
ث) در این فرایند باید دانش های موجود و نیازهای فعلی و آتی دانش ارزیابی شوند.برای این کار لازم است میزان رشد پایه های دانش و نیز دستاوردهای سرمایه گذاری مرتبط با آن اندازه گیری شود.
فاکتورهایی که امکان اندازه گیری پایه های دانش را ممکن می سازد عبارتند از :
تاثیر دانش بر کارایی سازمانی به رسمیت شناخته شود و در تفکر استراتژیک سازمانی قرار گیرد.
انواع شاخص ها،معیارها و نکات اساسی در اندازه گیری از دارایی های سازمانی ایجاد شود.
ج) ایجاد/نگهداری: باید دانش های مهم و استراتژیکی در این فرایند توسعه یابند و دارایی های دانشی نیز مورد توجه قرار گیرند.
برای ایجاد و نگهداری دانش ،باید عوامل زیر فراهم باشد:
ایجاد بستر و ابزارهای مناسب برای نگهداری دانش و خلق دانش های جدید
روابط میان بخش های مختلف، به گونه ای طراحی و ایجاد شود تا هدف های مدیریت دانش تحقق یابد.
سازمان به این معنا پی ببرد که استفاده از دانش ارزشمند است و باید از آن نگهداری شده و توسعه داده شود.
نرم ها، سیاست ها، دستورالعمل ها و فرهنگ سازمانی،از تعامل بین بخش های مختلف سازمان و نیز مابین همکاران حمایت کند.
چ) حذف: در این فرآیند،دانش هایی که از نظر استراتژیک و کاربرد دیگر بی معنی هستند باید از سیستم حذف یا در جایی دیگر انبار شوند.این کار به ترتیب زیر انجام می شود:
دانش های ابطال شده انبار نشوند.
دانش هایی که در حال حاضر بی ارزش اند ولی در آینده احتمال استفاده از آنها وجود دارد، به صورت دسته بندی بایگانی شوند (همان).
مدل مارک “م.مک الروی”:
وی با همکاری دیگر اعضای کنسرسیوم بین المللی مدیریت دانش (۲۰۰۲) برای این نوع از مدیریت،چارچوب فکری با نام “دوره عمر دانش” تعریف کرده که در آن علاوه بر نظریه نوناکا و تاکوچی(۱۹۹۵) بر نکته مهم دیگری نیز تاکید شده است: “دانش تنها پس از اینکه تولید شد،وجود دارد و بعد از آن می توان آن را مهار،کد گذاری یا تسهیم نمود”. بنابراین مک الروی فرآیند ایجاد دانش را به دو فرآیند بزرگ یعنی :تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می کند:
تولید دانش: فرایند خلق دانش سازمانی جدید است که به وسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات و ارزیابی دانش انجام می گیرد.این فرآیند مترادف یادگیری سازمانی است.
پیوسته کردن دانش: از طریق برخی فعالیت ها که پخش و تسهیم دانش را تجویز می کنند،انجام می گیرد.این عمل کارهایی از قبیل پخش دانش، جستجو، تدریس، تسهیم و دیگر فعالیت های اجتماعی که موجب برقراری ارتباط می گردد را شامل می شود (حبیبی،۵۳:۱۳۸۷).
مک الروی همچنین به دو موضوع عرضه و تقاضا نیز توجه دارد:
سمت عرضه:عمل مدیریت دانشی است که در هر صورت برای افزایش عرضه دانش موجود به همکاران یک شرکت طراحی می شود.
سمت تقاضا : تمرکز آن روی عرضه دانش موجود به پرسنل است و سعی در افزایش ظرفیت آنان جهت تولید دارد.به این ترتیب ماموریت مدیریت دانش این است که ظرفیت یک سازمان را جهت تقاضا برای دانش جدید بالا ببرد(همان).
مدل بک من[۳۷] :
بک من(۱۹۹۹) هشت مرحله زیر را برای فرآیند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
۱- شناسایی کردن: تعیین صلاحیت های درونی،منبع استراتژی و قلمرو دانش

این مطلب را هم بخوانید:   مطالعه اثر مایعات یونی بر پایداری و فعالیت هیبررسی انتقال آب به ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.