دسترسی متن کامل – جایگاه سیاست های پولی و مالی با تاکید بر بخش نفت در یک …

3d robot hand typing keyboard

نظارت مستمر بر موجودی حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی، تدوین ساز و کارهای در جهت کاهش سلطه دولت بر بانک مرکزی و حفظ اصالت بانک مرکزی در انجام دو وظیفه عمده این نهاد یعنی حفظ ارزش پول ملی و کنترل تورم، کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و تأمین مالی طرح‌ها و پروژه‌های عمرانی از طریق ابزارهای مالی نظیر اوراق مشارکت و اوراق استصناع از جمله راهکارهای جلوگیری از پیامدهای سوء ناشی از شوک‌های نفتی است.
تزریق درآمدهای ارزی نفتی به اقتصاد باید به صورت تدریجی و در قالب برنامهریزی مدیریت شده باشد.
آمارهای مربوط به رشد مانده واقعی نقدینگی و نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی (عمق مالی) نشاندهنده این است که رشد و حجم نقدینگی در سطح پایینی قرار ندارد و توهم کمبود نقدینگی در اقتصاد ایران وجود ندارد؛ لذا نقش بانک مرکزی در حوزه سیاست‌های پولی از جمله ارتقای انضباط پولی با هدف کاهش فشارهای تورمی، ایجاد فضای باثبات اقتصادی، کنترل رشد نقدینگی، سالم‌سازی ترکیب رشد نقدینگی، هدایت نقدینگی به سمت فعالیتهای تولیدی با اولویت تأمین سرمایه در گردش و تقویت توان تسهیلات دهی بانکها از اهمیت زیادی برخوردار است که تمامی این موارد از طریق سیاستهای منضبط پولی و مالی میسر خواهد بود.
آسیب‌شناسی وضعیت تولید و تبیین مشکلات موجود در این زمینه نشان میدهد که سیاست‌های تحریک تقاضا از جمله سیاستهای پولی و مالی انبساطی در شرایط محدودیت عرضه، صرفاً به بازگشت فشارهای تورمی میباشد.
۷-۳-۲- پیشنهادات پژوهشی
۱- با توجه به انعطاف بالای مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی در مدلسازی بخشهای مختلف اقتصادی، جهت انجام تحقیقات آتی پیشنهاد میگردد تا بخشهای مالی و بانکی در کنار دولت و بانک مرکزی مدلسازی شود و اثر شوکهای نفتی بر این بخشها نیز مورد سنجش قرار گیرد.
۲- مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی میتواند با مدلهای خود رگرسیونی برداری ساختاری و مدلهای خود رگرسیونی برداری بیزی با پیشینهای مختلف مورد مقایسه قرار گیرد.
پیوست الف
لگاریتم- خطی سازی
الف-۱- مکاتب مدلسازی DSGE
در حال حاضر دو مکتب فکری بیشترین استفاده را از مدلسازی DSGE میبرند.
تئوری ادوار تجاری حقیقی (RBC) که متکی بر مدل رشد نئوکلاسیکی است، با فرض قیمتهای انعطافپذیر به مطالعه این موضوع میپردازد که چگونه شوکهای حقیقی به اقتصاد، ممکن است نوسانات سیکلهای تجاری را ایجاد نمایند.
مطالعه کیدلند و پرسکات (۱۹۸۲) به عنوان اولین مقاله تئوری RBC و مدلسازی DSGE به صورت کلی تلقی میشود. دیدگاه RBC توسط کولی (۱۹۹۵)[۳۳۶] مرور شده است.
مدل DSGE نیوکینزی که بر پایه ساختاری مشابه با مدلهای RBC بنا شده است با این تفاوت که فرض میکند قیمتها توسط بنگاههای رقابت انحصاری تعیین میشوند و نمیتوانند به طور آنی و بدون هزینه تعدیل شوند.
بعد از تصریح مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی، دو شرط مهم برای حصول تعادل باید برقرار باشد: ۱- کارگزاران بهینهیابی انجام دهند. ۲- بازارها اعم از بازار کالا و کار و پول تسویه شوند.
مسئله تصمیم بهینه یک کارگزار اقتصادی که هدف وی حداکثرسازی مطلوبیت یا سود خود طی یک افق نامحدود زمانی است، اغلب در چارچوب یک مدل بهینهسازی پویای تصادفی مورد مطالعه قرار میگیرد. برای درک ساختار مسئله تصمیم فوقالذکر، آن را به صورت یک مسئله تصمیمگیری بازگشتی در یک رویکرد برنامهریزی پویا توصیف میکنند. پس از آن برخی از روشهای حلی که اغلب برای حل مسئله تصمیم بهینه به کار گرفته میشود، مورد استفاده قرار میگیرد.
در بیشتر موارد راهحل دقیق و تحلیلی برای تصمیم برنامهریزی پویا در دسترس نیست و باید راهحل تقریبی بسنده کرد که ممکن است مجبور به محاسبه آن با روشهای عددی باشیم. گام نخست در ارزیابی تجربی مدلهای پویای تصادفی، تمرکز برای دستیابی به راهحلهای تقریبی پس از بدست آوردن شرایط مرتبه اول از معادله اولر یا معادله مستخرج از لاگرانژین است، چرا که این شرایط معمولاً غیرخطی هستند. با در نظر گرفتن این دو روش حصول شرایط مرتبه اول، چند نوع روش تقریب را میتوان در ادبیات موضوع پیدا کرد که یکی از آن‌ها روش تقریب لگاریتم-خطی[۳۳۷] است.
به این ترتیب یکی از متداولترین رویههای حل و تحلیل مدلهای تصادفی پویای غیرخطی شامل طی کردن گامهای زیر است:
معادلات ضروری تعادل سیستم شامل شرطهای مرتبه اول، قیود، شرایط تسویه بازارها و فرآیند شوکهای تصادفی؛
شکل وضعیت پایدار[۳۳۸] معادلات فوقالذکر؛
لگاریتم-خطی کردن تمامی معادلات حول وضعیت تعادل پویای اقتصاد؛
قانون حرکت بازگشتی از طریق روش ضرایب نامعین[۳۳۹]؛
مقایسه توابع ضربه-واکنش و گشتاورهای مرتبه دوم به دست آمده از سریهای زمانی فیلتر شده (اغلب فیلتر هودریک پرسکات) دنیای واقعی با توابع ضربه-واکنش و گشتاورهای مرتبه دوم حاصل از سریهای زمانی شبیهسازی شده مدل.
الف-۲- لگاریتم-خطی سازی
حل بسیاری از مسائل اقتصادی پویای زمان گسسته در مدلهای کلان اقتصادی مدرن منتهی به سیستم معادلات تفاضلی غیرخطی میشوند. لگاریتم-خطی سازی یکی از روشهای موجود برای کاستن از پیچیدگیهای محاسباتی چنین سیستمهایی است که در آن تعداد زیادی معادله غیرخطی باید به شکل همزمان حل شوند.
لگاریتم-خطی سازی، یک معادله غیرخطی را به معادلهی تبدیل میکند که بر حسب انحراف لگاریتمی هر متغیر از مقدار وضعیت تعادلی بلندمدتش خطی است. اگر انحراف از وضعیت تعادل پویای اقتصاد کوچک باشد، انحراف لگاریتمی تفسیر اقتصادی بسیار جالبی خواهد داشت و میتوان گفت تقریباً برابر با درصد انحراف از وضعیت تعادلی پویای اقتصاد خواهد بود.
لگاریتم-خطی سازی از بار محاسباتی مسائل میکاهد و به ما این امکان را میدهد که مسائل بسیار پیچیده را با سهولت بیشتر و در زمان کمتری حل کنیم.
در ادبیات موضوع دو روش بیشتر شناخته شده برای تبدیل معادلات غیرخطی به معادلات خطی وجود دارد که عبارتند از:
روش جایگذاری پیشنهادی اوهلیگ (۱۹۹۹)؛
استفاده از بسط تیلور.
میتوان نشان داد که هر دوی این روشها به نتیجه واحدی منجر میشوند و تنها در روش محاسبات با هم متفاوتند.
در ادامه به پیش نیازهای ریاضی لگاریتم-خطی سازی پرداخته شده و سپس بسته پیشنهادی اوهلیگ معرفی میشود و در نهایت به معرفی کارکرد بسط تیلور در لگاریتم سازی معادلات پرداخته میشود.
الف-۲-۱- پیشنیازهای ریاضی لگاریتم-خطی سازی
برای فهم منطق ریاضی لگاریتم-خطی سازی باید در مورد مشتق توابع نمایی و لگاریتمی و همچنین بسطهای سریهای تیلور مطلع بود. از قبل میدانیم که:
(الف-۱)
بسط تیلور مرتبه اول تابعی همچون  حول نقطه  به صورت زیر است:
(الف-۲)
به عنوان مثال تابع  را میتوان حول  تقریب مرتبه اول تیلور زد:

این مطلب را هم بخوانید:   جایگاه سیاست های پولی و مالی با تاکید بر بخش نفت در یک ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.