رابطه فرهنگ سازمانی با خلاقیت دبیران تربیت بدنی شهرستان¬های کهگیلویه و لنده۹۴- قسمت ۵

abstract futuristic technology space background

جدید بودن مدل دنیسون نسبت به مدل­های معرفی شده بر مبنای رفتار گرایی مدل و همچنین کامل بودن این مدل از نظر شاخص ­های اندازه گیری و سنجش ابعاد فرهنگ سازمانی، از جمله دلایل انتخاب این مدل به شمار می­آیند. قابلیت استفاده از مدل دنیسون در تمام سطوح شازمانی یکدیگر از ویژگی­های این مدل است ضمن اینکه در سالیان اخیر این مدل توسط مؤسسات مشاوره مدیریت برای ارزیابی فرهنگ سازمانی شرکت­ها و سازمان­ها در خارج از کشور به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از مجزای مدل دنیسون نمودار گرافیکی آن است که ویژگی­های فرهنگ سازمانی را در دو بعد تمرکز داخلی و خارجی و میزان انعطاف و همچنین در سطح ۱۲ شاخص که پیشتر نام برده شد به صورتی که کاملا وضع فرهنگ سازمانی را نشان می­دهد، ترسیم می­ کند و اهداف تحقیق عبارتست از شناخت فرهنگ سازمانی کل سازمان ( فرهنگ کلان)، شناخت خرده فرهنگ­های موجود در بخش­های مختلف سازمان و مقایسه نظرات کارکنان بخش­های مختلف سازمان در مورد فرهنگ سازمانی و تفاوت­های موجود میان دیدگاه آنان( رستمی، ۱۳۹۲).
۲-۳- خلاقیت
همه سازمانها برای رشد و بقاء نیازمند اندشه های نو و نظرات بدیع و تابع می باشند. افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شود و آن را از نیستی و فنار نجات می دهد. در عصر ما برای بقاء و پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود جریان تازه ای را در زمان تداوم بخشد و از رکود و نابودی آن جلوگیری کرد. همچنین برای آنکه بتوان در دنیای متلاطم و متغیر امروز به حیات ادامه داد، باید به نوآوری و خلاقیت روی آورد. از تجمع انواع یک برنامه شکل می گیرد و برنامه ریزی را برای کسب هدف معنی می بخشد ( سید جوادین، ۱۳۸۸). سازمان های امروزی در محیطی پر از رقابت فعالیت می کنند. در شرایط متغیر کنونی ادامه روند گذشته و تکیه بر تجربه های گذشتگان به تنهایی کافی نیست. برای بهبود و یا دست کم حفظ وضع موجود، باید از اندیشه های نو و بدیع بهره جست. در غیر این صورت، هرچند ممکن است سازمان ها در کوتاه مدت، توفیقی حاصل کنند، ولی سرانجام با رکود و شکست روبه رو از صحنه رقابت حذف می شوند. از این رو نیازمند خلاقیت و نوآوری هستند ( توکلی، ۱۳۸۳).خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی مفاهیمی هستند که که اغلب اشتباه به جای یکدیگر بکار برده می شوند در حالی که هریک از این واژه ها دارای معنی مشخصی است. « خلاقیت ظهور یک ایده نو و توانایی تلفیق ایده ها به شیوه ای منحصر به فرد برای برقراری ارتباط غیر معمول بین ایده های مختلف، و « نوآوری» را فرایند بکار بردن یک ایده خلاق و تبدیل به یک محصول، خدمت یا شیوه مفید تعریف کرده اند. به تعریف «مهر» خلاقیت اشاره ای به«چیزی نو» دارد، در حالی که نوآوری اشاره به « کاربرد چیزی نو» می کنند. « کارآفرینی» نیز کسی است که تمایل به پذیریش ریسک دارد تا سازمانی را تاسیس کند و یک محصول جدید، خدمت جدید یا فرایند جدید را در سازمان به کار اندازد. این چنین تمایز قائل شدن در زندگی سازمانی می تواند مفهوم داشته باشد. بدین معنی که توانایی های مورد نیاز خلق ایده های نو همانند توانایی های لازم برای به حققت پیوستن ایده ها نمی باشند، جهت کاربرد تمام و کمال ایده ها سازمان به کارکنان خلاق نوعی و کارآفرین نیازمند است به علاوه ذکر این نکته ضروری است که خلاقیت به تنهایی تأثیر جزئی و شاید هیچ در اثر بخشی سازمانی دارا می باشد. بنابراین در سازمانها فرایندهای خلق باید شامل دو عنصر خلاق و نوآورباشد به عبارت دیگر یک ایده جدید باید خلق ضعیف اما قابلیت اجرا داشته باشد البته برای منافع سازمان به مرحله اجرا درآید. این چنین تمایز قائل شدن در زندگی سازمانی می تواند مفهوم داشته باشد. بدین معنی که توانایی های لازم برای به حقیقت پیوستن ایده ها نمی باشند. جهت کاربرد تمام و کمال ایده ها سازمان به کارکنان خلاق نوعی و کارآفرین نیازمند است به علاوه ذکر این نکته ضروری است که خلاقیت به تنهایی تاثیر جزئی و شاید هیچ در اثر بخشی سازمانی دارا می باشد. بنابراین در سازمان ها فرایندهای خلق باید شامل دو عنصر خلاق و نوآور باشد.
به عبارت دیگر یک ایده جدید باید خلق ضعیف اما قابلیت اجرا داشته باشد البته برای منافع سازمان به مرحله اجرا درآید. این چنین تمایز قائل شدن در زندگی سازمانی می تواند مفهوم داشته باشد. بدین معنی که توانایی های مورد نیاز خلق ایده های نو همانند توانایهای لازم برای به حقیقت پیوستن ایده ها نمی باشد. جهت کاربرد تمام و کمال ایده ها سازمان و کارکنان خلاق نوعی و کارآفرینی نیازمند است به علاوه ذکر این نکته ضروری است که خلاقیت به تنهایی تاثیر نیز جزئی و شاید هیچ در اثر بخشی سازمانی دارا می باشد.
بنابراین در سازمان ها فرایندهای خلق باید شامل دو عنصر خلاق و نوآور می باشد. به عبارت دیگر یک ایده جدید باید خلق ضعیف اما بایستی قابلیت اجرا داشته باشد البته برای منافع سازمان به مرحله اجرا درآید ( حقیقی، ۱۳۸۲).
صاحبنظران تعاریف متعددی از خلاقیت، نوآوری، تغییر، انطباق و کارآفرینی ارائه دادند. برخی خلاقیت و نوآوری را با تغییر معادل دانسته اند و برخی آن را مترادف و انطباق و کارآفرینی می دانند. از این رو بررسی تعاریف ضرروی می باشد.
– خلاقیت : به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. در تعریف دیگر گفته می شود خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصربه فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.
– نوآوری: به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید خدمت جدید یا راه حل جدید برای انجام کارها باشد.
– نوآوری به فرایند ادراک یا ایجاد دانش مربوط و تبدیل آن به محصولات و خدمات بهبود یافته و یا جدید برای افرادی که خواهان آن هستند می باشند.
– تغییر: ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود.
بنابراین نوآوری سازمانی؛ اتخاذ ایده هایی است که برای یک سازمان جدید تلقی می شود. از این رو تمام نوآوری ها منعکس کننده یک تغییرند اما متغیرها تغییر های نوآوری نیستند مانند سازمان هایی که تقلید می کنند و روشی را کپی می نماید یک تغییر ایجاد کرده اما نوآوری نکرده است.
– انطباق: یعنی توانایی روبه روشدن با شرایط احتمالی آینده، به گونه ای که خلائی ایجاد نشود. حال ممکن است شرایط احتمالی آینده، فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصولات خدمات و روش های جدید عملیات یعنی نوآوری باشد یا استفاده از فرصت ها و مواجهه با خطرات و تهدیدات باشد.
– کارآفرینی : به معنی فراگرد شکار فرصت ها به وسیله افراد به طور انفرادی یا سازمانی بدون در نظر گرفتن منابع موجود و در اختیار آنها می باشد وکارآفرینی سازمانی کسی است که در داخل یک سازمان محصولات و فن آوریهای جدید را کشف می کند و به بهره برداری می رساند.
بنابراین می توان گفت خلاقیت عبارت از ترکیب مجدد عقاید، اندیشه ها، افکار، تصورات و مفاهیمی است که برای فرد شناخته شده اند اما به طور مدوام به شیوه ای جدید و متفاوت با قبل آرایش می یابند. عملی که یک طراح و برنامه ریز انجام می دهد و در واقع کاربردی ساختن فکر و آرایش جدید داده به فکر ایده است ( سید جوادین، ۱۳۸۸).
تعریف خلاقیت از دید سازمانی
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیت های سازمان « مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یا خدمات از روش بهتر تولیدات یا خدمات جدید و…رابینز خلاقیت را به معنای توانایی ترکیب اندیشه ها و نظرات در یک روش منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می کند. هالپون خلاقیت را توانایی شکل دادن به ترکیب تازه ای از نظرات یا ایده ها برای رسیدن به یک نیاز یا تحقیق یک هدف می داند. از دیدگاه پرکینز، تفکر خلاق، تفکری است که به نحوی تشکیل شده که منجر به نتایج تازه و خلاق می شود ( احمدی، ۱۳۸۸).
خلاقیت و نوآوری: ارتباط و تفاوت ها
خلاقیت ارتباط است از ایجاد یک فکر جدید در ذهن و نوآوری ارتباط است از تبدیل ایده ذهنی به یک کالا و خدمت. خلاقیت با تفکر و یافتن نظرها راه ها و روش های جدید و نوآوری با کاربرد آنها سر وکار دارد. کارآفرینی ارتباط است از فرصت شناسی و به کار بردن ریسک برای رساندن کالا یا خدمت ایجاد شده به مصرف کننده که این بایستی بر اساس شناخت لازم مصرف کننده باشد. در حقیقت می توانیم برای کارآفرینی فرمول ذیل ارائه کنیم:
کارآفرینی = خلاقیت + نوآوری + فرصت جویی و ریسک پذیری
همان گونه که ملاحظه شده میان خلاقیت و نوآوری تفاوت عمده وجود دارد:
* خلاقیت یعنی توانایی و قدرت ارائه نظرها و فکر های جدید و نو.
* نوآوری یعنی به کار گیری نظرها و فکر های حاصل از خلاقیت.
بنابراین نوآوری علاوه بر ابداع و به کار گیری نظرها و طرح های جدید شامل کاربرد طرح های قدیمی در زمینه های جدید نیز می شود. هربوت فوکس معتقد است که فرایند خلاقیت عبارت است از هر نوع فرانید تفکری که مسأله ای را به طور مفید و بدیع حل کند. در تعریف دیگری خلاقیت عبارت است از به کار گیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید (سلامی، ۱۳۹۰).
خلاقیت و نوآوری آنچنان باهم عجین شده اند که شاید ارائه تعریفی منتقل از هر کدام استقرار باشد ولی برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نمود. بر اساس خلاقیت بیشتر متوجه تولید ایده و نو و جدید است در حالی که نوآوری به مرحله ای منتهی می شود که ایده یا محصول ناشی از آن کاربردی شود. در ادامه برخی از این تعاریف ارائه می گردد.
– خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای بوجود آوردن ایده ها­ی جدید و بدیع است؛ در حالی که نوآوری تبدیل خلاقیت (ایده نو)به عمل ویانتیجه (سود )است. درواقع نوآوری عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری از یک فکربکر (خلاقیت) یا یک واقعیت جدید است.
– خلاقیت تولید اندیشه های جدید با بهره گرفتن از اندیشه های قبلی می باشد در حالی که در نوآوری از اندیشه های تولید استفاده می گردد. در ریشه هر نوآوری یک فکر خلاق پنهان است.
– خلاقیت به معنای ترکیب ایده های در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی ایده هاست در حالی که نوآوری گرفتن ایده خلاق و تبدیل آن به محصول خدمات و روش های جدید عملیات است.
– توانایی خلق ایده ها­ی جدید و مفید را خلاقیت گویند.
– خلاقیت عبارت است از به کار گیری توانایی ها­ی ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید( زمزم، ۱۳۹۲)
فرایند خلاقیت
به طور کلی خلاقیت فرایندی است که دارای ۵ مرحله به شرح زیر است:
۱- مرحله اول، آمادگی: آمادگی شامل توجه دقیق و متمرکز بر روی مسئله تحت بررسی و شاخص های مختلف آن به منظور حل مسئله است. بر طبق این مرحله شکل تحصیل آموزش و تحقیق یک پایه اساسی برای ایجاد خلاقیت است.
۲- مرحله دوم، نهفتگی( خواب بر روی مسئله): عبارت است از زمان تفکر و واکنش. به طور کلی یک دوره ای است که توجه ضمیر خودآگاه از تمرکز بر روی مسئله مورد نظر دور می شود. بعضی مواقع ایده های اساسی نتیجه تفکر ضمیر ناخودآگاه است و وقتی فرد به مسئله ای تفکر نمیکند در ذهن ایجاد می شود. به همین جهت به همین مرحله خواب برروی مسئله هم گفته می شود. البته این مرحله الزاما منجر به خلاقیت نمی شود.
۳- مرحله سوم، اصرار و پافشاری: گاهی اوقات جهت دستیابی به خلاقیت تلاش های مصرانه مورد نیاز است. در این مرحله تلاش بیشتر می شود اطلاعات جدید افزوده می گردد و یا مسأله دوباره تعریف می شود تا نتایج مختلف و جدیدی ایجاد گردد. علاوه بر آن نیاز است تا جسارت و پشتکاری در مواجهه با مشکلات و بحران ها به خرج داده شود. در این مرحله افراد خلاق با ایده های خود درگیر می شوند و برایشان مهم نیس که چه پیامدها و هزینه هایی برای آنها به دنبال دارد.
۴- مرحله چهارم، بینش و بصیرت: حاصل از تلاش های بی وقفه در جهت یافتن راه حل منحصر به فرد برای مسأله است به عنوان نقطه واقعی حل مسئله نتیجه مرحله آمادگی و نهفتگی می باشد. در این مرحله فرد ایده ای را می یابد که همواره در جتسجوی آن بوده ولی قبلا از آن غفلت کرده بود.
۵- مرحله پنجم، رسیدگی و تحقیق: این مرحله یک مرحله حیاتی است زیر بینش و ایده جدید برای اطمینان از اینکه معتبر و مناسب است مورد آزمون قرار می گیرد حال اگر ایده ای بکار برده شود بدون آنکه مطلوبیت بالقوه آن مورد سنجش قرار گرفته شود ممکن است منجر به زیان های جبران ناپذیری گردد در این مرحله فرد خلاق باید فرضیات خود را از طریق روش های مختلف مورد بررسی و نقد قرار دهد در صورت تایید نگردیدن فرضیت دیگری را به طور متناسب تنظیم نماید ( حقیقی، ۱۳۸۲).

رسیدگی و تحقیق
اصرار و پافشاری
بینش و بصیرت
آمادگی
نهفتگی

نمودار ۲-۱ مراحل فرایند خلاقیت (حقیقی، ۱۳۸۲)
محرک های فرایند خلاقیت
فرایند خلاقیت نیازمند محرک هایی است. این محرک ها در سه دسته کلی قابل بررسی می باشد و عبارتند از: ۱٫ متغیرهای ساختاری
۲٫ متغیرهای فرهنگی
۳٫ متغیر های انسانی
متغیرهای خلاقیت که باعث تحریک ابتکار در سازمان می شوند در نمودار ذیل نقش داده شده اند:

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرهای ساختاری
– ساختارهای ارگانیک
– فراوانی منابع
– ارتباطات زیاد در بین واحدها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*