شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و حدیث بااستفاده ازابزارهای جدید۹۳- قسمت ۶

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و اله و سلّم) فرمود:« با منزلتترین انسانها نزد خدا در روز قیامت کسی است که برای نصیحت مردم بیشتر در زمین حرکت کند. »[۳۵]
۶٫ مسخ فطرت:
پیغمبر اکرم در حجه الوداع یا در یک حج عمره فرمودند: «زمانی خواهند آمد که مردم امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند. سلمان حاضر بود، فرمود: یا رسولَ الله! آیا چنین چیزی خواهد شد که مردم ترک امر به معروف و نهی از منکر بکنند؟ فرمود: بله، بالاتر هم می شود. زمانی خواهد شد که مردم امر به منکرکنند و نهی از معروف. باز بیشتر تعجب کرد. گفت: یا رسولَ الله: چنین زمانی خواهد آمد که مردم چنین کاری بکنند؟ فرمود: از این بالاتر هم خو اهد شد. گفت: دیگر از این بالاتر چیست؟ فرمود: زمانی می آید که مردم منکر را معروف ببینند و معروف را منکر؛ یعنی وجدانشان این طور فاسد و خراب می شود، خوب را بد می بینند و بد را خوب. به عبارت دیگر وجدان انسان مسخ می شود، فطرت مسخ می گردد[۳۶]. »
۷٫ مصلحت عمومی:
حضرت زهرا علیها السلام بعد از آنکه فدک او عصب شد و شوهرش از ولایت، کنار گذاشته شد به مسجد پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفت و ضمن سخنانی به فلسفه ی برخی از احکام الهی و از آن جمله «امر به معروف» پرداخت و فرمود:
« فَجَعَلَ‏ اللَّهُ‏ الْإِیمَانَ‏ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ وَ الزَّکَاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ وَ نَمَاءً فِی الرِّزْقِ وَ الصِّیَامَ تَثْبِیتاً لِلْإِخْلَاصِ وَ الْحَجَّ تَشْیِیداً لِلدِّینِ وَ الْعَدْلَ تَنْسِیقاً لِلْقُلُوبِ وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّهِ وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَهِ وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ وَ الصَّبْرَ مَعُونَهً عَلَى اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَامَّه»« خداوند، ایمان را وسیله ی پاک ساختن شما از شرک، و نماز را وسیله ی دوری شما از کبر، و زکات را مایه ی تزکیه ی نفس و زیادی روزی شما قرار داد و نیز روزه را وسیله ی نشان دادن اخلاص شما، و حجّ را وسیله ی استحکام دین، و عدل را مایه ی پیوند دلها، و طاعت ما را مایه ی انسجام ملّت، و امامت ما را سبب ایمن بودن از تفرقه، و جهاد را مایه ی عزّت اسلام و صبر را کمک برای به دست آوردن پاداش و امر به معروف را جهت مصلحت عمومی لازم فرمود»[۳۷].
۸٫ارزش هدایت:
امام علی (ع) می گوید: آن هنگام که پیامبر اکرم (ص) مرا به یمن می فرستاد به من فرمود: « یَا عَلِیُ‏ لَا تُقَاتِلَنَ‏ أَحَداً حَتَّى‏ تَدْعُوَهُ‏ وَ ایْمُ‏ اللَّهِ‏ لَأَنْ‏ یَهْدِیَ‏ اللَّهُ‏ عَلَى‏ یَدَیْکَ‏ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ‏ مِمَّا طَلَعَتْ‏ عَلَیْهِ‏ الشَّمْسُ‏ وَ غَرَبَت»« با کسی جنگ مکن مگر آنکه او را دعوت به اسلام کنی، سوگند به خدا اگر خداوند کسی را وسیله ی تو هدایت کند، برایت بهتر است از آنچه را که خورشید بر آن می تابد و غروب می کند».[۳۸]
۹٫ مستجاب نشدن دعا:
علی (علیه السّلام) متذکّر می شود« َ لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلِّیَ اللَّهُ أَمْرَکُمْ شِرَارَکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُم»« امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید زیرا که در آن صورت، اشرار و ستمگران، بر شما مسلّط خواهند شد، آنگاه هر چه دعا کنید، دعای شما مستجاب نخواهد شد.»[۳۹]
۱۰٫برترازجهاد:
عَنْ أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‏ السّلام):«وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی‏ بَحْرٍ لُجِّی‏.[۴۰]»«تمام کارهاى نیک و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون آب دهان است در برابر دریاى پهناور.»
۱۱٫ برترین کارها:
عَنْ أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‏ السّلام):«اَلْاَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ اَفْضَلُ اَعْمالِ الْخَلْقِ[۴۱]»«بهترین کار مردم امر به معروف مى‏باشد.»
۱۲٫ایجاد ارتباط وعطاکردن:
عَنْ أَمیرِالمُؤْمِنین (علیه‏ السّلام):«کُنْ بِالْمَعْرُوفِ آمِراً وَ عَنِ المُنْکَرِ ناهِیاً وَلِمَنْ قَطَعَکَ واصِلاً وَلِمَنْ حَرمَکَ مُعْطِیاً. »[۴۲] «به کار نیک امر کن و از منکر بازدار، و با کسى که از تو بریده پیوند کن، و به کسى که تو را محروم کرده عطا کن. »
۱۳٫ تقواى الهى:
قَالَ أَمیرُالمُؤْمِنین (علیه‏ السّلام):«اُوصیکَ بِتَقْوَى اللَّهِ… وَ الأمرِ بِالْمَعرُوفِ وَ الْنَّهىِ عَنِ المُنکَرِ. »«على (ع)در وصیّت به فرزند بزرگوارشان امام حسن (ع) فرمودند: تو را به تقواى الهى… وامر به معروف و نهى از منکر سفارش مى‏کنم.»
۱۴٫ جستجوی حق:
امام علی (علیه السّلام) در بدرقه ی ابوذر[۴۳]هنگام تبعید به ربذه ،خطاب به او چنین فرمود:
«یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّکَ غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَ‏ الْقَوْمَ‏ خَافُوکَ‏ عَلَى دُنْیَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِینِکَ فَاتْرُکْ فِی أَیْدِیهِمْ مَا خَافُوکَ عَلَیْهِ وَ اهْرُبْ مِنْهُمْ بِمَا خِفْتَهُمْ عَلَیْهِ فَمَا أَحْوَجَهُمْ إِلَى مَا مَنَعْتَهُمْ وَ مَا أَغْنَاکَ عَمَّا مَنَعُوکَ وَ سَتَعْلَمُ مَنِ الرَّابِحُ غَداً وَ الْأَکْثَرُ [حَسَداً] حُسَّداً وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ کَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً لَا یُؤْنِسَنَّکَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا یُوحِشَنَّکَ إِلَّا الْبَاطِلُ فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْیَاهُمْ لَأَحَبُّوکَ وَ لَوْ قَرَضْتَ‏ مِنْهَا لَأَمَّنُوک‏»
«ای ابوذر، تو به خاطر خدا خشم کردی، پس به همان کس که بخاطرش خشم کردی امیدوار باش، این مردم بخاطر دنیاشان،‌ از تو ترسیدند ولی توبه خاطر دینت از آنها ترس داری که بواسطه ی سازش با آنها و ملایمت در برابر آنان، به دین تو لطمه وارد شود، پس آنچه را که آنها برایش در ترسند، به خودشان واگذار، و از آنچه می‌ترسی آنها گرفتارش شوند (مجازات الهی) فرار کن چقدر آنها محتاجند به آنچه از آن منعشان می‌کردید، و چقدر تو به آنچه از آن (دنیا) تو را منع می‌کردند بی‌نیازی؟! و بزودی می‌یابی که چه کسی فردا بنده سود است و چه کسی بیشتر مورد حسد قرار می‌گیرد. و اگر درهای آسمانها و زمین به روی بنده‌ای بسته شود، اما او از خدا بترسد، خداوند او را از بن بست نجات می‌دهد، آرامش خود را تنها در حق جستجو کن، و غیر از باطل چیزی تو را به وحشت نیفکند. اگر دنیای آنها را پذیرفته بودی، تو را دوست می‌داشتند(و در این صورت) اگر به دنیا و مادیاتی که در اختیار آنها است،‌نظر می‌داشتی و چیزی از آن، قبول می‌کردی با تو کنار می‌آمدند و تو را به هراس نمی‌افکندند». [۴۴]
۱۵ . اصلاح توده ی مردم:
امام علی (ع) فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ، … وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ‏ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِ‏، وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء »«خداوند ایمان را به خاطر پاکسازی انسان از هر گونه شرک، واجب فرمود … وامر به معروف را به خاطر اصلاح توده ی مردم، ‌و نهی از منکر را به خاطر بازداشتن بی خبران (و کوردلان، از کارهای زشت) واجب ساخت» [۴۵]
۱۶٫ واژگونی ‌قلب:
ابوحنیفه می‌گوید: از امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) شنیدم فرمود:
«نخستین چیزی از جهاد، که از شما می‌گیرند، جهاد با دست (عمل) است، سپس با زبان، و بعد با دل، آن کسی که حتی با قلبش به حمایت از نیکیها و مبارزه با فساد برنخیزد، ‌قلبش واژگونه می‌شود، بالای آن، پائین و پائین آن، بالا قرار می‌گیرد. [۴۶]این تعبیر کنایه از این است که انسان ، مطالب را وارونه بفهمد ، و حس ّ تشخیص صحیح از او گرفته شود. »
۱۷٫ زندگی کردن در جهل و نادانی:
امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) فرمود: «إِلَى‏ اللَّهِ‏ أَشْکُو مِنْ‏ مَعْشَرٍ یَعِیشُونَ‏ جُهَّالًا وَ یَمُوتُونَ ضُلَّالًا لَیْسَ فِیهِمْ سِلْعَهٌ أَبْوَرُ مِنَ الْکِتَابِ إِذَا تُلِیَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ لَا سِلْعَهٌ أَنْفَقُ‏ بَیْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْکِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَا عِنْدَهُمْ أَنْکَرُ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفُ مِنَ الْمُنْکَر.» «شکایت به خدا می‌برم از جمعیتی که در جهل و نادانی، زندگی می‌کنند، و درگمراهی می‌میرند، و درمیانشان متاعی، کسادتر از قرآن نیست، اگر آن را آنچنان که باید تلاوت کنند [۴۷]و نیز متاعی پر مشتری‌تر از آن نتوان یافت اگر آن را تحریف سازند (و معنی آنرا دگرگون نمایند) و در نظر آنان چیزی زشتتر از «نیکیها» و زیباتر از «زشتیها» وجود ندارد». [۴۸]
۱۸٫دوری مرگ،زیادی روزی:
حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) فرمود: «پیش از شما، اقوامی به هلاکت رسیدند بخاطر اینکه گناه می‌کردند، و دانشمندان نصاری و یهود، آنها را نهی از بدیها نمی‌نمودند،و آنها وقتی که به گناه ادامه دادند، و دانشمندان یهود و نصاری نهی از گناه ننمودند،عذابهابرآنهافرودآمد[۴۹](بنابراین) امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگ را نزدیک می‌کند و نه رزق و روزی انسان را قطع می کند [۵۰]».
۱۹٫ دورشدن از رحمت:
امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) در فرازی از «خطبه ی قاصعه» می‌فرماید: فَإِنَ‏ اللَّهَ‏ سُبْحَانَهُ‏ لَمْ‏ یَلْعَنِ‏ الْقَرْنَ‏ الْمَاضِیَ‏ بَیْنَ‏ أَیْدِیکُمْ‏ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَ الْحُکَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی‏»«خداوند متعال، پیشینیان را از رحمت خود دور نساخت، جز به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند، خداوند افراد سفیه را بخاطر گناه، و افراد عاقل و دانا را بخاطر ترک نهی از منکر، از رحمتش دور ساخت [۵۱]».
۲۰٫ سرگردانی زیاد:
امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) می‌فرماید: «ای مردم اگر دست از حمایت یکدیگر در یاری حق برنمی‌داشتید و در تضعیف و تحقیر باطل، سستی نمی‌کردید، هیچگاه آنانکه در شأن و مقام شما نیستند در (نابودی) شما طمع نمی‌کردند، و هیچ زورمداری بر شما قدرت نمی‌یافت، اما همچون بنی‌اسرائیل در حیرت و سرگردانی و تردید قرارگرفتید، ‌سوگند به خدا بعد از من، سرگردانی شما چندبرابر خواهد شد، و این به خاطر آنست که حق را پشت سر انداخته‌اید… [۵۲] »
۲۱٫زیادشدن گرفتاریها:
تبلور عینی این اصل را در حرکت امام حسین (علیه السّلام) و سخنان و نامه‏های آن حضرت می‏بینیم. از سخنان آن حضرت خطاب به مروان بن حکم و در جواب پیشنهاد بیعت با یزید استفاده میشود که اگر نهی از منکر نشود گرفتاریها بیشتر می شود.
در زیارات وداع کنارقبر مطهر جدش رسول خدا تأکید می کند که بارخدایا من معروفها و نیکی ها را دوست دارم و از منکرها و بدیها بیزارم.[۵۳]
۲۲٫انجام با رفق و مدارا:
امام زین العابدین (علیه السّلام) می فرماید:«حَقُّ الْمُسْتَنْصِحِ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَیْهِ النَّصِیحَهَ وَ لْیَکُنْ مَذْهَبُکَ الرَّحْمَهَ لَهُ وَ الرِّفْقَ بِهِ وَ حَقُ‏ النَّاصِحِ‏ أَنْ‏ تُلِینَ‏ لَهُ‏ جَنَاحَکَ‏ وَ تُصْغِیَ‏ إِلَیْهِ‏ بِسَمْعِک‏»« حقّ نصیحت خواه این است که او را مورد اندرز قرار دهی ولی باید در اینکار، رفق و مدارا را رعایت کنی، و حق نصیحت کننده این است که نسبت به او متواضع باشی و با تمام وجود، حرفش را گوش بدهی».[۵۴]
۲۳٫برپایی سایر واجبات:
عَنْ الباقِرِ (علیه‏ السّلام):« اِنَّ الأمرَ بِالمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنکَرِ فَریَضَهٌ عَظیمَهٌ بِها تُقامُ الفَرائِضُ وَ تَأْمَنُ المَذاهِبُ وَ تَحِلُّ المَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ وَ تَعْمُر الأرْضُ [۵۵]»« امر به معروف و نهى از منکر دو واجب بزرگ الهى مى‏باشند که سایر واجبات با آنها بر پا مى‏مانند و بوسیله این دو راه ها امن و کسب و کار مردم حلال مى‏شود. با این دو واجب است که داد ستمدیدگان ستانده مى‏شود و زمین آباد مى‏گردد.»
۲۴- اختیار دین:
امام باقر (علیه السّلام) فرمود:«ویلٌ لقومٍ لا یدینونَ الله بالامرِ بِالمعروفِ و النّهی عَنِ المنکرِ.» [۵۶]«وای به حال ملتی که با امر به معروف و نهی از منکر، تسلیم خدا نمی‌گردند». (دین خدا را با امر به معروف و نهی از منکر اختیار نکردند).
۲۵- بی ارزش‌پنداشتن:
امام باقر (علیه السّلام) فرمود: «بئس القومُ یعیبونَ الامرَ بِالمعروف و النَّهی عن المنکرِ.» «بد قومی هستند،‌ قومی که بر امر به معروف و نهی از منکر، عیب می‌گیرند و آنرا بی ارزش می‌پندارند» [۵۷]
۲۶-ترک واجبات:
امام باقر (علیه السّلام) فرمود:«در آخر الزّمان، در میان مردم، قومی پدید می‌آیند ریا کار و بظاهر عبادت کننده و پارسا، ولی از لحاظ درک و رشد عقلی نا‌قص، و کارشان بیهوده است، به دنبال وسائل رخصت در ترک امر به معروف می‌روند، و آن، مواردی است که از ضرر و زیان، ایمن گردند و عذر می‌تراشند، از لغزش‌هاو تبهکاری‌های دانشمندان پیروی می‌نمایند، از نماز و روزه و آنچه که بر ایشان زیان جانی یا مالی ندارد، استقبال می‌کنند، و حتی اگر نماز هم به سایر کار‌هایشان و به اموال و جانشان زیان برساند، آن‌را نیز ترک می‌کنند، چنانکه عالی‌ترین و شریف‌ترین فریضه‌ها (امر به معروف و نهی از منکر) را ترک کردند.[۵۸]»
۲۷٫ مماشات با گنهکاران :
امام باقر (علیه السّلام) فرمود: «خداوند به حضرت شعیب پیامبر، وحی کرد، من صد‌هزار نفر از قوم تو را به عذاب و هلاکت می‌رسانم، چهل هزار نفر از بدان آنها، و شصت هزار نفر از نیکانشان را، شعیب عرض کرد: بارلها، بدان سزاوارند، خوبان چرا؟ خداوند به او وحی کرد: از این رو که نیکان با گنهکاران مماشات و سازشکاری کردند و برای خاطر خشم من، خشمناک نشدند». [۵۹]
۲۸٫تسلّط اشرار:
امام باقر (علیه السّلام) می‌فرماید: در کتاب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یافتیم که: «هرگاه بعد از من، زنا آشکار شد، مرگ ناگهانی زیاد می‌شود، و وقتی در دادوستد با میزان (و وسائل سنجیدن اجناس) کم فروشی شد، خداوند قحطی و کمبود را بر مردم می‌فرستد، و وقتی که زکات، ترک شد، زمین همه ی برکتهای خود از زراعت و میوه‌ها و معدنها را دریغ می‌دارد، و هرگاه در احکام قضاوت خیانت شد، نتیجه‌اش همکاری و تعاون بر ظلم و تجاوز است، و هرگاه پیمان‌شکنی شد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلّط می کند، و وقتی که قطع پیوند خویشاوندی شد، ثروتها در دست بدان قرار می‌گیرد، و هرگاه «امر به معروف و نهی از منکر» و پیروی از نیکان و اهل بیت من ترک شد، خداوند اشرار آنها را بر آنها مسلّط گرداند، و نیکان آنها هرقدر دعا کنند، مستجاب نخواهد شد [۶۰]».
۲۹٫ بهترین کار:
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «مردی از خاندان «خثعم»به حضور رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمد و عرض کرد: به من خبر بده که در اسلام چه چیز بهتر است؟ حضرت فرمود: «ایمان خدا»، او پرسید بعد از آن چه چیز بهتر است؟ حضرت فرمود:«صله رحم و پیوند با خویشاوندان»، او پرسید: بعد از آن چه چیز بهتر است؟حضرت فرمود :«امر به معروف و نهی از منکر».او پرسید: چه عملی را خداوند از همه چیز، بیشتر دشمن دارد؟حضرت فرمود: «شرک به خدا » سپس پرسید: بعد از آن چه چیز؟ حضرت فرمود:«قطع پیوند با خویشاوندان » آنگاه پرسید: بعد از آن چه چیز؟ حضرت فرمود: «ترک امر به معروف و نهی از منکر» [۶۱]
۳۰٫ فرا گیرشدن عذاب الهی :
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر قومی که در میانشان بدیها آشکار شود و آنها از آن نهی نکنند، ترس آن می‌رود که عذاب الهی همه ی آنها را فرا گیرد [۶۲]».
۳۱٫عذاب عمومی:
از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) فرمود: «خداوند عموم مردم را به گناه خصوصی ای که افرادی در پنهانی انجام می‌دهند، عذاب نمی‌کند، ولی اگر آنها آشکارا گناه کنند، و عموم مردم نهی از آن نکنند، هر دو گروه (هم گنهکار و هم عموم مردم که نهی از منکر نمی‌کنند) سزاوار عذاب الهی خواهندشد [۶۳]».
۳۲٫ کم شدن رزق و روزی:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هرکسی که درمیان قومی نشو و نما کند و بزرگ شود، ولی راه گناه و آلودگی را پیش بگیرد، و آن قوم نیز بر تأدیب و برگرداندن او از راه فساد اقدام نکنند نخستین کیفر الهی بر قوم، آنست که از رزق و روزی آنها کاسته می‌شود و دچار کمبودها می‌گردند [۶۴]».
۳۳٫ عزت مؤمن:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: « در عزت مؤمن کافی است که چون عمل زشتی را ببیند خدا از ناخوشنودی قلب او آگاه گردد.[۶۵]»
۳۴٫ عذاب ازمافوق ومادون:
امام رضا علیه السلام از پیغمبر اکرم نقل می کند: «ِاذا تَوکَلَتِ النّاسُ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ»« هرگاه مردم امر به معروف و نهی از منکر را به عهده همدیگر بگذارند »« فَلیَأذَنَوا بِوِقاعٍ مِنَ اللهِ[۶۶] » «پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند». چه عذابی؟ سنگ از آسمان بیاید؟ نه، عذاب الهی در آیه ‏قرآن چنین تفسیر شده است:« قُل هُوَ القَادِرُ عَلی اَن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَاباً ِمن فَوقِکُم اَو مِن تَحتِ اَرجُلِکُم اَو یَلبِسَکُم شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ[۶۷] .» (از عذاب خدا بتر سید) بگو خدا قادر است که از بالای سر شما بر شما عذاب بفرستد یا از زیر پای شما عذاب را بجوشاند یا شما را دسته دسته کند، یا اینکه زیان خود شما را به خود شما برساند ( یعنی خودتان را به جان‏ ‏یکدیگر بیندازد ).‏اهل بیت در روایات خود چنین معنی می کنند: عذاب بالای سر یعنی شما از مافوق ها عذاب می بینید، عذاب از زیر پا یعنی از طبقه مادون عذاب می بینید. پیغمبر اکرم فرمود: وقتی مردم امر به معروف و نهی از منکر را رها کنند، منتظر و مطمئن باشند پشت سر آن عذاب الهی می آ ید.
۳۵ . شراکت درگناه:
در مواعظه عیسى (علیه‏ السّلام) آمده است که: «اگر برادرت را دیدى که گناه مى‏کند و او را نهى نکردى مطمئن نباش که در گناه او شریک نشده‏اى.[۶۸]»
ازروایت بالا نتیجه می گیریم که اولا امر به معروف و نهی از منکرازچه جایگاهی واهمّیّتی برخوردار است که علاوه برواجب بودن ،باعث برپایی سایرواجبات ،جلب روزی ،استجابت دعا ،کم شدن گرفتاری ،عزت مؤمن ،اصلاح فرد وخانواده وجامعه می شود وآمر به معروف وناهی از منکر جانشین خدا در زمین است که حق وتقوای الهی راجستجومی کندودرخیرونیکی دائمی می باشد واین کار برتر از جهاد ،عامل غبطه خوردن نیکان وجلب رحمت الهی است .ثانیا یک امراختیاری وسلیقه ای نیست که اگر حس وحال داشتیم انجام وگرنه رها وترک کنیم چون علاوه برعذاب اخروی باعث تسلط اشرار ،شراکت درگناه ،واژگونی قلبها ومسخ فطرت می گردد. بلکه باید پس ازداشتن شرایط وآگاهی ازمراحل ومراتب امر به معروف و نهی از منکرحتما به این واجب دینی بپردازیم.وبه خاطر این اهمیت وضرورت بودکه امام حسین (علیه السّلام)برعلیه ظلم ،ستم ومنکرات قیام کرد.نهضت امام حسین (علیه السّلام) پدیده ای عمیق، چند ماهیتی و چند لایه است چرا که عوامل متعددی در آن دخالت دارند. برخی علت قیام حضرت را امتناع از بیعت یزید می دانند و بعضی دیگر امر به معروف و نهی از منکر و عده ای هم دعوت کوفیان و تشکیل حکومت را علت العلل قیام ذکر می کنند.لذابایدبا الگوپذیری ازاین حرکت عامل به این واجب دینی باشیم ،چون که امر به معروف قطره ی زلال بارانی است که از بارش ابرهای آسمان روح مؤمن، بر سرزمین جان ظالم وگنهکار فرو می ریزد و به او حیات می بخشد.
ج: ضرورت امر به معروف و نهی از منکر
از مجموع آیات و روایاتی که در موضوع امر به معروف و نهی از منکر بیان شد می توان نتیجه گرفت که اسلام می خواهد همه افراد جامعه اسلامی به گونه ای تربیت شوند که در برابر رفتار همدیگر احساس مسئولیت کنند زیرا روشن است که سعادت دنیا و آخرت افراد جامعه به یکدیگر مرتبط است و اعمال و رفتار افراد اجتماع در سرنوشت یکدیگر تأثیر می گذارد. و اساساً افراد جامعه ، مانند اعضای یک پیکرند که اگر یکی از عضوها سلامت خود را از دست بدهد ، دیگر اعضا را نیز با مشکل روبرو می کند .

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*