نقدو بررسی روانکاوانه(فروید،لکان) بر روی آثارهنریک ایبسن با نگاهی ویژه بر(هداگابلر، بانوی دریایی، مرغابی وحشی، خانه عروسک و ایولف کوچولو)- قسمت ۳

نقد نویسی درهر قلمرو و عرصه‌ای به دانش و سواد وحس نقدگرایانه نیاز دارد. دانش و سواد در این زمینه نیاز به اطلاعات عمومی در اکثر رشته ها داشته و شمّه یا حس آن امری کاملاً ذوقی و غیراکتسابی است. در یونان باستان، این تنها ارسطو است که اصول نقد را می داند. در حقیقت، آثار ارسطو و نقد ارسطویی از حیث وسعت موضوع و جامعیت اطراف، به گونه ای است که یک دائره‌المعارف واقعی از عصرش را ارائه می‌کند. این مجموعه شامل مباحث منطق و حکمت نظری و حکمت عملی است که مجموعه ی عظیم و فوق‌العاده‌ای را شامل می شود و شاید بتوان در این زمینه از فلاسفه ی معدودی همانند هگل یاد کرد که جامعیت منطقش بر نوشته های ایبسن نیز تأثیر نهاد. در این مجموعه، ارسطو به عنوان وسیله ی تشخیص بین حقیقت و خطا در درجه ی اول اهمیت قرار دارد، چرا که او منطق زمانه اش را درک کرده و با توجه به آن به نوشتن فن شعر روی آورده است. اما اگر بخواهیم این مسأله را در دنیای امروز مورد بررسی قرار دهیم باید شناخت انسان امروز از جامعه اش را مد نظر قرار دهیم. آیا منتقدان امروز قادر به شناخت ذهنیت افراد جامعه شان هستند؟ آیا نقد امروزی در پیشرفت موضوعاتی که نقد بر آنها صورت گرفته، مؤثر بوده است؟ آیا دیدگاه های افراطی نقد را تحت تأثیر قرار نداده است؟
موضوع نقد همواره درجوامع مختلف مورد تفسیر و انتقاد افراد مختلف واقع گردیده و گروهی با آن موافق و گروهی دیگر مخالف بوده اند. نگاهی به نقد هنری و بالاخص نو تئاتری آن که یکی از شاخه های نقد محسوب می شود ما را به دو نظر عمده نزدیک می کند: نظرعده ای که معتقدند نقد یک اثر، نه تنها آن را پاره پاره می کند، بلکه مسائلی را به نویسنده نسبت می دهد که شاید در زمان نوشتن حتی در ذهن اونیز نمی گنجیده، از این رو منتقد را فردی می دانند که از اثر معنای تازه ای غیر از آنچه مد نظر هنرمند بوده است می آفریند و گروهی دیگر که نقد را جزو لاینفک اثر هنری می دانند وعقیده دارند عدم حضور آن باعث رکود آثاری می شود که با وجود نقد، توانایی بهینه شدن را به دست می آورند.
نگاهی به این دو نظر، منتقد تازه نفس را با درگیری درونی مواجه کرده و ترس از نظر نخست، او را وادار به عقب نشینی می کند، اما با نگاهی دقیق تر به این مسأله در می یابیم نقد نیز همچون دیگر مسائل جهان، نسبی است. نقد، این انرژی درونی را دارد که منتقد را از مسیر اصلی دور کرده وبه بیراهه هایی بکشاند که شاید خود او در پیچ و خم های آن گم شده و در نهایت نیز نتواند راه اصلی را پیدا کند، اما از زاویه ای دیگر نقدی که در شاهراه اصلی قرار گیرد می تواند همانند چراغی در تاریکی، موضوعاتی را که نویسنده در پشت پرده ی نمایش هایش قصد مطرح کردنشان را داشته روشن کند، موضوعات جامعه را از درون آن کنکاش کرده و نیروی محرکه ای برای به جلو راندنش باشد. در این پژوهش سعی بر این است که با نقد روانکاوانه ی آثار ایبسن به ناخودآگاه نویسنده قدم گذاشته دیدگاه او در مورد افراد و جامعه ی زمانش بررسی شده و ارتباط نظریات فروید و لکان با دورنیات این نویسنده که در آثارش نمود پیدا می کند مورد تحقیق قرار گیرد.
اما چرا روانکاوی؟ از آن جایی که”روانشناسی” شناخت روان انسان با توجه به داشته های قابل لمس است و این شاخه می تواند از بخشهای واضح و موجود در یافته هایش کمک بگیرد، اما درروانکاوی، مسائل درونی و پیرامونی مطرح شده و روان انسان با توجه به داشته هایی که نمی داند وجود دارند اما در گوشه ای از وجود یا زندگی اش خودنمایی می کنند مورد بررسی واقع می گردد، در این پژوهش مبنای نقد بر پایه ی روانکاوی قرار گرفته است.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

۱-۲) هدفهای تحقیق:

 

 

 

    • بررسی روانکاوی

 

    • بررسی مختصردو شخصیت روانکاو: فروید و لکان و نظریات آنها در روانکاوی

 

    • پرداختن به نقاط مشترک و تفاوت روانکاوی شخصیت های آثار ایبسن با توجه به نظریات دو روانکاو

 

    • بررسی برهه ی اجتماعی و سیاسی دوران ایبسن و تأثیر آنها برشخصیت های نمایشنامه های او
    •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

    • بررسی زندگی خصوصی ایبسن ومهاجرت او به کشورهای دیگرو تأثیر آن برشخصیت های موجود در نمایشنامه ها

 

    • تأثیر افرادی که ایبسن در زندگی با آنها برخورد داشته بر دید روانکاوانه ی او بر شخصیت های نمایشنامه

 

  • بررسی و نقد آثاری که در دوره ی توجه ایبسن به فرد و ناخودآگاه شخصیت هایش نوشته شده

 

۱-۳) اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن:

 

همانگونه که روانکاوی در جامعه ی معاصرمی تواند تأثیر بسزایی بر بهبود روان اجتماع داشته باشد، در اجتماع بیمار زمان ایبسن نیزوجود نمایشهایی با دیدگاه هنری که به روانکاوی افراد اجتماع می پرداخته است به گونه ای به بهبود دراز مدت آن جامعه کمک کرده وبه منبعی قابل لمس برای روانکاوانی چون فروید و لکان تبدیل شده است. زمانیکه ایبسن “من” و “فرا من” رادر آثارش مورد مطالعه قرار داد زمانی بود که فروید هنوز به واژه ی روانکاوی و چگونگی استفاده از این مقوله برای درمان بیمارانش نرسیده بود. از این منظر در این پژوهش سعی بر این است که باور بر اتحاد رشته های مختلف با هم و تأثیر پذیرفتن آنها از یکدیگر مورد توجه بیشتری قرار گرفته و هنرنمایشنامه نویسی تنها به عنوان طرح احساسات یک هنرمند مورد بحث قرار نگیرد بلکه منطقی که روانکاوی، جامعه و نمایشنامه را در کنار هم قرار می دهد در نمایشنامه دیده شده و از آن برای اهداف علمی استفاده گردد.

 

۱-۴) سؤالات و فرضیه های تحقیق:

 

 

 

    1. ویژگی های روانکاوی چیست وآیا می توان شخصیت های آثار ایبسن را با یافته های روانکاوی مورد بررسی قرار داد؟

 

    1. نقش جامعه در به وجود آمدن شخصیت نوشته های ایبسن به چه اندازه بوده است؟

 

    1. توجه ایبسن به انسانهای اطرافش و اقامت او در چند کشور مختلف تا چه اندازه در نمایشنامه های او تأثیر گذاشته است؟

 

    1. آیا فروید از نمایشنامه های ایبسن در یافته هایش تأثیر پذیرفته است؟

 

    1. آیا شخصیت های آثار ایبسن قابل بررسی از طریق یافته ها و نظریه های فروید و لکان می باشند؟

 

    1. نقش زندگی شخصی ایبسن در به وجود آمدن شخصیت هایی با بعد روانی ویژه تا چه حد بوده است؟

 

    1. نمایشنامه های ایبسن تا چه اندازه بر تغییر مسیر زندگی اجتماعی مردم زمان خودش تأثیر داشته است؟

 

    1. آیا می توان ایبسن را مرد نجات مردم سرزمینش از تابوهای جامعه دانست؟

 

  1. چرابیشتراز همه، زنان در آثار ایبسن پذیرنده ی الگوی روانکاوی اند؟

 

۱-۵) مدل تحقیق:

 

این پژوهش شامل پنج فصل است. در فصل اول مقدمه و بیان مسئله ی تحقیق، مدل تحقیق و روش های جمع آوری مطالب مطرح شده است. علاوه بر آن ، سؤالات مطرح شده در تحقیق که در فصول دیگر به آنها پاسخ داده می شود در این فصل آمده است. در پایان این فصل نیز به مشکلات و موانع موجود درراه تحقیق اشاراتی شده است. فصل دوم به زندگی ایبسن و مسائل سیاسی و اجتماعی دوران زندگی این نویسنده ی نروژی اختصاص دارد. در این فصل به معرفی آثار ایبسن، مختصری از بررسی تاریخچه ی آثارش و دلایل جهانی شدن او نیز اشاراتی شده است. فصل سوم این پژوهش به معرفی روانکاوی، مقایسه ی آن با روانشناسی و معرفی روانکاوان مورد نظر در این تحقیق (فروید و لکان) اختصاص دارد. همچنین در این فصل سعی شده است تا جایی که به این پژوهش مربوط می شود به برخی از نظریات فروید و لکان اشاره شده و توضیح مختصری در مورد آنها داده شود. در انتهای این فصل نیز مواردی که تقریباً دربیشترآثار ایبسن مشاهده می شود از جمله(کودک نامشروع و خودکشی در آثار) گردآوری شده و توضیح مختصری در مورد آنها داده شده است. در فصل چهارم ارتباط دو بحث روانکاوی و شخصیت های نمایشنامه مطرح می شود که بخش اصلی و عصاره ی این پژوهش را در بر می گیرد. در این فصل، نمایشنامه های مرغابی وحشی، روسمرسهولم، بانوی دریایی، ایولف کوچولو، هداگابلر و خانه ی عروسک از منظر روانکاوی مورد نقد و بررسی قرار گرفته وبه کنکاش نظریه های فروید و لکان درشخصیت های نمایشنامه های ایبسن پرداخته شده است. در نهایت فصل پنجم به جمع بندی و نتیجه گیری اختصاص یافته، که در آن ارزیابی فرضیه ها و طرح پیشنهادها نیز مدّنظر قرار گرفته است. همچنین به بخش پایانی این فصل، کتابنامه و پروژه ی عملی نگارنده ضمیمه شده است و در پایان چکیده ی انگلیسی این پژوهش ارائه گردیده است.

 

۱-۶) تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی:

 

روانکاوی، نقد روانکاوانه، نظریه های نقد، فروید، لکان، ارسطو، فن شعر، ایبسن، هداگابلر، مرغابی وحشی، بانوی دریایی، خانه عروسک، روسمرس- هولم، ایولف کوچولو، کودک نامشروع، هویت فردی، وراثت، زن در آثار ایبسن، خودکشی در آثار، کی یر کیگارد، هگل، اگزیستانسیالیست، رئالیسم، رمانتیسم.

 

۱-۷) روش تحقیق:

 

در این پژوهش از روش تحقیق کتابخانه ای- اسنادی، تحلیلی و میدانی بهره گرفته شده است. از این منظر بیشترین استفاده را از کتابهای موجود در کتابخانه و اسناد و مدارک کتابخانه ای برده است. برای درک بهتر مفهوم روانکاوی نیز از گفتگو با اساتید روانکاو استفاده شده است. به دلیل تحلیلی بودن این تحقیق و نقد بر روی آثار، قسمتهایی از این نقد توسط نگارنده با توجه به دیدگاه های نظریه پردازان و تحلیلی گران داخلی و خارجی صورت پذیرفته و بخش دیگر آن نیز به نظریات اساتید و کارشناسانی که در این بخش به تحقیق پرداخته اند اختصاص دارد.

 

۱-۸) قلمرو تحقیق:

 

این پژوهش در قلمرو نقد و بررسی و روانکاوی قرار می گیرد.

 

۱-۹) جامعه و حجم نمونه:

 

این پژوهش به بررسی جامعه ی سالهای ۱۸۲۸ نروژ و چند کشور اروپایی و تأثیر تابوهای آن زمان بر مردم جامعه ی نروژ می پردازد. همجنین تأثیر روانی ای که این شرایط اجتماعی بر روی مردم آن برحه ی زمانی داشته است مورد بررسی قرار می گیرد و در این میان آثار نویسنده ای که بیشترین نزدیکی به روان جامعه ی آن دوران داشته است با توجه به نظریه های دو روانکاو معروف (فروید و لکان) مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

 

۱-۱۰) محدودیت ها و مشکلات تحقیق:

 

برای رسیدن به این مطلب که چگونه یک نویسنده می تواند بر نظریه ها و یافته های یک روانکاو تأثیربگذارد و نقد آثاری که خود روانکاو از آنها تأثیر پذیرفته با توجه به نظریه های خودش، راه تقریباً دشواری را باید طی نمود که مشکلاتی را نیز با خود به همراه دارد. چه بسا که نه آن نویسنده در قید حیات باشد و نه آنان که از نظراتشان در نقد استفاده می گردد. در هر پژوهشی رسیدن به هدف، موانع و مشکلات را همچون توشه ی راه با خود دارد، اما زمانیکه این پژوهش و بررسی در منطقه ای صورت گیرد که دستیابی به منابع و کتابها و سایت های جهانی و دانشگاهی دنیا در آن با مشکل روبرو است این کار با سختی بیش از معمول پیش رفته و زمان رسیدن به نتیجه را کند می کند.

 

فصل دوم

 

معرفی ایبسن و تأثیر شخصیت و زندگی او در خلق آثار نمایشی
«زیستن جنگیدن با «ترول»ها ست در سرداب‌های دل‌وسر . نوشتن: خود را به داوری نشستن».

 

۲-۱ آثار:

 

 

 

    • کاتلینا (۱۸۵۰)

 

    • آرامگاه جنگجو (۱۸۵۰)

 

    • خانم اینگر (۱۸۵۴)

 

    • ضیافت سولهاک (۱۸۵۵)

 

    • اولاف لیل بکرانس (۱۸۵۶)

 

    • وایکینگها در هلگلاند (۱۸۵۷)

 

    • کمدی عشق (۱۸۶۲)

 

    • مدعیان (۱۸۶۳)

 

    • براند (۱۸۶۵)

 

    • پیر گینت (۱۸۶۷)

 

    • اتحادیه جوانان (۱۸۶۹)

 

    • امپراتور و گالیله (۱۸۷۳)

 

    • ارکان جامعه (۱۸۷۷)

 

    • خانه عروسک (۱۸۷۹)

 

    • دشمن مردم (۱۸۸۲)

 

    • مرغابی وحشی (۱۸۸۴)

 

    • روسمرهولم (۱۸۸۶)

 

    • بانوی دریایی (۱۸۸۸)

 

    • هدا گابلر (۱۸۹۰)

 

    • استاد معمار (۱۸۹۲)

 

    • ایولوف کوچک (۱۸۹۴)

 

  • جان گابریل بورکمن (۱۸۹۶)

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*