نقش هیجانات در رفتارهای مرتبط با سلامت- قسمت ۲

جدول شماره (۴-۵) مربوط به مقیاس افسردگی شدید ۷۳
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
نمودار شماره (۴-۴) مربوط به مقیاس افسردگی شدید ۷۳
جدول شماره (۴-۶) مربوط به نمرات سلامت روان ۷۴
نمودار شماره (۴-۵) مربوط به نمرات سلامت روان ۷۴
جدول شماره (۴-۷) مربوط به آمار توصیفی مولفه‌های هوش هیجانی ۷۵
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی
جدول شماره (۴-۸) مربوط به خودانگیزی ۷۵
نمودار شماره (۴-۷) مربوط به خودانگیزی ۷۶
جدول شماره (۴-۹) مربوط به مولفه های خودآگاهی ۷۶
نمودار شماره (۴-۸) مربوط به مولفه‌های خودآگاهی ۷۷
جدول شماره (۴-۱۰) مربوط به مولفه خودکنترلی ۷۷
نمودار شماره (۴-۹) مربوط به مولفه خودکنترلی ۷۸
جدول شماره (۴-۱۱) مربوط به نمرات مولفه هوش اجتماعی ۷۸
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
نمودار شماره (۴-۱۰) مربوط به نمرات مولفه هوش اجتماعی ۷۹
جدول شماره (۴-۱۲) مربوط به نمرات مولفه مهارت اجتماعی ۷۹
نمودار شماره (۴-۱۱) مربوط به نمرات مولفه مهارت اجتماعی ۸۰
جدول (۴-۱۳) مربوط به نمرات هوش هیجانی ۸۰
نمودار شماره (۴-۱۲) مربوط به نمرات هوش هیجانی ۸۱

 

چکیده

 

در ابتدای پژوهش، به معرفی موضوع پایان نامه و اهداف اجرای پژوهش و نیاز به اجمال به تعاریف نظری و عملیاتی پایان نامه پرداخته شده است.
در فصل دوم به بیان تعاریفی از سر فصل‌های پایان نامه (هوش هیجانی و سلامت روانی) پرداخته شده است و بررسی برخی بیماریهای و البته به موضوعات فوق و نیز بررسی پژوهشهای انجام شده (اعم از خارجی و داخلی) پرداخته شده است.
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
در فصل سوم روش اجرای آزمون بیان می‌شود جامعه آماری، پرسشنامه‌های انجام شده در این پژوهش، روش نمونه گیری تجزیه و تحلیل اطلاعات در این فصل بر آن پرداخته می‌شود.
در فصل چهارم این پژوهش که به تجزیه و تحلیل داده‌ها پرداخته، در بخش ابتدایی آن از توصیف و سازماندهی مناسب داده‌های مورد نظر از روش‌ توصیفی از قبیل اعداد، فراوانی، درصد و … و همچنین نمودار جهت ارائه نتایج به شکل تصویر استفاده شده است.
در بخش دوم برای تحلیل داده‌ها از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون استفاده شد. دلیل استفاده از این آزمون تعیین جهت و شدت رابطه بین متغیرها می‌باشد.
در فصل انتهایی این پژوهش به بحث و نتیجه گیری کلی پرداخته و پیشنهادات ارائه شده و محدودیت‌های این پژوهش بیان شده است.
فصل اول
کلیات پژوهش

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

مقدمه

 

هیجانات رویدادهای درونی هستند که زیر مجموعه های روان شناختی بسیاری نظیر؛ پاسخ های زیست شناختی، شناخت ها و آگاهی‌های هشیار را هماهنگ می سازند. هنگامی که رابطه شخص با خانواده و با همه انسان ها تغییر کند، هیجانات شخص نیز، تغییر خواهند کرد.
به عنوان مثال: شخصی که خاطرات شیرینی از دوران کودکی به خاطر آورد، ممکن است دنیا به نظرش شاداب تر و بسیار مسرت بخش‌تر به نظر آید. زیرا هیجانات روابطی را در این حس (فضا) می‌کنند که تداعی کننده معنایی مرتبط با این روابط می باشند (اسکو ارز و کلر، ۱۹۸۳ ؛ به نقل از مایر، ۲۰۰۱)
هوش هیجانی اصطلاح نسبتاً جدیدی است که در تکمیل مفهوم هوش سنتی بر سهم اجتماعی، شخصی و هیجانی دررفتار هوشمندانه تأکید دارد (گاردنر، مایر و سالووی ۱۹۸۳ ، وکسلر ۱۹۴۰ ، ۱۹۴۳ ، ۱۹۵۸ ؛ به نقل از مایر و سالووی ۱۹۹۵).
هوش هیجانی به عنوان یک مفهوم جدید از دهه ۱۹۹۰ وارد ادبیات روان شناختی شده و حاصل در هم تنیدگی دو حس هیجانی و عقلانی و رابطه متقابل عقل و احساس است.
هوش هیجانی مولفه تازه ای است که خیلی از محققان به کاربرد آن در امور مختلف علاقمندند. نظریه هوش هیجانی و دیدگاه یوسنی درباره پیش بینی عوامل موفقیت در زندگی از جمله پیشرفت تحصیلی و مقابله کارآمد با عوامل فشارزا به عنوان منشأ اختلالهای روانی فراهم می آورد، زیرا بسیاری از ویژگی های شخصیتی همچون همدردی، خودگرایی، خوش بینی، خودانگیختگی، کنترل تکانه ها، خودآگاهی و مدیریت هیجان، زمینه ساز موفقیت در عرصه های گوناگون زندگی هستند.
به نظر می رسد هوش هیجانی از شخصیت و شاخص های شناختی (مثل هوشبهر) متمایز است و در پیش بینی پیامدهای واقعی و اساسی زندگی موثر باشد. به عبارت دیگر «هوش هیجانی ممکن است بهترین پیش بینی کننده موفقیت شخص در زندگی باشد» (سیاروچی و همکاران ۲۰۰۱).
افرادی که از هوش هیجانی پایینی برخوردارند قادر نیستند از سازوکارهای منسجم و منظم استفاده کنند بنابراین مستعهد ابتلاء به اختلالات اضطرابی می باشند (سیاروچی و همکاران ۲۰۰۱). در مورد سلامت و بهداشت روانی دیدگاه ها و تعاریف زیادی برشمرد و عوامل زیادی را در داشتن و نداشتن بهداشت و سلامت روانی ذکر کرد: شناخت خود و محیط، داشتن ثبات عاطفی، تسلط بر هیجان ها، پذیرش مسئولیت، توانایی گرفتن تصمیمات شخصی، داشتن توانایی رویارویی با مشکلات و استدلال ها (پورافکاری، ۱۳۷۹)، بهداشت روانی را نیز می‌توان نوعی قابلیت ارتباط هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور مناسب و منطقی داشت (گنجی، ۱۳۷۶).
از عوامل مهم در سلامت روانی افراد سخت هیجانات می باشد. به طور کلی توانایی های هیجانی برای تشخیص پاسخ های هیجانی مناسب در مواجهه با رویدادهای روزمره، گسترش دامنه بینش و ایجاد نگرش مثبت درباره وقایع و هیجانات، نقش موثری دارند. بنابراین افرادی که توانایی، کنترل و استفاده از این توانش های هیجانی را دارند از حمایت اجتماعی، احساس رضامندی و سلامت روانی بیشتری برخوردار خواهند شد.
امروزه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که اگر فرد، از لحاظ هیجانی توانمند باشد بهتر می تواند با چالش های زندگی مواجهه شود و در نتیجه از سلامت روانی بهتری برخوردار خواهد شد (سیاروچی و همکاران، ۲۰۰۲، به نقل از نوری، ۱۳۸۳).
سلامت روانی به نحوه تفکر، احساس و عمل اشخاص بستگی دارد و به طور کلی افرادی که از سلامت روانی برخوردارند نسبت به زندگی نگرشی مثبت دارند و آماده برخورد با مشکلات زندگی هستند. در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابط‌شان مسئولیت پذیر می باشند، وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را از زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه‌ای هستیم، هر چه فرد بهتر بتواند خود را با محیط و مشکلات پیرامونش سازگار کند از هوش هیجانی برخوردار است. ما با آموختن ویژگی‌های سلامت روانی بهتر می توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست پیدا کنیم و هوش هیجانی خود را ارتقاء دهیم. نظر هوش هیجانی، دیدگاه جدیدی در زمینه پیش بینی موثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم می‌کند که کامل کننده علوم شناختی، اعصاب و رشد کودک است (بار – ان، ۱۹۹۹) و طبق گفته مگمن (۲۰۰۰)، نظریه هوش هیجانی چهارچوب جدیدی از مدل پیشگیری اولیه در بهداشت روانی ارائه می کند. مفهوم هوش هیجانی را می توان در موقعیت های آموزشی مانند دبیرستان، مدارس فنی، دانشگاه ها، برای کمک به روان‌شناسان مدارس و مشاوران در شناسایی آن دسته از دانش آموزانی که نمی توانند به طور موثر با نیازهای تحصیلی‌شان که ممکن است به اخراج از مدرسه یا مشکلات هیجانی بینجامد، به کاربرد (اسوارت، ۱۹۹۶ ؛ به نقل از بار – ان ۱۹۹۷).
امروزه این بحث وجود دارد که موفقیت به چندین نوع هوش و کنترل هیجانات بستگی دارد و توسل به هوش عمومی (شناخت) به تنهایی برای تببین موفقیت کافی نیست و یک دلیل برای این ادعا این است که هوش هیجانی در مقایسه با سازه و بهره هوشی پیش بینی کننده بهتری برای موفقیت در زندگی اجتماعی است (گلمن، ۱۹۹۵، به نقل از پارسا ۱۳۸۲) و پژوهشگران (برای مثال) مایر و سالو وی ۱۹۹۰) بر این باورند که توانایی‌های سازنده هوش هیجانی – درک هیجانات تنظیم حالات عاطفی و استفاده از آگاهی هیجانی، سلامت روانی و انطباق شناختی مرتبط هستند. هوش هیجانی مفهومی است که ریشه در کارهای ثرندایک و گاردنر دارد (سیاروچی، ۲۰۰۳، به نقل از نوری ۱۳۸۳).

 

بیان مسأله

 

ما امروزه در عصری زندگی می کنیم که سلامت روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که به موازات پیشرفت های تکنولوژیکی – صنعتی – اقتصادی و اجتماعی، نابسمانی های روانی و روز به روز در حال گسترش است و بسیاری از افراد از ناراحتی های روانی به شدت رنج برده و نه تنها خود در عذاب هستند بلکه خانواده و در نهایت جامعه را نیز دچار مشکل می کنند (لشگری ۱۳۸۱).
در آغاز هزاره سوم میلادی، زمان بحث و گفتگوی تمدنها و نیز در عصر شکوفایی تکنولوژی و افزایش امکانات و ابزار زندگی باید بشر امروز بیش از هر زمان دیگر احساس آرامش و امنیت داشته باشد. کمترین مشکلات جسمانی و روانی، کمترین حادثه و کمترین نگرانی را داشته باشد.
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب خبر از سلامتی روان را می دهد.
دانشمندان اعتقاد دارند که سلامت روانی از مهم ترین ابعاد سلامتی بوده و هر گونه اختلال در آن می تواند مشکلات جدی و شایعی در هر گروه جمعیتی ایجاد کند، بنابراین بهداشت و یا سلامت روان علاوه بر اینکه یک وظیفه شرعی و ضرورت انسانی محسوب می گردد توجه و یا بی توجهی به آن می تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بسیار بارزی را به وجود آورد.
طی سالهای متمادی، روان شناسان برای طبقه بندی و تعریف هوش تلاش کرده اند، در قرن گذشته هوش، (هوشبر) IQ مورد سنجش قرار می گرفت که تلاش می کرد ظرفیت شناختی و عملکردی (مثل توانایی شخص برای یادگیری، به خاطر آوردن، دلیل آوردن، انتزاع)، را ارزیابی نماید. از آغاز دهه ۱۹۹۰ بحث در زمینه اثرات روان شناختی هیجان و کارکردهای انطباقی آن و نیز ماهیت رابطه هیجان و شناخت با معرفی مفهوم هوش هیجانی ابعاد تازه ای به خود گرفت. مفهوم هوش هیجانی، دنیای تازه و عمیقی در فهم هوش انسان گشوده است و توانایی برای ارزیابی هوش کلی یا عمومی منفی کمتری را تجربه کنند. آنها همچنین در ایجاد و حفظ روابط کیفی بالا مهارت دارند. به طور کلی هوش هیجانی با وقایع و پیامدهای زندگی ارتباط دارد و به اقرار در فهم و پیش بینی جنبه های گوناگون زندگی روزمره کمک می کند (سیاروچی، چان، روبرتس، کاپوتی، ۲۰۰۱ ؛ به نقل از سیاروچی و همکاران ۲۰۰۲، به نقل از نوری ۱۳۸۳).
با توجه به جنبه های تحولی هوش هیجانی سه مشخصه از توانش‌های ذهنی اهمیت خاصی دارد:
الف) ادراک، ارزیابی و بیان هیجان، یعنی توانایی تشخیص و فهم هیجانات خویشتن و سایر افراد مبتنی بر سرنخ های موقعیتی و هیجانی که معانی هیجانی آنها با توافق فرهنگی همراه است.
ب) تنظیم و کنترل هیجان: یعنی توانایی برخورد سازگارانه با هیجان‌های مخالف یا منفی با بهره گرفتن از شیوه های خود تنظیمی که شدت یا طول مدت حالات چنین هیجاناتی را بهبود می بخشد و نیز قابلیت ایجاد شرایط لذت بخش برای سایر افراد و پنهان کردن هیجانات منفی خود به منظور اجتناب از آسیب رساندن به احساسات شخصی دیگران.
ج) بهره برداری از هیجان: یعنی توانایی برنامه ریزی منعطف و استفاده از هیجان در مساله گشایی.
بحث تفاوتهای جنسیتی در هوش هیجانی توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است (کوپر، سوآف، ۱۹۹۷ ؛ گلمن، ۱۹۹۵ ، گروس، جان، ۱۹۹۵ ؛ به نقل از مایر و سالووی ۱۹۹۷). سطح هوش هیجانی در دختران بالاتر از پسران می باشد، دختران در کنترل هیجانات و ادراک دیگران بهتر از پسران عمل می کنند اما در کنترل هیجانات خود عملکرد بهتری ندارند (سیاروچی، ۲۰۰۰ ، ورتلب، ۱۹۸۷ ، وایرزبیک، ۱۹۸۹ ؛ به نقل از بار – ان ، ۲۰۰۰).
امروزه از بهداشت و سلامت روانی اغلب برداشت ها و تعاریف متعدد و متفاوتی ارائه شده است اما مفهوم سلامت روانی با فرض تعریف بال و مجموعه فعالیت های زیر به کار گرفته خواهد شد:
۱٫ کلیه فعالیت هایی که در جهت تأمین، گسترش و ارتقاء سلامت روانی اجتماع افراد باشد.
۲٫ روش هایی که ابتلا به بیماری روانی و عصبی را در جامعه کاهش دهد یا پیشگیری نماید.
۳٫ اقداماتی که بیماران مزمن یا معلولین روانی را به کار و فعالیت‌های فردی و اجتماعی بیشتر و یا دوباره هدایت کرده و با بحث کاهش یا توقف معلولیت آنها شود.
در سلامت روانی به فعالیت های بند اول بهداشت روان، فعالیت های بند دوم پیشگیری اولیه، به فعالیت های بند سوم پیشگیری ثانویه و به فعالیت های بند چهارم پیشگیری شایسته و یا توان بخشی روانی گفته می‌شود.
یکی از راه های کسب سلامت روانی رعایت اصول بهداشت روانی می‌باشد، بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از اولین لحظات حیات جنین تا مرگ اعم از زندگی داخل رحمی، نوزادی، کودکی، نوجوانی و بزرگسالی و پیری را در بر می گیرد.
هوش هیجانی به طور فزاینده ای در سلامت روانی افراد تأثیر می‌گذارد. بهداشت روانی دانش و هنری است که به افراد کمک می کند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتواند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب تری را برای حل مشکلاتش انتخای نماید و این برگرفته از هوش به نسبت بالای افراد است (بهرامی ۱۳۸۱).

 

اهداف پژوهش:

 

هدف کلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین هوش هیجانی و میزان سلامت روانی است و هدف دیگر این پژوهش توجه به توانایی های غیرشناختی و نقش آن در سلامت روانی می باشد.

 

فرضیه های پژوهش

 

فرضیه اول: بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم: بین مقیاس خودانگیزی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه سوم: بین مقیاس خودآگاهی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین مقیاس خودکنترلی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین مقیاس هوش اجتماعی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه ششم: بین مقیاس مهارت اجتماعی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
فرضیه هفتم: هوش هیجانی و مولفه‌های آن می‌توانند پیش‌بینی کنند سلامت روان باشند.

 

تعاریف مفاهیم

 

 

تعاریف نظری:

 

هوش هیجانی: قابلیت ها و توانایی های هیجانی و عاطفی فرد از جمله آگاهی، خود کنترلی، خودانگیزی، هشیاری اجتماعی و مهارتهای اجتماعی را در مجموع هوش هیجانی می گویند. (لشکری ۱۳۸۳)

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*